تبليغاتX
ستاره سهیل
ستاره سهیل
حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک
بررسی تنبیه بدنی و تربیت کودکان در غرب
بی شک تنبیه بدنی سبب مطیع ساختن آنی کودک می شود، اما در عین حال میتوان از آن همردیف آزار جسمی نیز یاد کرد. آیا والدین باید فرزندان را تنبیه کنند یا باید پدر و مادر ها را از انجام این کار منع نمود؟

در برخی خانواده ها، استفاده از تنبیه بدنی به منظور تادیب کودکان، از محدوده استعمال بالایی برخوردار می باشد. این موضوع در محافل روانشناسی و اجتماعی همیشه جزء مقوله های بحث برانگیز به شمار می رفته اند. برخی از روانشناسان کودک بر این باورند که تنبیه بدنی مانع رشد فیزیکی و روحی کودک می شود. در تحقیق فراگیری که 88 مطالعه موردی متنوع را در بر می گرفت، خانم دکتر الیزابت تامسون گرشوف، روانشناس و مدیر مرکز حمایت از کودکان بی سرپرست دانشگاه کلمبیا، جنبه های مثبت و منفی تنبیه جسمانی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. نتیجه پژوهش های وی به همراه گزارش های متفاوت آن، در جولای سال 2007 در پژوهشنامه روانشناسی آمریکا به چاپ رسید.

در این تحقیق 62 ساله ارتباط میان استفاده والدین از تنبیهات جسمانی و رفتار و تجربیات کودکان مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیقات مواردی نظیر: تسلیم آنی کودک، درونی شدن اخلاقی، کیفیت ارتباط کودک با والدین، و آزار جسمی وارده از جانب والدین هم در دوران کودکی و هم در دوران بزرگسالی مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین مقوله هایی نظیر سلامت روانی، پرخاشگری، و رفتارهای مجرمانه و ضد اجتماعی فرد در دوران بلوغ نیز بررسی شد. همچنین تنبیه بدنی فرزند و همسر در افرادی که خودشان در کودکی مورد تنبیه جسمانی قرار گرفته بودند نیز ارزیابی شد.

دکتر تامسون ارتباط تنگاتنگی میان تنبیه بدنی و روحیات و اخلاقیات همه کودکانی که در معرض تنبیه جسمانی قرار گرفته بودند، پیدا کرد. 90% از کودکان، رفتارهای جامعه ستیز و پرخاشگرانه از خود بروز می دادند. تنها تاثیری که تنبیه بدنی در کودک القا میکرد، پذیرش سریع خواست والدین بود.

بیشترین تاثیرات این نوع تنبیه، یکی پذیرش سریع از جانب کودک و دیگری وارد آمدن آسیب بدنی به او بود. تامسون معتقد است که این دو مورد، پیچیدگی مبحث تنبیه بدنی کودکان را بیش از پیش افزایش می دهند.

دکتر تامسون در گزارش های خود اینطور می نویسد که: "مناقشه و مجادله پیرامون این مبحث با آسیب های جسمانی که بر روی بدن کودک ظاهر می شوند و سپس پذیرش آنی خواست والدین از سوی دیگر، بالا می گیرد. توافق عام بدین شرح است که تنبیه بدنی کودک را به سرعت مجاب به عمل بر طبق خواست والدین می نماید؛ اما در عین حال آسیب های جسمانی که به این واسطه به کودک وارد می شود را نیز نباید نادیده گرفت. این آسیب های جسمانی به منزله نوعی سوء رفتار از جانب والدین نسبت به کودک قلمداد می شوند."

در عین حال تامسون اظهار می دارد که همه کودکانی که قربانی تنبیه بدنی می شوند در بزرگسالی پرخاشگر نشده و باید در نظر داشت که همه آنها مرتکب جرم نمیشوند. تعدا زیادی از عوامل محیطی مانند ارتباط فرزند با والدین می تواند تاثیرات سوء این نوع تنبیهات را کاهش دهد. اما در نظر گرفتن کلیه عوامل دخیل با توجه به گزارش های شخصی والدین و تعاریف تنبیه متعارف، کار دشواری است.

در نهایت دکتر تامسون استنتاج می کند که: "تنبیه جسمانی در خانواده های متفاوت بسته به تعداد دفعات تکرار، میزان شدت استفاده شده، میزان برآشفتگی احساسی در زمان تنبیه، و اینکه آیا آنرا با انواع تنبیه های دیگر آمیخته می سازند یا خیر، متفاوت می شود. بسته به شرایط خاص، انواع متفاوتی از نتایج و مشکلات به وجود خواهد آمد."

تحقیقات حاکی از این امر هستند که تعداد دفعات تکرار و میزان شدت تنبیات از اهمیت بسزایی برخوردار می باشند. هر چقدر کودک بیشتر و محکم تر مورد اصابت قرار بگیرد، احتمال اینکه پرخاشگری در او افزایش پیدا کند، بیشتر می شود. در این شرایط احتمال بروز سوء رفتار و به خطر افتادن سلامت روحی او نیز امکان پذیر خواهد بود.

در حالیکه ماهیت تحقیق، رابطه معملولی میان تنبیه جسمانی و اخلاق کودک را منع می کند، در عین حال در مورد این مطلب که تنبیه جسمانی چه نتایج منفی را میتواند در بر داشته باشد نیز مطالب متعددی را به رشته تحریر در می آورد. از سوی دیگر تنبیه جسمانی عواقب خطرناکی را برای کودک به همراه دارد. از جمله این موارد می توان اظهار داشت که کودک به درستی تفاوت میان درست و غلط را یاد نمی گیرد، همچنین به دلیل ترسی که در وجود او ایجاد می شود دیگر هیچ گاه در حضور والدین نافرمانی نمی کند، اما زمانیکه والدین خود را در نزدیکی خود نمی بیند شروع به بد رفتاری کرده و دست به کارهای نادرست می زند.

در تفاسیری که پیرامون مطالعات دکتر تامسون نوشته شده، دکتر جرج هلدن از داشنگاه آستین – تگزاس در مورد نتایج تحقیقات تامسون اینچنین می نویسد که: "با توجه به یافته های تحقیقات گسترده تامسون می توان ادعا کرد که تنبیه بدنی نه تنها نمی تواند سودمند باشد، بلکه می تواند موجبات بروز آسیب های جبران ناپذیری را نیز فراهم آورد." هلدن معتقد است که جامعه روانشناسی به هیچ وجه نباید حامی تنبیه بدنی به عنوان روشی برای تادیب باشد.

برخی دیگر از پژوهشگران نیز بر این باورند که چون نتایج تحقیقات تامسون بیشتر بر روی تنبیهات شدید و افراطی تاکید دارد، نمی توان برداشت مناسبی از تنبیه نرمال و هنجار پسندانه کرد.

در این تحقیقات تعریف مناسبی از تنبیه متعادل به میان نیامده است. آنها همچنین بر این باورند که ارتباط دادن بیش از اندازه میان تنبیهات بدنی و آزار جسمانی ثابت نمیکنند که تنبیه های متعادل و هنجار پسندانه می توانند ریسک ایجاد آزارهای جسمانی وارده به کودک را کاهش دهند.

جمع کثیر دیگری از دانشمندان نیز بر این باورند که برخی از والدین هستند که به هنگام تنبیه فرزند خود احساساتی شده، کنترل خود را از دست می دهند و ممکن است نتوانند کودک را به طور مناسب تنبیه کرده و باعث آزار و اذیت او شده و به او آسیب وارد می آورند. بنا به این دلیل بهتر است افرادیکه این تعادل را در خود نمی بینند از تنبیه بدنی به عنوان یک روش مناسب برای تربیت فرزند خود استفاده نکنند چرا که جز جنبه های منفی چیز دیگری برای آنها در بر نخواهد داشت؛ اما مبحث مورد بحث تنها این نیست که چون برخی از والدین بیش از اندازه در تنبیه بدنی به جلو پیش می روند، پس نباید کودکان خود را تنبیه کنند، بلکه مجادله بر سر این موضوع است که بهتر است خانواده ها برای تربیت فرزندان خود به هیچ وجه از تنبیه بدنی استفاده نکنند.

در این رابطه پژوهشگران ادعا می کنند که خود والدین هم تمایلی به گزارش دادن تنبیهات شدیدی که در قبال فرزندان انجام می دهند، ندارند و معمولاً نمی توان آمار دقیقی از میزان تنبیهات شدید بدنی کودکان بدست آورد.

به هر روی تا زمانیکه محققان، متخصصان بالینی، و والدین نتوانند به طور قطعی آثار مثبت تنبیه بدنی را به اثبات برسانند، حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که تنبیه بدنی هیچ گونه عواقب منفی را در بر ندارد، ما به عنوان روانشناس مسئول هستیم و نمیتوانیم تنبیه بدنی را به عنوان یک شیوه برای تادیب کودک به والدین توصیه کنیم، بلکه در عین حال باید والدین را نسبت به این مسئله هشدار هم بدهیم.
 
منبع:تبيان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت |

نقش والدین در عدم گرایش فرزندان به مواد مخدر
با وجود آگاهی هایی که مدارس در خصوص مضر بودن مواد مخدر به کودکان ارائه میدهند، والدین می بایست در نظر داشته باشند که مهم ترین نقش را در بازداشتن فرزندان از اعتیاد به مواد مخدر بازی می کنند.

والدین از جمله مهمترین افرادی هستند که فرزندان از روی آنها الگو برداری می نمایند. عقیده آنها در مورد مواد مخدر مستقیماً بر روی فرزندان تاثیر می گذارد. کودکانی که تصمیم می گیرند هیچ گاه در زندگی خود از مشروبات الکلی و یا مواد مخدر دیگر استفاده نکنند، این کار را به دلیل سیستم ارزشی موجود در خانواده انجام می دهند. والدین وظیفه دارند که به فرزندان خود توضیح دهند که چرا یک نوع کار خاصی را انجام می دهند و انتخاب هایی که در حال حاضر در زندگی خود انجام می دهند چگونه میتواند در آینده ی زندگی آنها تاثیر گذار واقع شود.

زمانی که صحبت از مواد مخربی مانند الکل، تنباکو، و سایر مواد مخدر به میان می آید، فرزندان باید به طور قطعی موضع شما را در برابر یک چنین مسائلی بدانند. اگر در برخورد با این مسائل با قطعیت برخورد نکنید، آنها تمایل به استفاده از آن را پیدا می کنند. به آنها بگویید که مصرف الکل، تنباکو و مواد مخدر برای آنها ممنوع است و دلیلش هم این است که شما آنها را دوست می دارید و نمی خواهید که کارهای نادرست انجام دهند. به او بگویید که این قانون را حتی اگر به خانه دوستانش نیز بروند، باید رعایت کنند. آیا او به حرف هایتان گوش خواهد داد؟ به احتمال زیاد این کار را انجام میدهد. تحقیقات حاکی از این امر هستند که هنگامیکه کودک در معرض استفاده از مواد مخدر قرار می گیرد، ابتدا از خود سوال میکند که: "اگر من این کار را انجام دهم، والدینم چه فکری می کنند؟"

همچنین باید برای او عواقب عدم رعایت قوانین را نیز توضیح دهید. به او دقیقاً بگویید که مجازاتش چه چیزی خواهد بود و چگونه انجام خواهد شد.

عواقب موجود باید در راستای میزان شکستن مرزها پیش رود. مجازات های شما باید کاملاً منطقی باشند. به عنوان مثال اگر فرزندتان را در حال سیگار کشیدن دیدید، میتوانید روابط اجتماعی او را برای مدت زمانی در حدود دو هفته محدود کرده و در طول این زمان مقالات و کتاب های متعددی در مورد مضرات سیگار در اختیارش قرار دهید تا برای سلامت خود نیز بیشتر ارزش قائل شود.

بسیاری از والدین هستند که از قبل، قوانینی را تعیین می کنند، اما زمانیکه نوبت به مرحله اجرا می رسد، قدری کوتاهی می کنند. فرزندان باید به خوبی بدانند که وقتی شما قانونی را تعیین می کنید، قدرت اجرای آن را نیز دارید. این امر همچنین آنها را در زمان ارتکاب به عمل نادرست مانند نوعی بازدارنده عمل کرده و اجازه نمی دهد تا کار نادرست را انجام دهند.

در عین حال زمانیکه به قوانین احترام می گذارند، باید تشویقشان کنید و خوشحالی خود را از این امر نشان دهید. به جای اینکه بر روی اشتباهاتشان تمرکز کنید، کارهایی را که به درستی انجام داده اند را بزرگ کرده و به خاطر انجام این امور از آنها قدردانی کنید.

بطور موثر با فرزندان در مورد مواد مخدر صحبت کنید

در دنیای پیچیده و شلوغ امروزی، کمتر اتفاق می افتد که والدین وقت لازم را برای برقراری ارتباط با کودکان خود در زمینه مواد مخدر بدست آورند. باید سعی کنید در برنامه های روزانه خود وقتی را به این موضوع اختصاص دهید که تمام افراد خانواده در کنار هم جمع شده و یکدیگر را ملاقات کنند. سعی کنید این کار را حداقل دو مرتبه در هفته انجام دهید، می توانید در طول این زمان با آنها بازی کنید، آنها را به کتابخانه ببرید، و یا با هم به بستنی فروشی بروید. این کار به شما کمک می کند تا افراد خانواده به یکدیگر نزدیک تر شده و راحت تر بتوانند در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنند.

بد نیست هفته ای یک مرتبه هم که شده جلسات مربوط به خانواده را برگزار کنید. در این جلسات هر کس باید این موقعیت را داشته باشد که آزادانه و بدون وجود هیچ گونه ترس و واهمه ای تمام نظرات و عقاید خود را بازگو کند. یک سری قواعد کلی نیز در یک چنین جلساتی بیان می شود: همه افراد حق سخن گفتن دارند، در حین زمانیکه یک نفر مشغول حرف زدن می باشد دیگران حق ندارند حرف او را قطع کنند، همه باید به حرف های او گوش دهند و تنها انتقاد های سازنده و مثبت پذیرفته خواهند شد. برای اینکه آنها را به این موضوع جذب کنید می توانید قبل از شروع جلسه دور هم پیتزا میل کنید و یا آنها را در حین جلسه به سمت اعمال کننده قوانین برگزینید.

یکی دیگر از روش هایی که با اتکا به آن می توانید فرزند خود را از ابتلا به مواد مخدر بازدارید، استفاده بجا از "لحظات عبرت آمیزی" است که همه روزه شاهد آن هستیم.

1- اگر با فرزندانتان از خیابان رد می شدید و عده ای از نوجوانان را در حال سیگار کشیدن و یا مشروب خوردن دیدید، به او در مورد مضرات و جنبه های منفی سیگار و الکل صحبت کنید.

2- در کنار او به تماشای تلویزیون بنشینید و از او بخواهید که نظرش را در مورد مسائل مختلفی که در تلویزیون تماشا می کند، به شما بگوید.

3- اگر در تلویزیون تبلیغی ضد استفاده از مواد مخدر مشاهده کردید، می توانید از آن به عنوان مقدمه ای برای بازگشایی بحث در مورد مواد مخدر استفاده کنید. از او بخواهید تا نظرش را در مورد آگهی تبلیغاتی با شما در میان بگذارد.

4- کارهایی که به طور روزانه انجام می دهید می تواند تاثیر بسزایی بر روی تغییر روند زندگی کودکان بگذارد.

5- به حرف هایی که می زنند، خوب گوش دهید.

6- زمانی که در حال صحبت کردن با شما هستند به صورتشان نگاه کرده و با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید.

7- مطلع باشید که روز خود را چگونه سپری کرده اند، در مدرسه چه اتفاقاتی برایشان افتاده و با دوستانشان به کجا رفته اند.

8- در وقایع مهم زندگی با آنها شریک باشید: به تماشای مسابقات ورزشی، و نمایش های مدرسه ای شان بروید.

9- با آنها بازی کنید.

10- با آنها صحبت کنید.

11- دوستانشان را بشناسید.

12- بدانید که کجا هستند.

13- برای رفتارهایشان توضیح موجه بخواهید.

14- در رعایت انضباط و آموزش آنها کاملاً ثابت قدم باشید.

15- به آنها روحیه داده و تشویقشان کنید.

16- اجازه دهید که خودشان در تصمیم گیری های مهم زندگی شان نقش داشته باشند.

17- از آنها نظر خواهی کنید.

18- به آنها بگویید که برایتان مهم هستند.

19- زمانی که از عهده انجام کاری بر آمدند، از آنها تشکر و قدردانی کنید.

20- در مورد خطرات استفاده از مواد مخرب با آنها صحبت کنید.

اگر در خانواده مورد اعتیاد به مواد یا لکل وجود داشته باشد

اگر در خانواده نمونه هایی از فشار خون بالا یا دیابت وجود داشت، باید به بچه ها هشدار دهید که امکان دارد آنها نیز به این بیماری مبتلا شوند. به همین روش باید آنها را در مورد استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکی هشدار دهید. کودکانی که در خانواده هایی هستند که در آنها از الکل یا سایر مواد مخدر استفاده می شود، بیشتر در معرض ابتلا به اعتیاد قرار دارند. همچنین این امکان وجود دارد که ژن هایی را به ارث ببرند که در برابر استفاده از الکل و مواد مخدر واکنش متفاوتی داشته باشند.

زمانیکه از مثال های زنده موجود در خانواده برای آنها استفاده می کنید تا به آنها نشان دهید که به چه علتی می بایست از مصرف اینگونه مواد پرهیز کنند، باید مراقب بوده و از لغات و عبارات درست استفاده نمایید. اگر استفاده از مواد مخرب در خانواده به وفور یافت می شود، باید او را آگاه کنید که چه چالش هایی ممکن است در آینده زندگی برایش اتفاق بیفتد و بهتر است که از همین حالا از درگیر شدن در شرایط ناسالم پرهیز کنند.

همچنین زمانی که فرزندتان از شما در مورد استفاده شخصی خودتان از الکل و مواد مخدر می پرسد، باید بدانید که چه پاسخی می بایست در مقابل این پرسش به او بدهید.

منبع:تبيان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت |

نیکی به پدر و مادر و آثار آن

نيكي به پدر و مادر ، آثار و نتايج ارزنده‌اي در دنيا و آخرت دارد. در حديثي از پيامبر اكرم(ص) آمده است كه فرمود:
«مَنْ سَرَّهُ أنْ يَمَدَّ لَهُ فِي عُمْرِهِ، وَ يَبْسَطَ لَهُ فِي رِزْقِهِ، فَلْيَصِلْ أبَوَيْهِ؛ فَإِنَّ صِلَتّهُما طاعَهُ الله»؛
هر كس دوست دارد و خرسند مي‌شود كه عمرش طولاني و رزق و روزي‌اش فراوان گردد، پس به پدر و مادر خويش نيكي كند، چرا كه نيكي و پيوند به آن دو، اطاعت از خداوند است.
وقتي بهشت زير پاي مادران است، وقتي نگاه محبت آميز به والدين، عبادت خداست، وقتي احسان به آنان، عمر و روزي را زياد مي‌كند، چرا از اين زمينه‌هاي «كسب بهشت» غافل شويم؟ سعيد بن مسيب ( يكي از ياران پيامبر اكرم (ص) نقل مي‌كند: همراه رسول خدا (ص) بوديم . بر فراز كوهي رفتيم. از آنجا دره‌اي در چشم انداز ما قرار داشت . آنجا نگاهم به جواني افتاد كه به چراندن گوسفندان و شباني مشغول بود . از جواني‌اش خوشم آمد. به پيامبر (ص) گفتم : با رسول الله ، چه جواني! كاش جواني اين فرد در راه خدا صرف مي‌شد. رسول خدا (ص) فرمود : چه مي‌داني؟ شايد در راه خدا صرف مي‌كند و تو نمي‌داني؟ پيامبر (ص) آن جوان را صدا كرد و از وي پرسيد: اي جوان! آيا كسي را داري كه به او رسيدگي مي‌كني و خرجش را بدهي و تحت تكفل تو باشد؟ گفت: آري! حضرت پرسيد: او كيست؟ گفت: مادرم . رسول خدا (ص) فرمود : خوب است . برو مواظب او باش كه بهشت زير پاي مادر است.
تا مي‌توان راه بهشت در پيش گرفت و با جلب رضاي والدين، رضايت خدا را خريد، چرا روي آوردن به بي‌مهري نسبت به آنان و رنجاندنشان، كه عذاب خدا و سلب توفيق را در پي دارد و دلها را مي‌ميراند، يأس مي‌آفريند و حرمت بزرگان و حريم سالمندان را مي‌شكند و كانون خانه را تيره و بي فروغ مي‌سازد؟
حيات عاطفي
ارج نهادن به والدين و بزرگ‌ترها، نشانة « حيات عاطفي» و « رشد عقلي» و وظيفه شناسي در قبال يك عمر زحمت و جانفشاني و رنج كشيدنهاي بي توقع و بدون چشمداشت آنان است.
بي مهري و بي اعتنايي، آنان را « دل شكسته» مي‌سازد و آدمي را «عاقّ والدين» مي‌سازد. دل آزرده كردن پدر و مادر، آثار منفي و جيران ناپذير براي فرزندان دارد و موجب سلب توفيق و نيك فرجامي آنان مي‌شود. از سوي ديگر نيز موجب شكستن پروبال عواطف و احساس شادابي سالمندان و اندوهگين و رنجيده ساختن‌ آنان است و اين از انصاف و اخلاق انساني دور است.
امام علي (ع) فرمود:
« مَنْ أَخزَنَ والِدَيْهِ فَقَدْ عَقَّهُما»
هر كس پدر و مادر خويش را اندوهگين و آزرده سازد، نسبت به آنان «عاق» شده است.
حتي نگاه به آنان، بايد همراه با مهر و عاطفه باشد نگاههاي مهرآميز، همه از جمله بزرگسالان را خوشحال مي‌كند و سبب مي‌شود كه از زندگي در كنار اين گونه فرزندان احساس لذت و خوشبختي كنند. امام صادق (ع) در مورد نوع رفتار با والدين مي‌فرمايد:
« لا تَمْلأْ عَيْنَيْكَ مِنْ النَّظَرِ إِلَيهِما إِلاّ بِرَحْمَهٍ وَ رِقَّهٍ، وَ لا تَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أصواتِهِما، وَ لا يَدَكَ فوقَ أيدْيهما و لا تَتَقَّدمْ قُدّامَهُما»؛
به پدر و مادرتان نگاه پر مهر داشته باشيد و صدايتان را بر سرشان بلند نكنيد و بر سرشان داد نزنيد، دست روي آنان بلند نكنيد و در راه رفتن از آنان جلو نيفتيد.
رسول خدا (ص) نيز فرموده است:
« أَلنَّظَرُ إِلَي الْوالِدَيْنِ بِرَأْفَهٍ وَ رَحْمَهٍ عِبادةٌ»
نگاه فرزند به چهره پدر و مادر از روي محبت و شفقت نسبت به آنان «عبادت» است.
آري، عبادت! نگاه هم گاهي عبادت خدا مي‌شود، تا با چه انگيزه و هدفي باشد و چه دلهايي را شاد سازد و آثار خوبي در پي داشته باشد.

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت |

مرگ بيماران يك تخت بخصوص !

مرگ  بيماران  يك  تخت  بخصوص !

 

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص

 در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند

 و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت!

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی

 و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.

به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند

و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ،

چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد....

 دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات (  Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!!!!!!!!!!!!!

به  همين راحتي !!! ...  پس كمي  حوصله كنيد  ... بهتر بررسي كنيد ...  و هر گز  در تصميم گيري  عجله نكنيد !!!

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت |

ماه گرفتگی در بامداد پنج شنبه 2 اسفند1386

ماه گرفتگی در بامداد پنج شنبه 2 اسفند

ماه گرفتگی یا خسوف کلی وقتی روی میدهد که کره ماه وارد سایه کامل کره زمین می شود. اگرچه این ناحیه تیره ترین قسمت سایه کره زمین است، اما با این حال به علت اینکه مقداری از اشعه های نور خورشید در لبه کره زمین و به وسیله جو آن تفرق پیدا می کند، مقداری نور به کره ماه می رسد . جو کره زمین بیشتر امواج نورانی با طول موج نزدیک به نور آبی را پراکنده می کند. در نتیجه نوری که به کره ماه میرسد دارای مقادیر بیشتری از اشعه های نورانی با طول موج نزدیک به نور قرمز نسبت به نور عادی خورشید است و به همین دلیل است که در طی خسوف رنگ ماه تقریبا مسی یا قرمز کدر به نظر می آید. اگر در لحظه ماه گرفتگی به ماه سفر کنید مشاهده می‌کنید که بر روی ماه خورشید گرفتگی صورت گرفته است یعنی زمین نور خورشید را مسدود کرده است.

 

ماه گرفتگی، سایه
گاهی اوقات ماه گرفتگی به رنگ قرمز کدر دیده می شود.

در روز پنج شنبه دوم  اسفند سال 1386 ماه گرفتگی کاملی از ساروس 133  در کشورمان قابل مشاهده است. شورای مرکز تقویم مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران بر پایه آخرین دستاوردهای نجومی اعلام کرد که  این گرفت از ساعت 5 و 13 دقیقه بامداد پنجشنبه 2 اسفند 1386  شروع می شود.  هرچند ماه گرفتگی نیمسایه ای ساعتی قبل از آن آغاز می شود، اما بدلیل عدم حساسیت کافی چشم انسان، قادر بدیدن تغییر نورانیت ماه نیستیم.

شبیه
افق غربی در بامداد 2 اسفند: پیش از غروب ماه، در اطراف ماه می توان سیاره ی زحل(Saturn) و ستاره ی قلب الاسد (Regulus) را دید.

در ساعت 6 و 31 دقیقه سایه زمین تمام قرص ماه را می پوشاند و ماه گرفتگی کلی آغاز می شود. در ساعت 7 و 21 دقیقه ماه گرفتگی کلی تمام شده و ماه شروع به بازشدن می کند. پایان ماه گرفتگی در ساعت 8 و 39 دقیقه اتفاق می افتد. ناظران در شرق و برخی مناطق مرکزی و جنوبی ایران قبل از آغاز گرفتگی کلی به علت غروب ماه مراحل ماه گرفتگی کلی را مشاهده نخواهند کرد. مشاهده این رویداد درمناطق غربی کشورمان ازشرایط مناسبتری برخوردار است. لازم به ذکر آنکه رصد ماه گرفتگی با چشم غیر مسلح نیز امکان پذیر بوده و برای چشمان انسان هیچ خطری ندارد. سیاره زحل در هنگام گرفت 2ر8 درجه بالاتر از ماه  قرار دارد. گرفت کامل حدود 50 دقیقه به طول می انجامد. در اقیانوس اطلس جنوبی قلب الاسد در زمان ماه گرفتگی پشت ماه پنهان شده و اختفا روی خواهد داد که از ایران قابل مشاهده نیست.

پایان گرفتگی کلی و جزئی در تمام نقاط ایران پس از غروب ماه رخ می دهد.

سایه
مراحل مختلف عبور ماه از میان نیمسایه و تمام سایه ی زمین

این گرفتگی غیر از بخش های مرکزی و شرق آسیا و اقیانوسیه در تمام دنیا قابل رویت است که در اروپا، آفریقا (به جز بخش کوچکی از شرق آن) و بخش کوچکی از آسیای غربی این گرفتگی به صورت کلی نیز قابل رویت خواهد بود.

در زمان گرفت کامل امسال رنگ ماه به قرمز مسی نزدیک است و دلیل آن درصد گرفت کامل در این ماه گرفتگی می باشد. علت رنگ سرخ ماه در هنگام ماه گرفتگی کامل، عبور نور خورشید از جو زمین و شکست نور بدرون مخروط سایه است که در این رویداد بر اساس خاصیت ویژه ای،نور قرمز عبور و در مخروط سایه زمین حضور دارد.

برای اطلاع از گرفت‌های آینده در ایران و جهان، به سایت مجله نجوم مراجعه کنید.

شبیه س
شبیه سازی ماه گرفتگی 2 اسفند توسط نرم افزار
نقشه
نقشه ی مشاهده ی ماه گرفتگی: خسوف در قسمتهای سفید و نیمه روشن قابل رؤیت است. نقطه ی قرمز مکانی را روی زمین نشان می دهد که ماه گرفتگی درست در وسط آسمان روی می دهد.

منبع متن خبر:

http://www.persianstar.com

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت |

چگونه یک خانواده شاد و موفق داشته باشیم ؟
خانواده   موفق مجموعه ای است كه در آن، همه اعضا موفق هستند و همه مناسبات میان افراد روال طبیعی دارد. اعضای این خانواده می توانند از قدرت انسانی خود برای مشاركت، تعاون و پاسخ به نیازهای جمعی و فردی استفاده كنند.

برای داشتن یك خانواده ایده آل و سالم به عنوان پایه های یك جامعه سالم لازم است همه اعضای خانواده و بویژه زن و شوهر نقش خود را به درستی ایفا كنند. لازمه خانواده ایده آل ، تربیت صحیح و اصولی كودك و آماده كردن او برای یك انتخاب درست در مرحله ازدواج و توجه به ابعاد مختلف روانی، انسانی، اجتماعی و شخصیتی دو طرف مقابل یعنی زن و شوهر در زندگی مشترك است.
. برخی از افراد در رويارويي با مسائل زندگی فاقد توانائيهای لازم هستند و همين امر باعث آسيب پذيری آنان می شود. در اختيار داشتن منابع و مهارتهايی که به انسان کمک کند تا به بهترين شکل ممکن از عهده حل مشکلات خود برآيد، بسيار ارزشمند است.
هر کس به شيوه خاص خود به مسائل پاسخ می دهد. برخی هنگام روبه رو شدن با مشکلات می کوشند با ارزيابی منطقی موقعيت و با استفاده از روشهايی مانند مسئله گشايی، تفکر مثبت و استفاده مؤثر از سيستم های حمايتی با مشکل يا موقعيت مقابله کنند. و در مقابل برخی ديگر، به جای برخورد سازگارانه با مسائل، سعی می کنند به روشهای مختلف مانند پناه بردن به الکل و مواد مخدر و ساير روشهای ناکارآمد از رويارويی با مشکلات اجتناب کنند. اين روشها، اگرچه ممکن است در کوتاه مدت مؤثر واقع شوند و به فرد آرامش موقت دهند ولی در درازمدت پيامدهای منفی بسيار داشته و فرد را از داشتن احساس خودکارآمدی و عزت نفس محروم می کنند.
   کسانی که به طور موفقيت آميز با مشکلات مقابله می کنند، افرادی هستند که خود را به مجموعه ای از مهارتهای مقابله ای مجهز کرده اند. افراد موفق در اين زمينه، از سه مهارت زير برخوردارند.
   1- انعطاف پذيری: توانايي استفاده از راه حلهای مختلف
   2- دور انديشی: پيش بينی اثرهای درازمدت پاسخهای مقابله ای خود
   3- منطقی بودن: انجام ارزيابيهای منطقی و درست
   اين تواناييهای روانی ـ اجتماعی، فرد را برای مقابله مؤثر با موقعيتها و مشکلات زندگی ياری می کند و وی را قادر   می سازد تا در ارتباط با ساير انسانها، جامعه و فرهنگ و محيط خود سازگارانه و مثبت عمل کرده و سلامت روانی خود را تأمين کند. همه اين مهارتها قابل يادگيری هستند و می توان با صرف وقت و تلاش آنها را به روشهای مقابله ای خود افزود. با يادگيری و تمرين اين مهارتها، شما می توانيد بدون توجه به ميزان دشواری مسائل، از عهده آنها برآييد. با مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، تنهايی، طرد شدگی، کمرويی، خشم، تعارض در روابط بين فردی، شکست و فقدان، می توان از طريق روشهای مقابله ای مناسب مبارزه نمود.

مهارتهای زندگی حول اين نه مجموعه می چرخد:
فرد، بتواند از خودآگاهی کامل برخوردار باشد. (خودشناسی)
فرد، بتواند ارتباط را برقرار کند. (ارتباط اجتماعی)
فرد، همدلی خوبی داشته باشد. (همدلی)
فرد، بتواند نه بگويد. (جرئت مندی )
فرد، توانايي حل مساله و مشکل خود را داشته باشد. (مسئله گشايی)
فرد، قادر به اخذ تصميم مناسب باشد. (تصميم گيری)
فرد، دارای خلاقيت باشد. (خلاقيت)
توانايي سازگاری با مشکلات اجتماعی را داشته باشد. (سازگاری)
در صورت بروز مشکل، توانايي مديريت عواطف و هيجانات خود را داشته باشد

 
  ویژگی های یك خانواده ایده آل و سالم
خانواده سالم و موفق مجموعه ای است كه در آن، همه اعضا موفق هستند و همه مناسبات میان افراد روال طبیعی دارد. اعضای این خانواده می توانند از قدرت انسانی خود برای مشاركت، تعاون و پاسخ به نیازهای جمعی و فردی استفاده كنند. در نظام سالم خانوادگی نقش ها انعطاف پذیر است و دست به دست می چرخد. حركت آرام و آهسته است. به طور مثال ممكن است زمانی مادر براساس اقتضای شرایط در نقش بلاگردان ظاهر شود و سپس این وظیفه به پدر و پس از مدتی نیز به فرزندان محول شود. البته برای رسیدن به یك خانواده سالم باید به چند نكته نیز توجه داشت. خانواده واحدی برای رشد و بقاست. مكانی است كه نیازهای احساسی و عاطفی همه اعضا در آن تأمین می شود. در خانواده سالم رشد و اعتلای همه اعضای آن مدنظر است و در آن عزت نفس ایجاد می شود. واحدی مهم برای جامعه ای است كه می خواهد دوام داشته باشد و به طور یقین خانواده خاكی حاصلخیز برای پرورش انسان های بالغ است. (انسان بالغ كسی است كه تفاوت میان خود و دیگران را درك می كند و از هویت مستقل برخوردار است) مقررات حاكم بر خانواده های موفق بیانگر آن است كه زن و شوهر از تفاوت های رفتاری، ارتباطی و نگرشی خانواده خود كاملاً آگاهند و آنها را بدون تعصب می پذیرند. زن و شوهر هر كدام برای یافتن راه حل های مسالمت آمیز قدم برمی دارند. ظرفیت قبول تفاوت و روبه رو كردن منطقی با تضادها و اختلاف ها، نشانه صمیمیت خانواده سالم است. اختلاف سازنده چنانچه مورد استفاده درست قرار گیرد، سازنده و مفید خواهد بود. در یك ازدواج موفق، زن و شوهر متعهدند كه بر سر تفاوت خود به توافق برسند و با اختلافات برخورد منصفانه داشته باشند.
 فرد برای ورود به خانواده سالم، ایده آل و موفق تربیت می شود
خانواده محل انتقال سنت ها، باورها و انواع مختلف شناخت هاست. (از شیوه غذا خوردن تا افكار سیاسی). نخستین قدم های اجتماعی شدن را كودك در خانواده برمی دارد و به موجودی اجتماعی تبدیل می شود. خانواده با اسم خانوادگی گذاشتن به كودك او را در مسیر و شبكه خویشاوندی قرار می دهد بنابراین خانواده نخستین هویت اجتماعی فرد را فراهم می آورد.
موقعیت اجتماعی والدین، موقعیت اجتماعی كودك را در ۲۰ سال اول زندگی تعیین می كند. خانواده با الگو قرار گرفتن به كودك می آموزد خود را در آئینه چشم پدر و مادر تماشا كند. در خانواده است كه نخستین بار خود را می بینیم و احساس صمیمیت را درك می كنیم . می آموزیم كه احساس چیست و چگونه می توانیم آن را ابراز كنیم و این پدر و مادر هستند كه احساسات قابل قبول و موضوع را مشخص می سازند، اجازه ها را صادر می كنند. رشد كودك در خانواده بیشتر متأثر از همین ارزشگذاری ها و گرایش های اخلاقی، عاطفی و اجتماعی است. از این رو خانواده ها به عنوان یكی از عوامل مؤثر در رشد كودك، در كنار سایر عوامل قرار می گیرد. بنابراین چگونگی رشد و تربیت فرد در خانواده، در چگونگی شكل گیری یك خانواده سالم و ایده آل نقش پررنگی دارد. همسران جوان برای ایجاد همدلی با یكدیگر نیاز به فرصت هایی در ابتدای زندگی زناشویی دارند بنابراین به موازات ایجاد این همدلی و حتی برای به وجود آوردن آن باید برای یكدیگر در حكم آئینه ای باشند كه هم خوبی ها و هم نارسایی ها را نشان دهند و برای بهتر زیستن خود تلاش مشترك داشته باشند. زندگی مشترك بدون وجود ارزش ها و اهداف متعالی با دوام نیست. بنابراین همسران جوان باید اساس تشكیل خانواده را رسیدن به چنین اهدافی قرار دهند. حتی اگر بدون توجه به چنین اهدافی زندگی خانوادگی را آغاز كردند باز هم باید برای رسیدن به اهداف متعالی تلاش كنند.
 اهداف متعالی در آغاز یك زندگی مشترك
دو همسر در زندگی باید از عزت نفس و احترام برخوردار باشند. هیچ دختر و پسر جوانی نمی توانند با انگیزه توجه به خود و احساس برتری نسبت به همسر وارد زندگی مشترك شوند و انتظار شیرین كامی و موفقیت داشته باشند. ممكن است در ابتدای زندگی مشترك این نحوه رفتار بین دو همسر وجود نداشته باشد و هركدام سعی كنند با احترام به دیگری حرمت نفس او را حفظ كند، اما چنین رویه ای باید به مرور در روابط متقابل آنان به وجود آید. مرد و زن جوان در صورتی می توانند چنین رویه ای را در رابطه با یكدیگر پیش بگیرند كه خود بزرگ منش و دارای عزت نفس باشند و یا همزمان آن را در خود تقویت كنند. از آن جا كه زوج های جوان، هركدام در خانواده پدری روابط خانوادگی و اجتماعی متعددی داشته اند، این روابط تا مدت ها بر رابطه مشترك آنها تأثیر می گذارد. بنابراین باید هركدام مراقب باشند تا همراه با احترام به دیگری، فامیل و اطرافیان او را نیز مورد احترام قرار دهد.
  پویایی، انعطاف و انطباق پذیری
در یك خانواده نباید اندیشه ها و احساس های زوجین حالت راكد و منجمد داشته باشد. خشكی، سردی و تغییرناپذیری در روحیات با ایجاد حالت تعادل و استحكام در خانوده سازگار نیست، چون راه را بر هر گونه بازنگری نسبت به اعمال و افكار درست می بندد. زن و مرد در عین حال كه دارای اصول و اهداف ثابت و معینی هستند باید درروابط با یكدیگر انعطاف و بردباری داشته باشند. دارا بودن روحیه انعطاف در بسیاری مواقع می تواند تنش ها و سختی های پیش آمده در فضای خانواده را كاهش دهد. مثلاً هنگامی كه همسر شما خشمگین و عصبانی است، خونسردی شما می تواند در فروكش كردن این عصبانیت مؤثر باشد و در زمان دیگری اتخاذ چنین روشی توسط او نیز می تواند خشم احتمالی شما را فروكش كند.
  فداكاری برای همسر
زن و شوهر هنگامی كه یكی از آن ها در فشار و سختی قرار می گیرد باید بتوانند نقش كمك و یار را برای یكدیگر ایفا كنند. این روحیه هم برای مرد و هم برای زن لازم است. برای زن، شوهرداری به معنای مصطلح گاهی از اوقات همدلی و همراهی با شوهر در سختی ها و مشكلات است كه در حسن رفتار و مدیریت خانواده تجلی می یابد و یك مرد نیز با مشاركت جدی در كارهای همسر خود، هنگامی كه امور خانه، او را دچار خستگی می كند چنین نقشی را ایفا نماید.
● شناسایی، علت یابی و راهیابی مسائل خانوادگی
▪ انجام هر كاری به مهارت و دانش نیاز دارد. یعنی برای همسر توانا شدن، باید دانایی ها، دانش ها و مهارت های لازم را كسب كرد. از این رو توصیه می شود با مطالعه كتاب های مربوط به تعلیم و تربیت، روانشناسی خانواده و آئین همسرداری و با شركت در جلسه های آموزش خانواده به دانش و مهارت خود بیفزایید.
▪ در ارزیابی روابط زناشویی، هر یك از زوج ها باید بداند كه همسر او نزدیك ترین و محرم ترین فرد است. به همسرتان به عنوان نیمه تن، حامی و پشتیبان نگاه كنید و برای خوشبختی او تلاش نمایید.
▪ زن و شوهر باید مهارت های ارتباطی را برای بهبود روابط خود بیاموزند و در فضایی سرشار از حسن تفاهم و حسن نظر به حل وفصل مسائل خود بپردازند. برخی از این مهارت ها، فعالانه به حرف های یكدیگر گوش كردن، تشریك مساعی و مشورت كردن، به عقیده یكدیگر احترام گذاشتن و پذیرفتن یكدیگر است.
▪ تحكیم روابط زناشویی، علاقه به داشتن یك ارتباط سالم، ایجاد یك كانون گرم و صمیمی و نائل شدن به تفاهم مسئولیت همه اعضای خانواده بویژه زن وشوهر است. از این رو می توان گفت كه حل مسائل زناشویی و خانوادگی مستلزم كوشش همه جانبه اعضای خانواده بویژه زوج خانواده است.
▪ وقتی در زندگی، اختلاف نظر و یا سوء تفاهمی بروز می كند، به جای سرزنش كردن یكدیگر و تفسیر نادرست، به شناسایی مسأله، علت یابی و سرانجام راهیابی آن بپردازد.
▪ لازمه ایجاد ، حفظ و استقرار روابط زناشویی سالم، داشتن تعهد، وفاداری، اعتقاد، انصاف و صمیمیت، پذیرش، سعه صدر، تفاهم و اعتماد متقابل است. با رعایت این اصول نسبت به همسرتان احساس مسئولیت كنید و خانواده را به فضایی سرشار از امنیت روانی و عاطفی تبدیل نمایید.
▪ مورد تأیید واقع شدن، مورد توجه و محبت قرار گرفتن از نیازهای اساسی انسان است. سعی كنید در روابط زناشویی به نوعی و به طریقی رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه قرار دهید و تأیید كنید.
همسر شما باید بفهمد كه برای او ارزش قائل هستید. تشویق، تأیید و بیان نكات مثبت باید به طور آشكار و در جمع باشد و تذكر نكات منفی و انتقاد باید به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد.
▪ گاهی میان زن و شوهر پیام هایی رد و بدل می شود كه بدرستی درك نمی گردد. زیرا برخی از پیام ها مبهم هستند و هر كس می تواند آن ها را به گونه ای مثبت یا منفی تفسیر كند. باید به صراحت و با وضوح از طرف مقابل تان سؤال كنید یا از او توضیح بیشتر بخواهید تا اشكال رفع شود و ابهامی در میان نباشد.
▪ راه حل عمده مسائل و مشكلات زناشویی، اصلاح نگرش و شیوه برخورد و تصحیح انتظارات براساس توان یكدیگر است. زمان مشخصی را در روز یا در هفته برای گفت وگو درباره مسائل و مشكلات و روشن كردن انتظارات از یكدیگر و به اصلاح درددل كردن اختصاص دهید.
▪ گاهی اوقات زن و شوهر از یك مسأله دو برداشت كاملاً متفاوت دارند. اما آن ها را با یكدیگر مطرح نمی كنند و یا نمی خواهند كه این برداشت های متفاوت را درك كنند و در نتیجه بروز یك مسأله ساده ممكن است به یك بحران تبدیل شود. زن و شوهر باید سعی كنند كه برداشت های یكدیگر از مسأله را جویا شوند. برای شناخت ریشه اختلافهای زناشویی باید با روان شناسی زن و مرد آشنا شد و فهمید كه زن یا مرد به چه اموری بها می دهند و نظام ارزش های آن ها چیست. به طور معمول زن به وابسته بودن، كسب امنیت عاطفی و مورد حمایت واقع شدن اهمیت می دهد. درحالی كه مرد می خواهد مستقل و خودمختار باشد و برای آزادی عمل ارزش قائل است. چاره كار هم این است كه زن و شوهر از خود انعطاف نشان دهند و به آگاهی برسند.
▪ زن و شوهر موظفند خود را در برابر یكدیگر آراسته و پاكیزه و جالب توجه نگه دارند و از پریشانی و وضع نامرتب اجتناب كنند.
▪ نباید زوج ها تفاوت های فردی موجود یكدیگر را با فرد دیگری مقایسه كنند. نكته مهم این است كه زوج ها باید حاضر شوند این تفاوت ها را درك كنند و اختلافهای زناشویی را در یك فضای محرمانه و صمیمانه مطرح كنند و معتقد باشند كه می شود و می توان به تفاهم رسید و یك ارتباط سالم برقرار كرد.

منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت |

معيارها، در تشكيل خانواده

وقتي از معيارها سخن مي گوييم، در درجه اول بايد توجه داشته باشيم كه اعضاي اوليه خانواده، يك زن و يك مرد مي باشند و هر دو عضو تشكيل دهنده هستند و بنابراين، هر دو بايد در انتخاب يكديگر كمال دقت را به كار برند و مخصوصاً از معيارها غفلت نورزند.
زن و مرد بايد توجه داشته باشند كه چه مي خواهند و چرا مي خواهند پيماني را امضا كنند كه براي آنها ايجاد تكليف و مسؤوليت مي كند و بسياري از آزادي هاي آنها را از بين مي برد!.
آنها بايد به اين حقيقت آگاه باشند كه زندگي زناشويي براي هر يك از زوجين ايجاد حق مي كند و خواه ناخواه بايد در برابر حقوق متقابل يكديگر تسليم شوند و بپذيرند كه در برابر هر حقى، وظيفه اي و در برابر هر وظيفه اى، حقي ايجاد مي شود و ارزش انسان به وظيفه شناسي و اداي تكاليف است.
بنابراين، نه فقط مرد بايد مواظب باشد كه با امضاي پيمان زناشويي به چه زني حق مي دهد و در برابر چه زني موظف و مكلف مي شود، بلكه زن نيز بايد مواظب اين جهت باشد و هيچ يكِ آنها گرفتار ظواهر فريبنده و جلوه هاي بي محتوا يا كم محتوا نشوند و با معيارهاي مادى، خود را به دام مسؤوليت نيفكنند، بلكه به معيارهايي متكي شوند كه ارزش تحمل مسؤوليت را داشته باشند.
زن و مرد، هر كدام به تنهايي همچون الكتريسيته مثبت و منفي هستند. نه الكتريسيته مثبت به تنهايي نورافكن و حرارت بخش و انرژي زاست و نه الكتريسيته منفى! اينها هنگامي نور مي دهند و حرارت مي بخشند و مولد انرژي هستند كه يكديگر را بيابند. اينها هر كدام به تنهايي بي موج و بي حركتند و حتي نشاني از هستي خود به ما نمي دهند؛ اما همين كه تلاقي كردند، آشكارا از هستي خود خبر مي دهند و فوايد بي شماري از خود ظاهر مي سازند.
نشاط و فروغ زندگي و تموج انسانيت انسان، هنگامي تحقق مي يابد كه اين دو، براساس نيازهاي روحي و جسمي و ميل تركيبىِ طبيعىِ يكديگر را بيابند و با تمام وجود مجذوب يكديگر شوند.
بنابراين، چه ناآگاه زنان و مرداني كه فقط بر ثروت يا جمال جسماني تكيه مي كنند و يا تنها اشباع و ارضاي غريزه جنسي را در نظر مي گيرند و به دست خود، خويشتن را از همه مزاياي زندگي خانوادگي بي بهره و محروم مي سازند!.
اينها فكر مي كنند كامجويي بشر فقط به رنگ پوست و درهم و دينار تأمين مي شود و دل بهانه جوي انسان با سرابي از اين گونه امور، سيراب و اشباع مي گردد!.
واقعيت اين است كه اين گونه زنان و مردان، در حقيقت، خويشتن خويش را نشناخته و به عمق نيازهاي وجودي خود پي نبرده اند و نه تنها جنس مخالف خود را كشف نكرده، بلكه خود را هم كشف نكرده اند!.
مولوي در اوايل مثنوى، در داستان شاه و كنيزك، نكته هاي لطيف و ظريفي آورده و نشان داده است كه تجملات و زرق و برقِ كاخ شاهي و سيم و زر و جواهرِ قيمتي و نقش و نگارها، هيچ كدام نتوانسته است قلب بي قرار كنيزك را صيد كند و در كمند عشق شاه بيندازد.


مرغ جانش در قفس چون مي تپيد

داد مال و آن كنيزك را خريد.

چون خريد او را و بر خوردار شد

آن كنيزك از قضا بيمار شد.

آن يكي خر داشت و پالانش نبود

يافت پالان، گرگ خر را در ربود.

كوزه بودش آب مي نامد به دست

آب را چون يافت، خود كوزه شكست.

سرانجام معلوم مي شود كه بيماري كنيزك از بيماري هاي جسمي نيست، بلكه از بيماري هايي است كه منشأ آن، كمبودها و عقده هاي رواني است.


ديد از زاريش كو زار دل است

تن خوش است و او گرفتار دل است.

عاشقي پيداست از زاري دل

نيست بيماري چو بيماري دل.

مادر يزيد بن معاويه، زني مسيحي و بيابان نشين بود كه معاويه به خاطر زيبايي اش و با استفاده از نفوذ و قدرت خويش، او را از پدرش خواستگاري كرده و به همسري گرفته بود.
معاويه گمان كرده بود دختر ماهرويي كه در هواي لطيف و آزاد و معتدل كوهستان ها و صحراهاي سبز و خرم سوريه رشد كرده، در كاخ طاغوتي وي خود را كامياب و سعادتمند مي يابد و او را به عنوان يك همسر ايدآل مي پذيرد و به او دل مي بندد؛ اما معاويه هنگامي متوجه رؤياهاي پوچ خود شد كه او را محزون و بي تاب ديد و به او گفت: تو در سلطنتي بزرگ هستي و قدر آن را نمي دانى.
ميسون بي درنگ، در پاسخ وي اشعاري سرود كه ترجمه فارسي آنها، چنين است:.
خانه اي كه در تنگناي آن، روح ها خفقان پيدا مي كنند، پيش من از كاخي بلند، محبوب تر است.
پوشيدن لباس درشت و روشني ديده، پيش من از پوشيدن لباس هاي شفاف محبوب تر است.
خوردن خشكه ناني در خانه اي شكسته، پيش من از خوردن گرده نان (تازه) محبوب تر است.
صداي بادهايي كه از هر بياباني مي وزد، پيش من از آهنگ دف و چنگ، محبوب تر است.
سگي كه در كنار من عوعو كند، پيش من از گربه اي كه الفت مي گيرد، محبوب تر است.
شتري كه كينه توز و دشوار است، پيش من از استر رام محبوب تر است.
مردي كريم و لاغر اندام از عموزادگان، پيش من از مردي مقتدر و سختگير محبوب تر است.(9).
ميسون با اشاره اي مي فهماند كه زندگي كاخ نشيني و تشريفات عريض و طويل دربارى، او را خوشبخت نكرده، زيرا (قرة العين) خود را نيافته است.
اصطلاح فارسي (قرة العين) چشم روشني است، ليكن در آن تعبير عربى، لطفي نهفته است كه در اين تعبير فارسى، آن لطف، نهفته نيست اگر چه بي لطف هم نيست.
قرةالعين، كسي است كه چشم را به سوي خود مي كشاند. انسان دلش مي خواهد بيشتر به او نگاه كند و از ديدنش خسته نمي شود. شعر فارسي زير، به همين حقيقت توجه دارد:.
نه آن چنان به تو مشغولم اي بهشتي روى!.
كه ياد خويشتنم در ضمير مي آيد.
ز ديدنت نتوانم،.
كه:.
ديده، بر دوزم،.
اگر معاينه بينم كه تير مي آيد.
همسران ايدآل قرة العين يكديگرند، زيرا يكديگر را بر حسب ميل طبيعي و نيازهاي اصيل و اساسي خويش يافته و مجذوب يكديگر شده اند.
جالب اين است كه اسلام به اين حقيقت توجه كامل داشته است. پيشواي عالي قدر اسلام فرمود:.
يكي از چيزهايي كه مرد مسلمان را اصلاح مي كند، اين است كه زني داشته باشد كه وقتي به او نگاه مي كند، شادگردد و هنگامي كه از خانه خارج مي شود، شوهر را در قلب و در اعماق وجود خود حفظ كند و هرگاه به او دستوري مي دهد، اطاعت كند.(10).
مسلماً قضيه يك بعدي نيست. زن هم نياز به شوهري دارد كه جايي در دل وي باز كند و به ديدنش شاد گردد؛ چگونه مي شود متوقع بود كه زن در غياب شوهر، در كمند علاقه به او، حافظ خانه و ناموس و زندگي اش باشد، ولي آن شوهر، به اصطلاح (قرة العين) وي نباشد!.
قرة العين، همان كسي است كه ديدنش موجب نشاط و شادي گردد. نه تنها زنان و شوهران بايد قرّة العين يكديگر باشند، بلكه فرزندان نيز براي پدران و مادران، و دوستان صميمي براي يكديگر و مرادها براي مريدها اين چنينند.

سنخيت و تضاد.

براي اين كه زن و مردِ مسلمان بتوانند در چارچوب مكتب خويش همسر ايدآلي بيابند و همچون دو قطب غير همنام، مغناطيس يكديگر را جذب كنند، به چند معيار اساسي بايد توجه شود.
اين نكته مسلم است كه مغناطيس، هيچ گاه، سنگ، خاك، چوب يا پارچه به خود جذب نمي كند، همچنان كه دو قطب مثبت يا دو قطب منفي مغناطيس نيز يكديگر را جذب نمي كنند و به همين جهت است كه براي حصول جذب و انجذاب، از جهتي سنخيت يا تجانس و از جهتي تضاد يا عدم تجانس شرط است.
در مسأله گزينش همسر نيز قاعده همين است. يك نوع عدم تجانس، به مقتضاي آفرينش، ميان زن و مرد هست كه همچون الكتريسيته مثبت و منفى، يكديگر را كامل و منشأ اثر مي سازند و همچون قطب مثبت و منفىِ دو آهن ربا، يكديگر را مي ربايند و به وحدت مي رسند.
اما از سوي ديگر، چند نوع تجانس و سنخيت هم لازم است كه در قرآن و احاديث اسلامي روي آنها تكيه شده است و ما آنها را زير چهار عنوان ذكر مي كنيم:.

1. سنخيت در انسان بودن.
تجانس و سنخيت، از انسان بودن شروع مي شود. زن و مرد، هر دو انسانند. چقدر در اشتباه بوده اند كساني كه مرد را انسان و زن را واسطه ميان انسان و حيوان - يا حيوانِ شبيه انسان - تصور كرده اند! اينها نه تنها زن را نشناخته و به او توهين كرده اند، بلكه مرد را هم نشناخته اند و ارزش او را پايين آورده اند!.
چگونه ممكن است يك انسان سالم و طبيعى، مجذوب يك حيوان بشود يا حيواني را به خود جذب نمايد! به طور حتم يا مرد بايد از انسانيت خود تنزل كند يا زن بايد از حيوانيت خود بگذرد، تا بتوانند در حوزه جاذبه يكديگر قرار گيرند و مجذوبِ هم شوند. فلاسفه ما مي گويند: (السِنخِيَّةُ عِلّةُ الاِنْضِمامِ؛ براي هم آغوش شدن و به يكديگر پيوستن و به وحدت رسيدن، سنخيت لازم است.).
در پديده جذب و انجذاب، همچنان كه سنخيت شرط است، تضاد نيز شرط است. ترديدي نيست كه الكتريسيته، با الكتريسيته هم آغوش مي شود و آهن با آهن ربا! جز اين كه مثبت با منفي و منفي با مثبت. مولوي اين سنخيت در جذب و انجذاب را به اين صورت مطرح كرده است:.


ذره ذره كاندرين ارض و سماست

جنس خود را همچو كاه و كهرباست.

ناريان مر ناريان را طالبند

نوريان مر نوريان را جاذبند.

بدين ترتيب، بهترين دليل بر اين كه زن و مرد از لحاظ انسانيت تفاوتي با هم ندارند، همين قاعده سنخيت در جذب و انجذاب است.
درحيوانات نيز قاعده همين است، در ميان آنها نيز تا سنخيت نباشد، مسأله جفت گيري مطرح نيست.
مگر انسان چه خصوصيتي دارد كه مستثنا باشد! به چه دليل، در تجاذب جنسي حيوانات، سنخيت شرط است و در تجاذب جنسي انسان ها عدم سنخيت! آيا آنهايي كه اين گونه فكر مي كنند مي خواهند بگويند: بر قلم صنع خطا رفته است!.
حافظ هم روزگاري گرفتار چنين انديشه غلطي شده بود. او در دوران جواني خود گفت:.


پير ما گفت: خطا بر قلم صنع نرفت!.

آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد!.

ولي سرانجام به بركت تقوا و حكمت عملي متوجه شد كه خودش خطا كرده، نه قلم صنع و به همين جهت، چنين گفت:.


نيست بر دايره يك نقطه خطا از كم و بيش.

كه من اين مسأله بي چون و چرا مي بينم‏(11).

آيا اينها هم حاضرند به تقوا و حكمت عملي روي آورند و حافظ وار اين حقيقت را بي چون و چرا بپذيرند كه بر دايره عظيم هستى، حتي يك نقطه خطا وجود ندارد!.
گمان نزديك به اطمينان من اين است كه روي سخن خداوند در آيه قرآني زير، به همين گونه افراد است:.
يِا أيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدةٍ وَخَلَقَ مِنْها زَوْجَها؛(12).
اي مردم! در برابر پروردگارتان كه شما را از يك نفس آفريده و جفتش را هم از خودش آفريده است، تقوا پيشه كنيد.
آرى، آنان كه زن و مرد را از لحاظ انسان بودن از جنس و سنخ يكديگر نمي دانند، هم به زن اهانت كرده اند و هم به مرد، و اين، بر خلاف تقواست.

2. سنخيت در ايمان.
همان طوري كه انسان بودن، فطري و طبيعي انسان است و محال است كه ميان انسان و غير انسان، جذب و انجذاب و تركيب و توحيد، صورت گيرد، ايمان به خدا هم فطري انسان است و بنابراين، غير ممكن است كه يك انسان مؤمن - كه به يگانگي خداوند معتقد است - بتواند با يك انسان مادي يا مشرك، كه از فطرت پاك و انساني خود منحرف شده و فاصله گرفته است، با يك جذب و انجذابِ كامل، به وحدت برسد و از راه تركيب، دوگانگي را به يگانگي مبدل كند؛ بر همين اساس است كه قرآن كريم مي فرمايد:.
وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتّي يُؤْمِنَّ وَلأمَة مُؤْمِنَة خَيْر مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أعْجَبَتْكُمْ وَلا تَنْكِحُوا المُشْرِكينَ حَتَّي يُؤْمِنُوا وَلَعَبْد مُؤْمِن خَيْر مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أعْجَبَكُمْ؛(13).
با زنان مشرك ازدواج نكنيد تا اين كه ايمان بياورند و كنيز با ايمان از زن مشرك بهتر است، اگر چه آن زن مشرك (از لحاظ زيبايى) مايه شگفتي شما باشد، و به مردان مشرك زن ندهيد تا اين كه ايمان بياورند و بنده با ايمان از مرد مشرك بهتر است، اگر چه آن مرد مشرك مايه شگفتي شما باشد.
وقتي مرد يا زن با ايمان نتوانند با مشرك ازدواج كنند، مسلماً با افراد مادي هم نمي توانند ازدواج كنند؛ زيرا به هر حال، مشرك به خدايي معتقد است، ولي مادي به هيچ چيز معتقد نيست.
قرآن نه تنها چنين ازدواجي را منع كرده است، بلكه خاطرنشان مي كند كه ميان اين گونه افراد، جاذبه اي وجود ندارد.
الزَّاني لايَنْكِحُ إلاّ زانِيَةً أوْ مُشْرِكَةً وَالزّانِيَةُ لايَنْكِحُها إلاّ زانٍ أوْ مُشْرِك؛(14).
مرد زناكار جز با زن زناكار يا مشرك و زن زناكار نيز جز با مرد زناكار يا مشرك، نمي آميزد.
كساني هستند كه به خدا معتقدند، اما به نبوت و رسالت اعتقاد ندارند ازدواج با اينها نيز صحيح نيست؛ زيرا ايمان به خدا بدون اعتقاد به نبوت، سازندگي ندارد و به همين جهت، باز سنخيتي ميان مسلمان و اين گونه افراد وجود ندارد.
كساني هم هستند كه ايمان به خدا و نبوت دارند، اما به نبوت كسي معتقدند كه اسلام، پيامبري او را قبول ندارد. ازدواج با اينها نيز بدون ترديد صحيح نيست؛ زيرا فاصله، زياد و سنخيت، ناچيز است.
اما يهوديان و مسيحيان، هم به خدا معتقدند و هم به نبوت حضرت موسي و عيسيي كه قرآن نيز رسالت آنها را تأييد كرده است كه اينها را اهل كتاب مي نامند و مسلماً سنخيت ميان مسلمان و اهل كتاب، زياد است؛ زيرا در اعتقاد به مبدأ و معاد و رسالت و بسياري از فروع و برنامه هاي عملى، با هم تشابه دارند؛ مانند: نماز و روزه و... مطابق بعضي از روايات، با زرتشتيان نيز بايد معامله اهل كتاب كرد.
به همين جهت است كه قرآن، هنگامي كه در سوره مائده - كه آخرين سوره اي است كه بر پيامبر نازل شده و مطابق روايات رسيده، احكام اين سوره ناسخ است و نه منسوخ - امور حلال را مي شمارد، مي فرمايد:.
الْيَوْمَ اُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَطَعامُ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ حِلّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلّ لَهُمْ وَالمُحْصَناتُ مِنَ المُؤْمِناتِ وَالمُحْصَناتُ مِنَ الّذينَ اُوتُوا الكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ؛(15).
امروز چيزهاي پاكيزه و طعام اهل كتاب( از قبيل گندم و نخود و برنج و لوبيا) و زن هاي پاكدامنِ مؤمن و اهل كتاب بر شما حلال شده است.
مطابق اين آيه شريفه، ازدواج مرد مسلمان با زن يهودي و مسيحى، بلا اشكال است؛ فقط بعضي گفته اند: اين حكم به وسيله آيه 221 سوره بقره - كه قبلاً نقل شد - نسخ شده است؛ زيرا اهل كتاب، جزء مشركان هستند؛ اما پاسخ اين است كه: اولا به اهل كتاب مشرك گفته نمي شود و ثانياً، سوره بقره قبل از سوره مائده نازل شده است و نمي تواند ناسخ احكام سوره مائده باشد.
بعضي نيز گفته اند: اين حكم به وسيله آيه زيرنسخ شده است:.
لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الكَوافِرِ؛(16).
زنان كافر را نگاه داري نكنيد.
اين نيز صحيح نيست؛ زيرا اولاً سوره ممتحنه قبل از سوره مائده نازل شده است و ثانياً مقصود از اين آيه اين است كه اگر مردي مسلمان مي شود، در صورتي حق دارد زن خود را نگاه داري كند كه مسلمان شود؛ اما اگر مسلمان نشود، نبايد او را نگاه بدارد.
مفسر عالي قدر حضرت علاّمه طباطبايي - رضوان الله عليه - در تفسير الميزان، ذيل آيه 5 سوره مائده مي فرمايند:.
(نظر به اين كه اين آيه در مقام امتنان و تخفيف است، به وسيله آيه: لاتَنْكِحُوا المُشْرِكاتِ وآيه: لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الكَوافِرِ قابل نسخ نيست.).
بدين ترتيب، از خود قرآن دليلي بر منع ازدواج با زنان اهل كتاب نداريم و تفاوتي ميان ازدواج دايم و منقطع هم نيست، ليكن، روايات در اين باره مختلف است.
فتاواي فقها نيز مختلف است؛ صاحب جواهر - رحمة الله عليه - روايات منع را حمل بر كراهت كرده است. بعضي ميان ازدواج دايم و منقطع فرق گذاشته، ازدواج منقطع را تجويز و ازدواج دايم را منع كرده اند. بعضي هم در مورد ازدواج دايم، توصيه به احتياط كرده اند و به هر حال، بر مقلدان است كه مطابق رساله هاي عمليه مراجعِ فتوا عمل نمايند.
نكته اي كه در يكي از روايات آمده، اين است كه امام صادق(ع) فرمود:.
من دوست نمي دارم كه مرد مسلمان با زن يهودي و مسيحي ازدواج كند، زيرا بيم آن است كه فرزندش يهودي يا مسيحي شود.(17).
به نظر مي رسد كه نكته مهم همين است؛ يك زن مسلمان، سعي مي كند كه فرزند خود را مسلمان بار بياورد و يك زن غيرمسلمان نيز مي كوشد كه فرزند خود را غيرمسلمان پرورش دهد؛ بنابراين، توجه به اين حقيقت، بسيار ضروري است. اگر كسي طالب ايمان و سعادت فرزندان خود باشد، هرگز با زن غيرمسلمان ازدواج نمي كند، مگر اين كه فرزند نخواهد يا مطمئن باشد كه بتواند وظيفه ديني خود را در قبال او به خوبي انجام دهد.
ازدواج زن مسلمان با مرد يهودي و مسيحى، بدون هيچ ترديدي ممنوع است؛ زيرا با توجه به ويژگي هايي كه در خُلق و خوي زن و مرد هست و تأثيري كه زنان از شوهران مي پذيرند، نه تنها نمي توانند تعهد اسلامي خود را نسبت به فرزندان انجام دهند، بلكه خودشان نيز در معرض خطرند.

3. سنخيت در احصان.
كلمه (احصان) به معناي منع است و در قرآن كريم، اسم مفعول اين كلمه؛ يعني (محصنات) در چهار معنا به كار رفته است:.
1. زنان پاكدامن و عفيفي كه خود را از آلودگي و روابط نامشروع منع و محافظت مي كنند.(18).
2. زنان شوهرداري كه درحصار شوهر هستند و ازدواج با آنان ممنوع است.(19).
3. زنان آزادي كه دخالت ديگران در سرنوشت آنها ممنوع است.(20).
4. منظور از احصان، اسلام است و طبق اين معنا، محصنات به زنان مسلمان گفته مي شود.
در اين جا منظور ما از سنخيت در احصان، همان معناي اول است و در حقيقت، خواسته ايم از اصطلاح قرآن خارج نشويم.
در قرآن مجيد، نه تنها به احصان زن توجه شده، بلكه در مورد مرد نيز اهميت احصان گوشزد گرديده است.
ديديم كه در آيه پنجم سوره مائده، هنگامي كه حلال ها شمرده مي شدند. از زنان مسلمان و اهل كتاب كه هر دو به محصنات توصيف شده اند، به عنوان كساني كه ازدواج با آنها حلال است، ياد شد؛ اما در همان آيه، بلافاصله، مرد را نيز محدود به احصان كرده و مي فرمايد:.
إذا ءاتَيْتُمُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَلا مُتَّخِذي أخْدانٍ؛.
در صورتي شما مي توانيد با محصنات مسلمان يا اهل كتاب ازدواج كنيد كه كابين آنها را بدهيد و خود به احصان و پاكدامني آراسته شويد و از زنا و رفيقه بازي خودداري كنيد.
آيه سوم سوره نور نيز اين مطلب را به اين صورت بيان كرد كه: اصولا جذب و انجذابي ميان مرد زناكار و زن پاكدامن و زن زناكار و مرد پاكدامن نيست، بلكه تنها زناكاران هستند كه درحوزه تجاذب يكديگر قرار مي گيرند؛ زيرا به گفته شاعر:.


كبوتر با كبوتر باز با باز

كند هم جنس با هم جنس پرواز.

دليل آن هم كاملا روشن است؛ آنهايي كه آيينه روحشان به زنگار بي عفتي و هرزگي آلوده نيست، در اعماق وجودشان نسبت به آناني كه روحي آلوده به گناه و هرزگي دارند، احساس تنفر مي كنند.
زنان پاكدامن، در نظر جامعه سرفراز و عزيزند و زن هاي هرزه، از چشم مردم افتاده و در منجلاب انزوا و بدبختي دست و پا مي زنند؛ مردها هم همين طورند.
طبع پاكي كه به گناهان آلوده نشده، طالب پاكي است؛ چنين طبعي جز مجذوب پاكي نمي شود و جز پاكي را به خود جذب نمي كند و چه در اين زمينه زيبا و دلنشين است تعبير قرآن! كه مي فرمايد:.
اَلخَبيثاتُ لِلخَبيثينَ وَالخَبيثُونَ لِلخَبيثاتِ وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ؛(21).
زن هاي پليد براي مردهاي پليد و مردهاي پليد براي زن هاي پليد و زنان پاك براي مردان پاك و مردان پاك براي زنان پاكند.
مولوي داستاني نقل به اين مضمون مي كند كه:.


آن حكيمي گفت: ديدم در تكى

مي دويدي زاغ با يك لك لكي.

در عجب ماندم بجستم حالشان

تا چه قدر مشترك يابم نشان.

چون شدم نزديك، من حيران و دنگ

خود بديدم هر دوان بودند لنگ!.

معلوم مي شود كه تا سنخيت نباشد، محال است كه دو موجود متخالف، با يكديگر اتحاد پيدا كنند. زاغ و لك لك با هم سنخيتي ندارند، ليكن عارضه لنگي توانسته است آنها را رفيق راه و همدم و مونس يكديگر سازد.
مولوي به دنبال نقل داستان فوق چنين مي گويد:.


با زبان معنوي گل با جعل

اين همي گويد كه اي گنده بغل.

گر گريزاني زگلشن بي گمان

هست آن نفرت كمال گلستان.

غيرت من بر سر تو دور باش

مي زند كاي خس از اين جا دور باش.

ور بياميزي تو با من اي دنى

اين گمان آيد كه ازكان مني.

بلبلان را جاي مي زيبد چمن

مر جعل را در چمن خوشتر وطن.

حق مراچون از پليدي پاك داشت

چون سزد بر من پليدي را گماشت.

براي اين كه زن و مرد بتوانند در محيط خانواده، از سعادت واقعي برخوردار شوند، اسلام سنخيت در احصان را مورد توجه قرار داده و از اين رهگذر، به دوام و استحكام خانواده ها نيز كمك فراوان كرده است.

4. كفائت.
باز هم بر اين مطلب اصرار مي ورزيم كه مقصود از ازدواج، تنها آميزش جسمي و تلاقي فيزيكي نيست، بلكه آميزش و اتحاد جان ها و روان ها نيز مورد عنايت است.
چگونه ممكن است دو انساني كه هيچ تشابه رواني ندارند، بتوانند عمري را با تفاهم در زير يك سقف بگذرانند و از كثرت و تباين، به وحدت كامل و توافق برسند!.
مي گويند: شهيد بلخي كه يكي از علما بود، تنها نشسته بود و مطالعه مي كرد، جاهلي بر او وارد شد و گفت: تنها نشسته اى! وي در جواب گفت: حال كه تو آمدى، تنها شدم!.
هم نشيني با بعضي از افراد، زجري دارد كه تنهايي ندارد. سعدي بر اين نكته، واقف است كه: (چندان كه عالم را از جاهل نفرت است، جاهل را از عالم وحشت است!).
بسيارند كساني كه از كفائت زن و شوى، هم طبقه بودن آنها از لحاظ ثروت و مقامات مادى، مي فهمند؛ اين گونه برداشت ها نه منطقي است و نه اسلامى.
امام صادقژ: به اينها فرموده است كه:.
اَلمُؤمِنُونَ بَعْضُهُمْ أكْفاءُ بَعْضٍ؛(22).
بعضي از مؤمنان كفو و همتاي يكديگرند.
مردم مؤمن با يكديگر، كفائت دارند.
در تاريخ و احاديث اسلامي آمده است كه پيامبر خداْ جويبر را كه مرد تهيدستي بود، به خانه زياد بن لبيد كه مردي متمكن بود، فرستاد و از او خواست كه دختر خود را به وي بدهد.
زياد به حضور پيامبر آمد و گفت: ما دخترانمان را به كساني مي دهيم كه با ما كفائت داشته باشند.
پيامبر خداْ فرمود:.
جُوَيْبِر مُؤمِن، وَالمُؤْمِنُ كُفو لِلْمُؤْمِنَةِ، وَالمُسْلِمُ كُفْو لِلْمُسْلِمَةِ، فَزَوِّجْهُ يا زِياد وَلا تَرْغَبْ عَنْهُ؛(23).
جويبر، مؤمن است و مرد مؤمن كفو و همتاي زن مؤمنه و مرد مسلمان كفوِ زن مسلمان است. دختر را به او بده و به اين كار بي ميل نباش.
و با اين ارشاد، ذلفا (دختر زياد) كه دختري شايسته بود، به همسري جويبر درآمد.
اين مطلب كه در اين گونه روايات آمده، در مبحث (سنخيت در ايمان) نيز روشن شده است و چيز تازه اي نيست.
آنچه در اين جا تازگي دارد، همان كفائتي است كه از لحاظ رفعت و علوِّ مرتبه انسانيتِ شخص مطرح است و در اين زمينه، در منابع اسلامي آمده است كه:.
اگر خداوند فاطمه را براي علي خلق نمي كرد بر روي زمين از آدم به بعد، هيچ كس با او كفائت نداشت.(24).
مرحوم مجلسي اول، ذيل همين حديث مي گويد:.
البته بعضي از پيامبران جد فاطمه هستند و نمي توانند با او ازدواج كنند، ولي موسي و عيسي جد او نيستند؛ اما كفو او هم نيستند و اين، دليل است بر اين كه مقام حضرت زهرا از مقام آن پيامبران اولو العزم بالاتر است. چنان كه بر برتري مقام على(ع) هم دلالت دارد.
در اين جا مقصود ما از كفائت زن و شوى، همين مفهوم لطيف است؛ علاوه بر اين كه زن و شوي در انسانيت و احصان، سنخيت و كفائت دارند، بايد از لحاظ اخلاقي و درجه و مرتبه انسانيت نيز سنخيت داشته باشند. اين مفهوم را ما به پيروي از روايات و رهنمودهاي اسلام، باواژه كفائت مشخص كرده ايم.
امام صادق(ع) فرمود:.
اَلكُفْو أنْ يَكُونَ عَفِيفاً وَعِنْدَهُ يَسار؛(25).
كفائت شخص اين است كه پاكدامن باشد و بتواند هزينه ازدواج و خانواده را تأمين كند.
عفت و پاكدامني يك امر اخلاقي است؛ كسي كه عفيف نيست، از لحاظ اخلاقي دچار انحطاط است. پر واضح است كه كسي كه دچار انحطاط اخلاقي است، با كسي كه در مرتبه فضيلت اخلاقي است، كفائت ندارد؛ در حديث زير، اين حقيقت، واضح تر بيان شده است:.
پيامبر خداْ فرمود:.
اِذا جا ءَكُم مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَدينَهُ فَزَوِّجُوهُ وإلاّ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَة فِى الأرْضِ وَفَساد كَبير؛(26).
هرگاه كسي آمد كه اخلاق و دينش را مي پسنديد، به او همسر بدهيد و اگر ندهيد، در روي زمين، فتنه و فسادي بزرگ است.
و نيز فرمود:.
النِّكاحُ رِقّ فَاِذا أنْكَحَ اَحَدُكُمْ وَليدَهُ فَقَدْ أرَقَّها، فَلْيَنْظُرْ أحَدُكُمْ لِمَنْ يرقُّ كَريمَتَهُ؛(27).
زناشويي محدود كردن آزادي است، هنگامي كه دختري را شوهر مي دهيد، آزادي او را محدود مي كنيد. ببينيد آزادي دخت گرامي خود را به دست چه كسي محدود مي كنيد.
در كتاب هاي فقهي ما آمده است كه:.
هرگاه ولي (پدر يا جد پدرى)، دختري را از ازدواج با مردي كه كفائت دارد، منع كند و دختر به اين ازدواج مايل باشد، اجازه ولي لازم نيست؛ اما اگر او را از ازدواج با كسي كه به نظر عرف، كفائت ندارد منع كند، دختر بايد اطاعت كند، بلكه اگر او را از ازدواج با كسي منع كند كه كفائت شرعي دارد، ولي براي خانواده ننگ و زشتي محسوب مي شود، بايد اطاعت كند.(28).
كفائتي كه در اين مسأله مورد نظر است، تنها كفائت از لحاظ ايمان و اسلام نيست، بلكه مربوط به جنبه هاي اخلاقي و فضايل و كمالات انساني نيز هست.
يقينا كساني كه طالب سعادت بيشتر هستند و مي خواهند فرزنداني لايق بپرورانند، به اهميت اين شرط بيشتر و بهتر توجه مي كنند.
تا اين جا هر چه گفتيم، درباره سنخيت ها بود. لازم است درباره تضاد يا عدم تجانس نيز مقداري بحث كنيم.

تضاد و عدم سنخيت.

ارزش يك زن و كمال او، در زن بودن و كامل بودن در جنبه هاي زنانگي و ارزش و كمال يك مرد، كامل بودن او در جنبه هاي مردانگي است. اگر مرد، گرايش زنانه و زن گرايش مردانه پيدا كند، كمال نيست، حتي از نظر اسلام، بعضي از صفات است كه زيبنده مردان و بعضي از صفات است كه زيبنده زنان است.
از آن جا كه زن در محافظت مرد قرار مي گيرد، بايد مرد داراي غيرت ناموسي باشد و ناموس خود را از دستبرد و تجاوز ناپاكان حفظ كند؛ به همين جهت، غيرت، زيبنده مردان است، نه زنان.
اميرمؤمنان على(ع) فرمود:.
غَيْرَةُ المَرْأةِ كُفْر وغَيْرَةُ الرَّجُلِ إيمان؛(29).
غيرت زن، كفر است و غيرت مرد، ايمان.
و نيز فرمود:.
خِيارُ خِصالِ النِسِاءِ شرارُ خِصالِ الرِجالِ: الزَهْوُ وَالجُبْنُ وَالبُخْلُ، فَإذا كانَتِ اَلمَرأةُ مَزْهُوّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِها، وَإِذا كانَتْ بَخِيْلَةً حَفِظَتْ مالَها وَمالَ بَعْلِها، وَإذا كانَتْ جَبانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَى‏ءٍ يَعْرِضُ لَها؛(30).
بهترين صفات زنان، بدترين صفات مردان است: تكبر، ترس و بخل. پس، هرگاه زن متكبر باشد، خود را تسليم هر ناكسي نمي كند و هرگاه بخيل باشد، مال خود و شوهرش را حفظ مي كند و هرگاه ترس داشته باشد، خود را از بدنامي دور نگاه مي دارد.
زن بودن، هنر مي خواهد. همچنان كه مرد بودن نيز هنر مي خواهد. مردي كه گرايش زنانه دارد، زن نمي شود، اما از مقام مردانگي هم سقوط مي كند. همچنين زني كه گرايش مردانه دارد، مرد نمي شود، اما از مقام زنانگي نيز سقوط مي كند و به قول آن بانوي دانشمند عرب دكتر بنت الشاطى: (تبديل به جنس سوم مي شود!).
اسلام به قدري روي اين مسأله حساسيت دارد كه حتي با اين كه زن يا مرد، لباس يكديگر را بپوشند مخالف است. امام صادق(ع) مي فرمود:.
رسول خدا زن و مرد را از اين كه در پوشيدن لباس، شبيه يكديگر شوند، منع مي كرد.(31).
پيامبر خداْ مي فرمود:.
خداوند لعنت كند زناني را كه خود را همانند مردان مي كنند و خداوند لعنت كند مرداني را كه خود را همانند زنان مي كنند.(32).
متأسفانه، يكي از گرفتاري هاي بشر عصر ما كه ارمغان تمدن غربي است، حالت گريز غالبِ زنان غربي از زنانگي و گرايش آنان به طرف مردانگي است. اين عارضه كما بيش در مردان غربي نيز پيدا شده است.
مساحقه زنان ناشي از همين عارضه است. طرز آرايش و لباس پوشيدن و ژست هاي برخي از زنان، ناشي از همين انحراف است.
قاعده اين است كه زن، براساس سنت آفرينش، مرد را به دنبال خود مي كشد و او را مجذوب خود مي كند، لذا مرد به خواستگاري زن مي رود و پس از توافق، امر ازدواج صورت مي گيرد و زندگي مشترك، تشكيل مي شود.
هر چه مرد در مردانگي و زن در زنانگي خود قوي تر باشند، اين كشش، طبيعي تر و تركيب و اتحاد، كامل تر خواهد بود.
از قديم گفته اند: (شب زفاف، كم از تخت پادشاهي نيست!).
زني بهتر مي تواند شكار مرد باشد و در شب زفاف، برتر از تخت پادشاهي در دل و جان مرد كشش و طلب به وجود بياورد، كه: از خصلت هاي زنانه قوي تري برخوردار باشد.
مردي شب زفاف را گران بهاتر از تخت پادشاهي مي داند كه در محيط پاك و بي آلايشي زيسته باشد و روابط نامشروع، بر جامعه اش حاكم نباشد و خود واقعاً مرد و داراي خصلت هاي مردانه باشد.
اين جاست كه هر چه زن و مرد از لحاظ مردانگي و زنانگي نامتجانس تر باشند و جاذبه هاي زنانه و ميل و طلب مردانه، قوي تر باشد، سعادت و كاميابي آنها در زندگي بهتر تأمين مي شود.
امام صادق(ع) فرمود:.
مِنْ أخْلاقِ الأنبياءِ حُبُّ النِساءِ؛(33).
علاقه به زنان، از اخلاق پيامبران است.
بديهي است، مردي كه در مردانگي خود كامل باشد، به جنس مخالف علاقه مند است و پيامبران - كه انسان كامل بوده اند - از اين جهت الگو بوده اند و از راه مشروع، محبت خود را به جنس مخالف ابراز مي داشته اند.
پيشوايان ديني ما، محبت مرد به زن را نشان زيادي ايمان دانسته اند؛ يعني همان طوري كه ايمان به خدا، برآوردن يك نياز فطري است و كمال محسوب مي شود، محبت به زنان نيز برآوردن يك نياز فطري و كمال است.
امام صادق(ع) فرمود:.
ما أظُنُّ رَجُلاً يزدادُ فى الإيمانِ خَيْراً إى ازدادَ حُبّاً للنِساء؛(34).
گمان نمي كنم مردي از لحاظ ايمان بر خير خود بيفزايد، مگر اين كه بر محبتش به زنان نيز افزوده مي شود.
در همين رابطه است كه در مورد صفات كماليه زن نيز تعبيراتي حكيمانه در منابع اسلامي آمده است:.
پيامبر خداْ فرمود:.
أَفْضَلُ نِساءِ أمّتِى اَصْبَحُهُنَّ وَجهاً وَأقَلُّهُنَّ مهراً؛(35).
بهترين زنان امت من آنهايي هستند كه صورتشان زيباتر و مهرشان كمتر باشد.
در حقيقت مي خواهد بگويد: زيبايي صورت يا مهر كم، به تنهايي كمال نيست، بلكه وقتي با هم همراه مي شوند، كمال است؛ زيرا معلوم مي شود كه زن نمي خواهد زيبايي صورت خود را به مهر بفروشد.
امام باقر(ع) فرمود:.
إذا أرادَ أحَدُكُمْ أنْ يَتَزَوَّجَ فليَسأَلْ عَنْ شَعْرِهِا كَما يَسْأَلُ عَنْ وَجْهِها، فَإنَّ الشعْرَ أحَدُ الجَمالَيْنِ؛(36).
هنگامي كه يكي از شما مي خواهد ازدواج كند، از موي زن سؤال كند، همان گونه كه از صورتش سؤال مي كند، زيرا مو يكي از زيبايي هاست.
پيامبر خداْ فرمود:.
بهترين زنان شما، زني است كه فرزند بزايد و مهربان باشد و خودش را بپوشد و پاكدامن باشد؛ در ميان خانواده اش عزيز و نزد شوهرش رام باشد، در برابر همسرش خود را جلوه بدهد و در برابر مردان بيگانه خود را حفظ كند، سخن شوهرش را بشنود و او را اطاعت كند و در خلوت، خود را در اختيار اوقرار دهد.(37).
درباره دو تعبير درحديث فوق كمي دقت كنيم كه عبارتند از: پوشش و پاكدامنى. زناني كه پوشش ندارند ، كمتر در جذب مرد و ايجاد حالت طلب و عطش در مردان موفقند. پوشش به زنان، وقار و عظمت مي بخشد و آنها را در دل مردان به صورت بت هاي افسانه اي قرار مي دهد، اما زناني كه به اصطلاح دست و دل بازند و با جلوه گري ها و طنازي ها، اخلاق جاهليت را در جامعه رواج مي دهند(38)، بدانند كه يك هزارم زناني كه پوشش دارند، در نزد مردان ارزش ندارند و به همين جهت، در كار خويش موفق هم نيستند و مرداني كه به آنها دل مي دهند، دلي همه جايي و وحشي دارند.
پاكدامني نيز به گوهر وجود زن ارزش مي دهد. زنان هر جايي و هرزه، خود را در حد مبلغ ناچيزي كه دريافت مي كنند، تنزل مي دهند و به هيچ وجه نمي توانند براي خود جايي در دلي باز كنند.
آنها بايد بدانند كه فقط وسيله اي براي اطفاي شهوات شيطاني مردان هوسباز هستند و هرگز كسي به آنها به عنوان شريك زندگي و يار و همدم و مونس نگاه نمي كند و روزي كه جلوه جواني خود را از دست دادند، متوجه مي شوند كه آن مرداني كه مگس وار گرد شيريني مي چرخيدند، آنها را فراموش مي كنند.
كتاب: خانواده در قرآن، ص 45


پينوشتها:

1.در اين باره در كتاب: اقتصاد در مكتب توحيد به همين قلم به تفصيل بحث شده است.
2.محمد تقي مجلسى، روضة المتّقين، ج‏8، ص‏83.
3.همان، ص‏82.
4.نبأ (78) آيه 8.
5.روم (30) آيه 21.
6.فاطر (35) آيه 11.
7.شوري (42) آيه 11.
8.فتح (48) آيه 4.
9.

لبيت تَخفُقُ الارواحُ فِيهِ

أحَبُّ إلَىَّ مِنْ قَصرٍ مُنيفِ.

وَلُبسُ عباءةٍ وَتَقَرَّعَيْنى

أحَبُّ إلَىَّ مِنْ لُبسِ الشُفُوفِ.

وَأكْلُ كُسَيَرةٍ فى كِسْرِ بَيتٍ

أحَبُّ إلَىَّ مِنْ أكْلِ الرَغيفِ.

وَاَصْواتُ الرِياحِ بِكُلِّ فَجٍ‏ّ

أحَبُّ إلَىَّ مِنْ نقْرِ الدُفُوفِ.

وَكَلب يَنبَحُ الطَرفَ دُونى

أحَبُّ إلَىَّ مِنْ قِطٍّ ألُوفِ.

وَبَكر يَتبَعُ الأضعانَ صَعب

أحَبُّ إلَىَّ مِنْ بَغلٍ وَقُوفِ.

وَخِرْق مِنْ بَنى عَمِّى نحيف

أحَبُّ إلَىَّ مِنْ عَلجٍ عَنيفِ.

(الجامع الشواهد، ج‏2، ص‏203؛ لغتنامه دهخدا (ميسون)؛ تاريخ الطبرى، ج‏4، ص‏243؛ سفينة البحار: يزيد.).
10.إنّ منَ القسمِ المصلحِ للمرءِ المسلمِ أنْ تكُونَ لهُ امراة إذا نظرَ إليها سرَّتْهُ، وإنْ غابَ عنْها حِفظَتْهُ، وإنْ أمَرها أطاعَتْهُ. (شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، باب 9 (از ابواب نكاح) حديث‏7.).
11.هانري كوربن، ملاصدرا، ص‏45.
12.نساء (4) آيه 1.
13.بقره (2) آيه 221.
14.نور(24) آيه 3.
15.مائده(5) آيه 5.
16.ممتحنه (60) آيه 10.
17.ما أحِبُّ للرجلِ المسلمِ أنْ يتزوَّجَ اليهوديّةَ والنصرانِيَّةَ مخافةَ أنْ يتهوّدَ ولدُهُ أو يتنصَّرَ.(وسائل الشيعه، كتاب النكاح، باب 1 (از ابواب مايحرم بالكفر) حديث 5.).
18.مائده (5) آيه 5؛ انبياء (21) آيه 91؛ تحريم (66) آيه 12؛ نساء (4) آيه 25؛ نور (24) آيه 4 و 23.
19.نساء (4) آيه 24.
20.همان، آيه 25.
21.نور (24) آيه 26.
22. روضة المتقين، ج‏8، ص‏128.
23.همان، ص‏117 ض 122.
24.لولا أنّ اللّهَ خلقَ فاطمةَ لعلىٍّ ما كانَ لها علَي وجهِ الأرضِ كفو آدمُ فمنْ دونَهُ.روضة المتقين، ج‏8، ص‏123.
25.وسائل الشيعه، باب 28 (از ابواب مقدمات نكاح) حديث 2 و 5.
26.همان.
27.همان، حديث 8.
28.سيد محمد كاظم يزدى، عروة الوثقى، فصل في اولياء العقد، مسأله 1.
29.نهج البلاغه، حكمت 119.
30.همان، حكمت 226.
31.ر .ك: شيخ مرتضي انصارى، مكاسب محرمه، النوع الرابع ... المسألة /2.
32.ر .ك: شيخ مرتضي انصارى، مكاسب محرمه، النوع الرابع ... المسألة /2.
33.روضة المتقين، ج‏8، ص‏87.
34.روضة المتقين، ج‏8، ص‏87.
35.همان، ص‏95.
36.وسايل الشيعه، باب 21 (از ابواب مقدمات نكاح) حديث‏3.
37.روضة المتقين، ج‏8، ص‏102.
38.قرآن كريم مي فرمايد: وَلاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجاهِلِيَّةِ الأولى؛.
از جلوه گري ها وطنازي هايي كه از اخلاق جاهليت است، خودداري كنيد.(احزاب (33) آيه 33.).

 

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت |

رفع اختلاف در میان زوج های خوشبخت.چگونه ؟!
همه ي ما با اختلاف و كشمكش با افراد، آشنا هستيم و حتماً مواقعي وجود داشته كه ديگران به شدت ما را عصباني و آزرده كرده‌اند. چنين شرايطي در اثر تعارضات بين فردي ايجاد مي‌شود كه مي‌توان گفت هنگامي به وجود مي‌آيند كه اعمال يك فرد با فرد ديگر مغايرت پيدا مي‌كند.

 اختلاف در روابط بين فردي اجتناب‌ناپذير است و همين‌طور كه دو نفر بيشتر به يكديگر وابسته مي‌شوند، احتمال وقوع كشمكش ميان آنها بيشتر مي‌شود.

هر چه رابطه صميمانه‌تر باشد، انتظار وقوع اختلاف و درگيري در آن بيشتر خواهد بود.

اختلافات معمولا ميان دوستان، همسايگان، همكاران، والدين و فرزندان و... روي مي‌دهد، اما بيشتر تحقيقات در زمينه ي اختلاف ميان زن و شوهر انجام شده است، شايد به اين علت كه زندگي آنها چنان با هم پيوند مي‌خورد كه موقعيت‌هاي بسيار زيادي براي بروز ناسازگاري به‌وجود مي‌آيد. كشمكش‌ها به دلايل مختلفي اتفاق مي‌افتند. همسران ممكن است بر سر هر چيزي جر و بحث كنند. اختلاف بر سر پول، حسادت يا انجام كارهاي روزمره‌ ي خانه، همگي مي‌توانند رابطه ي ميان زن و شوهر را تيره و تار كنند. بنابراين شناخت عوامل اصلي اختلاف و نحوه ي صحيح كنار آمدن با آن از اهميت بسيار زيادي برخوردار است.

چرا اختلاف ايجاد مي‌شود؟

برخي روان‌شناسان عوامل اصلي ايجاد درگيري بين افراد را به سه گروه تقسيم مي‌كنند:

1- اختلاف بر سر رفتارهاي خاص: «تو هيچ وقت پاهايت‌ را نمي‌شويي؛ روز تولدم برايم چيزي نخريدي، باز هم دير كردي».

2- اختلاف بر سر اصول و نقش‌ها: «بايد در اين مورد از من حمايت كني.»

3- اختلاف بر سر خلق و خوي شخصي: «تو تنبل و بي‌ملاحظه‌‌اي»، و «تو آدم ولخرجي هستي».

زوج‌هاي خوشبخت چه كار مي‌كنند؟

زوج‌‌هاي خوشبخت يك تفاوت اساسي با بقيه دارند: آنها رفتار همسرشان را مثبت تلقي مي‌كنند! طرز تلقي ما از رفتار آزاردهنده ي طرف مقابل- يا حتي رفتار مثبت او- تاثير بسياري بر چگونگي حل و فصل اختلافات دارد.

مثلا تصور كنيد آقاي خانه فراموش مي‌كند در راه بازگشت به خانه نان بخرد؛ اگر اين زوج جزء گروه «زوج‌هاي خوشبخت» باشند، همسر او اين اتفاق را كم اهميت تلقي مي‌كند كه به علت شرايط خاصي روي داده است، مثلا او با خود مي‌گويد كه حتما ذهن همسرش به چيز ديگري مشغول بوده و فراموش كرده نان بخرد. اما در مورد زوجي ديگر ممكن است اين مساله به اين سادگي بر طرف نشود. يعني خانم خانه اين كار همسرش را به عنوان جنبه ي منفي، بسيار جدي‌تري از شخصيت او تلقي كند؛ مثلا اين‌كه او شخصي بي‌وجدان، خودخواه ، بي‌ملاحظه و تنبل است. به همين صورت رفتارهاي مثبت مثل هديه دادن نيز ممكن است به شكلي منفي تعبير شوند (حتماً از من چيزي مي‌‌خواهد!) و يا با ديد مثبتي نگريسته شوند (او خيلي با احساس است). تعدادي از محققان، نوع برداشت زوج‌هاي راضي و ناراضي از رفتار همسران‌شان را مورد بررسي قرار دادند. آن‌ها به اين نتيجه رسيدند كه تفاوت شگرفي در نحوه ي توصيف انگيزه‌هاي رفتار طرف مقابل در اين دو گروه وجود دارد. در واقع زوج‌هاي ناراضي معمولا ديدي كاملا منفي نسبت به رفتار همسرشان دارند، حتي وقتي رفتار او طوري است كه معمولا آن را مي‌پسندند (مثلا وقتي از آنها تعريف مي‌كنند)، و تعجبي هم ندارد كه اين نوع نگرش باعث وخامت اوضاع ونارضايتي هر چه بيشتر در آنها مي‌شود. در مقابل، زوج‌هاي راضي ديد مثبتي نسبت به رفتار همسر خود دارند، حتي وقتي به طور معمول چنين رفتاري را نمي‌پسندند، و اين مساله باعث بهبود رابطه و رضايت هر چه بيشتر آنها مي‌شود.

زوج‌هاي ناراضي هر رفتار ناپسند همسرشان را:

از خصوصيات شخصيتي او مي‌دانند (دروني).

طولاني مدت مي‌دانند (پايدار).

رفتاري مي‌دانند كه در زمينه‌هاي ديگر رابطه نيز وجود خواهد داشت (كلي).

و رفتار پسنديده همسرشان از ديد آنها:

وابسته به شرايط است (بيروني).

جزء رفتار معمول و هميشگي او نيست (ناپاپدار).

فقط در همان مورد خاص وجود دارد (جزيي).

 اين در حالي است كه زوج‌‌هاي راضي واكنشي كاملا بر عكس نشان مي‌دهند؛ يعني زوج‌هاي راضي هر رفتار ناپسند همسرشان را:

وابسته به شرايط مي‌دانند (بيروني).

جزء رفتار معمول و هميشگي او نمي‌دانند (ناپاپدار).

رفتاري مي‌دانند كه در زمينه‌هاي ديگر رابطه وجود نخواهد داشت (جزئي).

و رفتار پسنديده ي همسران از ديد آنها:

از خصوصيات شخصيتي اوست (دروني).

تكرار‌پذير است (پايدار)

و احتمال دارد در ديگر موارد نيز روي دهد (كلي).

 با يك مثال اين مساله روشن‌تر مي‌شود: فرض مي‌كنيم خانم خانه ظرف‌ها را نشسته است. اين رفتار ناپسند از ديد يك زوج ناراضي به اين صورت توصيف مي‌شود: او به من توجه ندارد (دروني)، در اين مدت اين سومين بار است كه كارش را انجام نمي‌دهد (پايدار)، وظايف ديگرش را هم درست انجام نمي‌دهد (كلي).

  اما يك زوج راضي مي‌گويد: حتما مشغله‌اش زياد است (بيروني). بيشتر وقت‌ها كارش را سرموقع انجام مي‌دهد (ناپايدار)، وظايف ديگرش را هم خوب انجام مي‌دهد (جزيي).

 در مورد رفتار مثبت و پسنديده نيز قضيه به همين صورت است. تصور كنيد آقاي خانه يك جعبه شكلات براي همسرش خريده است ،زوج ناراضي مي‌گويد: حتماً مادرش به او گفته بخرد (بيروني)، اين اولين و آخرين بارش خواهد بود (ناپايدار)، مي‌خواسته چاپلوسي بكند تا بتواند با دوستانش تا ديروقت بيرون بماند (جزيي)، اما نظر زوج راضي اين‌گونه نيست: خيلي سخاوتمند است (دروني)، هميشه هديه‌هاي غيرمنتظره به من مي‌دهد (پايدار)، مثل دفعه پيش كه يك شام رمانتيك تدارك ديده بود (كلي).

 نتيجه اين است كه اين نوع نگرش‌ها باعث بهبود و ارتقاي كيفيت هر چه بيشتر رابطه زوج‌هاي راضي، و تخريب رابطه و ايجاد درگيري بيشتر در زوج‌هاي ناراضي مي‌شود.

 اين بررسي نشان مي‌دهد كه هنگام حل اختلافات، نه تنها بايد نحوه نگرش خود به شرايط موجود و رفتار طرف مقابل را اصلاح كنيم، بلكه بايد بدانيم آيا اين نوع نگرش در حال تخريب رابطه است و يا به بهبود آن مي‌انجامد. با شناخت نحوه برداشت خود و اصلاح آن در واقع مي‌توانيم به بهبود رابطه، صميميت و رضايت هر چه بيشتر خود كمك كنيم.

 

اختلاف مثبت

افراد معمولا وجود اختلافات را جنبه‌اي منفي از روابط بين همسران مي‌دانند، اما بايد دانست كه اختلافات مي‌توانند نقش مثبت و سازنده‌اي داشته باشند، در صورتي كه فرصت شفاف‌سازي تفاوت‌ها و گفت‌وگو در مورد نقش‌هاي هر يك از طرفين در يك رابطه را فراهم آورند. زوج‌هايي كه در همان سال‌هاي اول و مراحل ابتدايي رابطه، اين مسايل جدال‌انگيز را حل و فصل كرده و پشت سر مي‌گذارند، در مراحل بعدي كمتر دچار مشكلات و درگيري‌هاي جدي خواهند شد. پس اگر صحبت در مورد اختلافات و اقدام براي حل و فصل‌ آنها هر چه زودتر انجام شود، احتمال اين‌كه «كار به جاهاي باريك بكشد» كمتر مي‌شود. تنها كاري كه بايد كرد اين است كه از وجود اختلافات و بيان آنها نهراسيم، آنها را بپذيريم و بعد راه‌حلي براي كنار آمدن با آنها پيدا كنيم. به‌ طوري كه «نه سيخ بسوزد و نه كباب»!
 
منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت |

15 تکنیک آموزشی مدیریت مالی برای کودکان

معرفی پول به کودکان

پول تمام انسان ها را – چه کودک و چه بزرگسال- در موقعیتی قرار می دهد که نیاز به تصمیم گیری و انتخاب پیدا می کنند. آموزش، تشویق، و توانا ساختن کودکان در نحوه خرج کردن پول، آنها را قادر می سازد تا بهتر بتوانند درآمدهای خود را در آینده پس انداز کنند و قسمت اعظمی از دارایی های خود را در آن زمان ذخیره سازند. اگر کودکان به طور مکرر در تصمیم های روزانه ی خود خرج کردن پول هایشان را انتخاب کنند، این امر در آینده ی مالی و اقتصادی آنها نیز تاثیر منفی می گذارد. در این  قسمت قصد داریم تا شما را با 15 شیوه ی ساده اما کارامد آشنا کنیم که به واسطه ی آن بتوانید مدیریت مالی را به فرزندان خود آموزش دهید.


1- به محض اینکه کودکان شمارش را یاد گرفتند، پول را به آنها معرفی کنید. نقش فعالی در فراهم کردن اطلاعات برای آنها داشته باشید. مشاهده و تکرار، دونمونه از راههای مهمی هستند که کودکان به واسطه ی آنها می توانند چیزهای زیادی یاد بگیرند.


2- با کودکان در مورد ارزش هایی که شخصاً برای پول قائل می شوید، صحبت کنید. به بچه ها بگویید که چگونه می توانند پول هایشان را پس انداز کنند و از این مهمتر به آنها آموزش دهید که چگونه می توانند پول هایشان را هوشمندانه خرج کنند.


3- به فرزندانتان کمک کنید تا اختلاف میان نیاز، خواسته، و آرزو را به خوبی درک کنند. این امر به آنها کمک می کند که در آینده تصمیم های عاقلانه تری در مورد نحوه ی خرج کردن پول هایشان بگیرند.


4- هدف مندی اهمیت بالایی در یادگیری ارزش پول و پس انداز کردن دارد. انسان ها چه در دوره های ابتدایی زندگی و چه در میانسالی تا هدفی را برای خود تعیین نکنند، نمی توانند به آن دست پیدا کنند. در این قسمت می توانید هر وسیله ی بازی و یا آیتم های دیگری را که کودک از شما تقاضای خرید آن را می کند به صورت هدف آنها قرار دهید. چنین هدف سازی هایی به کودکان کمک می کند که یاد بگیرند که در قبال خواست هایشان مسئولیت پذیر باشند.


5- ارزش پس انداز کردن را در مقابل خرج کردن، به کودکان آموزش دهید. به کودکان یاد بدهید که اگر پول هایشان را پس انداز کنند، می توانند سودی که برایشان در بر دارد را به مبلغ اولیه ی پول خود اضافه کنند. اگر کودکان پولی را در خانه پس انداز کرده اند، سعی کنید خودتان بر روی آن مقدار پول به آنها سود بدهید. به آنها یاد بدهید که میزان سودهای خود را شمارش کرده و ببینند که چقدر سریع میزان سپرده های آنها افزایش پیدا می کند. دیری نخواهد گذشت که خودشان متوجه می شوند که سریع ترین راه برای رسیدن به اعتبار بالا، پس انداز کردن مکرر پول هاست. گاهی اوقات والدین هم با کودکان همراه شده و در پس انداز کردن پول ها با یکدیگر مسابقه میدهند.


درآمد و تصمیم گیری در مورد نحوه ی خرج کردن


6- زمانی که به فزرندان خود پول تو جیبی می دهید، قدری اضافه تر بدهید تا تشویق به پس انداز کردن شوند. به عنوان مثال اگر میزان پول تو جیبی هفتگی آنها 5 هزار تومان است، به آنها 6 هزار تومان بدهید تا حداقل بتوانند 1هزار تومان آنرا پس انداز کنند. اگر هر هفته هزار تومان پس انداز کنند و شما هم به آنها سود 5 درصدی بدهید، پس از یکسال مبلغ قابل توجهی را پس انداز خواهند کرد.


7- کودکان را به بانک ببرید و برایشان حساب باز کنید. باز کردن زود هنگام حساب پس انداز یکی از راههای است که می تواند آینده ی مالی کودکان را تضمین کند. به خاطر داشته باشید که اگر زمانی که ازشما تقاضا کردند که برای خرید مبلغی از حسابشان بردارند، نباید با آنها مخالفت کنید. این کار ممکن است آنها را به طور کلی از پس انداز کردن دلسرد کند. شما همچنین می توانید بچه ها را با بازار اوراق بهادار آشنا کنید. اوراق بهادار دارای ارزش هستند، سود دهی بالایی دارند، و به صورت پول نقد نیستند که هر زمان که اراده کنند بتوانند آنرا خرج کنند. برخی از انواع اوراق بهادار نیز هستند که برای دانشجویان معاف از مالیات می باشند. می توانید اوراق بهادار را به صورت هدیه به کودکان خود بدهید. با این کار فرزند شما به سرعت آن را نمی فروشد و برای هدف سازی های بیشتر نیز تشویق خواهد شد.


8- حفظ پیشینه ی خوب در پس انداز و سرمایه گذاری از دیگر نکات مهمی است که جوانان باید یاد بگیرند. برای آسان تر کردن کار می توانید از 12 پاکت نامه استفاده کنید؛ برای هر ماه یکی؛ و یک عدد پاکت بزرگتر که بتوانید کلیه ی پاکت ها را در آن جای دهید. این سیستم را در مورد تمام فرزندان خود اجرا کنید. کودکان را تشویق کنید که رسید کلیه ی اجناسی را که می خرند در پاکت قرار داده تا به درستی متوجه شوند که با پول هایشان چه کاری می کنند.


9- با کودکان به خرید بروید و به آنها نحوه صحیح خرید کردن و ارزش پول را آموزش دهید. رفتن به سوپر مارکت معمولاً اولین تجربه کودکان در یادگیری خرج کردن پول است. معمولاً 3/1 درامد خانواده صرف خرید از سوپر مارکت و تهیه ی مایحتاج روزانه زندگی می شود. خرج کردن صحیح پول در سوپرمارکت (استفاده از کوپن، خرید از حراجی ها و بررسی اختلاف قیمت) می تواند به صورت سالیانه چیزی در حدود یک میلیون و هشتصد هزار تومان برای شما ذخیره مالی در بر داشته باشد. برای اینکه به جوانان خود کمک کنید که این درس را آموش ببینند، باید به آنها یاد بدهید که چگونه می توانند برای مصرف غذاهای به صرفه تر برنامه ریزی کنند، از دور ریختن غذاها جلوگیری کرده و نحوه ی صحیح استفاده مجدد از باقیمانده غذاها را نیز به آنها آموزش دهید. زمانیکه که بچه ها را به مغاره های مختلف دیگر می برید، می توانید مقوله ی پیش خرید و پس انداز کردن بیشتر را نیز برای آنها بازگو کنید. با آنها پیرامون مطالبی نظیر قیمت، کیفیت، تعمیرات،خدمات پس از فروش و سایر مواردی که برای مشتری از اهمیت بالایی برخوردار است صحبت کنید. خرج کردن پول زمانی که به درستی برنامه ریزی شده باشد، لذت بخش خواهد بود؛ اما اگر خرج کردن های ما از روی برنامه ریزی نباشد، 20 تا 30 درصداز پولمان حرام خواهد شد.


10- به جوانان اجازه دهید تا برای خرج کردن پول هایشان خودشان تصمیم بگیرند. چه تصمیم گیری های آنها مناسب باشد، چه در تصمیم های خود موفق نباشند، به هر حال از تصمیم گیری های خود لذت خواهند برد. در چنین حالتی پیش از اینکه تصمیم های بیشتری پیرامون خوابیدن صورت پذیرد، باید در مورد باید ها و نباید های پول خرج کردن با آنها بیشتر صحبت کرده و توضیحات بیشتری را در اختیارشان قرار دهید. از آنها بخواهید که در زمان پول خرج کردن از حس ششم خود استفاده کنند. همچنین باید پیش از خرید کردن تحقیق کرده و منتظر زمان مناسب برای خرید کردن شوند و در زمان خرید به طور کامل از اختیار خود در انتخاب بهره بگیرند. به این منظور می بایست سه آیتم دیگری را که با همان پول می توانند خریداری کنند، در نظر گرفته و سپس تصمیم بگیرند که خرید کدام یک از آیتم ها ضروری تر است.


خرید صحیح


11- به کودکان خود نحوه ی صحیح ارزیابی تبلیغاتی که از تلویزیون و رادیو پخش می شود را آموزش دهید. آیا محصول دقیقاً همان امکاناتی را که در تبلیغ پخش می شود، ارائه می دهد؟ آیا قیمت ارائه شده، قیمت حقیقی کالاست؟ آیا محصولات مشابهی وجود دارند که بتوانند همان کار را با قیمت مناسب تری انجام دهند؟ به آنها یاداوری کنید که اگر کالایی به نظر خیلی به صرفه و کارامد می رسید، در خرید ان تعلل نورزند.


12- کودکان را با خطرات پول بهره ای آشنا کنید. اگر هنگامیکه از شما پول قرض می گیرند از آنها سود دریافت کنید، آنوقت متوجه می شوند که قرض گرفتن پول دیگری تا چه اندازه برایشان گران تمام می شود. به عنوان مثال پرداخت قسطی یک تلویزیون 499 هزارتومانی، در 12 ماه آن هم ماهی 31.850 با سود 18.8 درصد به آن معناست که خریدار برای آن 575 هزار تومان هزینه متقبل شده است.


13- زمانی که در رستوران ها از کارت اعتباری استفاده می کنید، به کودکان خودنحوه کار کردن با آن را آموزش دهید. به کودکان خود آموزش دهید که چگونه باید انعام ها را حساب کنند و آنها را از طرق مختلف سوء استفاده هایی که ممکن است از کارت اعتباری پدید آید، آگاه کنید.


14- در فراهم آوردن کارت اعبتاری برای جوانان، حتی زمانیکه وارد دانشگاه می شوند نیز محتاط باشید. کارت های اعتباری یک پیام بیشتردر بر ندارند: "خرج کن!" بیشتر نوجوانان و جوانان ترجیح می دهند پول های حساب خود را صرف مخارج روزانه کنند، به جای اینکه آن را برای مواقع ضروری نگه دارند. به همین دلیل بسیاری از این دانش آموزان مجبور می شوند کلاس های خود را نروند و به جای آن مشغول شغل های پاره وقت شوند تا اقساط کارت اعتباری شان را پرداخت نمایند.


15- برای بحث های خانوادگی در مورد مسائل مالی برنامه ای مدون تنظیم کنید. این امر برای بچه های کوچکتر هم مفید خواهد بود. در این جلسات خانوادگی می توانید در مورد موضوعاتی نظیر تفاوت های موجود میان پول نقد، چک، و کارت های اعتباری؛ پرورش عادات صحیح در خرج کردن پول، نحوه ی اجتناب ار مصرف بی مورد از کارت های خودپرداز؛ و فواید پس انداز کردن و رشد سرمایه گذاری با کودکان خود به بحث و گفتگو بنشینید. با نوجوانان و جوانان خود نیز می توانید درمورد این مطلب که اوضاع و احوال اقتصاد محلی و جهانی در چه شرایطی است، صحبت کنید. به آنها یاد بدهید که چگونه می توانند در مصارف خانگی صرفه جویی کرده و در مقابل خرج کردن چه گزینه های دیگری پیش روی آنها قرار خواهد داشت.


کلیه ی این اطلاعات در طول مرحله ای که کودکانتان درگیر مسئولیت های بیشتری می شوند، برای بهبود اقتصادی فردی آنها از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

ياري رساندن

ياري رساندن

 

بسوي آرمانشهر

(7)

انفاق

اشاره:

 

انفاق؛ ياري رساندن به نيازمندي که هيچ فرجامي را براي خود متصور نيست و تو مي‌بخشي به او تا آرزويش را برآورده سازي!

 

ديدگاه قرآن

 

«مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل‌الله کمثل حبة انبتت سبع سنابل في کل سنبلة مائة حبة و الله يضاعف لمن يشاء والله واسع عليم: داستان کساني که اموال خود را در راه خدا انفاق مي‌کنند، چون داستان دانه‌اي است که هفت خوشه بروياند که در هر خوشه يک صد دانه [باشد] و خداوند براي هر کسي بخواهد دو يا چند برابر مي‌کند و «رحمت خدا وسيع و او دانا است.»(بقره / 261)

در اين آيه، علاوه بر دعوت به انفاق، راه و رسم آن را مي‌آموزد و در صورت عدم تمکن از انفاق، شيوه برخورد با فقير را تذکر مي‌دهد و بر اخلاص در عمل و نيت و دوري از ريا و منت و آزار تاکيد مي‌ورزد.

 

ديدگاه اهل بيت (عليهم السلام)

 

امام‌ جعفر صادق عليه السلام:

سه چيز است که هر کس يکي از آنها را نزد خدا برد، خدا بهشت را براي او واجب کند: انفاق در حال تنگدستي، و خوشرويي براي همه مردم و انصاف دادن از خود.

 

از نگاه بزرگان

 

حکايت اول

پنج يا شش روز به عيد سال 1361 مانده بود. ساعت ده شب، شهيد بابايي به منزل ما آمد و مقداري طلا که شامل يک سينه ريز و تعدادي النگو بود به من داد و گفت: فردا به پول نياز دارم، اينها را بفروش. گفتم: اگر پول نياز داريد، بگوييد تا از جايي تهيه کنم. او در پاسخ گفت: تو نگران اين موضوع نباش، من قبلا اينها را خريده‌ام و فعلا نيازي به آنها نيست. در ضمن با خانواده هم صحبت کرده‌‌ام. من فرداي آن روز، آنها را فروختم و برگشتم. شب شهيد بابايي به منزل ما آمد و از من خواست کمي قدم بزنيم. حين قدم زدن گفت: وضع مناسب نيست.

قيمت اجناس بالا رفته، حقوق کارمندان و کارگران پايين است و درآمدشان با خرجشان نمي‌خواند. پول‌ها را از من گرفت. بعدها از يکي از دوستان شنيدم که همان شب، پول‌ها را بين سربازان متاهل که قرار بود فردا براي مرخصي عيد نزد زن و فرزندشان بروند، تقسيم کرده است.

 

حکايت دوم

مردي نامه اي به امام حسن مجتبي عليه السلام داد که در آن اظهار حاجت نموده بود. حضرت بدون آن که نامه را بخواند، فرمود: حاجتت را برآورده مي کنم. کسي به ايشان عرض کرد: خوب بود نگاهي به نامه اش مي انداختيد و طبق آن عنايت مي فرموديد. حضرت فرمود: همين اندازه که او ذليلانه پيش روي من بايستد تا نامه اش را بخوانم، مورد سوال خداوند قرارخواهم گرفت.

 

ممكن است برخى گمان كنند كه انفاق تنها فلسفه‏اش پرشدن خلاءهاى اجتماعى است و لذا مى‏گويند اگر اين مسئله را حكومت و دولت بعهده بگيرد و با سازمانهائى كه تشكيل مى‏دهد مشكلات فقر و مسكنت را حل نمايد ديگر نيازى نيست كه بصورت انفاق‏هاى فردى انجام گيرد.

ولى اينچنين نيست، يعنى انفاق فلسفه‏اش تنها پرشدن خلاءها نمى‏باشد بلكه رابطه‏اى با «ساخته‏شدن‏ انسان» دارد. اينكه انسان چيزى داشته باشد و از خود جدا كند و مظهر رحمانيت پروردگار بشود، نقش بزرگى در ساختن انسان دارد. عطوفت ‏يعنى تمايل و توجه به ديگران، با ديگران يكى شدن و دل بجاى دل آنها نهادن خود هدفى اساسى و قابل اهميت است.

 

                                                                                                                               ادامه دارد ...

 

 

منبع :

طباطبايي، سيد محمد هادي،  کتابچه شهر قرآني، شماره3،  با اندکي تصرف، سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

خداشناسى فطرى در كودك
چـون هـنـگـام آن رسيد كه آفتاب دولت ابراهيم خليل (ع ) از مشرق سعادت طلوع كند, منجمان نمرود را اطلاع دادند كه امسال پسرى به وجود خواهد آمد كه حكومت تو به دست او زايل مى شود.
نـمـرود براى پيشگيرى دستور داد: هر پسرى كه در عرصه ملك او به وجود آيد او را بكشند.
موقع ولادت ابـراهيم فرا رسيد و متولد گرديد.
مادر ابراهيم از بيم گماشتگان نمرود, فرزند خود را در چـيـزى پـيـچـيـد وبه غارى برد, در آن جا نهادش و در غار را محكم كرد و بازگشت .
روز بعد در فـرصـتـى به كودكش سر زد و وى را صحيح و سالم يافت .
مادر با تعجب ديد كه كودكش انگشت سـبـابـه خـود را بـه عـادت اطـفال دردهان گذاشته است و مى مكد و با آن تغذيه مى شود.
مادر مـقدارى او را شير داد و بازگشت .
از آن به بعد هر وقت فرصت مى يافت به غار مى رفت و ابراهيم را شير مى داد.
هـفـت سـال گـذشـت و ابراهيم همچنان مخفيانه مى زيست .
از همان وقت , آثار عقل و فراست از پيشانى مباركش هويدا بود.
روزى ازمادر خود سؤال كرد: آفريدگار من كيست ؟ مادر جواب داد: نمرود.
- آفريدگار نمرود كيست ؟ مـادر از جـواب او فـرو مـانـد و دانـست اين پسر همان است كه بناى ملك نمرود را خراب خواهد كرد.

منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

روزهاي نحس، آري با خير؟

روزهاي نحس، آري با خير؟

مطهري

آيا ايام واقعا نحس و سعد دارند و اگر دارند اين نحوست و سعادت آيا ذاتي آنهاست؟

چرا مردم برخي روزها را نحس مي دانند؟ آيا براي اين مساله مي توان از كتاب و سنت شاهد مثالي آورد؟

اكنون اين سوالات را از محضر علامه شهيد استاد مطهري جويا مي شويم؛ ببينيم ايشان چگونه پاسخ خواهند داد.

 

******

« در ميان مردم معمول است که بعضى از روزها را روز سعد و مبارک، و بعضى را روز شوم و نحس مى شمرند، هر چند در تعيين آن اختلاف بسيار است، سخن اينجا است که اين اعتقاد عمومى تا چه حد در اسلام پذيرفته شده است؟ و يا از اسلام گرفته شده است؟ البته اين از نظر عقل محال نيست که اجزاء زمان با يکديگر تفاوت داشته باشند، بعضى داراى ويژگيهاى نحوست، و بعضى ويژگيهاى ضد آن، هر چند از نظر استدلال عقلى راهى براى اثبات يا نفى چنين مطلبى در اختيار نداريم، همين اندازه مى گوئيم ممکن است ولى از نظر عقل ثابت نيست.

بنابر اين اگر دلائل شرعى از طريق وحى که افقهاى وسيعترى را روشن مى سازد بر اين معنى در دست داشته باشيم قبول آن نه تنها بى مانع بلکه لازم است. در آيات قرآن کريم تنها در دو مورد اشاره به نحوست ايام شده است:

يکى در آيات سوره قمر، و ديگرى در آيه 16 سوره فصلت که درباره همين ماجراى قوم عاد سخن مى گويد در آنجا مي‌خوانيم: « فارسلنا عليهم ريحا صرصرا فى ايام نحسات...»

 ما تندبادى سخت و سرد در روزهاى شومى بر آنها مسلط ساختيم.

و در نقطه مقابل، تعبير مبارک نيز در بعضى از آيات قرآن ديده مى شود، چنانکه در باره شب قدر مى فرمايد:

«انا انزلناه فى ليلة مبارکة» ؛ ما قرآن را در شبى پر برکت نازل کرديم (دخان/3).

نحس در اصل به معنى سرخى فوق العاده افق است که آنرا به صورت نحاس يعنى شعله آتش خالى از دود در مى آورد، سپس به همين مناسبت در معنى شوم به کار رفته است.

به اين ترتيب قرآن جز اشاره سربسته اى به اين مساله ندارد، ولى در روايات اسلامى به احاديث زيادى در زمينه نحس و سعد ايام برخورد مى کنيم که هر چند بسيارى از آنها روايات ضعيف است و يا احيانا آميخته با بعضى روايات مجعول و خرافات مى باشد، ولى همه آنها چنين نيست، بلکه روايات معتبر و قابل قبولى در ميان آنها بدون شک وجود دارد، چنانکه مفسران نيز در تفسير آيات سوره قمر بر اين معنى صحه نهاده اند.

واضح است که در اينجا قرآن نمي خواهد بگويد که مثلا آن روز چون روز يکشنبه يا دوشنبه بود نحس بود و عذاب آمد. يکشنبه و دوشنبه هر هفته تکرار مي شود. يا مقصود اين نيست که چون مثلا سيزده ماه صفر بود اينها معذب شدند. سيزده ماه صفر هر سال تکرار مي شود، و بعلاوه اينجا دارد تصريح مي کند: «فکيف کان عذابي و نذر» يعني عذاب به علت تکذيب و به علت حق ناشناسي و کفران يک نعمت بزرگ بود.

خداوند در مورد قوم عاد مي فرمايد: «کذبت عاد»؛ عاد هم تکذيب کرد. «فکيف کان عذابي و نذر»؛ عذاب و انذار من چگونه بود؟ بعد به طور مختصر شرح مي دهد: «انا ارسلنا عليهم ريحا صرصرا في يوم نحس مستمر»؛ فرستاديم بر آنها بادي صرصر، بادي تند و شديد و ويرانگر. (قمر/18و19)

بعضي مفسرين مي گويند خود صرصر کأنه آن صداي باد را هم دارد مجسم مي کند.«في يوم نحس مستمر» در روزي شوم که شومي مستمري داشت. کلمه نحس به معني شوم است. در اينجا مفسرين روي کلمه نحس بحث کرده اند که معناي شوم بودن يک روز چيست؟

واضح است که در اينجا قرآن نمي خواهد بگويد که مثلا آن روز چون روز يکشنبه يا دوشنبه بود نحس بود و عذاب آمد. يکشنبه و دوشنبه هر هفته تکرار مي شود. يا مقصود اين نيست که چون مثلا سيزده ماه صفر بود اينها معذب شدند. سيزده ماه صفر هر سال تکرار مي شود، و بعلاوه اينجا دارد تصريح مي کند: «فکيف کان عذابي و نذر» يعني عذاب به علت تکذيب و به علت حق ناشناسي و کفران يک نعمت بزرگ بود.

پس روز، شوم بود ولي شومي اش نه از خود روز بود يا از آن جهت که روزي از روزهاي هفته يا ماه است، بلکه به علت حادثه اي که در آن روز پيش آمد اين روز شوم شد.

دو مفهوم نحوست

در موضوع نحوست ايام، دو مسأله است. يک مسأله اين است که ما برخي روزهاي سال را مبارک مي شماريم و برخي را نحس و شوم، به اعتبار حادثه اي که در آن روز واقع شده، و مقصود ما اين نيست که اين روز از آن جهت که اين روز است مبارک است يا اين روز از آن جهت که اين روز است شوم است، بلکه مقصود ما اين است که اين روز براي ما يادآور حادثه پر برکتي است يا اين روز براي ما يادآور حادثه شومي است.

مثلا ما روز عيد غدير را روز مبارک مي دانيم ولي نه به اعتبار اينکه هجدهم ذي الحجه است که چون ماه، ماه ذي الحجه است و اين روز هجدهمين روز ماه ذي الحجه است مبارک است، اعم از اينکه در اين روز حادثه اي واقع شده باشد يا نشده باشد، اعم از اينکه در اين روز پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، علي عليه السلام را به خلافت نصب کرده باشد يا نکرده باشد، اين روز، روز مبارک است و چون اين روز مبارک بود، پيغمبر صلي الله عليه و آله علي عليه السلام را در اين روز به خلافت نصب کرد، يعني بخت حادثه يوم الغدير بلند بوده که در اين روز واقع شده است، اين روز از قديم الايام و قبل از اين هم روز مبارکي بوده، از اولي که اين آسمان و زمين درست شده روز هجدهم ذي الحجه روز مبارکي بوده و حادثه غدير در روزي که خودش مبارک بود واقع شد.

يا دهم محرم روزي بوده که از اولي که عالم ساخته شده اصلا اين روز، بد ساخته شده، شوم ساخته شده و حادثه کربلا در روزي واقع شد که بالذات شوم بود و قهرا قبل از اينکه امام حسين عليه السلام هم شهيد بشود هر سال که روز دهم محرم مي آمد روز شومي مي آمد، از زمان حضرت آدم عليه السلام و قبل از حضرت آدم اين روز شوم بوده و الان هم روز دهم محرم شوم است، تا قيامت هم اين روز از آن جهت که اين روز است شوم است. حادثه کربلا هم در يک روز شوم واقع شد.

يک وقت انسان اين طور فکر مي کند. اين طرز فکر، اساسي نمي تواند داشته باشد. نه عقل مي تواند آن را قبول کند و نه از نظر نقل ما مي توانيم تأييدي براي آن بياوريم. ولي يک وقت به آن معناي دوم است: هجدهم ذي الحجه، چون در اين روز براي ما حادثه مبارکي رخ داده است ما اين روز را مبارک مي شماريم. هجده ذي الحجه مبارکي خودش را از حادثه غدير دارد نه حادثه غدير از هجدهم ذي الحجه. دهم محرم شومي خودش را (نه اينکه بالذات شوم است) از شهادت امام حسين دارد نه کشته شدن و قتل امام حسين شومي خودش را از دهم محرم دارد. نظير لفظ و معنا مي شود.

الفاظ از نظر اينکه الفاظند يعني حروف الفبا هستند ترکيب مي شوند از الف و ب و پ و ت و ث وج تا آخر. هيچ لفظي با هيچ لفظ ديگري فرق نمي کند. ولي الفاظ براي معاني مختلفي وضع مي شوند، بعضي الفاظ براي معاني بسيار عالي و لطيف وضع مي شوند، مثل اينکه ما از الف و دو تا لام و يک الف ديگر و يک ه لفظ الله را ساخته ايم که نام خداوند است. چون معنا مبارک است لفظ هم براي ما لفظي است مبارک ، حتي احترام دارد و وقتي که به صورت کتبي در مي آيد دست بي وضو هم به آن نمي زنيم. همين طور اسماء پيغمبران و ائمه، يا اسمهايي که بر يک معاني خيلي عالي مثلا از مقدسات بشر دلالت مي کند مثل لفظ علم که گويي خود اين لفظ هم براي ما جلالتي دارد. در مقابل، ما الفاظي را وضع مي کنيم براي معاني اي که مستقبح ذکره است يعني بشر قبيح مي شمارد که نام آنها را ببرد: «ما يستقبح ذکره».

بعد چون آن معنا چيزي است که بشر نمي خواهد آن را بازگو کند گويي قبح معنا در لفظ اثر مي گذارد و الا بديهي است که لفظ، بالذات قبحي ندارد، قبح از معناست، لفظ به تبع معنا و چون نام اين معناست قبيح شمرده مي شود. حال اگر کسي در مجلسي شروع کند الفاظ زشت به زبان آوردن، مردم به او مي گويند اين کلمات چيست که به زبان مي آوري؟ ممکن است جواب بدهد مگر کلمه هم با کلمه فرق مي کند؟! راست هم مي گويد، مگر کلمه هم با کلمه فرق مي کند؟ هيچ کلمه اي با هيچ کلمه ديگري فرق نمي کند، اما کلمه به اعتبار معني اش با کلمه ديگر فرق مي کند. وقتي مي گويند اين کلمات را به زبان نياور، چون اين کلمه را که شما مي گوييد، آن معنا به ذهن مي آيد و بنا نيست که بشر در مجامع آن معاني را در ذهن خودش مجسم کند.

به اين معنا البته درست است که برخي روزها روزهاي مبارکي است. حتي مي تواند يک سلسله دستورهاي شرعي بر اساس همين روزها برقرار بشود براي اينکه اين روز يادآور آن حادثه است. مثلا امام حسين را در نيمه شعبان يا بيست و هفتم رجب زيارت مي کنيم. بيست و هفتم رجب با بيست و چهارم رجب، خودش بالذات هيچ فرقي نداشته ولي بيست و هفتم رجب به اعتبار بعثت پيغمبر اکرم شرافتي پيدا کرده است. گاهي لفظ به اعتبار معنايش شرافتي پيدا مي کند که بي وضو نبايد دست روي آن گذاشت. بيست و هفتم رجب به اعتبار بعثت پيغمبر، هفده ربيع به اعتبار ولادت پيغمبر، سوم شعبان به اعتبار ولادت امام حسين و نيمه شعبان به اعتبار ولادت حضرت حجت شرافتي پيدا مي کند که (مي گويند) امام حسين را هم اگر مي خواهيد زيارت کنيد در اين روز زيارت کنيد که اين روز يادآور چنين حادثه مبارکي است، يعني حتي يک سلسله احکام و دستورها بر اين اساس برقرار مي شود، و هيچ مانعي هم ندارد.

مسأله نحوست ذاتي ايام

ولي در روايات ما پيدا مي شود چيزهايي که از آنها حتي بيش از اين، مفهوم مي شود. مثلا مسافرت کردن در حالي که قمر در عقرب است يا مسافرت کردن در فلان روز خوب نيست، مسافرت کردن در فلان روز خوب است، اين چيزهايي که اصطلاحا نجوم احکامي ناميده مي شود. اينها چيست؟ در مورد اينها ما يک عده روايات داريم که ظاهر آنها همين ها را تأييد مي کند، و از طرف ديگر يک عده روايات داريم که شديدا اينها را نفي مي کند، مثل آنچه که در نهج البلاغه است که در کتب روايات هم ذکر شده است که وقتي امام علي عليه السلام مي خواستند به جنگ نهروان بروند، در حالي که سوار شده و آهنگ رفتن کرده بودند، اشعث قيس کندي آمد در حالي که يکي از خويشاوندانش همراهش بود و گفت: يا اميرالمؤمنين! توقف بفرماييد و حرکت نکنيد براي اينکه اين (مرد) سخني مي گويد.

فرمود چه مي گويد؟ او آمد و گفت من منجم هستم، اوضاع کواکب دلالت مي کند که اگر شما در اين ساعت حرکت کنيد و برويد به جنگ شکست مي خوريد و همه تان کشته مي شويد.

اميرالمؤمنين به شدت به او حمله کرد، فرمود هر کسي که حرفهاي تو را باور کند بايد خدا و قرآن را تکذيب کند. ما وظيفه داريم در کارها به خدا توکل و اعتماد کنيم، و بعد فرمود: «سيروا علي اسم الله»؛ به نام خدا حرکت کنيد و هيچ به حرفهاي اينها ترتيب اثر ندهيد. رفتند و پيروز هم شدند و مي دانيم که در هيچ جنگي لشکريان اميرالمؤمنين به اين سرعت و به اين تمامي پيروز نشدند که غير از هشت نه نفر از خوارج بقيه همه تار و مار شدند.

نحس در اصل به معنى سرخى فوق العاده افق است که آنرا به صورت نحاس يعنى شعله آتش خالى از دود در مى آورد، سپس به همين مناسبت در معنى شوم به کار رفته است.

عبدالملک بن اعين برادر زرارة بن اعين است. روزي آمد خدمت امام صادق عليه السلام و عرض کرد: يا بن رسول الله! من گرفتار اين نجوم شده ام و اين نجوم در من وسواسي ايجاد کرده. ضمنا اين آدم منجم هم بود، به همين نجوم احکامي عمل مي کرد، به اين حسابهايي که اوضاع ستارگان مثلا دلالت مي کند بر اينکه اگر امروز از طرف جنوب بروي چنين مي شود، از شمال بروي چنين، مسافرت چنين است و ازدواج چنين.

کم کم عادت کرده بود و خيلي مصيبت بود که تمام کارهايش را بر اساس راهنماييهاي نجومي انجام بدهد و اين سبب شده بود که اصلا زندگي اش فلج بشود چون يک روز مثلا چندم ماه بود نحس بود، يک روز قمر در عقرب بود، روز ديگر فلان ستاره در پيش رو بود. گفت: يا بن رسول الله! من اين طور شده ام.

در حديث نوشته اند در وسائل است حضرت با کمال تعجب فرمود: تو به اين چيزها عمل و اعتنا مي کني؟! گفت: بله يابن رسول الله، چطور؟ فرمود: الان حرکت مي کني مي روي به خانه ات و تمام اين کتابها را يکجا آتش مي زني. امر امام بود، رفت تمام کتابها را يکجا آتش زد. روايات زيادي در نهي از ترتيب اثر دادن به اين امور داريم. ما از مجموع اخبار و روايات اين چنين استفاده مي کنيم که يا اين مسائل اساسا تأثيري در زندگي انسان ندارد و يا اگر دارد اين سه چيز (چون هر سه اينها در روايات هست): توکل به خداوند، متوسل شدن به اولياء خدا و صدقه دادن اثر اينها را از بين مي برد.

منابع:

مطهري، مرتضي، آشنايي با قرآن 5، ص 246 -233

جمعي از نويسندگان، تفسير نمونه، ج 23، ص 41

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

بي‌توجهي به نوجوانان علت رفتارهاي پرخطر
دكتر فريبا عرب گل  در خصوص بي‌توجهي به نوجوانان گفت: نوجوانان به سبب شرايط خاص سني همواره براي بيمه شدن در مقابل رفتارهاي پرخطر نيازمند ياري و توجه ويژه همگان هستند.

وي به اختلال رفتاري و شخصيتي نوجوانان اشاره و تاكيد كرد: همچنين مسوولان بايد با برنامه‌ريزي كاربردي براي رفع مشكل‌هاي اين افراد كه داراي اختلال رفتاري هستند اقدام كنند.

او ادامه داد: اينگونه بيماري سبب شده تا اين افراد داراي اختلال در رفتار، قدرت تصميم‌گيري و بي‌توجهي به آينده و حال باشند.

اين روانشناس گفت: انرژي زياد، بي‌برنامگي و سردرگمي در زندگي اين افراد تبعات سنگيني براي جامعه و محيط خانواده آنان در صورت بي‌توجهي در بر دارد.

وي علاقه‌مندي به ارتباط جنسي و حاملگي در سنين پايين، رانندگي خطرناك و بدون گواهينامه، بي‌حوصلگي زودرس، بي‌تمايلي به تحصيلات عالي و علاقه‌مندي به مصرف مواد مخدر را از رفتارهاي پر خطر در اين قشر برشمرد.

او اضافه كرد: اين موضوع سبب بروز بسياري از مشكلهاي آموزشي، رواني و ناهنجاريهاي اجتماعي در جامعه مي‌شود.

وي افزود: حضور اين قشر از نوجوانان در برنامه‌هاي فرهنگي و اجتماعي جامعه موجب شناخت و شكوفايي استعدادها و افزايش توانمندي آنان مي‌شود.

او با اشاره به جوان بودن جمعيت ايران گفت: وجود جمعيت جوان از جمله نعماتي است كه نقش مفيدي در پيشرفت و توسعه كشور دارد.

 منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

برجسته‏ترین مقام یوسف ‏علیه السلام

برجسته‏ترین مقام یوسف ‏علیه السلام

اخلاص

برجسته‏ترین مقامى كه قرآن كریم براى یوسف ‏علیه السلام اثبات مى‏كند، همان مخلص بودن اوست. رسالت، سمت پیام آورى است، اخلاص درجه‏ى عالیه‏ى كمال انسانى است كه چیزى در حرم امن قلب یك انسان مخلص راه ندارد، همان گونه كه خداوند در باره‏ى اسحق و یعقوب و ابراهیم خلیل مى‏فرماید:

«إنّا أخلصناهم بخالصة ذكرى الدّار»؛ این‏ها بندگان مخلص ما هستند.

در باره‏ى اخلاص حضرت یوسف صدّیق‏علیه السلام نیز صحّه گذاشت و فرمود او بنده‏ى مخلص ماست.

از این رو گناه در او راه ندارد و آن حضرت در پرشورترین حالت‏هاى جوانى و در شدیدترین خطرات مالى، به سنگین‏ترین آزمون‏هاى الهى مبتلا شد و پیروز به در آمد.

در دوران كودكى به چاه افكنده شد و لب به شكایت باز نكرد، به صورت یك برده فروخته شد، به كید زنان زندانى شد، اما در همه‏ى حالات صبور و شاكر بود و همه‏ى این‏ها نشانه‏ى بنده‏ى مخلص بودن اوست. (1)

1- تفسیر موضوعی، ج7، ص171

منبع:

قرائتی،محسن، هزارویک نکته از قرآن،

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

10 روش برای داشتن فرزندانی مسؤلیت پذیر

همه ی ما دوست داریم فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشیم. اما چطور می توانیم اطمینان یابیم که فرزندانمان این درس ها را به خوبی آموزش می بینند؟ در این مقاله چند راه برای مسئولیت پذیر کردن فرزندانتان به شما نشان می دهیم.


همه ی ما دوست داریم فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشیم. اما چطور می توانیم اطمینان یابیم که فرزندانمان این درس ها را به خوبی آموزش می بینند؟ در این مقاله چند راه برای مسئولیت پذیر کردن فرزندانتان به شما نشان می دهیم.

1)  از همان بچگی بعضی از کارها را به آنها واگذار کنید.

بچه های کوچک، حتی بچه های دو ساله، علاقه ی خیلی زیادی به کمک کردن دارند. اگر صبور و خلاق باشید، مطمئن باشید خیلی بیشتر از آنچه شما فکر می کنید از دستشان برمی آید. اینکار باعث می شود وقتی بزرگتر شدند، در کارهایشان اعتماد به نفس و شور و اشتیاق داشته باشند.

2)  برای کارهایشان پاداش نگذارید.

اگر می خواهید حس مسئولیت پذیری به صورت طبیعی و عمقی در وجود فرزندانتان شکل گیرد، باید بتوانند ارزش واقعی کارهایشان را درک کنند. اگر فقط روی چیزی که به عنوان پاداش خواهند گرفت متمرکز شوند، این را یاد نخواهند گرفت.

3)  وقتی اشتباه میکنند، عواقبی طبیعی برای آنها در نظر بگیرید.

اگر عادت کرده اند که همیشه وسایل بازیشان را جایی جا بگذارند، باید بگذارید با نتایج و عواقب کارهایشان هم روبه رو شوند. شاید لازم باشد که برای بازی بعدیشان از کسی دستکش قرض بگیرند، یا شاید هم اگر گم شده باشد، مجبور شوند یک دستکش نو بخرند. اگر هر وقت که چیزی را گم می کنند شما کمکشان کنید، هیچوقت در زندگی مسئولیت پذیر نخواهند شد.

4)  وقتی می بینید جایی احساس مسئولیت کرده اند، آن را بر زبان بیاورید.

هر رفتاری که از آنها می بینید و خوشتان می آید را جلوی خودشان به زبان بیاورید. اینکار باعث می شود با شور و شوق بیشتری باز آن کار را تکرار کنند.

5)  هر از گاهی درمورد مسئولیت پذیری با آنها صحبت کنید.

مسئولیت پذیری را به عنوان یک ارزش خانوادگی به آنها معرفی کنید و اهمیت آن را برایشان توضیح دهید.

6)  خودتان الگوی مسئولیت پذیری برای فرزندانتان باشید.

آنها همه چیز را از شما یاد می گیرند، پس مراقب رفتارهایتان باشید. سعی کنید همیشه خوش قول باشید. مطمئن باشید که آنها همه ی کارهایتان را زیر ذره بین دارند.

7)  از همان کودکی به آنها پول توجیبی بدهید.

بگذارید از همان دوران کودکی، تصمیمات مربوط به امور مالیشان را خودشان بگیرند. با این روش خیلی زود چم و خم پول خرج کردن دستشان می آید. اما اگر زود پولشان را تمام کردند، تنبیهشان نکنید.

8)  باور داشته باشید که کودکانتان مسئولیت پذیر هستند.

باور شما به مسئولیت پذیری آنها، خیلی زود به خودشان منتقل خواهد شد و سطح توقعاتشان را بالاتر خواهند برد. حتی وقتی خرابکاری می کنند هم این باور را از دست ندهید.

9)  به آنها یاد بدهید که مسئولیت پذیر باشند.

با آنها صحبت کنید و بگویید که توقع چه رفتاری از آنها را دارید. وقتی آنها ندانند که مسئولیت پذیری چیست، چطور می توانند مسئولیت پذیر باشند؟

10) از دیگران هم راهنمایی و کمک بگیرید.

بعضی وقت ها خیلی سخت است که خودتان بفهمید در برخورد با فرزندتان خیلی سخت گیرید یا آسان گیر. می توانید با پدر و مادرهای دیگر صحبت کنید، کتاب بخوانید، به مشاوران مخصوص مراجعه کنید، هر کاری از دستتان برمی آید انجام دهید تا احساس کنید که برای بار آوردن فرندتان تنها نیستید.

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

نيازهاي كودكان خود را میشناسید ؟
 

http://lib.store.yahoo.net/lib/vitasprings/pedialean-children.jpg

در گذشته چنين تصور مي شد كه نيازهاي تحولي كودك، به صورت سلسله مراتبي ظاهر مي شود; يعني اول نياز به غذا، آب و سپس نياز به محبت و رابطه محبت آميز و بعد از آن ساير نيازها. اما اكنون چنين تلقّي مي شود كه نيازهاي انسان به صورت بسيار ظريف و دقيق در هم تنيده و به هم مربوطند. براي مثال، حالات روحي و عاطفي كودك در جذب و هضم غذا و حتي در رغبت وي به غذا نقش دارد; و يك كودك افسرده ممكن است رغبتي به غذا نشان ندهد يا اگر غذا را ببلعد در هضم و جذب آن دچار مشكلاتي شود. اين نشان مي دهد كه نيازهاي آدمي به صورت طولي و سلسله مراتبي آشكار نمي شوند، بلكه نيازها در هم تنيده و همزمان هستند. رشد عاطفي، شناختي، اخلاقي و اجتماعي كودك مرهون ارضاي نيازهاي اساسي كودك به طور همزمان است; زيرا جنبه هاي تحولي كودك در همه ابعاد مزبور كاملا به هم مرتبط و غيرقابل تفكيكند.

همراه با نيازهاي فيزيولوژيكي كودك، چهار نياز اساسي وجود دارد كه از بدو تولد ظاهر مي شوند و بايد همزمان با تغذيه كودك ارضا شوند.[1]اين نيازها عبارتند از:

نياز به عشق و امنيت

يكي از مهم ترين نيازهاي كودكان كه پايه و اساس روابط او را با ديگران تعيين مي كند نياز به محبت و امنيت است. نياز به محبت و امنيت، نيازي است كه رشد سالم شخصيت كودك به آن وابسته است و موجب مي شود كه كودك در آينده بتواند نقش پدر يا مادري دلسوز و مهربان را ايفا كند و به محبت و علاقه ديگران به نحو صحيح پاسخ دهد. مادر نخستين كسي است كه در تأمين اين نياز به كودك كمك مي كند، بعد از او، پدر و سپس  ساير افرادي كه با كودك ارتباط دارند. اگر اين نياز به خوبي ارضا شود حس اعتماد به جهان پيرامون براي كودك به وجود مي آيد و او مي تواند با دنياي در حال تغيير كنار بيايد. كودك احساس يكپارچگي شخصيت مي كند و هويتي منسجم و پايدار در او شكل مي گيرد. [2]

نياز به كسب تجارب جديد

نياز به كسب تجارب جديد براي رشد ذهني كودك همان اثري را دارد كه غذا براي رشد جسماني او. دو عامل مهم در تأمين اين نياز نقش اساسي دارند: يكي بازي و ديگري زبان. كودك از طريق اين دو، دنياي پيرامون خود را كشف مي كند و راه مقابله با مشكلات را نيز مي آموزد. جو عاطفي و فرهنگي خانواده و نيز دلمشغولي ها يا آرمان هاي والدين، مي توانند در تقويت كردن، محدود ساختن يا رشد ذهني كودك، نقش مؤثري داشته باشد. [3]

بازي كردن، به دو شيوه عمده نياز به كسب تجارب جديد را برآورده مي سازد: نخست كودك را قادر مي سازد تا در مورد دنياي پيرامون خود، مطالبي بياموزد. دوم، به كودك امكان مي دهد تا با مسلّط ساختن خيال پردازي بر واقعيت و منطق، با هيجان هاي متعارض خود كنار بيايد و آنها را حل كند. همين طور زبان نيز در رشد فكري، نحوه استدلال و ايجاد ارتباط با ديگران نقش به سزايي دارد. البته منظور كميّت گفتار كودك نيست، بلكه منظور كيفيت گفتار، پربار بودن، واضح بودن و نيز مربوط بودن آن به موضوع است. [4]

نياز به تحسين و قدرداني

براي اينكه كودك بتواند ناتواني و ضعف خود را جبران كند و به بزرگ سالي قدرتمند و مستقل تبديل شود، به يادگيري عاطفي، اجتماعي و ذهني نياز دارد و مؤثرترين عامل در بروز اين معنا در كودك، تحسين و قدرداني است. به عبارت ديگر، كودك براي اينكه به رشد و بالندگي برسد نياز به تقويت و پاداش دارد و اين نياز حتي در افراد بزرگ سال و رشد يافته نيز وجود دارد; زيرا زندگي انسان همواره با دشواري ها، شكست ها و ناملايمات همراه است و كودك براي بزرگ شدن دايم بايد با اين سختي ها دست و پنجه نرم كند. از اين رو، نياز به مشوق هاي فراوان دارد. «بزرگ سالاني كه كودك را دوست مي دارند و كودك نيز آنها را دوست مي دارد و مايل است تا خرسندشان سازد، با نشان دادن خوشحالي به دليل موفقيت كودك، تشويق كردن او، اين مشوق ها را براي او فراهم مي كنند. تشويق كردن و خواسته هاي معقول را از كودك انتظار داشتن، پشتكار را در كودك به وجود مي آورد. مناسب ترين سطح توقع ما از كودك هنگامي است كه توقع موفقيتي را از او داشته باشيم كه دستيابي به آن ممكن، اما مستلزم تلاش باشد. اين سطح، در تمامي زمان ها و در مورد تمامي كودكان، يكسان نيست، بلكه بايد با قابليت هاي هر كودك خاص در زمان خاص و مرحله تحولي او متناسب باشد.» [5]

نياز به مسئوليت پذيري

كودك به موازات رشد در ساير ابعاد، در حيطه مسئوليت پذيري نيز بايد رشد كند تا هم در برابر خود و هم در برابر ديگران احساس مسئوليت كند. براي ارضاي اين نياز، والدين يا افرادي كه سرپرستي كودك را به عهده دارند بايد به كودك اجازه دهند به تدريج كارهاي خود مثل غذا خوردن، لباس پوشيدن و شستوشو كردن را خودش انجام دهد. همچنين براي تأمين اين نياز بايد چيزهايي را در اختيار كودك قرار دهند; مثل وسايل شخصي. كودك با تصرف در آنها احساس مي كند اين چيزها در تملّك او قرار دارد. البته اين به معناي آن نيست كه والدين هيچ نظارتي بر كودك نداشته باشند و يا هيچ دخالت و اعمال سليقه اي در كارهاي كودك نكنند، بلكه به اين معناست كه به كودك ميدان عمل و مسئوليت داده شود و شرايط را براي وي فراهم نمود كه به صورت عملي بتواند كارهاي مربوط به خود را تمرين كند و هر كجا نياز به راهنمايي داشت او را راهنمايي كرد تا كم كم مسئوليت پذيري در كودك رشد كند.

درباره ميزان تأثير اشتغال زوجين بر فرزندان به سادگي نمي توان نظر داد; زيرا پيش از هر چيز بايد شكل هاي مسئله را طرح نمود. سپس ميزان و نوع نياز فرزندان به حضور والدين در مقاطع مختلف سني را مورد بررسي قرار داد تا در پايان بتوان قضاوت كرد كه در چه صورتي اشتغال زوجين مضر، و در چه صورتي بدون اشكال است و حتي ممكن است فوايدي نيز داشته باشد.

پی نوشت ها :
1ـ پرنيگل مياكلم، نيازهاى كودكان، ترجمه نيّره ايجادى و جواد شافعى مقدم، تهران، رشد، 1380، ص 250.

2ـ همان، ص 251.

3ـ پرينگل مياكلم، پيشين، ص 251.

4ـ همان، ص 252.

5ـ همان، ص 253.


منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

شما می‌توانید روی آب راه بروید!

شما می‌توانید روی آب راه بروید!

رویا

ابوسعید را گفتند: كسی را می‌‏شناسیم كه مقام او آن چنان است كه بر روی آب راه می‌‏رود.

شیخ گفت: كار دشواری نیست؛ پرندگانی نیز باشند كه بر روی آب پا می‌‏نهند و راه می‌‏روند.

گفتند: فلان كس در هوا می‌‏پرد. گفت: مگسی نیز در هوا بپرد.

گفتند: فلان كس در یك لحظه، از شهری به شهری می‌رود.

گفت: شیطان نیز در یك دم، از شرق عالم به مغرب آن می‌‏رود. این چنین چیزها، چندان مهم و قیمتی نیست.

مرد آن باشد كه در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد كند و با آنان در آمیزد و یك لحظه از خدای غافل نباشد.

منبع:سایت تبیان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

کلید فهم

کلید فهم

مروری بر دعای ندبه

دعا

اشاره:

دعا و توسل، دو نیاز آدمی و دو بال پرواز او برای فرار از دل‏مردگی حاکم بر فضای زندان دنیا هستند. همین امر انسان را بر آن می‏دارد تا در پی دست‏یابی به عواملی باشد که او را در راه درک مفاهیم ادعیه و زیارات یاری می‏رسانند. در میان این عوامل، دقت در فرازهای دعا، سهم بسزایی در فهم معنای روح‏بخش آن ایفا می‏کند; یعنی فهم سیر و انتقالاتی که برای تربیت روح انسان‏ها در نیایش‏های معصومین علیهم السلام است.

ما در این نوشتار کوتاه در صدد آنیم تا با چنین دیدگاهی، به بیان مختصر ارتباط بین فرازهای دعای شریف ندبه بپردازیم.

 

فرازهای دعا

این دعا از چهار فراز تشکیل شده که با یکدیگر مرتبط بوده و مجموعا یک منظومه‏ی منظم و سیر منسجم را تشکیل می‏دهند.

 

فراز اول: حمد و صلوات

این دعا با حمد بر ربوبیت‏خداوند و صلوات بر پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت مکرمش علیهم السلام آغاز می‏شود.

«الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد نبیه و آله و سلم تسلیما»

ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و درود و سلام مخصوص خداوند بر آقای ما پیامبرش و خاندان او باد.

 

فراز دوم: ثنای بر قضاء

این فراز که با حمد و ثنای دوباره بر جریان قضای الهی نسبت‏ به اولیائش شروع می‏شود، در واقع دربردارنده‏ی همه‏ی دعا به نحو اجمال است که با عباراتی مختصر، مضامین بعدی دعا را مورد اشاره قرار می‏دهد.

«اللهم لک الحمد علی ماجری به قضاؤک فی اولیائک . . . و جعلتهم الذریعة الیک و الوسیلة الی رضوانک»

بار خدایا! ستایش فقط تو را سزاست‏ بر آن قضاء و قدری که درباره‏ی اولیا و نمایندگانت جاری شد . . . و آنان را سبب دست‏آویزی به سویت و وسیله‏ای برای خشنودی محضت قرار دادی.

 

دعا

 

فراز سوم: تاریخ، از آغاز تا تکامل

در سومین فراز از این دعای شریف، ماجرای تفصیلی قضا و حکم الهی در مورد اولیائش مورد بررسی قرار می‏گیرد که در آن، نقطه‏ی شروع تاریخ بشریت و تحولات اساسی و در نهایت، سیر تکاملی آن به سوی عصر حاکمیت‏حضرت بقیة الله علیه السلام که اوج تقرب جامعه‏ی بشری به خدای متعال وهدف نهایی از خلقت است، مورد توجه واقع می‏شود. این فراز با عبارت «فبعض اسکنته جنتک» آغاز می‏گردد و با جمله‏ی «و نحن نقول الحمدلله رب العالمین» به انتها می‏رسد.

 

فراز چهارم: استغاثه و طلب

استغاثه به درگاه حضرت حق، آخرین فراز از دعای ندبه را به خود اختصاص می‏دهد:

«اللهم انت کشاف الکرب و البلوی . . . .»

خدایا! تویی تنها برطرف کننده گرفتاری‏ها و سختی‏ها . . . .

                                                         

 

 منبع:

 میرباقری، سید مهدی، نشریه انتظار،شماره1، پائیز 1380

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

تاریکی شب و بررسی ترس کودکان

چرا ترس های گوناگونی در وقت خواب به سراغ بچه ی من می آید؟ چه کار کنم تا کودکم بتواند به ترس های شبانه ی خود فائق آید؟ چه طور می توانم بفهمم که ترس های شبانه ی کودکم غیرطبیعی است؟

ترس های وقت خواب (ترس های شبانه) از تاریکی، هیولا ی زیر پتو و تنها خوابیدن در سنین پیش از دبستان و سال های آغازین پس از آن معمول هستند. این ها سال هایی هستند که درآن قدرت تخیل کودک شما به طرز فوق العاده ای گسترش پیدا میکند، این به آن معنی است که او می تواند چیزهای جدید و ترسناکی را در تصور خود بگنجاند که از آن ها واهمه دارد. بخش قابل توجهی از روز او غوطه ور در بازی های تخیلی همراه با انواع اژدها، دایناسور و آدم بدها(قهرمان های منفی) می گذرد . در هنگام خواب متوقف کردن این تخیلات و به خواب رفتن برای او مشکل می شود. به دلیل تخیلاتی که در طول روز کودک ذهن خود را با آن درگیر کرده ناگهان حتی اشیای آشنا که قبلا هر گز ترسناک نبوده اند -مثل اتاق خواب تاریک- وحشت آور به نظر می رسند. و از آن جا که کودک شما در این سن هنوز در حال آموختن تمایز بین خیال و واقعیت است احتمال وجود موجودی نامرئی در زیر پتو یا تخت برایش کاملا واقعی به نظر می رسد.
پاتریشیا شیتز استاد آموزش مشاوره در دانشگاه آلاباما در بیرمنگام می گوید: «ترس های وقت خواب – از تاریکی، از جدایی از والدین، از صداها، از آدم های بدی که آسیب جسمی وارد می کنند- یک مرحله ی طبیعی در روند رشد است و اغلب بیش از آن چه که والدین انتظار دارند به طول می انجامد، این مرحله در حدود سن دوسالگی آغاز می شود و تا حدود هشت-نه سالگی ادامه می یابد.» علاوه بر این کودکان در سنین پیش از دبستان شروع به درک این نکته می کنند که چیزهایی در دنیا وجود دارد که می تواند به آن ها آسیب بزند. کار شما در طی ده سال آینده (و حتی بیشتر) این است که به کودک تان کمک کنید تا تفاوت بین خطر واقعی ( مثل سوار شدن به ماشین شخص ناشناس) و چیزهایی که تنها تصویری در ذهن هستند که به نظر می رسند ( مثل وجود یک جادوگر بین دیوار و رختخواب) درک کند.
شاید شما هم اکنون نتوانید به کودک کمک کنید که به طور کامل ترس خود را از بین ببرد، چون همچنان که اشاره شد او در روند رشد خود مجبور به از سر گذراندن این دوره و این تجربه ها است، اما کارهای زیادی هم هست که شما می توانید انجام دهید تا به کمک کنید که بر ترس های خود غلبه کند و خیلی راحت به خواب برود. در ساعات پیش از خواب، کودک را با داستان ها یا فیلم های شاد و غیرخشونت آمیز آماده کنید واز تعریف کردن قصه ها و افسانه های ترسناک و ناراحت کننده یا پخش کارتون های اینچنینی پرهیز کنید. برای موقع خواب نیز یک روند ثابت و مشخص و مسالمت آمیز که هر شب بتوانید آن را اجرا کنید در نظر بگیرید – برای مثال می توانید از برنامه ی پیشنهادی زیر به عنوان برنامه ی قبل از خواب کودک کمک بگیرید: یک حمام گرم، یک داستان ملایم، یک لالایی آرام و چند دقیقه در سکوت کنار رختخواب کودک ماندن.
آرامش مراسم قبل از خواب می تواند مثل نوعی ورد جادویی عمل کند و افکار و آدم های بد را از ذهن کودک دور کند و مرحله ی گذار از هوشیاری کامل به خواب عمیق را آسان کند. وجود یک یا دو چراغ خواب در اتاق خواب کودک می تواند احساس امنیت بیشتری به او بدهد. نیمه باز گذاشتن در اتاق خواب کودک، پخش کردن یک نوار قصه یا لالایی و تشویق کودک به خوابیدن با عروسک یا پتوی موردعلاقه اش نیز میتواند مفید باشد. اگر کودک خواهر یا برادری دارد، اجازه دهید با هم در یک اتاق بخوابند، این کار می تواند باعث شود ترس های وقت خواب به همان سرعنی که پدیدار شده اند ناپدید شوند. اگر کودک تان از تنها ماندن وحشت دارد و تنها با تماس با شما احساس راحتی می کند. اگر برای تان مساله ای نیست که کودک مدتی با شما بخوابد، تا زمانی که ترس های وقت خواب او کمرنگ بشود و وارد مرحله ی رشدی دیگری بشود از این کار دریغ نکنید.

اگر شما هر کاری که می توانسته اید برای قوت قلب دادن به کودک انجام داده اید و او هنوز هم شدیدا هراسناک است ممکن است ترس های او از حد نرمال گذشته باشد و مشکل فوبیا یا اضطراب داشته باشد. نشانه های وجود فوبیا (ترس های بی اساس) عبارت اند از گریه و تکرار مداوم آن به حدی که بیش از چند دقیقه طول بکشد و بیش از حد یک ترس معمولی طبیعی ( از «من از تاریکی می ترسم» تا « همه ی چراغ های خانه را روشن کن تا دزدها نتوانند ما را بکشند.» ) باشد. ترس فوق العاده زیاد یا مداوم وقت خواب می تواند ناشی از یک اتفاق ناراحت کننده یا مشوش کننده در خانه یا مدرسه یا محیط های بزرگ تر باشد. باید دانست که حتی بچه های خیلی کوچک نیز استرس های ناشی از طلاق یا مرگ در خانواده، بیکار شدن یکی از والدین، اسباب کشی به خانه ی جدید، تغییر پرستار یا مربی یا معلم کودک، خشونت یا فجایع طبیعی درک می کنند. لازم به تذکر نیست که ترس های شبانه ناشی از آزار جسمی یا فیزیکی نیز باشند ( در چنین حالتی واقعا یک هیولا ممکن است در اتاق کودک باشد)
اگر کودک تان به این دلیل که واقعا هراسان است؛ هر کاری می کند که با ترس مواجه نشود و اگردر رختخوابش نمی ماند و نمی تو اند به خواب برود ( البته نه فقط به این دلیل که دوست دارد تا دیروقت بیدار بماند!) ممکن است مسائل عاطفی اساسی داشته باشد که نیاز به بررسی دارد، هر چند ممکن است شما در ابتدا احساس کنید نیازی به مشاوره ندارید.اما در این زمینه یک مشاور می تواند به شما کمک شایانی بکند.

اكثر كودكان از تاريكي هراس دارند و همواره والدين‌ آنها، با مشكلاتي از اين قبيل همچون ترس كودك از حيوانات، ترس كودك از غريبه‌ها، ترس كودك از تاريكي و... مواجه هستند و البته در بيشتر مواقع هم نمي‌‌دانند كه چه رفتاري را بايد در مقابل اين ترس‌ها از خود نشان دهند.

 ترس كودكان معمولا در برابر پديده‌هايي رخ مي‌‌دهد كه اغلب بزرگسالان آنها را ترسناك نمي‌‌دانند و اين در حالي است كه ترس كودك براي خود او كاملا واقعي است.
  ترس در مفهوم كلي به معناي واكنشي است طبيعي و لازم و البته مهم و مفيد. در صورتي كه ترس به طور كامل كنترل و به طور منطقي تعبير شود، باعث مي‌‌شود كه شخص در مواجهه با مشكلات بيشتر احتياط كند.
  از ديرباز عامل به وجود آورنده ترس در كودكان مورد توجه محققان بوده و البته جواب‌هاي بسياري هم به آن داده شده است. گروهي، عوامل زيستي را به عنوان عامل برخي از ترس‌ها در كودكان عنوان كرده‌اند و برخي ديگر، عوامل روانشناختي همچون تغيير در محل سكونت، جدا شدن از والدين و... را باعث به وجود آمدن ترس در كودكان مي‌‌دانند يعني كودك ترس را از والدين و اطرافيان خود فرا گرفته است. مثلا اگر مادر از عنكبوت مي‌‌ترسد، اين ترس ناخواسته به كودك منتقل مي‌‌شود.
 از عوامل ديگر كه در ايجاد ترس در كودكان تاثيرگذار است، مي‌‌توان به اتفاقات و حوادث محيط پيرامون كودك اشاره كرد. مثلا كودك با مشاهده صحنه تصادف و يا تماشاي فيلم‌هاي ترسناك و وحشت‌انگيز دچار ترس و اضطراب مي‌‌شود.
    البته بايد خاطرنشان كرد كه برخي ترس‌ها در سنين خاصي بروز مي‌‌كند كه امري طبيعي است اما اگر اين نوع ترس‌ها بيش از دو سال ادامه يابد، نياز به درمان دارد.
 اما براي رفع معضل ترس در كودكان، بيشتر از همه والدين و اطرافيان مي‌‌توانند مثمرثمر باشند و بايد توجه داشته باشند كه:
  
    - براي رفع مشكل ترس در كودكان نبايد عجولانه عمل كنند چرا كه ترس به تدريج و با گذشت زمان درمان مي‌‌شود و از بين مي‌‌رود و والدين با حفظ آرامش و خونسردي خود مي‌‌توانند به رفع ترس در فرزندشان كمك كنند.
   
    - هرگز كودك را به خاطر ترس و اضطرابي كه دارد، تحقير و سرزنش نكنيم چرا كه كودك نمي‌‌تواند علت ترس خود را كه از ديد بزرگترها غيرمنطقي است، درك كند لذا سرزنش نه تنها كمكي نمي‌‌كند بلكه بر اضطراب او مي‌‌افزايد.
   
    - زماني كه كودك تحت درمان و مراقبت است، بايد عوامل ايجادكننده ترس را كشف و برطرف سازيم.
   
    - بازي و سرگرمي به عنوان يكي از راه‌هاي از بين بردن ترس در كودكان به والدين پيشنهاد مي‌‌شود.
   
 به هر حال بايد توجه داشت كه ترس به عنوان يك غريزه طبيعي از همان آغاز تولد در نهاد انسان‌ها قرار دارد اما اگر از حالت عادي خارج شود، به عنوان يك نوع مرض و بيماري درمي‌آيد كه نياز به درمان داشته و توصيه روانشناسان در اين زمينه بسيار سودمند است.
    

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

متمهدیان و مدعیان مهدویت

متمهدیان و مدعیان مهدویت

(4)

مهدی

 (نگاهى تاریخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغین مهدویت)

 

اشاره

نوشتار حاضر در ادامه مجموعه مقالاتی است كه از چندی پیش در واكاوی و شناخت یكی از جدی ترین آسیبها و آفتهای تنیده شده با فرهنگ مهدویت، یعنی فرقه ها و مدعیان دروغین مهدویت، یه صورت سلسله وار تقدیم شما كاربران عزیز می شود. در مقالات گذشته چنانكه دیدیم دعاوی و هویت پاره ای از فرق یاد شده در ترازوی نقد فرو ریخت؛ اینك برآنیم تا مدعیات كذب و هویت پوچین برخی دیگر از این فرقه ها را بر آفتاب افكنیم؛ پس با ما همراه باشید.

*********

زیدیه:

عده‏اى با تمسك به روایت پیامبر(ص) كه فرمودند: «ان المهدى من ولدالحسین و انه یخرج بالسیف و انه ابن سبیة.

مهدى از فرزندان حسین(ع) است و او با شمشیر بپا مى‏خیزد و مادرش بهترین كنیزان خواهد بود.»، زمانى كه زید بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب قیام خود را علیه امویان آغاز كرد، گفتند: چون او از نسل حسین(ع) است و قیام به سیف علیه ظالمان كرده و از سویى فرزند اسیر است، پس او مهدى موعود مى‏باشد.(70) كنیه زید ابوالحسن و مادرش كنیزى بود كه مختار بن ابى عبیده او را به على‏بن الحسین(ع) بخشیده بود.(1)

اما این گروه به روایت دیگر پیامبر(ص) توجهى نكردند، كه فرمودند:

«الائمة بعدى اثنا عشر؛ تسعة من صلب الحسین؛ تاسعهم قائمهم.»(2)

شخص زیدبن على(ع) از بزرگان بود و خلفاى اموى را به حق نمى‏دانست. او بر علیه آنان قیام كرد و به طرف كوفه رفت و با همراهى چهار هزار نفر، با حاكم عراق؛ یعنى یوسف‏بن عمر، به جنگ برخاست. كار زید در كوفه ده ماه طول كشید؛ تا این كه در سال 122هـ / 740م به دست هشام‏بن عبدالملك اموى به دار آویخته شد و سرش را به دمشق نزد هشام و از آنجا به مدینه بردند.

زید از سوى امام باقر(ع) نیز تأیید شده بود و امام(ع) مى‏فرمودند: «خدایا! پشت مرا به زید محكم فرما.» و با مشاهده زید، آیه «یا ایهاالذین آمنوا كونوا قوامین بالقسط شهداءللّة.»(3) را تلاوت مى‏كردند و مى‏فرمودند: «اى زید! تو نمونه عمل به این آیه هستى.»(4)

پیروان زید اطراف یحیى و فرزندش را گرفتند. یحیى در خراسان قیام كرد (125 ق) و در جوزجان كشته شد. پیروان او به فِرق مختلف تقسیم شدند؛ مثل: رافضیّه، جارودیّه، عجلیّه، تبریّه، صالحیه و زیدیه، كه قائل به مهدویت زید و منتظر ظهور او شدند.(5)

زید از حیث علم، زهد، ورع، شجاعت و دین، از بزرگان اهل بیت به شمار مى‏رود و این كه خود زید ادعاى امامت یا مهدویت داشته باشد، در منابع یافت نشده است بلكه روایتى از زیدبن على(ع) رسیده است، كه مؤید عقیده صحیح او در امر مهدویت است. ایشان مى‏فرمایند: پدرم على‏بن حسین(ع) از پدرش حسین‏بن على(ع) برایم روایت كرد، كه فرمود: «رسول‏الله(ص) فرمودند: اى حسین! تو امامى و نُه تن از فرزندان تو امینان معصومند و نهمین ایشان، مهدى ایشان است.»(6) از شیخ بهائى، علامه امینى و محسن امین نقل شده است: ما گروه شیعه امامیه در باب زیدبن على سخنى جز خوبى و خیر نمى‏گوییم. درالغدیر این سخن، نظر جمیع شیعیان تلقى گردیده است.(7)

احمدبن سعید مستند از ابوالجارود نقل كرده، كه مى‏گوید: به مدینه رفتم و از هر كه احوال زیدبن على را پرسیدم، گفتند: او حَلیف قرآن است؛ یعنى هیچ‏گاه از قرآن و تلاوت آن جدا نمى‏شود.(8)

پس از شهادت زید و یحیى، گروهى از شیعیان و طرفداران خاندان پیامبر(ص)، كه از ستمگرى حكام و خلفاى اموى به ستوه آمده بودند؛ مخالفت با خاندان اموى را تنها در مبارزه مسلحانه دیدند؛ از این رو، راه زید و یحیى را مفید دانسته، آنان را امام و رهبر تلقى كردند و به همین سبب به زیدیه معروف شدند. زیدیه بعدها تفكر و اعتقادات خاصى یافتند و با دیگر طرفداران خاندان پیامبر(ص) بویژه شیعه امامیه، اختلافهاى اعتقادى پیدا كردند.

علامه طباطبایى درباره عقاید زید و فَرق میان زیدیه و امامیه مى‏فرماید:

زیدیه در اصول اسلام مذاق معتزله و در فروع فقه ابى‏حنیفه، رئیس یكى از چهار مذاهب اهل سنت، را دارند. فَرق كلى میان شیعه دوازده امامى و شیعه زیدى این است، كه شیعه زیدى اغلب امامت را مختص به اهل بیت نمى‏دانند وعده ائمه را به دوازده منحصر نمى‏بینند و از فقه اهل بیت پیروى نمى‏كنند؛ بر خلاف شیعه دوازده امامى.(9)

زیدیه امامت را خاص خاندان پیامبر(ص) و فرزندان فاطمه(س) دانسته، قیام به سیف را از شرایط امامت عنوان كرده‏اند و فرزندان امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را در امامت یكسان مى‏دانند.

زیدیه بعدها به مناسبت رهبرانى كه پیدا كردند، به گروه‏هاى مختلف تقسیم شدند و هر گروه عقاید ویژه‏اى را برگزیدند.

این فرقه اكنون بیشتر در كشورهاى یمن و سوریه و برخى از كشورهاى دیگر زندگى مى‏كنند. اینان عقاید و اعتقادات خاص خودشان را دارا هستند؛ البته اینكه مدعى باشند زید همان مهدى است و روزى ظهور خواهد كرد، را قائل نیستند.

ادامه دارد ...

 


پی‌نوشت ها:

1. مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانى، ترجمه: سید هاشم رسولى محلاتى، ص 129، تحقیق: على اكبر غفارى، كتاب فروشى صدوق، تهران.

2. الغیبة، شیخ طوسى، ص 140.

3. نساء، 135.

4. الغدیر، علامه امینى، ج 3، ص 170.

5. ملل و النحل، شهرستانى، ج 1، ص 154 و المهدیة فى الاسلام، سعد محمد حسن، ص 107.

6. كفایة الاثر فى النصوص على الائمة الاثنى عشر، على‏بن محمدبن على الخزاز الرازى القمى، ص 327، دارالطباعة نایب ابراهیم، 1305 ق.

7. سیره و قیام زیدبن على، حسین كریمان، ص 83، شركت انتشارات علمى و فرهنگى وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالى، 1364.

8. مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانى، ترجمه: سید هاشم رسولى محلاتى، ص 131، تحقیق: على‏اكبر غفارى، كتاب فروشى صدوق، تهران.

9. شیعه در اسلام، محمدحسین علامه طباطبائى، ص 39-34، تهران، 1348.

منبع:

مجله انتظار، محمد رضا نصوری

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

6 نکته حیاتی در تربیت کودکان

عزت نفس کودکان شدیدا تحت تاثیر کیفیت اوقاتی است که با آن‌ها می‌گذرانید، نه مقدار زمانی که می‌گذرانید. زندگی پرمشغله‌ باعث شده بسیاری از والدین به جای توجه به فرزندان‌شان تنها به این فکر کنند که کار بعدی که باید بکنند چیست. اگر کودکان اوقات باکیفیتی را در طول روز با والدین خود نگذرانند، ممکن است سوء رفتار از خود نشان دهند، چون احساس می‌کنند توجه منفی والدین به آن‌ها بهتر از بی‌توجهی است!

عمل بلندتر از حرف سخن می‌گوید

آمارها نشان می‌دهد که کودکان در روز بیش از دو هزار درخواست دریافت می‌کنند که باید اجابت کنند. نتیجتا بسیاری از آن‌ها دیگر گوش شنوایی برای حرف‌های والدین خود ندارند.

روش‌هایی برای احساس اقتدار و توانایی به کودکان ارائه دهید

اگر والدین چنین کاری نکنند، کودکان خود راه‌های نامناسبی برای احساس اقتدار خواهند یافت. بعضی روش‌ها برای این که فرزندان احساس اقتدار و توانایی کنند عبارت اند از: نظرخواهی ازآن‌ها، دادن حق انتخاب، کمک کردن در امور خانه ( حتی در صورتی که خودتان با دردسر کم‌تری می‌توانید کارهای مزبور را انجام دهید) از پیامدهای طبیعی استفاده کنید
بسیاری از اوقات وقتی والدین در موضوعی رأساً مداخله می‌کنند، فرصت‌های یادگیری را از فرزندان خود می‌دزدند. به جای عیبجویی و یادآوری‌های مدااوم اجازه دهید پیامدهای طبیعی رفتار بچه‌ها با آن‌ها سخن بگوید.

از پیامدهای منطقی استفاده کنید

اغلب ممکن است پیامدهای طبیعی رفتارها خیلی سخت و شدید باشد یا از نظر زمانی این‌قدر دیر اتفاق بیفتد که از نظر تربیتی قابل استفاده نباشد. وقتی موضوع به این شکل است، استفاده از پیامدهای منطقی مؤثر است. این نکته حائز اهمیت است که حتما پیامدهای منطقی، منطقاً با رفتاری که بچه انجام داده مرتبط باشد، تنها در این صورت پیامد منطقی می‌تواند از نظر تربیتی کارساز باشد. برای مثال اگر فرزندتان فراموش کرده فیلمی که از ویدیو کلوپ امانت گرفته برگرداند و یک هفته تمام نوار ویدیو روی زمان افتاده، برنگردان نوار تنها خشم و رنجش در فرزند ایجاد می‌کند، به جای آن، نوار را به کلوپ برگردانید و هزینه ی کرایه‌ی فیلم را از پول تو جیبی او کم کنید. در این برخورد، بچه می‌تواند منطق نظم را بفهمد.

از درگیری بپرهیزید

اگر فرزندتان در پی قشقرق راه انداختن است تا میزان صبر و شکیبایی شما را آزمایش کند، یا بی‌ادبانه صحبت می‌کند، والدین باید اتاق را ترک کنند و بگویند «هر وقت خواستی دوباره مؤدب باشی برگرد تا صحبت کنیم». صحنه را با عصبانیت یا در حالی که شکست‌خورده به نظرمی‌رسید ترک نکنید.
کار انجام شده را از شخص انجام دهنده متمایز کنید
هرگز به کودکان نگویید « تو بد هستی». به جای این به کودکان کمک کنید تا متوجه شوند چه کاری از کارهای‌شان نادرست یا غیرقابل قبول بوده است. رفتارهای بچه‌ها ممکن است نادرست باشند، مهم نیست چه کاری می‌کنند اما کودکان همچنان نیاز دارند که دوست داشته شوند.

ثبات رأی داشته باشید، تا آخر سر حرف خود باشید

بچه‌ها نیاز به پیام‌های قاطع و صریح دارند. البته این هم مهم است که به همین اندازه بر ماندن سر حرف خودتان مصر باشید. مثلا اگر کودکی می‌داند که بعد از ساعت هشت دیگر آب نبات به او داده نمی‌شود، مهم نیست چه قدر اخم و گریه و جنجال یا خواهش می‌کند، به هیچ وجه نباید بعد از ساعت هشت آب نبات داده شود.
اغلب والدین به دنبال راه حل های مصلحت آمیز هستند. این کار باعث تربیت بچه هایی می شود که احساس مغلوب بودن دارند. فراموش نکنید که می خواهید کودکان تان در بزرگسالی چگونه اشخاصی باشند و در تربیت کودک متفکرانه تر برخورد کنید.

هم‌زمان مهربان و قاطع باشید

والدین اغلب وقتی فرزندان‌شان درست رفتار نمی‌نند یا به حرف‌شان گوش نمی‌کنند آزرده می‌شوند و شکیبایی خود را از کف می دهند. این حالت به آسانی به عصبانیت می‌انجامد. به عنوان والدین بسیار مهم است که حتما تا حد ممکن آرام بمانید. قاطع بودن نیاز به فریاد کشیدن ندارد.

منبع: www.udel.edu 

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

بهترین هدیه به امام زمان (عج)

بهترین هدیه به امام زمان (عج)

آيت الله امجد

درس اخلاق استاد ، آیت الله امجد

 

دعا كردن‌ برای‌ فرج‌ امام‌ زمان (عج) بهترین‌ هدیه‌ برای‌ حضرت‌ است‌. برای‌ حضرت‌ صدقه‌بدهیم‌ و محبّت‌ كنیم‌. فرج‌ عمومی‌ حضرت‌ اینست‌ كه‌ حكومت‌ حضرت‌ تشكیل‌ بشود. همه‌ی‌ انبیاءمنتظر آن‌ حكومت‌ بوده‌اند.

البته‌ ما باید برای‌ این‌ نظام‌ تلاش‌ كنیم‌ امّا نباید خیال‌ كنیم‌ كه‌ ما چون‌این‌ نظام‌ را قبول‌ كردیم‌ پس‌ ما مسلمانیم‌. نخیر! مسلمان‌ نیستیم‌ و باید اقرار كنیم‌ كه‌ ما مسلمان‌نیستیم‌. اسلام‌ چیز دیگری‌ است‌. الان‌ اگر بنده‌ بگویم‌ من‌ نمونه‌ی‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ هستم‌، اصلاًمردم‌ از حوزه‌ی‌ علمیه‌ متنفّر می‌شوند. باید بگویم‌ من‌ هم‌ یك‌ طلبه‌ی‌ ناقص‌ از حوزه‌ هستم‌، اگریك‌ نواقصی‌ از من‌ دیدی‌، آنها را به‌ حساب‌ حوزه‌ نگذار. من‌ یك‌ مسلمان‌ كالی(ناقص)‌ هستم‌. اگر از من‌اشكالی‌ دیدی‌ به‌ اسلام‌ لطمه‌ نزن‌. مرحوم‌ جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ - خدا او را رحمت‌ كند - می‌گفت ‌باید اول‌ بگوییم‌ ما مسلمان‌ نیستیم‌، بعد تبلیغ‌ اسلام‌ را كنیم‌. ما یك‌ سری‌ سلیقه‌ی‌ شخصی‌ ازشرق‌ و غرب‌ جمع‌ كرده‌ایم‌ و اسمش‌ را اسلام‌ گذاشته‌ایم‌. عروسی‌ و عزای‌ ما اسلامی‌ است‌؟مراسم‌ و رفتارهای‌ ما اسلامی‌ است‌؟ كجای‌ ما اسلامی‌ است‌؟

البته‌ اینطوری‌ نیست‌ كه‌ فكر كنیم‌حضرت‌ وقتی‌ بیایند، من‌ عوض‌ می‌شوم‌ و نفوس‌ عوض‌ می‌شوند. منتها من‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ كاربد كنم‌. الان‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ از ترس‌ قانون‌، شراب‌فروشی‌ باز كنم‌ ولی‌ در خانه‌ام‌ می‌توانم‌ شراب ‌بسازم‌. امّا آنوقت‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ در خانه‌ی‌ خودم‌ هم‌ شراب‌ بسازم‌، نه‌ اینكه‌ نخواهم‌ این‌ كار رابكنم‌. آن‌ كسی‌ كه‌ می‌خواهد دزدی‌ كند دیگر نمی‌تواند، نه‌ اینكه‌ نمی‌خواهد دزدی‌ كند.

اینطوری‌نیست‌ كه‌ وقتی‌ امام‌ زمان‌ بیاید همه‌ی‌ نفوس‌، مسلمان‌ می‌شوند، نخیر، چنین‌ چیزی‌ نیست‌، چرا؟ چون‌ قرآن‌ می‌فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم‌ُ الْعَد'اوَة‌َ وَ الْبَغْضاءَ الی‌' یَوم‌ِ الْقِیامَة‌) تا قیامت‌، این‌ بشرهمینطوری‌ است‌. منتهی‌ همین ‌طور كه‌ برای‌ حضرت‌ سلیمان‌، همه‌ی‌ جن‌ و انس‌ در خدمتش‌بودند، وقتی‌ حضرت‌ بیاید، همه‌ی‌ قدرت‌ها در دست‌ اوست‌. آن‌وقت‌ آدم‌ از در و دیوار و عیال‌خودش‌ و از شنود شدن‌ حرفهایش‌ می‌ترسد. وقتی‌ اینطور شد من‌ دیگر می‌ترسم‌ خلاف‌ كنم‌. نه‌اینكه‌ خیال‌ كنیم‌ نفوس‌ ما عوض‌ می‌شود ولی‌ الان‌ اگر انسان‌ كاری‌ كند امام‌ زمان‌ راضی‌ شودهفتاد برابر آن‌ وقت‌ است‌، منظور از هفتاد، عدد نیست‌، كنایه‌ از كثرت‌ است‌، یعنی‌ اعمال‌ خیلی‌ارزش‌ دارد.

شما الان‌ هركار  خوبی‌ بكنی‌، هفتاد برابر آن‌ وقت‌ است‌. ما كافی‌ است‌ واجب‌ را انجام‌دهیم‌ و حرام‌ را ترك‌ كنیم‌ آن‌وقت‌ سلمان‌ زمان‌ می‌شویم‌. اگر كسی‌ به‌ واجب‌ عمل‌ كند و حرام‌ راترك‌ كند، خدا دستش‌ را می‌گیرد و او را هفت‌ شهر عشق‌ می‌گرداند. ما خیال‌ كرده‌ایم‌ كلاس‌اخلاق‌ امجد كسی‌ را می‌سازد، نه‌، چنین‌ نیست‌! امجد خودش‌ را نساخته‌، بعد بیاید تو را بسازد؟از این‌ كلاس‌ اخلاق‌ به‌ آن‌ كلاس‌ اخلاق‌.

یك‌ عده‌ شیّاد هم‌ در جامعه‌ افتاده‌اند و فرمول‌ دست‌شان‌است‌ و از غیب‌ هم‌ می‌گویند و اسرار بقیه‌ را فاش‌ می‌كنند. آن‌وقت‌ یك‌ عده‌ شیّاد با این‌ جوان‌هاافتاده‌اند. خدا قوام‌ را رحمت‌ كند. وقتی‌ خطایی‌ می‌دید عبا را به‌ سر می‌كشید تا نبیند. بزرگان‌ مامظهر ستّاریت‌ بودند، مظهرِ (یا مَن‌ ظَهَرَ الجَمیل‌ و سَتَرَ القبیح‌) بودند.

 منبع:سایت تبیان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

شخصيت دادن به كودك
على (ع ) مكرر در حضور مردم از فرزندان خود پرسش هاى علمى مى كرد و گاهى جواب سؤال هاى مـردم را بـه آنـهـا مـحـول مـى فـرمـود.
يـكـى از نـتـايج درخشان اين عمل , احترام به كودكان و بزرگداشت شخصيت آنان بود.
روزى عـلـى (ع ) از فـرزنـدان خـود حسن و حسين (ع )در چند موضوع سؤال هايى كرد و هر يك با عـبـاراتـى كوتاه , جواب هايى حكيمانه دادند.
آن گاه حضرت متوجه حا اعور كه در مجلس حاضر بود گرديد و فرمود: اين سخنان حكيمانه را به فرزندان خودتان بياموزيد, زيرا موجب تقويت عقل و مل انديشى و صاحب نظرى آنان مى گردد.

منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

اداي حق

اداي حق

بسوي آرمانشهر

(6)

حق الناس

اشاره:

گويند خداي متعال در روز حسابرسي تنها از يک موضوع به هيچ وجه از سر کرم و لطف، نمي نگرد؛

و آن هم، حق الناس است.

 

حق الناس از ديدگاه قرآن

 

« يا أيها الّذينَ آمَنوا لا تَاکُلوا أموالَکُم بَينَکُم بِالباطِل

اي کساني که ايمان آورده ايد! اموال يکديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد ...» (نساء/29)

 

حق الناس از ديدگاه اهل بيت (عليهم السلام)

امام صادق عليه السلام:

«ما عبدَاللهُ بِشَي ءٍ اَفضَل مِن اَداء حَقَّ المومن: هيچ عبادتي برتر از اداء حق مومن نيست.»

 

حق الناس از نگاه بزرگان

 

حکايت اول

هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله از مکه به مدينه هجرت کرد به علي عليه السلام فرمود:

يا علي! ما به سوي مدينه هجرت مي کنيم. تو، به مکه برگرد و در روز روشن به صداي رسا اعلام کن که محمد از شهر خارج شده، هر کس امانتي در نزد او دارد يا از وي طلبکار است؛ بيايد و امانت و طلب خود را بگيرد.

 

 حکايت دوم

روزي در نجف اشرف امام خميني (ره) مي خواست براي نماز جماعت وارد اطاق بيروني شود. جلو اطاق انباشته از کفش نمازگزاران بود به طوري که جاي پا گذاشتن نبود. امام وقتي به کفش کن رسيد و آن وضع را ديد، توقف کرد و از پا گذاشتن بر روي کفش مردم خودداري ورزيده، تا اينکه کفش ها را از سر راه برداشتند و راه را باز کردند. آن گاه امام وارد اطاق شد.

امام در وصيتي به فرزندشان مي نويسند: 

پسرم! سعي کن که با حق الناس از اين جهان رخت نبندي که کار، بسيار مشکل مي شود. سر و کار انسان با خداي تعالي که ارحم الراحمين است، بسيار سهل تر است تا سر و کار با انسان ها.

 

 حکايت سوم

در باغ امام صادق عليه السلام عده اي کارگر مشغول کار بودند. همين که کارشان تمام شد، حضرت به معتب (غلامش) فرمود: مزد ايشان را بپردازد، قبل از آنکه عرق بدنشان خشک شود.

 

حکايت چهارم

موسي ابن عمير از پدرش نقل مي کند که امام حسين عليه السلام به من امر فرمود:

در ميان لشکريان اعلام نمايم کسي که بدهکار است همراه و همرزم امام حسين عليه السلام نباشد، زيرا کسي که بميرد در حالي که تصميم نداشته باشد بدهي اش را بپردازد، داخل آتش جهنم مي شود.

 

دين اسلام، همواره براي حقوق افراد، اهميت خاصي قائل است و به اين نکته اعتقاد دارد که هيچ کس نبايد حتي ذره اي از مال و دارايي ديگران را به تصرف خود درآورد.

 

از بين حقوق سه گانه

 

1- خدا بر بنده (حق الله)

2- بنده بر نفس و وجود خود (حق النفس)

3- ديگران بر بنده (حق الناس)

 

شايد خداوند دو مورد اولي را مورد عنايت و چشم پوشي قرار دهد، اما هرگز از حق بنده اي به دست بر بنده ديگر نمي گذرد، مگر اينکه رضايت بنده اش به دست آيد.

 

                                                                                                                                    ادامه دارد ...

 

منبع :

طباطبايي، سيد محمد هادي،  کتابچه شهر قرآني، شماره12،  با اندکي تصرف، سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

پاکدستی

پاکدستی

بسوی آرمانشهر

(5)

 

دست

اشاره:

آسمان بار امانت نتوانست کشید                               قرعه فال به نام من دیوانه زدند

و خدای متعال، خود، انسان را خلق کرد؛

و او را امین خود قرار داد؛ و انسان پذیرفت تا امانتدار باشد از برای خدا؛

و پاکدستی اش را بر فرشتگان- که متحیر بودند از این همه لطف خدا به انسان- ثابت کند؛

و انتهای راه، که باز هم در قرآن، کلام خدا به تصویر کشیده شده است؛ که خود می گوید:

ما امانت داران را در بهشت برین جای دهیم که جایگاهی بس سزاوار و شایسته است...

 

پاکدستی از دیدگاه قرآنی

 

«وَالذّینَ هُم لاَمانَاتِهِم وَ عَهدِهِم رَاعُونَ:

و مومنین که امانت ها و عهد خود را رعایت می کنند.» (مومنون/8)

خداوند متعال صفات مومنان را یادآور شده و در این میان یکی از صفات مهم مومنان را امانتداری و پاکدستی آن ها ذکر می کند.

 

پاکدستی از دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام)

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله:

«لا ایمانً لِمَن لا امانَةَ لَهُ: آن کس که امانتدار نیست، ایمان ندارد.»

به حضرت علی علیه السلام عرض کردند:

زنی است در مدینه که مردم، دختران خود را نزد او می گذارند که تربیت و اصلاح کند و با این حال (یعنی با اینکه درآمدش زیاد نیست) کسی را مانند او پر روزی ندیدیم. فرمود: آن زن راستگوست و امانت را ادا می کند و اینها روزی را (به طرف آدمی) جلب می کند.

 

 پاکدستی از نگاه بزرگان

 

حکایت اول

مروی است: لقمان بنده ای بود سیاه، که بر چرانیدن گوسفندان مشغول بود و بعد از عهد بعید و زمان طویل، شخصی که در اوایل شبانی رفیق وی بود، دید که جمع کثیری در مجلس لقمان جمع شده و بر نصیحت ها و شنیدن مسائل از وی بهره ور شده و سود می برند. آن رفیق از وی پرسید: تو آن نیستی که در چرانیدن گوسفندان با من شریک بودی؟ گفت: بلی. گفت: از چه صفت، خصلت تو چنین بلند شدی؟ جواب گفت: به راستگویی، ادای امانت و دوری از سخنی که به کار نمی آید و در گفتن وی سودی نداشتم.

 

حکایت دوم

 در نبرد «خیبر» مسلمانان دچار کم غذایی شدند. مسلمانان چند دژ از قلعه خیبر را گشوده بودند، اما آن دژی که مواد غذایی فراوانی در آنجا انبار شده بود، به دست مسلمانان نیفتاده بود.

در این هنگام، چوپان سیه چرده ای که برای یهودیان خیبر گله داری می کرد، به حضور پیامبر شرفیاب شد و درخواست کرد که حقیقت اسلام را بر او عرضه کند. وی در همان نخستین جلسه ها، بر اثر گفتار مستدل و منطقی آن فرستاده خدا، ایمان آورد و سپس گفت: همه این گوسفندان، امانت یهودیان خیبر در دست من است. اکنون که رابطه من با صاحبان گوسفند قطع شده است، تکلیف من چیست؟ حضرت در برابر چشم صدها سرباز گرسنه، با کمال صراحت فرمود: در آئین ما، خیانت به امانت یکی از بزرگترین گناهان است، بر تو لازم است همه گوسفندان را تا در قلعه ببری و همه را به دست صاحبانش برسانی.

او نیز دستور پیامبر را پیروی کرد. سپس بی درنگ در جنگ به جهاد پرداخت و در راه اسلام به شهادت رسید.

 

گستردگی مفهوم امانت

 

امانت اگرچه معمولاً به امانت های مالی گفته می شود، ولی در منطق قرآن، امانت مفهوم وسیعی دارد که تمام شئون زندگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی را در بر می گیرد. نعمت های مختلف خدا هر یک امانتی از امانات او هستند؛ آئین حق، کتب آسمانی، دستور العمل های پیشوایان راه حق و همچنین اموال و فرزندان و پست ها و مقام ها، همه امانت های اویند که مومنان در حفظ و ادای حق آن ها می کوشند.

 

فواید پاکدستی

 

1. حاکم شدن فضای اعتماد به همدیگر

2. گسترش امنیت و آسایش در جامعه

3. تحکیم جایگاه اجتماعی افراد

4. داشتن زندگی شاد و نشاط آور

5. کامل شدن ایمان و فضائل اخلاقی

6. محبوبیت نزد خداوند متعال

7. رسیدن به سرچشمه فضائل

8. تقویت احساس اعتماد به نفس و آرامش وجدان

9. هماهنگی با انبیاء و اولیاء

10. مایوس شدن شیطان

11. امنیت در روز قیامت

12. ایجاد وحدت و همدلی

 

کجا شد عهد و پیمان را چه کردی؟                            امانت های چون جان را چه کردی؟

 نشاط عاشقی گنجی است پنهان                            چه کردی گنج پنهان را چه کردی؟

 تو را با من نه عهدی بود ز اول                                   بیا بنشین، بگو آن را چه کردی؟    

                                                                                                                             (مولوی)

 

منبع :

طباطبایی، سید محمد هادی،  کتابچه شهر قرآنی، شماره24،  با اندکی تصرف، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

داستانی از برای حقوق فرزند
پدرى كه از بى ادبى و نافرمانى هاى فرزند خود كلافه شده بود,درمجلسى , نزد ديگران شكايت كرد و از تربيت او اظهار خستگى وعجز نمود.
حاضران در مجلس آن پسر را احضار و علت را سؤال كردند.
پسر با استفاده از فرصت گفت : آيا فرزند حقوقى بر پدر دارد؟ آنها جواب دادند: آرى طبق روايات وارده و بنابر حكم عقل , فرزندحقوقى بر پدر دارد.
پسر گفت : چه حقوقى ؟ گفتند: نام نيك , تعليم قرآن , تربيت صحيح و...
.
پـسـر گـفـت : در اين صورت من بايد شاكى باشم , چون پدرم هيچ يك از حقوق مرا رعايت نكرده است و چيزى به من نياموخته و نام نيك برايم انتخاب نكرده و همسرش (مادر من ) قبلا همسر يك مجوسى بوده است .


منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

چغندر، فشار خون را كم می‌كند

چغندر، فشار خون را كم می‌كند

محققان می‌گویند مصرف روزانه 500 میلی‌لیتر(حدود 2 لیوان) آب چغندر می‌تواند فشار خون  را تا حد قابل‌توجهی كاهش دهد.

چغندر

بی‌بی‌سی گزارش می‌دهد محققان دانشكده پزشكی لندن، این موضوع را از بررسی تعدادی از افراد سالم به دست آورده‌‌اند و امیدوارند بررسی‌های بیشتر، بتواند راهی كم‌عارضه و كم‌هزینه برای درمان بیماری پرفشاری خون پیشنهاد دهد. در مطالعه این محققان مشخص شده ماده مفیدی كه احتمالا مسئول چنین خاصیت باارزشی است، نوعی نیتریت باشد كه در برخی گیاهان خوراكی با برگ‌های سبز پررنگ و رنگی، وجود دارد.

پیش از این فایده انواع سبزیجات و میوه‌جات در كاهش میزان بروز انواع بیماری‌ها از جمله سرطان، به خاطر وجود آنتی‌اكسیدان‌ها، مشخص شده بود، اما این اولین بار است كه تأثیر نوع خاصی از آنها، در كاهش فشار خون مطرح می‌شود. بررسی‌ها نشان داده است كه كاهش فشار خون بعد از خوردن آب چغندر، از یك ساعت بعد از مصرف آن شروع می‌شود و تا 4-3 ساعت بعد از آن به اوج می‌رسد و آثاری از آن حتی تا 24 ساعت بعد نیز باقی می‌ماند. جزئیات این مطالعه در نشریه علمی پرفشاری خون منتشر شده است.

منبع: همشهری

* مطالب مرتبط:

زمستان بیشتر مراقب فشار خونتان باشید

فشارخون را پایین بیاورید

نقش تغذیه در پیشگیری و درمان پرفشاری خون

توصیه های مهم برای کاهش فشار خون

مصرف مواد غذایی گیاهی و لبنیات ، فشار خون بالا را کاهش می دهد

چرا رژیم غذایی DASH، فشار خون بالا را کاهش می دهد؟

چگونه فشار خون را کنترل کنیم؟

فشار خون بالا عارضه ای که باید از آن ترسید!

با فشار خون چه كنیم ؟

رژیم غذایی برای کاهش فشار خون بالا

تنهایی عامل افزایش فشار خون است

فشار روانی در محیط کار و افزایش فشار خون

چه چیزی باعث افزایش فشار خون در کودک می‌شود؟

 

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

نهى از سرزنش کودکان

در صـدر اسـلام , ابـوجهل همواره مزاحم رسول اكرم (ص ) و مانع پيشرفت اسلام بود.
او به علت سـوءنـيت و جاه طلبى , مرتكب جنايات عظيمى شد و در بين مسلمانان به ناپاكى و خيانت معروف گـرديـد.
فرزندش عكرمه , چندى پس از مرگ وى , شرفياب محضررسول اكرم (ص ) شد و اسلام اختيار كرد.
پيغمبر اكرم (ص ) او راپذيرفت , در آغوشش گرفت و به او آفرين گفت .
مردم درباره اومى گفتند: اين فرزند دشمن خداوند است .
عكرمه از ملامت و سرزنش مردم , به رسول اكرم (ص ) شكايت برد.
ايشان مردم را از ملامت وى نهى فرمود و در زمينه جمع آورى زكات , شغلى به او داد.

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

تامين معاش زندگى كودك , عبادت است

مـردى از انـصـار فـوت كـرد, در حالى كه داراى چند طفل صغير بود.
وى اندك سرمايه اى را كه داشـت , قبل از مرگ , به قصد عبادت و جلب رضاى خداوند خرج كرده بود.
براى همين فرزندانش پـس از مرگ اوبه گدايى افتادند.
اين خبر به اطلاع پيغمبر اكرم رسيد.
ايشان پرسيد:باجنازه اين مرد چه كرديد؟ گفتند: دفنش نموديم .
فـرمودند: اگر قبلا مى دانستم , نمى گذاشتم او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد.
او مال خود را بدون توجه به فرزندانش از دست داده و آنها را چون گدايان , بين مردم رها نموده است .

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

تاثير استاد در ايمان كودك

سيد محسن جبل عاملى از علماى بزرگ شيعه در دمشق مدرسه اى ساخت تا فرزندان شيعيان در آن جـا بـه فـراگـيـرى عـلم بپردازند.
ايشان شاگردى داشت به نام عبداللّه كه از ذهن سرشارى بـرخـوردار بـود وتوانسته بود در مدت كوتاهى تحصيلات خود را در دمشق به پايان رساند و براى فراگيرى بعضى علوم به امريكا سفر كند.
او از مـدت هـا قبل در يكى از دانشگاه هاى امريكا اسم نويسى كرده وراه درازى را پيموده بود تا در امـتـحـان ورودى شركت كند.
اما وقتى درصف ورود به جلسه ايستاده بود متوجه شد اگر عجله نكند وقت نماز مى گذرد, لذا با شتاب جهت اقامه نماز حركت كرد.
افرادى كه پشت سرش بودند فرياد برآوردند: كجا مى روى ,نوبت شما نزديك است و اگر دير برسى جلسه ديگرى برگزارنمى گردد.
عبداللّه جواب داد: من يك تكليف دينى دارم و اگر انجام ندهم وقت آن مى گذرد و آن بر امتحان مـقـدم اسـت و بـا توكل به خدا مشغول نماز خواندن شد.
از قضا وقتى نمازش تمام شد نوبتش نيز گـذشـتـه بـود.
برگزار كنندگان امتحان وقتى متوجه اين قضيه گرديدند, از ايمان عبداللّه به شـگفت آمده بودند و از او دوباره امتحان به عمل آوردند.
عبداللّه در نامه اى خطاب به استادش در جـبـل عـامل , نوشته بود:من درس ايمان و عمل به تكاليف را از شما آموخته ام .
سيد محسن بسيار خـوشـحال گرديد و از اين كه توانسته بود چنين شاگردى پرورش دهد در پيشگاه خداوند شاكر بود.

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

تربیت اسلامی فرزندان از دیدگاه ائمه
● آداب تربیتی پس از تولد
از امتیازات تربیت اسلامی این است كه در آن علاوه بر زمینه سازی مناسب در قبل از تولد فرزند و بلكه پیش از ازدواج والدین، تربیت از آغازین لحظه تولد به طور عملی شروع می شود و آداب و سنن ویژه ای نسبت به نوزدان سفارش شده است كه در اینجا به برخی از آنها در كلمات گوهربار امام باقر(ع) آمده.
▪ گفتن اقامه در گوش و بازكردن كام نوزاد با آب فرات:
امام باقر(ع) فرمودند: «شایسته است كام نوزاد با آب فرات بازگردد و در گوشش اقامه گفته شود.» (۱)
▪ عقیقه و نامگذاری:
آن حضرت فرمودند: «هرگاه برای شما فرزندی به دنیا آمد در روز هفتم اگر پسر است گوسفند نر و اگر دختر است گوسفند ماده برایش عقیقه كنید و از گوشت آن به قابله بدهید و در روز هفتم او را نامگذاری كنید. (۲) نكته مهم در نامگذاری، انتخاب نام نیكو و پرهیز از نامهای ناخوشایند است. زیرا نام نیكو مایه سرور فرزند و نام ناخوشایند باعث نگرانی و دغدغه خاطر او می گردد، امام باقر(ع) در سخنان خود برخی از نامهای نیكو و غیرنیكو را بیان كرده اند. آن حضرت در این زمینه فرمودند: «اصدق الاسماء ما سمی بالعبودیه و افضلها اسماء الانبیاء.» (۳) صادقترین نامها، نامهایی است كه بندگی خداوند را تداعی نماید و بهترین آنها نامهای پیامبران است.
● تأثیر شیر مادر در تربیت
در تربیت فرزندان، والدین نخستین نقش را دارا هستند، این نقش و تأثیر در مقاطع گوناگون سنی یكسان و هم اندازه نمی باشد بلكه در مقاطع و مراحلی از تربیت نقش پدر برجسته تر و در مراحل دیگری نقش مادر تعیین كننده تر است و در یك دیدگاه كلی می توان گفت كه تا بیش از سن نوجوانی به ویژه در دوران جنینی و شیرخوارگی نقش مستقیم مادر در تربیت فرزند بیشتر از پدر خواهد بود و از دوره نوجوانی به بعد به خصوص در مورد پسران نقش پدران مهمتر است، البته این بدان معنا نیست كه نقش پدر در دوران كودكی و نقش مادر در دوران نوجوانی و جوانی ناچیز و كم رنگ باشد بلكه مقصود بیان برجستگی نقش و تأثیر بیشتر هر یك در یك مرحله خاص است.
بنابراین یكی از مقاطع مهم، مقطع شیرخوارگی است كه در آن، مادر نقش مستقیم و اساسی دارد.
در این مقطع شیردادن مهمترین عامل ارتباط نوزاد با مادر است، شیر مادر علاوه بر نقش مهمی كه در تغذیه و بهداشت جسمانی نوزاد دارد عامل ایجاد و انتقال بعضی ویژگیها به فرزند نیز می باشد كه ما به دو نمونه از آنها كه در سخنان امام باقر(ع) بیان شده، اشاره می كنیم:
۱) حماقت و كودنی:
امام باقر(ع) فرمود: «لاتسترضعوا الحمقاء فان اللبن یعدی و ان الغلام ینزع الی اللبن یعنی الی الظئر فی الرعونه و الحمق.» زنان كودن را دایه فرزندانتان قرار ندهید زیرا از طریق شیر، حماقت و كودنی به آنها منتقل می شود. (۴)
۲) زیبایی و زشتی:
آن حضرت فرمودند: «دایه های زیبا برای فرزندانتان انتخاب كنید و از دایه های زشت رو بپرهیزید زیرا چه بسا شیر انتقال دهنده (زشتی و زیبایی) باشد.» (۵) نیز در حدیث دیگری فرمود: «بر شما باد به انتخاب دایه های نظیف و زیبا، زیرا شیر انتقال دهنده (زیبایی) است.» (۶)
● كودك و نیاز به محبت
محبت از ضروری ترین نیازهای عاطفی فرزند در دوران كودكی است و بدون توجه به آن كودك به رشد عاطفی مناسب نایل نمی شود، این نیاز، برای كودك به شكلهای گوناگون قابل پاسخگویی است كه می توان به بوسیدن كودك، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زیبا و محبت آمیز، خریدن هدیه و اسباب بازی و... اشاره كرد. امام باقر(ع) در فرصتهای مناسب از طریق در آغوش گرفتن و بیان جملات محبت آمیز، محبت خود را به كودك خردسالش امام صادق(ع) نشان می دادند و از این طریق به نیاز عاطفی او پاسخ می گفتند.
محمدبن مسلم از اصحاب بزرگ آن حضرت نقل می كند كه من در خدمت امام باقر(ع) بودم؛ در این هنگام فرزند (خردسال)ش جعفر(ع) وارد شد و بر سر او ذؤابه (زلف) (۷) و در دستش عصایی بود كه با آن بازی می كرد.
امام باقر(ع) او را به گرمی در آغوش گرفت و به سینه خود فشرد و خطاب به او فرمود: «پدر و مادرم به فدایت باد (با این چوب) كار لهو انجام مده و بازی مكن، سپس فرمود: «ای محمد، پس از من او امام توست. از او پیروی كن و از دانش او استفاده نما، به خدا سوگند او همان صادقی است كه رسول خدا(ص) او را توصیف نمود كه شیعیانش در دنیا و آخرت پیروزند و دشمنانش در زمان هر پیامبری ملعون هستند. در (این هنگام) جعفر(ع) خندید و صورتش قرمز گردید، آنگاه امام باقر(ع) به من فرمود: از او سؤال كن، من از او پرسیدم ای پسر رسول خدا، خنده از كدام عضو بدن منشأ می گیرد. جعفر(ع) فرمود: ای محمد، عقل از قلب، اندوه از كبد و نفس از ریه و خنده از طحال منشأ می گیرد. (وقتی این پاسخ را از او شنیدم) از جایم برخاستم و او را بوسیدم.»(۸)
● ستایش از فرزند صالح:
ستایش بجا از فرزند و كارهای نیك او باعث احساس موفقیت و توانایی و نیز موجب انگیزه قوی برای تكرار كارهای خوب و رشد بیشتر او می گردد. به خصوص اگر این تمجید به موقع و در حضور كسانی باشد كه آگاهی آنها از رفتار شایسته فرزند برای او مهم باشد.
علی بن حكم به نقل از طاهر یكی از اصحاب امام باقر(ع) نقل می كند. من در خدمت امام باقر(ع) نشسته بودم كه فرزندش جعفر(ع) وارد شد. امام باقر(ع) درباره اش فرمود: «او بهترین مخلوقات خداوند است.»(۹) در این حدیث ملاحظه می شود كه امام باقر(ع) در نزد صحابی خود فرزندش را كه صلاحیت و شایستگی لازم را داشته به بهترین وجه ممكن ستوده است.
● والدین و نصیحت فرزند:
نصیحت فرزندان و صحبت كردن با آنها علاوه بر آن كه والدین از طریق آن می توانند رهنمودهای مهم و اساسی را ره توشه زندگی فرزندانشان قرار دهند می تواند یك نوع زمینه ایجاد ارتباط صمیمی بین والدین و فرزندان را فراهم نماید و از این طریق والدین به خصوص پدر، می توانند به فرزند نزدیك شوند و در یك فضای صمیمی و عاطفی، ضمن آگاهی از مشكلات و خواسته های فرزندان، رهنمودهای لازم را به آنها ارائه دهند. امام باقر(ع) نیز در فرصتهای مناسب با فرزندان خود صحبت می كرد و گاهی به شكل گروهی و عمدتا به شكل فردی به نصیحت آنها می پرداختند كه به نمونه هایی از آنها اشاره می كنیم:
۱) اسماعیل بن خالد نقل می كند كه از امام باقر(ع) شنیدم كه فرمود: پدرم ابوجعفر(ع) ما (فرزندان) را جمع كرد و به ما می فرمود: ای فرزندان از تعرض نسبت به حقوق دیگران بپرهیزید، بر مشكلات و سختیها صبر پیشه كنید و اگر خویشان شما را به كاری كه ضررش برای شما بیش از نفعش باشد دعوت كردند اجابت نكنید.»(۱۰)
۲) از جمله سفارشهای آن حضرت به فرزندش امام صادق(ع) این جملات است: «خداوند سه چیز را در سه چیز دیگر پنهان كرده است، رضایش را در اطاعت، مخفی كرد، پس هیچ طاعتی را كوچك نشمار، شاید كه رضایتش در همان طاعت باشد. خشم و غضبش را در معصیت پنهان نمود پس هیچ نوع معصیتی را كوچك نپندار، شاید كه غضبش در همان باشد. و اولیاء خود را در میان بندگانش پنهان كرد، پس احدی از بندگان او را حقیر مدان كه شاید همان بنده ولی او باشد.»(۱۱)
۳) آن حضرت به فرزندش فرمود: «فرزندم از كسالت و اندوه بپرهیز كه این دو، كلید هر شری می باشند، زیرا اگر سست و تنبل باشی به ادای حق نخواهی پرداخت و اگر محزون و اندوهناك باشی بر حق، صبر پیشه نخواهی كرد.»(۱۲)
۴) سفیان ثوری نقل می كند كه امام صادق(ع) را ملاقات كردم و از او خواستم مرا نصیحت كند... آن حضرت فرمود: ای سفیان! پدرم مرا به سه چیز سفارش و از سه چیز برحذر داشت، از جمله آن سفارشات این بود كه فرزندم، هر كه با رفیق بد همراه شود سالم نمی ماند و هر كه در محلهای اتهام برود مورد اتهام قرار می گیرد و هر كه بر زبان خود كنترل نداشته باشد پشیمان می شود.» (۱۳)
● اهمیت آرامش خانواده در تربیت
تردیدی نیست كه خانواده نقش اساسی در تربیت فرزند دارد و پرورش صحیح فرزندان بدون توجه جدی والدین به این امر مهم و ایجاد فضای مناسب و آرام برای آن میسر نیست.
نابسامانی خانواده، اختلاف و نزاعهای والدین، عدم رابطه صمیمی میان اعضای خانواده به ویژه والدین و فقدان امنیت و آرامش لازم در جامعه كوچك خانواده، تربیت صحیح فرزند را به مخاطره می اندازد. از این رو در مبحث حسن خلق در روایات، بیش از هر مورد دیگری درباره خوش رفتاری پدر خانواده با اهلش تاكید شده است و این حاكی از آن است كه خوش رفتاری در كانون خانواده اهمیت ویژه دارد و آثار مثبت آن فراتر از خوش رفتاری با افراد دیگر است، زیرا در جامعه كوچك خانواده افراد كاملا با هم در ارتباط هستند و بر یكدیگر تاثیر می گذارند و چتر آثار مثبت خوش رفتاری و پیامدهای سوء بدرفتاری بر سر همه اعضای خانواده پهن می گردد و در یك كلام خوش رفتاری در كانون خانواده آثار تربیتی فراوان و بدرفتاری پیامدهای سوء بی شمار به همراه دارد. امام باقر(ع) در زمینه اهمیت خوش رفتاری در كانون خانواده فرموده است: «... من حسن بره باهله زید فی عمره.» (۱۴) هر كس احساس و ملاطفتش را نسبت به خانواده اش نیكو گرداند عمرش طولانی می گردد .
در این حدیث شریف تعبیر لطیف و ظریف «من حسن بره» دلالت بر آن دارد كه نه تنها احسان و ملاطفت نسبت به خانواده پسندیده و لازم است بلكه می بایست برای تاثیر بیشتر، این احسان و ملاطفت به نیكویی و بهترین وجه انجام گیرد.
● نقش تربیتی عمل والدین و مربیان
مربیان موفق در جهاد مقدس تربیت، بیش از آن كه به گفتار دعوت به نیكی كنند با عمل صالح دعوت كرده اند، پیش از آن كه سخن بگویند عمل نمودند، پیش از آن كه به تربیت دیگران اقدام كنند به اصلاح خویش پرداختند، بنابراین والدین كه خود اولین مربیان فرزندان هستند می بایست با زبان عمل با فرزندانشان سخن بگویند.
فرزندان باید در عمل ببینند كه والدین به آنچه می گویند پای بند هستند و خود عمل می كنند و گفتارشان با عملشان مطابقت دارد.
به نظر می رسد كه اساسی ترین عامل تربیتی معصومان علیهم السلام و در واقع مهمترین راز موفقیتشان در تربیت فرزندان همان تربیت با عمل و پای بندیشان به آنچه می گفتند بوده است و این شیوه در سیره تربیتی امام باقر(ع) نیز كاملا آشكار است، فرزندان آن حضرت با دیدن اعمال پدر برای انجام اعمال صالح و رفتار درست الگو می گرفته و به راز بندگی خداوند دست می یافتند. در ذیل به ذكر دو نمونه از رفتارهای آن حضرت اكتفا می كنیم:
۱) امام باقر(ع) و صدقه به فقراء: از فرزند بزرگوار آن حضرت نقل شده است كه روزی بر پدرم وارد شدم و مشاهده كردم كه در آن روز پدرم هشت هزار دینار به تهی دستان مدینه صدقه داده اند و اهل خانه ای را كه تعداد آنها به یازده نفر می رسید آزاد كرده است.» (۱۵)
۲) اسحاق بن عمار از امام صادق(ع) نقل كرده است: من پیوسته رختخواب پدرم را پهن می كردم و منتظر می ماندم تا ایشان به رختخواب بروند و بخوابند، سپس برمی خاستم و به رختخواب خود می رفتم، شبی آن حضرت تاخیر كردند و من در طلب او به مسجد رفتم، در حالی كه مردم خواب بودند، او را در حال سجده دیدم و غیر او كسی در مسجد نبود. من صدای او را می شنیدم كه می گفت: «سبحانك اللهم انت ربی حقا حقا، سجدت لك یا رب تعبدا و رقا، اللهم ان عملی ضعیف فضاعفه لی، اللهم قنی عذابك یوم تبعث عبادك و تب علی انك انت التواب الرحیم.» (۱۶)
● تربیت معنوی فرزندان
تربیت، ابعاد مختلفی چون جسمانی، عقلانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی دارد. از مهمترین ابعاد تربیت، تربیت معنوی است كه به عقیده ما در تربیت اسلامی، پرورش این بعد، غایت همه ابعاد دیگراست. این نوع تربیت كه شامل پرورش بعد معنوی انسان و فراهم نمودن زمینه ارتباط انسان با خداوند و درنهایت پرورش انسان برای رسیدن به قرب الهی است. بسیار مورد تاكید ائمه علیهم السلام بوده است و آن بزرگواران درتمام صحنه های زندگی بیشترین اهمیت را به پرورش این بعد فرزندان می دادند و برای تحقق آن از شیوه های خاص بهره می گرفتند كه به نظر می رسد از مهمترین شیوه ها، دو شیوه (ذكر و دعا) است وهرچند دعا نیز برای یك نوع ذكر تلقی می شود اما از آنجا كه در تربیت معنوی، عنصری كلیدی و مهم است از آن به عنوان یك شیوه جداگانه یاد می كنیم، امام باقر(ع) در سیره تربیتی خود از این دو شیوه به شكل خاصی بهره جستند.
۱) ذكر و یاد خدا:
ذكر كه عبارت از توجه قلبی انسان نسبت به خداوند است وگاهی درقالب الفاظ مخصوصی بر زبان جاری می شود، نقش بسیار مهمی در تربیت بعد معنوی انسان دارد. ابن قداح از امام صادق (ع) نقل كرده كه «پدرم (امام باقر- ع) بسیار یاد خدا می نمود، همراه او راه می رفتم او را در حال ذكر می دیدم با او غذا می خوردم او را درحال یاد خداوند می دیدم، با مردم سخن می گفت و این كار، او را ازیاد خدا غافل نمی كرد.
من مشاهده می كردم كه زبان او مدام درحال گفتن ذكر لااله الا الله بود. پدرم ما را جمع می نمود و ما را به ذكر و یاد خدا امر می فرمود و این كار تا طلوع خورشید ادامه داشت، هر كدام از ما را كه قرائت قرآن آموخته بود به خواندن قرآن و هركدام كه قرآن نیاموخته بود به گفتن ذكر امر می نمودند.» (۱۷)
این حدیث در بردارنده دو نكته مهم است. نخست آن كه بر مطابقت گفتار با عمل حضرت دلالت دارد ونشان می دهد كه امام ابتدا خود عمل می نمودند و از ذكر گفتن غافل نمی شدند و بعد فرزندانشان را به ذكر و یاد خدا امر می نمودند. نكته دوم آن كه نباید فرزندان را به حال خودشان رها كرد بلكه می بایست ضمن حفظ آزادی حساب شده و منطقی و توجه به استقلال طلبی و آزادی خواهی آنها در فرصت های مناسب با ایجاد انگیزه و شوق به طور عملی آنها را به انجام كار نیك مشغول نمود.
۲) دعا:
دعا و مناجات از موثرترین روشها در تربیت بعد معنوی انسان است. از طریق دعا و مناجات انسان با خداوند ارتباط پیدا می كند و در پرتو آن جان خود را از چشمه معرفت و محبت سیراب می گرداند. امام صادق(ع) فرمود:«هرگاه مساله ای پدرم را محزون می كرد ایشان زنان و فرزندان را جمع می نمود.
آنگاه خود دعا می كردند و آنها آمین می گفتند.» (۱۸) همچنین برید بن معاویه عجلی نقل می كند:«هرگاه امام باقر(ع) قصد مسافرت داشتند خانواده خود را درمنزلی جمع می نمودند و این چنین دعا می كردند «اللهم انی استودعك نفسی واهلی و مالی و ولدی، الشاهد منا و الغائب، اللهم احفظنا و احفظ علینا، اللهم اجعلنا فی جوارك، اللهم لاتسلبنا نعمتك و لاتغیر ما بنا من عافیتك و فضلك». پروردگارا خود و اهلم و مالم و فرزندانم، حاضر و غایب آنها را به تو سپرده ام، پروردگارا ما را حفظ كن و سلامتی ما را مستدام دار، پروردگارا ما را در جوار خودت جای ده و نعمتت را از ما مگیر و عافیت و فضیلت را نسبت به ما تغییر مده.» (۱۹)
از دو حدیث بیان شده معلوم می شود كه آن حضرت فرزندان خود را از طریق دعا به یاد خداوند متوجه می گردانید و غیر مستقیم به آنها تعلیم می داد كه باید در تنهایی و هنگام مشكلات برخداوند توكل نمود و تنها از او در خواست كمك كرد.


روزنامه کیهان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

تربیت کودکان بر اساس معیار های اخلاقی اسلام
اعتقادات و باورهای قلبی انسان نقشی مهمی در سبک زندگی او دارد. بطوری که تحقیقات مختلف نشان می‌دهد افرادی که دارای اعتقادات و ایمان محکمی هستند، زندگی سالم‌تری دارند. به این ترتیب در تربیت فرزندان علاوه بر اینکه به ایجاد سایر رفتارهای مناسب و سالم در کودک توجه می‌شود، باید پرورش ایمان و اعتقادات او نیز در اولویت قرار بگیرد. اگرچه کودکان قبل از رفتن به مدرسه هنوز برای درک بسیاری از مسائل زندگی معنوی خود کوچک هستند، اما توانایی‌ها و مهارت‌هایی دارند که می‌تواند به والدین در مسیر تربیت دینی آنها کمکی مفید و موثر باشد.


تصویر

 
این سالها بهترین دورانی است که می‌توان روح خداپروری را در آنها پرورش داد و اگر روح او برای همیشه به ایمان سیراب گردد،در حقیقت او به چیزی مسلح شده است که سالها بعد در نبرد با سختی‌ها و مسائل زندگی به کارش خواهد بود و پشتوانه و تکیه گاه محکم و استواری برای او خواهد آمد. انسان‌ها در شرایط سختی و ناراحتی ، در تصمیم‌گیری‌های بزرگ و... به خدای خود رو می‌کنند. در چنین شرایطی ایمان ، تحمل مسائل را آسانتر می‌سازد، امیدوار می‌کند و توان مقابله را به او می‌دهد.

اول اعتقادات خود را بسازید
اعتقادات خود را مشخص کنید. آنها را درک کنید تا بتوانید زمینه را برای تقویت اعتقادات فرزند خود فراهم کنید. تا زمانی که خود ندانید چه اعتقاداتی دارید، چقدر به آنها پای‌بند هستید، چه قدر باید به آنها متکی باشید و آنها را تقویت کنید نخواهید توانست برای فرزندان خود الگوی مناسبی باشید. ایجاد اعتقادات و ایمان در کودکان به صورت آموزش خشک و خالی امکان ندارد. شما می‌خواهید چیزی را در کودک خود ایجاد کنید که حرارت و حضور آن را در روح و قلب خود احساس کند. بنابراین مثل یک درس ساده نمی‌توانید فقط آنرا برای او توضیح دهید و او در مقابل طوطی‌وار چیزهایی را برای شما پس بدهد.


http://www.barantv.com/koodak-va-nojavan.jpg


آیا به وجود خداوند اعتقاد دارید؟ آیا باور دارید که قدرتی الهی در خلقت جهان داشته است؟ وقتی انسان می‌میرد چه اتفاقی برای او می‌افتد؟ امور زندگی ما چگونه تعیین می‌شود و عوامل مختلف چه تاثیراتی بر آن دارند؟ به سوالاتی از این قبیل پاسخ دهید. سپس شروع کنید به تاثیرگذاری روی اعتقادات کودک و شکل دادن آنها در زندگی روزمره خود اعتقادات خود به کودک نشان دهید.

کودک با دیدن می‌آموزد تا شنیدن
کودک بیش از آنچه از شنیدن یاد می‌گیرد از مشاهده رفتارهای ما می‌آموزد. بنابراین میزان یادگیری کودک زمانیکه مشاهده می‌کند مادر در شرایط ناراحتی و سختی جملاتی مثل توکل بر خدا ، ای خدا به امید تو و... بکار می‌برد بیش از زمانی خواهد بود که مادر تلاش می‌کند تکیه کردن بر خدا و توکل بر او به صورت شفاهی به کودک خود آموزش دهد. با اعتقادات و ایمان خود رفتار و زندگی خود رنگ بدهیم تا گامهایی اساسی را برای پرورش معنوی و دینی کودک خود فراهم کرده باشیم.

برای کودک از خدا بگوییم.
کودکان خداوند را نمی‌شناسد. اما در واقع آنها در سنین پائین هیچکس را نمی‌شناسد. این ما هستیم که محیط پیرامونش و افراد مختلف را به او معرفی می‌کنیم. مثل پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، عمه ، خاله و... به این ترتیب از همان سنین پائین نیز باید برای کودک از خدا بگوئیم. صحبت‌هایی که با او در مورد خداوند می‌کنید کم‌کم در او تاثیر می‌گذارد و زمینه لازم برای آموزش‌های بعدی را فراهم می‌سازد. خداوند را با تمام زیبائی‌ها و قدرت و عظمتش به او معرفی کنیم. خدا که حامی او است.

کودکان در این سنین به قدرت و حمایت بیش از بزرگترها وابسته هستند. پدر و مادر برای آنها مراجع و منبع قدرت و امنیت هستند که می‌توانند آنها را از خطرات محافظت کنند. به این دلیل است که کودکان در زمان احساس خطر و ناراحتی پدر یا مادر خود را صدا می‌زنند و به آنها پناه می‌برند. به آنها نشان دهیم که خداوند نیز یک منبع عظیم قدرت و امنیت است که حامی آنهاست و اگر به او تکیه کنند می‌توانند احساس امنیت و راحتی کنند.

در مقابل سوالات کودک پاسخ‌های مناسب بدهید.
کودکان در مراحل رشدی خود و کم کم که با مسائل معنوی آشنا می‌شوند. سوالاتی را مطرح می کنند که بزرگترها اغلب در پاسخ دادن به آنها مشکل پیدا می‌کنند. از اینرو بهترین کار این است که با کودکان صادق و روراست باشیم. جواب‌های غلط و بچه‌گانه و گول زننده به آنها ندهیم. این کار خطرناکی است و از آنجایی که که کودکان قدرت تخیل بالایی دارند ممکن است برایشان مشکل‌ساز باشد.

وقتی کودک می‌پرسد که وقتی می‌میرد به کجا می‌رود، صادقانه جواب دهید که هیچکس نمی‌داند اما خیلی‌ها فکر می‌کنند که او به بهشت می‌رود تا با خدا نزدیک‌تر باشد... به احتمال قوی پرسش بعدی کودک این خواهد بود که شما در این باره چه فکر می‌کنید. اگر اعتقاد قوی و محکمی دارید، به او بگوئید و اگر تردید دارید تصدیق کنید که پرسش‌هایی در این جهان وجود دارد که انسانها همه عمر خود را برای یافتن پاسخ آنها صرف می‌کنند و این مورد هم یکی از آنهاست.

برای پرورش خداباوری کودک ، از وقایع عادی زندگی کمک بگیرید
لازم نیست همیشه برای پرورش خدا باوری در کودک کارهای و مراسم بسیار بزرگ انجام دهید تا به او حضور خداوند را نشان دهید. از اتفاقاتی که در زندگی پیش می‌آید کمک بگیرید. خداوند را در جریان اتفاقات زندگی به او نشان بدهید. استفاده از جملاتی نظیر خواست خدا اینطور بود ، هر چه خدا بخواهد و غیره در مسائلی که پیش می‌آید می‌تواند کمک کننده باشد. با او طوری خداحافظی کنید که معنی جمله شما را در حسن خداحافظی مثل خدا نگهدارت و یا به خدا می‌سپارمت را درک کند و احساس کند که شما او را تنها نمی‌گذارید، بلکه به یک منبع قدرت و حمایت قوی‌تری می‌سپارید که پشتیبان اوست.

از طبیعت کمک بگیرید.
طبیعت را به او بشناسانید و به او کمک کنید قدرت خداوند را در آفرینش طبیعت زیاد احساس کند. دریایی را که تماشا می‌کنید، به قدرت خداوند در خلقت آن اشاره کنید. به جنگل، درختان ، کوهها و ... اشاره کنید و مطلب علمی را که توضیح می‌دهید قدرت خداوند را در خلقت آنها یادآور شوید. کودکان به این قبیل مسائل علاقمند هستند. و از این طریق می‌توان روح خداباوری را در آنها تقویت کرد.

از ساده سازی داستان‌های مناسب از ادیان متفاوت و کتب آسمانی استفاده کنید.
سنت‌های عرفانی دنیا پر از داستان‌های گوناگون است و از چگونگی پیدایش جهان گرفته تا علل کارهای بد بعضی انسان‌ها و عواقب کارهای بد آنها قصه‌ها و حکایات بسیاری آورده شده است، با بهره گیری از ادبیات غنی جهان و وقایع تاریخی و مذهبی ادیان به کودک خود نشان دهیم که انسان‌های متفاوت ، دارای عقاید گوناگونی در مورد خداوند هستند. با اصلاح و ساده سازی داستان‌های مناسبی از ادیان متفاوت و کتب آسمانی نقل کنیم و ذهن آنها را روشن کنیم.

سخن آخر
خداباوری را در همان سنین کودکی می‌توان تقویت کرد. با چنین اقدامی آموزش‌های بعدی نیز نتیجه مفیدتری خواهد داشت. والدین در این میان نقش مهم‌تری دارند. که ابتدا با روشن سازی اعتقادات خود باید تلاش کنند ایمان خود را در زندگی روزمره خود متجلی سازند و سپس به روشهای ساده به تقویت ایمان کودکان خود بپردازند.

منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

همراه کودکان خود در دنیای مجازی اینترنت باشیم
 
http://www.twp.howland.oh.us/police/images/internet3.jpg


درجهان بيش از ۱۰ ميليون كودك با اينترنت سر و كار دارند آنها براي دستيابي به اطلاعات و برقراري ارتباط با دوستان و اعضاي خانواده از طريق نامه الكترونيكي آموختن مهارت هاي رايانه اي و شركت در بحث به اينترنت مراجعه مي كنند.
كودكان ساكن روستاها مي توانند با استفاده از اينترنت موزه ها يا مكان هاي ديدني شهرها و ساير كشورها را ببينند. كودكان بيمار و ناتوان مي توانند با ساير همسالان خود گفت وگو كنند و از احساس تنهايي خود بكاهند. در بعضي كشورها حدود ۸۰ درصد مدارس ابتدايي و راهنمايي به اينترنت دسترسي دارند و بسياري از مشاغل به مهارت هاي اينترنتي نيازمند است. با اين همه لازم به ذكر است كار با رايانه و اينترنت موجب بهبود وضعيت تحصيلي كودك نمي شود. كودكان بهترين آموزش را با داشتن معلمين مجرب و تحصيل در كلاس هاي كوچك تر به دست مي آورند. براي استفاده مؤثر از اين ابزارهاي الكترونيكي به آموزگاران ماهر و زمان كافي نياز است تا دانش آموزان مورد توجه و تربيت انفرادي و مناسب قرار گيرند.



● خطرات اينترنت
▪ اشخاص ناشناس و حتي افراد كودك آزار مي توانند سهمي در برقراري ارتباط با كودك از طريق پست هاي الكترونيكي (E-mail)و اتاق هاي گفت و گو (chat room) داشته باشند.
▪ دسترسي آسان به پايگاه هايي كه تصاوير مربوط به بي مبالاتي هاي جنسي و خشونت ورزي و مصرف مواد را تبليغ مي كنند.
▪ مواجهه با اطلاعات عجيب غلط و زبان هاي غير متعارف.
▪ ظاهرشدن پيام هاي مستهجن بر روي صفحه.
▪ اينترنت مثل تلويزيون مي تواند زمان لازم براي مطالعه، بازي، فعاليت هاي اجتماعي و بودن در دنياي واقعي را كاهش دهد.
▪ كودكان علاوه بر ديدن صفحه رايانه نياز دارند ساير حواس خود را مانند بويايي، شنوايي و لامسه پرورش دهند.
▪ با استفاده زياد از رايانه چشم، دست و ستون فقرات كودكان آسيب مي بيند.
▪ تبليغات مربوط به مصرف سيگار و الكل برصفحه اينترنت بدون محدوديت براي همه و از جمله كودكان ظاهر مي شود.
▪ در آگهي هاي بازرگاني با استفاده از بولتن ها، جوايز بازي ها و تصاوير رنگي از كودكان سوءاستفاده مي شود.
▪ اغلب براي مقاصد بازاريابي با استفاده از شخصيت هاي آشناي كارتوني از كودكان اطلاعات شخصي گرفته مي شود.
▪ براي فروش كالاهاي تجاري از قصه گويي استفاده مي شود و نه ايجاد كنجكاوي در ذهن پوياي كودكان.

تغييرات در ستی در خانه

● نكاتي براي والدين
در مورد اينترنت اطلاعات بيشتري به دست آوريد و مهارت خود را در استفاده از آن افزايش دهيد.
فعاليت هاي سني و رشدي مناسب با كودكان خود را تعيين كنيد. مثلاً كودكان سنين دبستاني به نظارت مستقيم و هشدار مداوم در مورد تبليغات و ورود به اتاق گفت وگو (chat room) نياز دارند و لازم است به نوجوانان يادآوري شود كه به رعايت نكات ايمني در اينترنت و مدت زمان استفاده از آن توجه داشته باشند.
همراه با كودك از اينترنت استفاده كنيد. باهم پايگاه ها را جست وجو كنيد و نقش تبليغات را توضيح دهيد. بر خطرات اصلي اينترنت تمركز كنيد. اين قانون مطلق را تكرار كنيد كه نبايد هرگز كسي را از طريق اينترنت ملاقات كرد. از نرم افزارهاي فيلتركننده استفاده كنيد.
پايگاه هاي كتابخواني براي كودكان مناسبند و او مي تواند به تنهايي به آنها مراجعه كند. براي نظارت آسان تر والدين بر كودكان بايد رايانه را در محلي عمومي و قابل دسترس براي همگان قرار داد.
اجازه ورود به اتاق گفت وگوي اينترنتي (chat room) را فقط با نظارت بدهيد.
در زمان استفاده از اينترنت الگوي خوبي براي كودك باشيد و زمان استفاده را به هدفي خاص محدود كنيد.
همه نرم افزارهايي را كه به خانه آورده مي شوند، ارزيابي كنيد.
در مورد مسائلي كه در رابطه با فعاليت هاي رايانه اي و اينترنتي در مدرسه كودك اتفاق مي افتد اطلاعات به دست آوريد.

 
منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

احتیاط در مصرف ایبوپروفن

احتیاط در مصرف ایبوپروفن

ایبوپروفن

داروی ضد درد ایبوپروفن که بدون نسخه و با نام‌های تجاری مانند ادویل و موترین در داروخانه‌ها به فروش می‌رسد، باید بر اساس میزان تعیین‌شده بوسیله پزشک یا دستورات بروشور آن مصرف شود.

اگر داروهای دیگری هم مصرف می‌کنید، مطمئن شوید که ماده فعال مشابهی در آنها وجود نداشته باشد، و گرنه ممکن است به طور اتفاقی دچار "دریافت بیش از حد مجاز دارو "(OVER DOSE) شوید.

هنگامی که بیش از حد مجاز ایبوپروفن مصرف کنید، ممکن است این نشانه‌ها در شما بروز کند. در این صورت باید به پزشک مراجعه کنید:

تاری دید

زنگ‌ زدن گوش‌ها

درد معده، اسهال، چنگه‌های شکمی، استفراغ، سوزش سر دل یا تهوع

کاهش میزان ادرار

عرق کردن شدید یا دانه‌های پوستی

سردرد، تشنج یا ضعف

سرگیجه یا اختلال در حفظ تعادل

اشکال در صحبت‌کردن یا اغتشاش شعور

HealthDay News,22 Jan., 2008

منبع: همشهری آنلاین

* مطالب مرتبط:

دنیای دوا و درمان

مصرف بی ضرر داروها به آگاهی و شناخت افراد ارتباط دارد

20 درصد داروها دور ریخته می‌شوند

داروهای گیاهی را بی ضابطه مصرف نكنید

مسکّن نخورید، ضرر دارد

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

اهميت توجه به مشکلات نوجواني
با توجه به ويژگيهاي خاص نوجواني ، اين دوران با مشکلات خاص خود نيز مواجه است. برخي از اين مشکلات شيوع بيشتري داشته و گاه نيازمند مداخله کمتري هستند، اما برخي ديگر در حد يک ناسازگاري ، يک بيماري و يا اختلال رواني اجتماعي قابل توجه بوده و نيازمند اقدامات مداخله‌گرانه هستند. فراهم نبودن شرائط تربيتي مناسب ، عدم آشنائي اوليا و مربيان با نيازها و ويژگيهاي نوجوان و کودکي مشکل‌دار علل اساسي بوجود آمدن مشکلات دوران نوجواني هستند.

با توجه به اينکه اين دوره نيز اهميت شايان توجهي در زندگي آينده و بزرگسالي فرد دارد و بسياري از انتخابها و تصميمها در اين دوران انجام مي‌شوند، پيشگيري از بروز مشکلات و درمان آنها به توجه و تاکيد فراواني نياز دارد. شناخت اين مشکلات شايد بعد از شناخت ويژگيها و نيازهاي مرحله نوجواني اولين گام موثر در کمک به نوجوان براي داشتن يک مرحله رشدي سالم مي‌باشد.

 

مهمترین مشکلات نوجوانی
 
افت تحصیلی

شاید بیش از همه مراحل دیگر در این مرحله افت تحصیلی مشاهده گردد. مسئولین مدارس راهنمایی تحصیلی و والدینی که فرزندانی در مقاطع راهنمایی دارند که با آغاز بلوغ و نوجوانی و تغییرات آن همراه است، معمولا چنین افتی را گزارش می‌کنند. هرچند شدت و ضعف افت تحصیلی در دانش آموزان مختلف متفاوت است، اما به هر حال و با توجه به فراوانی آن در این دوران

نیاز به توجه ویژه دارد.


انحرافت جنسی

با توجه به ویژگیهای بلوغ جنسی در این دوران مشکلاتی از این قبیل می‌تواند اتفاق بیافتد. در بین انواع انحرافات جنسی ،

خودارضایی شیوع بیشتری به ویژه در بین پسران داد که با کاربرد روشهای مناسب پیشگیرانه و رعایت آنها و استفاده از

راهبردهای لازم (بعد از ابتلا به انحراف) قابل حل خواهد بود.


دوستی با جنس مخالف

به دنبال غلیان هیجانات و عواطف در این دوران از یک طرف و تحولات جنسی از سوی دیگر گرایش به برقراری روابط دوستی با جنس مخالف شیوع فراوانی می‌یابد. ارائه شناخت و آگاهیهای لازم به نوجوان در خصوص کنترل عواطف و هیجانات خود و جهت‌دهی سالم مفید خواهد بود.


انحرافات اجتماعی

با اینکه در بروز انحرافات اجتماعی عوامل مختلفی دخالت دارند، اما شرائط ویژه دوران نوجوانی مثل تمایل به توجه طلبی و

استقلال شخصی ، تمایل به عضویت در گروهها و ... باعث می‌شود که دوره مستعدی برای راه اندازی این انحرافات باشد. این

انحرافات به صورت فرار از خانه ، انواع بزهکاری مثل دزدی ، اعتیاد و ... دییده می‌شود که اکثر این انحرافات در گروه اتفاق

می‌افتد.


اختلالات روانی در نوجوانی

در نوجوانی مساله بیماری روانی در آسیب شناسی نوجوانی حائز اهمیت زیادی است. مهمترین اختلالات روانی رایج عبارتند از:

   1. واکنشهای سازگاری

   2. روان رنجوری ، شامل انواع اختلالات خلقی ، مثل افسردگی ، اضطراب

   3. اختلالات روان _ فیزیولوژیک ، مثل بی‌اشتهایی روانی

   4. اختلالات شخصیت ، مثل اختلال شخصیت هیستریک

   5. اختلالات سایکوتیک که اسکیزوفرنی عمومی‌ترین آنهاست.

 
از میان اختلالات روانی انواع افسردگی و اضطراب فراوانی بیشتری دارد. در صورتی که اطرافیان شناخت کافی از نوجوان داشته

باشند و به موقع علائم او را تشخیص دهند، با انواع روان درمانی قابل درمان خواهند بود.


خودکشی

معمولا پدیده خودکشی با سایر مشکلات دیگر مثل افسردگی ، اعتیاد و ... همراه است. در هر حال تمایل به خودکشی در این

 دوران باید مورد توجه قرار گیرد.


بلوغ زودرس و دیررس

عوامل مختلفی چون عوامل ارثی ، طرح و ساختمان بدنی ، نوع تغذیه و سلامت جهانی ، مسائل فرهنگی از عواملی هستند

که در بروز بلوغ زودرس و دیررس دخیل هستند. بلوغ چه به صورت زودرس اتفاق بیافتد و چه با تاخیر همراه باشد، نگرانیها و

مشکلاتی را برای نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم برای دختر و هم برای پسر وجود دارد، اما بلوغ زودرس

اغلب برای دختران و بلوغ دیررس برای پسران مشکل آفرین‌تر است (تاثیر بلوغ در رفتار نوجوانان).


شیوه‌های برخورد با مشکلات دوران نوجوانی

آنچه بیش از همه حائز اهمیت است، توجه والدین و مربیان به شناخت ویژگیها و نیازهای مرحله نوجوانی است. این آشنائی و

آگاهی از شیوه‌های برخورد با ویژگیهای این دوره ، در گام از بروز مشکلات خاص این دوره جلوگیری خواهد کرد، یا حداقل شدت

آن را تخفیف خواهد داد. در بروز مشکلات و مسائل آنچه مورد بررسی و درمان قرار می‌گیرد، تنها نوجوان و مسائل او نخواهد بود.

هرچند اساس درمان را رفتارها و شرائط نوجوان تشکیل می‌دهد، اما شیوه‌های درمانی عمدتا به صورت گسترده‌تری معطوف به

اطرافیان نوجوان ، خانواده و دوستان و در سطح وسیع‌تر و به صورت برنامه‌ریزی‌های کلان جامعه خواهد بود.

آشناسازی خانواده و دیگر دوستان و آشنایان در طرح ریزی برنامه‌ای برای برخورد با نوجوان برای حل مسائل خفیف‌تری چون

ناسازگاریهای سطحی در بافت خانواده ، پرخاشگری ، استقلال طلبی شدید ، نوجوئی شدید ، با توجه به شیوه‌های مناسب

تربیتی کافی خواهد بود. در حالی که در مورد مشکلات خاص‌تری چون اختلالات روانی این دوران مثل بی‌اشتهایی روانی که با

تمایل شدید به کاهش وزن همراه است، از شیوه‌های اختصاصی‌تری چون روان درمانی و ... استفاده می‌شود. در رابطه با

مسائل اجتماعی چون بزهکاری ، نهادهای اجتماعی دیگری چون کانونهای اصلاح و تربیت ، مدرسه و ... درگیر هستند
 
منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

اهميت توجه به مشکلات نوجواني
با توجه به ويژگيهاي خاص نوجواني ، اين دوران با مشکلات خاص خود نيز مواجه است. برخي از اين مشکلات شيوع بيشتري داشته و گاه نيازمند مداخله کمتري هستند، اما برخي ديگر در حد يک ناسازگاري ، يک بيماري و يا اختلال رواني اجتماعي قابل توجه بوده و نيازمند اقدامات مداخله‌گرانه هستند. فراهم نبودن شرائط تربيتي مناسب ، عدم آشنائي اوليا و مربيان با نيازها و ويژگيهاي نوجوان و کودکي مشکل‌دار علل اساسي بوجود آمدن مشکلات دوران نوجواني هستند.

با توجه به اينکه اين دوره نيز اهميت شايان توجهي در زندگي آينده و بزرگسالي فرد دارد و بسياري از انتخابها و تصميمها در اين دوران انجام مي‌شوند، پيشگيري از بروز مشکلات و درمان آنها به توجه و تاکيد فراواني نياز دارد. شناخت اين مشکلات شايد بعد از شناخت ويژگيها و نيازهاي مرحله نوجواني اولين گام موثر در کمک به نوجوان براي داشتن يک مرحله رشدي سالم مي‌باشد.

 

مهمترین مشکلات نوجوانی
 
افت تحصیلی

شاید بیش از همه مراحل دیگر در این مرحله افت تحصیلی مشاهده گردد. مسئولین مدارس راهنمایی تحصیلی و والدینی که فرزندانی در مقاطع راهنمایی دارند که با آغاز بلوغ و نوجوانی و تغییرات آن همراه است، معمولا چنین افتی را گزارش می‌کنند. هرچند شدت و ضعف افت تحصیلی در دانش آموزان مختلف متفاوت است، اما به هر حال و با توجه به فراوانی آن در این دوران

نیاز به توجه ویژه دارد.


انحرافت جنسی

با توجه به ویژگیهای بلوغ جنسی در این دوران مشکلاتی از این قبیل می‌تواند اتفاق بیافتد. در بین انواع انحرافات جنسی ،

خودارضایی شیوع بیشتری به ویژه در بین پسران داد که با کاربرد روشهای مناسب پیشگیرانه و رعایت آنها و استفاده از

راهبردهای لازم (بعد از ابتلا به انحراف) قابل حل خواهد بود.


دوستی با جنس مخالف

به دنبال غلیان هیجانات و عواطف در این دوران از یک طرف و تحولات جنسی از سوی دیگر گرایش به برقراری روابط دوستی با جنس مخالف شیوع فراوانی می‌یابد. ارائه شناخت و آگاهیهای لازم به نوجوان در خصوص کنترل عواطف و هیجانات خود و جهت‌دهی سالم مفید خواهد بود.


انحرافات اجتماعی

با اینکه در بروز انحرافات اجتماعی عوامل مختلفی دخالت دارند، اما شرائط ویژه دوران نوجوانی مثل تمایل به توجه طلبی و

استقلال شخصی ، تمایل به عضویت در گروهها و ... باعث می‌شود که دوره مستعدی برای راه اندازی این انحرافات باشد. این

انحرافات به صورت فرار از خانه ، انواع بزهکاری مثل دزدی ، اعتیاد و ... دییده می‌شود که اکثر این انحرافات در گروه اتفاق

می‌افتد.


اختلالات روانی در نوجوانی

در نوجوانی مساله بیماری روانی در آسیب شناسی نوجوانی حائز اهمیت زیادی است. مهمترین اختلالات روانی رایج عبارتند از:

   1. واکنشهای سازگاری

   2. روان رنجوری ، شامل انواع اختلالات خلقی ، مثل افسردگی ، اضطراب

   3. اختلالات روان _ فیزیولوژیک ، مثل بی‌اشتهایی روانی

   4. اختلالات شخصیت ، مثل اختلال شخصیت هیستریک

   5. اختلالات سایکوتیک که اسکیزوفرنی عمومی‌ترین آنهاست.

 
از میان اختلالات روانی انواع افسردگی و اضطراب فراوانی بیشتری دارد. در صورتی که اطرافیان شناخت کافی از نوجوان داشته

باشند و به موقع علائم او را تشخیص دهند، با انواع روان درمانی قابل درمان خواهند بود.


خودکشی

معمولا پدیده خودکشی با سایر مشکلات دیگر مثل افسردگی ، اعتیاد و ... همراه است. در هر حال تمایل به خودکشی در این

 دوران باید مورد توجه قرار گیرد.


بلوغ زودرس و دیررس

عوامل مختلفی چون عوامل ارثی ، طرح و ساختمان بدنی ، نوع تغذیه و سلامت جهانی ، مسائل فرهنگی از عواملی هستند

که در بروز بلوغ زودرس و دیررس دخیل هستند. بلوغ چه به صورت زودرس اتفاق بیافتد و چه با تاخیر همراه باشد، نگرانیها و

مشکلاتی را برای نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم برای دختر و هم برای پسر وجود دارد، اما بلوغ زودرس

اغلب برای دختران و بلوغ دیررس برای پسران مشکل آفرین‌تر است (تاثیر بلوغ در رفتار نوجوانان).


شیوه‌های برخورد با مشکلات دوران نوجوانی

آنچه بیش از همه حائز اهمیت است، توجه والدین و مربیان به شناخت ویژگیها و نیازهای مرحله نوجوانی است. این آشنائی و

آگاهی از شیوه‌های برخورد با ویژگیهای این دوره ، در گام از بروز مشکلات خاص این دوره جلوگیری خواهد کرد، یا حداقل شدت

آن را تخفیف خواهد داد. در بروز مشکلات و مسائل آنچه مورد بررسی و درمان قرار می‌گیرد، تنها نوجوان و مسائل او نخواهد بود.

هرچند اساس درمان را رفتارها و شرائط نوجوان تشکیل می‌دهد، اما شیوه‌های درمانی عمدتا به صورت گسترده‌تری معطوف به

اطرافیان نوجوان ، خانواده و دوستان و در سطح وسیع‌تر و به صورت برنامه‌ریزی‌های کلان جامعه خواهد بود.

آشناسازی خانواده و دیگر دوستان و آشنایان در طرح ریزی برنامه‌ای برای برخورد با نوجوان برای حل مسائل خفیف‌تری چون

ناسازگاریهای سطحی در بافت خانواده ، پرخاشگری ، استقلال طلبی شدید ، نوجوئی شدید ، با توجه به شیوه‌های مناسب

تربیتی کافی خواهد بود. در حالی که در مورد مشکلات خاص‌تری چون اختلالات روانی این دوران مثل بی‌اشتهایی روانی که با

تمایل شدید به کاهش وزن همراه است، از شیوه‌های اختصاصی‌تری چون روان درمانی و ... استفاده می‌شود. در رابطه با

مسائل اجتماعی چون بزهکاری ، نهادهای اجتماعی دیگری چون کانونهای اصلاح و تربیت ، مدرسه و ... درگیر هستند
 
منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

شيوه آموزش مفاهيم ديني به کودکان
در اين مقاله سعي شده است به يکي از مهم ترين موضوعات علم آموزش يعني شيوه آموزش مفاهيم ديني به کودکان پرداخته شود گرچه اين اثر به مثابه بحر در کوزه کردن است که به قبل مولانا :

گر بريزي بحر را در کوزه اي             چند گنجد ؟ قسمت يک روزه اي !

 

شناخت ويژگيهاي کودکان:

براي آموزش دين به کودکان اولين چيزي که بايد مد نظر داشت و نسبت به آن آگاهي پيدا کرد شناخت روحيات و ويژگيهاي کودکان و همچنين شناخت مراحل رشد آنهاست . بايد توجه داشت که وجود گرايش ديني در کودکان غير قابل انکار است . آنها سرشت خداجوي دارند و مفاهيم اساسي دين اسلام نيز اموري هستند که با سرشت کودک سازگاري بوده و اکتسابي نيستند و وظيفه تعليم و تربيت شکوفا کردن اين گرايشات فطري است.1

 پس تمايلات فطري کودک کمک کننده است و بايد به تفاوتهاي فردي کودکان نيز توجه داشت که برخي در يادگيري مطالب سريع تر بوده و برخي کندتر و سطح تفکر کودکان نيز مختلف است ، برخي در پاسخ به سئوالي به تفکر شهودي برمي گردند و برخي در سطح عمليات عيني قرار دارند.2
 

دو دوره کلي آموزش:

در آموزش کودکان دو دوره کلي وجود دارد : سنين 5 تا 9 سال و 9 تا 13 سال .

 در دوره خردسالي ( 5- 9 سال ) بايد خام بودن تفکر وي را در ارتباط با مفاهيم ديني تصفيه نمود به اين صورت که در برخورد با برداشتهاي خام و پاسخگويي به سئوالات کودکان درباره خدا و ساير موجودات مجرد و مفاهيم فوق طبيعي به گونه اي عمل شود که جلوه هاي خام و مادي تصور خردسالان نفي گردد اما چون آنها ظرفيت درک مفاهيم انتزاعي را ندارند نبايد به ويژگيها و صفات اين مفاهيم پرداخت . مثلا در برخورد با کودکي که خدا را مثل انسان تصور مي کند بايد گفت که خدا مثل ما نيست ، دست و پا ندارد ، مثل ما زندگي نمي کند  ... . و در سنين بالاتر مي توان ديده نشدن خداوند را به برخي تجربه هاي آنها از حقايق موجود ولي ناديدني مثل فکر ، جريان برق و ... تشبيه کرده ضمنا بايد توجه داشت که دين کودک بايد کودکانه باشد و اينکه هدف عمده در اين مرحله جذب براي آموزش است نه صرف آموزش.3

کودک در دوره دوم ( 9- 13 سالگي ) در مرحله عمليات عيني قرار دارد . از اين رو نمي توان مفاهيم انتزاعي شود و آنها را به احساسات و تجربيات خود ارجاع داد . اما خاميهاي تفکر کودکان رابايد زدود و از طريق جنبه هاي اثباتي به حقيقت نزديک کرد؛ مثلا وقتي خدا را از داشتن والدين منزه مي کنيم مي توانيم به آنها تذکر دهيم که وجود همه چيز از خداست اما وجود خدا از آن خود اوست همان گونه که رطوبت همه چيز از آب است اما رطوبت آب از آن خودش مي باشد.4

  
عوامل موثر بر تربيت ديني:

محبت : از عوامل موثر بر تربيت ، محبت است که نياز اساسي کودکان و غذاي روح آنها مي باشد . کودک به محبت کننده علاقه مند شده خود را شبيه وي ساخته و از او حرف شنوي دارد . حضرت امام (ره) به کودکان بسيار محبت مي نمودند : « بچه ها به خدا نزديک ترند و پاکيزه تريند » و مي فرمودند : « بچه جديد العهد و ملکوتي است و به مبدأ نزديک تر.»5

معلم: معلم از جمله کساني است که کودک تأثير پذيري بسيار از او دارد و دو عامل اصلي جذب او براي کودک مقبوليت و محبوبيت است که از اين دو عنصر مي توان استفاده مطلوب نمود.6

تشويق و تنبيه : عوامل ديگري چون تشويق و تنبيه نيز مؤثرند که هر يک بايد اصولي و با طي نمودن مراحل مخصوص آن مورد استفاده قرار گيرد .

 مراقبتهاي پدر و مادر : مراقبات مادر هنگام بارداري و شير دهي از عوامل بسيار تأثير گذار بر سرنوشت کودک است . گناه بر بچه اثر مي گذارد ؛ غذاي حرام يا غيبت کردن مادر و ... مي تواند از عوامل زمينه ساز شقاوت کودک در آينده باشد تقواي مادر در دوران شيردهي ، با وضو شير دادن ، زمينه ساز سعادت فرزند مي باشند.7

مارد و پدر نقش مهمي در تربيت ديني فرزند دارند که به علت گسترده بودن اين بحث شما خوانندگان عزيز را به دو کتاب دکتر علي قائمي که بسيار مفيد فايده است ، ارجاع مي دهيم .

  
اصول تربيت دينی:8

هر مطلب علمي داراي اصولي است که بدون آن ورود در آن علم بي اثر يا کم اثر است، علم تربيت نيز اصولي دارد که موارد زير از آن جمله اند :

1ـ اصل سهولت : طبق اين اصل از سخت گيري و خشونت نسبت به کودک بايد پرهيز نمود چرا که آسان گيري کودک را علاقه مند و سخت گيري او را به اصل دين بدبين مي کند.

 2ـ اصل تدريج : همان طور که خداوند نيز آيات و احکام را تدريجا نازل فرموده در آموزش به کودکان نيز اصل تدريج بايد رعايت شود تا کودک متناسب با رشد و شکوفايي استعدادش مطالب را درک کند .

3ـ اصل مداومت و استمرار: آموزش در اسلام امري مستمر و مداوم است . اهميت آموزش به کودک از سويي و طولاني بودن دوره ساختار ذهني و رواني کودکي از سوي ديگر استمرار و مداومت در آموزش را مي طلبد و بايد به موازات رشد عقلي و تحول رواني کودک مفاهيم اعتقادي را به وي انتقال داد و از شتاب و فشار پرهيز نمود .

4ـ اصل آگاهي بخشي : هدف تعليم بايد رشد فکري و يادگيري دانش آموز باشد که براساس تفکر و فعاليت فکري ، سودمندتر از تکرار و مرور آن است .

5ـ اصل تفاوتهاي فردي : در آموزش کودکان نمي توان به طور يکسان عمل کرد و بايد متناسب با ويژگيهاي شناختي عاطفي ، انگيزش و سوابق خانوادگي از روشهاي گوناگون و موثر استفاده کرد ، برخي با شعر، بعضي با داستان و برخي با پرسش و پاسخ بهتر درک مي کنند ، برخي زودتر و بعضي ديرتر . پس بايد تفاوتهاي فردي را در نظر داشت.

  روشهاي تربيت ديني:

مقصود از روشها ، فنون ، شيوه ها و دستور العملهاي جزئي است که اهداف آموزش را به ثمر مي رسانند .برخي از اين روشها عبارتند از :

1ـ روش غير مستقيم

نتايج استفاده از روشهاي غير مستقيم بسيار مفيد تر از روش مستقيم است چرا که در روش مسقيم تذکرات زياد و متوالي سبب لجاجت و مقاومت منفي مي شود و بيان ايرادات و نصايح . احساسات کودک را جريحه دار مي کند . علاوه بر اين احساس غرور ، خودخواهي و احساس خفت ناشي از پذيرش خطا سبب مقاومت روحي فراگير مي شود.9

روش الگويي ، روش استفاده از مثال ، قصه گويي ، يادآوري نعمات الهي ، نمايشي از جمله روشهاي غير مستقيم هستند.10

 در سيره بزرگاني چون آيت ا... بهجت نيز روش غير مستقيم بسيار ديده مي شود . ايشان هيچ گاه به طور مستقيم به شخص نمي فرمايند اين کار را بکن يا نه . بلکه در ضمن داستان يا حديثي قصور و اشتباه اطرافيان را گوشزد مي نمايند.11

2ـ استفاده از روشهاي فعال

در اين روش مشارکت کودکان مد نظر است و مزيت آن تأثير عمقي آن است ، فعاليت گروهي بچه ها ، واگذاري مسئوليت به ايشان ، وضع قوانين توسط آنها و نظارت و قضاوتشان در مورد افراد خاطي از موارد مهم و موثر است.12

3ـ روش تربيت تلقيني

تلقين مثبت به خود و ديگران از روشهاي مورد استفاده در تربيت اسلامي است ، حضرت امام خميني (ره ) در اين مورد مي فرمايند : « يکي از چيزهايي که براي انسان مفيد است تلقين است ... يک مطلبي که بايد در نفس انسان تاثير بکند با تلقينات و تکرارها بيشتر در نفس انسان نقش پيدا مي کند به همين جهت اگر استفاده از روش تلقين در تعلم و تربيت به صورت منفي و تحميل نباشد بلکه به شيوه مثبت ، آگاهانه و آزادانه انجام پذيرد بسيار مطلوب و موثر خواهد بود.13

  شيوه آموزش برخي مفاهيم ديني:

مفهوم دين : در سالهاي اول دبستان از پرداختن به معنا و مفهوم واژه دين بايد اجتناب کرد زيرا کودکان در اين دوره علاقه اي به طرح اين مباحث ندارند و فقط بايد به تعريف ساده اي بسنده کرد .

مفهوم دعا : در مورد دعا بايد چند نکته را در نظر داشت : دعاها بايد متناسب با سن و حوزه درک کودک باشد تا لذت بيشتري ببرد . همچون دعاهاي کوتاه و دسته جمعي مثل سرود و مناجات که در روح کودکان موثر است . ديگر اينکه دعاها هر چند وقت يکبار عوض شوند تا تازگي و تأثير داشته باشند.14

در ضمن بايد عوامل عدم استجابت دعا را براي کودکان بيان کرد تا شبهه ايجاد نشود که چرا دعايشان مستجاب نمي شود .

مفهوم نماز : زمينه نماز در روح پاک کودکان و فطرت سليم آنها موجود است و بايد آن را باور کنيم . از سنين نخست دبستان بايد کودکان را به تدريج با نماز آشنا کرد و آنها را به گزاردن نماز تشويق و ترغيب نمود . قبل از تعليم بايد مفهوم خدا و دعا براي کودک تبيين شده باشد و علت نماز خواندن را نيز بداند . براي اين کار مي توان از آموزشهاي ساده استفاده کرد البته پرداختن به آموزش برخي ديگر از مفاهيم ديني شيوه هاي خاص خود را دارند که بايد از نظم خاصي برخوردار باشند .آموزش اصول دين و دلايل ساده اي براي آنها،پرداختن به خداشناسي،معاد ،وقوع و ضرورت آن ،نبوت و نياز انسان به آن از مسائل مهم علاقه مند کردن کودک به خدا و پيامبران و امامان است.15

  
نتيجه:

هر چه والدين ، معلم يا مربي که تربيت يا قسمتي از تربيت کودک را بر عهده دارند با ويژگيهاي کودکان ، نکات روانشناسي و تربيتي آنان آشناتر باشند در امر آموزش موفق تراند .

شيوه هاي آموزش بايد اصولي و علمي کاربردي باشند . در آموزش مفاهيم ديني بايد عوامل تأثير گذار را شناخت و آنها را در راستاي بهتر شدن امر آموزش جهت داد و از سخنان معصومين ـ عليهم السلام ـ بهره جست ؛ چرا که اگر دير شود قلب او مشغول به چيزهاي ديگر شده و سخت مي گردد و ديگر تربيت او امکان پذير نبوده يا بسيار مشکل و کم اثر خواهد شد . الگوهاي رفتاري کودک بايد در درجه اول خودشان مسائل اخلاقي و ديني را رعايت کنند چرا که کودکان الگو پذيران خوبي هستند و معمولا از پدر و مادر خود الگو مي گيرند .

در آموزش بيشتر بايد از روشهاي غير مستقيم استفاده کرد تا موجب مقاومت روحي در کودک نشود و همچنين روشهاي فعال بسيار موثر هستند .

زهرا مستمند

--------------------------------------------------------------------------------
 
پی نوشتها:

 1-   مقدسي پور ، علي ؛ اصول و روشهاي آموزش مفاهيم ديني به کودکان ، ماهنامه معرفت ، شماره 75 ، ص 36 .

2-   باهنر ، ناصر ؛ آموزش مفاهيم ديني همگام با روانشناسي رشد ، شرکت چاپ و نشر بين الملل ، پاييز 1380، صص 78 ـ 79 .

3-   همان ، صص 164 ـ 166 .

4-   همان ، صص 172ـ 173 .

5-   مطهري ، محمد رضا ؛ محبت نياز اساسي کودکان ، ماهنامه پيام زن ، ش 119 ، صص 62ـ 65 .

6-   باهنر ، ناصر ؛ صص 156 ـ 162 .

7-  مظاهري ، حسين ؛ تربيت فرزند از نظر اسلام ، انتشارات روحاني ، قم ، 1378 ، صص 95ـ 112 .

8-   قائمي ، علي ؛ نقش پدر در تربيت فرزند ، انتشارات اميري ، تهران ، 1370 ،  

9-   قائمي ، علي ؛ نقش مادر در تربيت فرزند ، انتشارات اميري ، تهران ، 1370 ،  

10- مقدسي پور ، علي ؛ همان ، صص 38 ـ 40 .

11- باهنر ، ناصر ؛ همان ، ص

12- مقدسي پور ، علي ؛ همان ، ص 41 .

13- فريادگر توحيد ، موسسه انتشاراتي انصاري ، قم ،1379 ، ص 56 .

14- موگهي ، عبدالکريم ؛ روشهاي تربيت ديني ، ماهنامه فرهنگي ياس، 1380 ، پ 8 ، ص 42 .

15- باهنر ، ناصر ؛ همان ، صص 146 ـ 246 .

 

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 27 بهمن1386 ساعت |

تاريخچه طب سوزني (ACUPUNCTURE)

تاريخچه طب سوزني (ACUPUNCTURE)

طب سوزني

آنچه سوزن درماني مي ‌ناميم، درماني متكي به اين اصل است كه نوعي ارتباط عصبي بين اندام‌هاي بدن و سطح خارجي بدن هست. آنگاه كه اندامي بيمار يا عضوي دردناك مي‌ شود مكان‌هايي خاص روي سطح خارجي بدن يا به واقع زير پوست بدن كه آنها را نقاط سوزني مي‌ نامند، حساس يا بهتر است بگوييم حساس‌تر مي ‌شوند. شخص بيمار خود گاهي آن نقاط حساس تر شده را حس مي‌ كند يا ممكن است تنها وقتي درمانگري ماهر آن نقاط را فشار مي‌ دهد، حالت برجسته و غيرعادي آنها را حس كند. درمانگران چيني مي ‌گويند اين نقاط حساس‌تر شده پس از درمان، خواه درمان سوزني يا درمان پزشكي متعارف يا درمان هوميوپتي و غيره باشد، ناپديد مي ‌شوند. سوزن درماني آن نقاط سوزني را با سوزن‌هايي خاص تحريك مي‌ كند و اين تحريك به شكلي صورت مي‌ گيرد كه فعاليت آن نقاط را تعديل كند و از اين طريق اندام‌ بيمار شده را شفا دهد، يا درد بيمار را تسكين دهد، يا او را بيهوش كند، يا آثار مطلوب ديگر توليد كند.

سوزن درماني يك دانش فني باستاني چين است كه پيشنه‌اش به زمان آغاز تاريخ بشر مي ‌رسد. حكايت شده است كه 3000 سال پيش از ميلاد برخي هوشمندان چيني ديدند كه بيماري‌هاي مزمن سربازاني كه زخم‌هاي سطحي با تير و كمان خورده بودند، به خودي خود خوب شدند. خواه آن حكايت حقيقت داشته باشد يا نه، چينيان نظامي، طبي را كه با فرو كردن سوزن‌هايي خاص در نقاطي خاص از سطح بدن انسان‌ها دردها و بيماري‌هاي آنان را درمان مي ‌كرد، پروردند.

گرچه عنوان اين روش اشاره به استفاده از سوزن‌ها دارد،ولي سوزن‌ها ضروري نيستند و در روزگار كهن گاهي از تراشه‌هاي سنگي به جاي آنها استفاده مي ‌شد. برخي روستائيان آفريقايي با خاريدن شديد نقاطي خاص از سطح بدن بيماري‌ها را درمان مي‌ كنند، قبايل اسكيمو از تكه سنگ‌هاي لبه تيز به همين قصد استفاده مي ‌كنند، يك قبيله وحشي در جنگل‌هاي آمازون برزيل تيرهاي سوزن مانند را با ني دميدني، روي نقاط سوزني سطح بدن شخص بيمار پرتاب مي ‌كند. سوزن‌هاي آهني در عصر آهن وارد اين نظام طبي شدند ولي احتمالاً اين روش پيش از عصر آهن وجود داشته و درمانگران آن از تراشه چوب‌هاي نوك تيز يا خارهاي بلند گياهان خاردار استفاده مي‌ كرده‌اند. برخي درمانگران چيني حدود 2500 سال پيش از ميلاد تصور مي ‌كردند كه فلزات متفاوت که در ساخت سوزن‌ها استفاده مي ‌شدند، آثار متفاوتي در بدن مي ‌گذاشتند.

قرن‌ها پس از آن آشكار شد كه آن تصور حقيقت ندارد و اكنون مسلم است كه نوع فلز سوزن‌ها، نقشي در درمان سوزني ندارد. آنچه مهم است شيوه استعمال سوزن‌هاست. سوزن‌هايي كه امروزه در اين درمان استفاده مي‌ شوند همگي از فولاد ضد زنگ ساخته مي‌ شوند كه ضد عفوني كردن آنها بهتر باشد.

گرچه پيشينه سوزن درماني به آغاز و حتي شايد پيش از آغاز تاريخ بشر مي ‌رسد، نژاد چيني بود كه نخستين بار آن را نظام‌ مند كرد و نخستين كتاب واقعاً ارزشمند سوزن درماني را حدود 200 سال پيش از ميلاد نوشت و تكثير كرد.

آن كتاب كه Hungdi Niging Suwen  نام دارد (معروف است به كتاب كلاسيك امپراتور زرد در بيماري‌هاي داخلي) هنوز معتبر است و به طور وسيع استفاده مي ‌شود و داراي بسياري آگاهي‌هاي پزشكي است كه امروزه نيز چون آن زمان صادقند و ارزشمند‌ند.

سوزن درماني در اين زمان در سراسر دنيا اجرا مي ‌شود ولي هنوز گسترده‌ترين استفاده آن در چين و برخي ديگر كشورهاي جنوب‌ شرقي آسيا است كه تحت نفوذ فرهنگ چيني هستند، دانشجويان پزشكي در اين كشورها مي ‌توانند روش‌هاي پزشكي مكمل را در همان دانشگاهي كه پزشكي متعارف تعليم مي‌ شود، ياد گيرند.

در بسياري بيمارستان‌هاي چين پزشكاني از هر دو نظام نوين و سنتي كنار يكديگر طبابت مي ‌كنند. به اين صورت كه جراحي تعليم ديده در نظام نوين روي بيماري كه با روش سوزني بي حس شده جراحي مي ‌كند و پزشكي سنتي مراقب بيمار است كه به ذات‌الريه و حبس ادرار پس از جراحي گرفتار نشود. خيلي به ندرت يك پزشك هر دو شكل درماني نوين غربي و سنتي شرقي را اجرا مي ‌كند.

ريشخندي تلخ و پديده‌اي تأسف‌آور است كه در اين زمانه كه مردم غرب ارزش‌ والاي مجموعه طب سنتي چين را كشف كرده‌اند و مي ‌كوشند آن مجموعه را ياد گيرند و در غرب اجرا كنند برخي چينيان غرب شيفته به آن اهميت نمي ‌دهند و از آن پرهيز مي‌ كنند. آنان به غلط تصور مي ‌كنند همانگونه كه چند جنبه فن‌آوري غربي به حل مشكلات اقتصادي آنان كمك كرده‌اند فن‌آوري پزشكي نوين غربي نيز مي‌ تواند حلال همه مشكلات بهداشتي جامعه آنان باشد. اينان افرادي هستند كه ابتداي قرن بيستم هياهو راه انداخته بودند كه آيين‌هاي تائو و كنفوسيوس علل اصل عقب ماندگي چين هستند و از هر چه سنتي و ريشه‌دار بود نفرت داشتند و سرانجام سرخوردگي‌هاي شخصي خود را ابتدا به صورت انقلاب 1911 و سي و پنج سال بعد به صورت انقلاب ماركسيستي مائوتسه ‌تونگ بر مردم چين تحميل  كردند.

امروزه هزارها درمانگر سوزن درماني در حال عرضه خدمات پزشكي در كشورهاي غربي هستند و گرچه آنان تا كنون حاشيه‌ نشين پزشكي متعارف بوده‌اند، اين وضعيت در حال تغيير است.

يك نمونه را از ايالات متحده آمريكا ذكر مي‌ كنيم. سازمان مديريت غذايي ـ دارويي دولت فدرال سرانجام در ماه مارس 1996 قوانين مربوط به سوزن درماني را از حالت آزمايشي خارج ساخت و اين روش درماني را به عنوان يك رشته پزشكي مشروع و مجاز پذيرفت. اكنون طب سوزني را در حداقل 27 دانشكده پزشكي در سراسر ايالات متحده تدريس مي ‌كنند، و 16 دانشكده پزشكي، با تأييد و صدور پروانه طبابت از سوي دولت فدرال، طب سوزني را در دوره‌اي چهار ساله به غير پزشكان نيز آموزش مي ‌دهند.

ادامه دارد...

کتاب: 32 روش درماني نامتعارف

اثر: دکتر اندرواستنوي

مترجم: پرويز پهلوان

منبع:سایت تبیان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 26 بهمن1386 ساعت |

جمال زن درجلال حجاب

 مفهوم شناسي:

در قران و روايات ائمه هدي عليه السلام كلماتي دربارة مسئله پوشش بيان شده كه شناخت دقيق ان در تبيين موضوع كمك شاياني مي كند از اين رو به بررسي اين واژه ها مي پردازيم:

تبرج :

در لغت به معاني بروز و ظهور مي باشد و معناي اصطلاحي تبرج، آشكار كردن و جلوه گري زينتهاي زن مي باشد.1

در جاي ديگر تبرج را خودنمائي در مقابل مردان معنا كرده و نوشته «تبرجت: اظهرت زينتها للرجال»2 بدحجابي يكي از مصاديق تبرج است.

حجب (حجاب):

يكي از معاني حجاب پرده و پوشش و حائل است.3 كلمه «حجاب» هم به معناي پوشيدن است هم به معني پرده و پوشش و بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت معني پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است. شهيد مطهري در اين باره مي فرمايد: «همين امر موجب شده كه عده زيادي گمان كنند اسلام خواسته زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود در حالي كه وظيفه پوششي كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست.»4

جلباب:

در قران كريم جلباب يكي از پوششهاي لازم براي زنان مومنين معرفي شده است.

يا ايهاالنبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيهن ذلك ادني ان يعرض فلايوذين و كان الله غفورا رحيما 5

اي پيغمبر به زنان و دختران خود و زنان مومنين بگو كه خويش را به چادر فرو پوشند كه اين كار براي اينكه انها به عفت و حرمت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان ازار نكشند بسيار بهتر است و خدا در حق خلق بسيار آمرزنده است.
يكي از فرهنگ شناسان كه تبع قابل توجهي در لباسها و پوششهاي مسلمانان انجام داده مي نويسد: «جلباب به معناي چادر بزرگي است كه در شرق، زنان هنگام بيرون شدن از خانه سرتاپاي خود را با آن مي پوشانند.»6

خمار:
يكي ديگر از پوششهاي كه قرآن كريم براي زن معرفي شده است خمار مي باشد.

قل للمومنات ... و ليضربن بخمر هن علي جيوبهن ...7

به زنان با ايمان بگو سرو سينه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند.
در كتب لغت درباره اين لغت چنين آمده است كه خمر و خمار به معني سرتو پوشش است؛ شراب راه خمر » ميگويند زيرا حواس ظاهري و باطني را مي پوشاند؛ به روي سري زن نيز خمار مي گويند زيرا به وسيله ان سرش را مي پوشاند.8

زينت:

زينت در عربي از زيور در فارسي اعم مي باشد زيرا زينت هم به زيورهايي گفته مي شود كه از بدن جدا مي شوند مثل جواهرت و هم به آرايشهايي گفته مي شود كه به بدن متصل است نظير سرمه و ...9


در تفسير صافي به نقل از علي بن ابراهيم قمي از ابي جعفر عليه السلام آمده است : «امام باقر عليه السلام فرمودند: زينت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب دستها و النگو، سپس فرمودند زينت براي محارم جاي گردنبند به بالاتر و جاي بازوبند به پائين و خلخال به پائين است و سوم زينتي است كه اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن است.»10

عفت:

عفت يك بينش، منش و يك صف و خوي عالي است.

«العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه»11


تاريخچه حجاب :

1- پوشش امتياز بشر در مقايسه با حيوانات

پوشش ، يك امتياز بشر در مقايسه با ساير حيوانات است كه با توجه به خلقت ويژه اندام انسان و غرايز و استعدادهاي اوامري ضروري و لازم مي باشد.

بنابر گواهي متون تاريخي در اكثر قريب به اتفاق ملتها و آيينهاي جهان حجاب معمول بوده است هرچند حجاب در طول تاريخ فراز و نشيبهاي زيادي را طي كرده و گاهي با اعمال سليقه حاكمان تشديد يا تخفيف يافته ولي هيچگاه به طور كامل از ميان نرفته است.12

2- فطري بودن حجاب

خلقت لباس براي هر يك از زن و مرد هديه اي است الهي كه بشر ارزاني شده است و برهنگي و كنار گذاشتن لباس دامي است از سوي شيطان و اولياي او كه براي فريب انسان گسترده شده است.13

در قران كريم دراين باره چنين آمده است :
اي فرزند آدم براي شما لباس فروفرستاديم كه اندام شما رامي پوشاند ومايه زينت شماست ولباس تقوا بهتراست اين ازآيات خداونداست باشدكه متذكرشده اند گيريد.14

3- حجاب در اديان

3-1- اديان الهي

3-1-1- حجاب در آئين يهود :

درباره قوانين حجاب در قوم يهود چنين آمده است: اگر زني به نقص قانون يهود مي پرداخت چنانكه مثلا بي انكه چيزي بر سر داشت ميان مردم آمد و شد مي كرد يا در شارع عام نخ مي رشت يا با هر صنفي از مردان درد و دل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند در ان صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.15
3-1-2- حجاب در دين مسيح

در انجيل چنين نقل شده است: «وهمچنين خويشتن را بيارايند به لباس مزين به حيا و پرهيز، نه به زينتها و طلا و مرواريد و رخت گرانبها بلكه چنان كه زناني را مي شايد كه دينداري مي كنند به اعمال صالحه»16
3-1-3- حجاب در آئين زرتشت

«در كيش آريايي زنان محترم، محجوب بوده اند زنان محترم در ايران براي حفظ حيثيت طبقه ممتاز و ايجاد حدودي كه آنها را از فرمان عادي و طبقه چهارم، امتياز دهد صورت خود را مي پوشانند و گيسوان خود را پنهان نگه مي داشتند.»17


نقش اسلام در تعديل پوشش زن

قدر مسلم اين است كه پوششي كه در اسلام به زنان امر نموده است حبس كردن زنداني زن نيست در برخي كشورها چون ايران قديم و هند و چين چنين عقيده هايي وجود داشته است علاوه بر اين پوششي كه در دين اسلام بيان شده خيلي آسان تر و سهل تر از ساير اديان و مانند يهود و مسيح .... بوده است، اسلام در واقع با ارائه چهار چوب صحيح براي پوشش زن، زمينه فعاليت وي را در صحنه هاي مختلف سياسي فرهنگي و اقتصادي جامعه فراهم مي كند؛ بدون آنكه زن در اين حضور آسيبي به خود و جامعه برساند، در مجموع با وجود جنبه هاي فطري بودن و ديني بودن حجاب براي زن، دشمنان بشريت همواره در جهت مخالف به تبليغ و انحراف انسانها پرداخته كه در جوامع مختلف در آسيب پذيري فرهنگ حجاب تاثير مهمي را بر جاي گذارده است.18

حجاب در عصر حاضر

سير نزولي حجاب در غرب:

تا دو سه قرن اوضاع پوشش زن در جهان تا حدودي مناسب بوده و شكلهاي مبتذل امروزي وجود نداشت عواملي چون : پيدايش نظريات فلسفي مكاتب جديد، سخت گيريهاي كليسا، تحقير و ظلم كردن به زنان، كنار زدن دين از صحنة زندگي مردم و داغ نگه داشتن بازار كالاهاي مصرفي .... از عواملي بود كه در وضعيت پوشش در غرب تاثير بسزايي داشت.19

سير نزولي حجاب در كشورهاي اسلامي:
اين عوامل تاثير بر اشاعه بدحجابي و بي حجابي از سوي كشورهاي استعمارگر بر روي بسياري دول اسلامي داشته است كه از جمله ايران، تركيه، الجزاير، اندلس، و ... از جمله اين كشورها مي توان نام برد. اضافه بر ان عواملي چون حكام دست نشانده، اساتيد غربي، روشنفكران غربزده و عدم آگاهي عامه مردم از فلسفه حجاب از عوامل تاثير گذار بر سير نزولي حجاب در كشورهاي اسلامي بود.

ابعاد حجاب اسلامي

در تحقق حجاب اسلامي وجود و بعد ايجابي و سلبي لازم است؛ مراد از بعد ايجابي حجاب، وجوب پوشش بدن و مراد از بعد سلبي آن؛ حرام بودن خودنمايي به نامحرم است بنابراين از نظر اسلام زني با حجاب است كه علاوه بر رعايت پوشش صحيح اسلامي، از هر گونه رفتار و حركاتي كه سبب جلب توجه نامحرم شده خودداري كند.20

معرفي پوشش هاي اسلامي در قران كريم و روايات

به دو پوشش مهم كه قران زنان را به آن سفارش نموده است قبلا اشاره نموديم كه خمار (مقنعه) و جلباب (چادر) بوده21 علاوه از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است:

ولغير ذي محرم اربعه اثواب: درع، خمار، جلباب و ازارء 22

خمار به معناي مقنعه، جلباب، چادر ، درع ، پيراهن و ازا شلوار مي باشد.

سراويلات :

پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله و سلم) مي فرمايند:

ايها الناس اتخذوالسراويلات، فانها استرثياتكم و حصنوابها نساوكم اذا خرجن 23

اي مردم شلوار بپوشيد كه بهترين پوشش براي اندام شماست و با شلوار زنانتان را هنگام بيرون رفتن از خانه حفظ كنيد.

حفظ ارزش حجاب علاوه برداشتن پوشش صحيح نياز به عفاف در گفتار و رفتار ، حركات دارد از جمله عطرآگين نبودن در برابر نامحرم، عدم اختلاط با نامحرم، دست ندادن با نامحرم، عدم جلب توجه مثل كوبيدن پا بر زمين، و عفاف در نگاه كه درباره همة اين موارد در قرآن كريم و روايات ائمه هدي عليه السلام براي زنان سفارش هايي شده است كه به جهت خلاصه كردن بحث ذكر آن خودداري مي كنيم.

رنگ حجاب قراني

جلب در بسياري از كتابهاي لغت به معناي تيرگي و سياهي شب است.24 همچنين در روانشناسي رنگها امده است كه سياه به معناي «نه» مي باشد.25


تقرير پيامبر در زماني كه زنان انصار با نزول آيه خمار و آيه جلباب پوشش مشكي را انتخاب كردند دليلي بر تاثير اين رنگ از ديدگاه معصوم عليه السلام مي باشد26 و ويژگي رنگ مشكي كه نه تنها در انسان شور و هيجاني ايجاد نمي كند و باعث جلب توجه نمي شود بلكه حامل پيام دور باشي نسبت به نگاههاي آلوده مي باشد. همين ويژگي خاص يكي از اهداف مهم حجاب و پوششي است كه در وراي آن امنيت حضور زن ، در اجتماع تامين مي شود.27
كراهت نداشتن پوشش سياه براي زنان

مرحوم صاحب جواهر فرموده: «روايات مربوطه به كراهت سياه پوشي شامل زنان نميشود.»ايشان در كتاب خود طبق تصريح كتابهاي مقصودي از علماي اماميه، كراهت پوشش سياه را مختص به مردان معرفي نموده زيرا شارع مقدس پوشش غليظ تر و بيش تري براي زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است و رنگ مشكي در مقايسه با رنگهاي ديگر به نحو بهتري پوشش غليظ تر و بيش تر را تامين مي كند.

كراهت پوشش مشكي مختص به مردان آن هم در غير كفش، عمامه و عبا است حتي يكي از فقيهان برجسته شيعه به كراهت چادر مشكي فتوا نداده اند بلكه برعكس مراجع تقليد مثل رهبر معظم انقلاب ايت الله خامنه اي به عدم كراهت چادر مشكي تصريح كرده و بعضي نيز مانند آيت الله فاضل لنكراني و آيت الله تبريزي به برتري حجاب با چادر مشكي فتوا داده و فرموده اند : چادر مشكي بهترين نوع حجاب است.28

حدود پوشش

پوشش مردان:

« برمردان پوشش واجب نيست مگر در عورت، اما اگر علم داشته باشيم كه زنان عملا به بدن مانگاه مي كنند پوشش از باب عدم تعاون بر اثر واجب است»29 زيرا در قران كريم فرموده است :

لاتعاونوا علي الاثم و العدوان

بر گناه و دشمني همكاري نكنيد.

پوشش زنان :

پوشاندن غير وجه و كفين بر زن واجب است و در پوشش بدين نحو جزء ضروريات و مسلمات است و از نظر قران ، حديث و فتاوي هيچ اختلاف و تشكيكي در اين باره وجود ندارد.31

فتواي مراجع عاليقدر همچون امام خميني قدس سره شريف32، بهجت33، گلپايگانی34 و فاضل لنكرانی35 درباره حدود پوشش زن چنين است: زن بايد بدن و موي خود را از نامحرم بپوشاند بلكه احتياط واجب آن است كه بدن و موي خود را از پسري هم كه بالغ نشده ولي خوب و بد را مي فهمد (به حدي رسيده كه مورد نظر شهواني است) بپوشاند.

بنابراين حدود پوشش از جنبه فقهي براي مرد وجوب سترعورت و براي زن پوششي تمام بدن به استثناي وجه و كفين مي باشد. اما از جنبة تربيتي به دليل انكه تعاون براثم و گناه نداشته پوشاندن وجه و كفين براي همه خانمها در شرايط ذيل از نظر كمك بر تقواي مردان يا اجتناب از تبرج از ديدگاه فقها واجب است:

1- عروس

2- چهره هاي ارايش شده

3- دختران زيبارو

4- قرار گرفتن در محيطي كه مردان رعايت نگاه شرعي را نمي كنند.

5- مواردي كه به تشخيص خود زن زير نگاه نامحرم خاصي قرار گرفته است.


منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 26 بهمن1386 ساعت |

عوامل مؤثر بر گرايش زنان به اشتغال

شايد اولين سؤال اينجا درباره علت گرايش شديد زنان به اشتغال باشد. در پاسخ به اين سؤال غالباً پاسخ هايي داده مي شود همچون: كمك به اقتصاد خانواده، عزتمندي اجتماعي، اثبات قابليت هاي زنان در عرصه هاي اجتماعي، استقلال مالكيت، فرار از تنهايي ناشي از تجرد يا زمان فراغت، به دست آوردن پشتوانه اي براي ايام پيري، ضرورت حضور در عرصه هاي زنان از جمله معلمي مدارس دخترانه و مامايي. [1]

گرچه اين پاسخ ها في الجمله گرايش زنان را به حضور فعال در كارهاي اقتصادي توجيه مي كنند، اما عوامل ديگري در كارند كه بيشتر به دولت ها و نظام هاي مسلط جهاني مربوط مي شوند كه در جاي خود بايد مورد بحث قرار گيرند. در اينجا به اجمال به برخي از اين انگيزه ها اشاره مي شود:

1. كنترل جمعيت: دولت ها راه هاي گوناگوني را براي كنترل جمعيت توصيه مي كردند اما هيچ گاه با موفقيت همراه نبود. براي اين كار به طرح شعارهايي همچون آزادي زنان و شركت فعال آنها در فعاليت هاي اقتصادي پرداختند تا از اين راه زنان را از قيد خانه داري و مادري آزاد سازند و در نتيجه، ميل آنها را به فرزندآوري كاهش دهند.

2. سلب مسئوليت از مردان در تأمين هزينه هاي خانواده نيز راه حلي است كه زنان را ناگزير از روي آوردن به بازار كار مي كند و در نتيجه، به كاهش جمعيت منجر مي شود و اين پديده، برخي از كشورهاي توسعه يافته از جمله كشورهاي اروپايي را با رشد منفي جمعيت و پيري جمعيت مواجه كرده است.

3. حفظ حيات نظام سرمايه داري: نظام سرمايه داري يكي از راه هاي تجاري خود را توسعه در مصرف مي داند. بديهي است كه لازمه مصرف زياد، داشتن درآمد كافي است. تشويق زنان به حضور فعال در عرصه هاي اقتصادي در واقع، از الگوهاي نظام سرمايه داري به منظور تحصيل درآمد و لاجرم مصرف بيشتر است.

4. افزايش زنان تحصيل كرده و تغيير نظام ارزشي، مطالبات آنان را براي حضور در صحنه هاي اقتصادي افزايش مي دهد.

5. علاقه دولت ها به تسريع در دستيابي به شاخص هاي توسعه سبب شده است كه از تمامي امكانات موجود از جمله پتانسيل زنان به عنوان نيمي از قواي فعال جامعه استفاده كنند،[2] اما لازم است بررسي شود كه خانواده به عنوان نخستين كانون تربيت فرزندان، در چنين شرايطي با چه چالش هايي مواجه خواهد شد.

 

پی نوشت ها :

1ـ ر.ك: ماهنامه علمى ـ فرهنگى و اجتماعى زنان، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، ش هشتم (آبان و آذر 1383)، ص 4.

2ـ همان، ص 4 و 5.

منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 26 بهمن1386 ساعت |

آیا میدانید عوامل پیری در انسان چیست ؟
ایا میدانید عوامل پیری در انسان چیست ؟

شاید اولین راه برای جوانتر شدن به نظر بیشتر افراد جراحی پلاستیک باشد. اما این گزینه همیشه بهترین راه نیست، شما می توانید با تصحیح روحیاتی که صرفا سن شما را بالا می برند و به سلامتتان نیز آسیب وارد می سازند، بدون جراحی، زمان را به عقب باز گردانید. در این قسمت 10 نمونه از رفتار ناسالمی که باعث بالا رفتن سن می شود را ذکر کرده ایم. در ادامه راه حل های ترک و مبارزه با آنها را نیز بررسی نموده ایم.

استرس بیش از اندازه

از زمان غارنشین ها به بعد، رفته رفته استرس در انسان ها افزایش پیدا کرد. همانطور که مطلع هستید استرس، واکنش سیستم ایمنی بدن را کاهش می دهد، ریسک ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش داده و به طور کلی احساس نا خوشایندی در ما ایجاد می کند. دکتر "الیسا اپل" استاد روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا واقع در سانفرانسیسکو ثابت کرده است که استرس بیش از اندازه برروی تک تک سلول ها تاثیر سوء می گذارد و باعث می شود پیش از اینکه سلول ها به رشد کامل برسند، پیر شوند. این امر تا حد بسیار زیادی سیستم ایمنی بدن را مورد حمله قرار داده و منجر به تضعیف آن می شود. به عنوان مثال مادرانی که فزرندانشان به نحوی دچار بیماری هستند، تحت فشار بیش از حدی قرار می گیرند. پیری زودرس یک مشخصه کاملا بدیهی در این دست افراد می باشد. راه حل چیست؟ دکتر اپل اظهار می دارد که : "پیش از هر چیز باید این مشکل را قبول کنید و علائم آنرا با خود تحلیل و بررسی نمایید. تپش قلب، و تعرق از نمونه های بارز این بیماری هستند. یک راه حل آنی و مفید نفس عمیق است. از نظر پزشکی این نوع نفس، "تنفس دیافراگمی" نامیده می شود. اما راه حل مشکل تر و زمان بر این است که در برنامه خود وقتی را به انجام کارهایی اختصاص دهید که استرس شما را کاهش می دهند.

تحرک بسیار کم

دکتر "ویلیلام جی ایوان" استاد تغذیه، پیری زودرس، و فیزویولوژی در دانشگاه علوم پزشکی آرکانزاس معتقد است که: "کم تحرکی یکی از مشکلاتی است که بیشتر انسان ها به آن مبتلا هستند. حتی افزایش میزان کمی فعالیت می تواند عمر شما را طولانی تر کند، از اضافه وزنی جلوگیری می کند، استرس ا کاهش داده و در برخی موارد از ابتلا به آلزایمر نیز جلوگیری می کند. دکتر ایوان در ادامه سخنان خود اظهار می دارد که : "فقط باید تصمیم بگیرید که کمی فعال تر از گذشته باشید. می توانید ماشین خود را کمی دور تر از محل کار پارک کنید و به جای استفاده از آسانسور از راه پله بالا روید. زمانی که به انجام این کارها عادت کردید، آنگاه می توانید نرمش و ورزش را شروع کنید و طبق دستور سازمان کنترل بیماری های فراگیر برنامه خود را دنبال کنید. این سازمان به تمام افراد پیشنهاد می کند تا درحدود 30 دقیقه (و یا بیشتر) در طول روز پیاده روی کند.

مصرف بیش از اندازه چربی های اشباع شده

چربی های اشباع شده که در گوشت قرمز، گوشت مرغ، شیر، و کره به وفور یافت می شوند می توانند میزان کلسترول "بد" و به طور کلی کلسترول نهایی خون را افزایش داده و شما را مستقیما به سمت بیماری های قلبی هدایت کنند. از رژیم های غذایی تک اشباعی نظیر روغن زیتون، و بادام زمینی؛ و همچنین انواع غیر اشباع شده آن مانند روغن های گیاهی و ذرت استفاده کنید. دکتر ایوان اینطور می گوید که " هر چند با استفاده از رژیم و شیوه غذای مدیترانه ای ممکن است وزن شما کاهش پیدا نکند، اما حداقل سلامت بدن تضمین خواهد شد." بر طبق دستورالعمل های غذایی که از سوی سازمان تغذیه امریکا منتشر شده است، افراد باید میزان مصرف چربی های اشباع شده خود در طول یک روز را به رقمی در حدود 10% و یا پایین تر از آن برسانند.

سیگار کشیدن

بیش از 5/1 درصد بزرگسالان آمریکا که برابر با 46 میلیون نفر می شود، هنوز به استعمال سیگار عادت دارند. به جای کشیدن سیگار می توانید از قرص های نیکوتین دار که امروه به عنوان جابگزین مناسبی برای سیگار به شمار می روند، استفاده کنید، با این کار ریسک ابتلا به سرطان و پیری زودرس را تا حد بسیار زیادی کاهش داده اید. در بررسی 123 مطالعه مختلف که در سال 2004 منتشر شد، افرادی که برای ترک سیگار از آدامس های نیکوتین دار و سایر جایگزین ها استفاده می کردند، خیلی راحت تر از افرادی که فقط با اتکا به اراده، قصد ترک سیگار را داشتند، موفق شدند.

تنفس هوای آلوده

تنفس هوای آلوده منجر به سرفه، سوزش چشم ها، آسم و سایر بیماری های تنفسی می شود. گفتنش آسان است؛ اما سعی کنید تا جایی که امکان دارد در روزهایی که آلودگی هوا بالای حد هشدار دهنده می رسد، از خانه خارج نشوید.

قرار گرفتن بیش از اندازه در نور خورشید

هر ساله بیش از یک میلیون آمریکایی متوجه می شوند که مبتلا به سرطان پوست شده اند. در حدود 55000 نفر نیز مبتلا به حادترین حالت این بیماری یعنی همان "ملانوما" شده و به کام مرگ فرو می روند. می بایست تا آنجایی که می توانید از قرار گرفتن در زیر نور مستقیم آفتاب پرهیز کنید و از کرم های ضد آفتابی با درجه مقاومت حداقل 15 استفاده کنید. با این کار هم از ابتلا به سرطان پوست جلوگری می کنید و هم بروز چین و چروک پوست.

کم خوابی

در زمان های قدیم کم خوابی نوعی علامت افتخار به شمار می رفت، اما امروزه همه می دانند که کمبود خواب سبب بروز چاقی، دیابت، فشار خون، و مشکلات حافظه می شود. این علائم حتی در جوانان و نوجوانان نیز قابل مشاهده است. "رونالد کلاتس" رییس آکادمی داروی های ضد پیری شیکاگو معتقد است که: " اتاق خواب خود را پاک سازی کنید تا تبدیل به بهترین مکان برای خوابیدن شود، تلویزیون و سایر وسایلی که به نحوی حواس شما را پرت می کنند، از آنجا دور نگه دارید. از پرده هایی استفاده کنید که اندکی تیره تر هستند تا نور اتاق کم شده و تاریک تر شود.

اضافه وزن

چاقی بیش از اندازه خطر بیماری های قلبی، دیابت، و حتی سرطان را افزایش می دهد. این امر در حالی است که 64% از آمریکایی ها دچار اضافه وزن هستند. محققان معتقدند که توانایی در حفظ رژیم غذایی، خیلی مهمتر از نوع رژیم است. دانشمندان چندین رژیم غذایی مختلف را مورد بررسی قرار دارند و نتیجه تحقیقات خود را در ژورنال سازمان تغذیه آمریکا به چاپ رساندند. پژوهش های آنها حاکی از این امر بود که در میان افرادی که رژیم گرفته بودند آنهایی موفغق به کاهش وزن شدند که بیشترین زمان ممکن، رژیم را رعایت کرده بودند. بنابراین رمز موفقیت این است که: رژیمی انتخاب کنید که مطابق با شیوه زندگیتان بوده و احتمال حفظ آن بیشتر باشد.

مصرف شکر فراوان

مصرف شکر به طور بی رویه، باعث بروز چاقی و احتمالا بیماری های قلبی می شود. متخصصان تغذیه پیشنهاد می کنند در یک رژیم غذایی 2200 کالری، می بایست میزان مصرف " افزودنی های شیرین" که در اسنک ها و شیرینیجات به وفور یافت می شود، به 12 قاشق چایخوری در طول روز کاهش پیدا کند. بر طبق اطلاعات دپارتمان کشاورزی امریکا در سال 2000 مصرف این ماده در حدود 31 قاشق در روز برای هر فرد تخمین زده شده است. برای کاهش این مقدار باید از میوه ها، و سبزیجات شیرین استفاده کنید تا میل شما به شیرینیجات نیز کاهش پیدا کند. برچسب روی محصولات مختلف غذایی را به دقت بررسی کنید تا میزان شکر مصرفی را به حداقل برسانید

منبع:تبیان زنجان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 26 بهمن1386 ساعت |

فعاليت اقتصادى زنان از ديدگاه قرآن

فعاليت اقتصادى و كار و تلاش، همواره قرين زندگى زنان بوده است. زنان در طول تاريخ، علاوه بر انجام كارهاى خانه، هميشه همگام با مردان به فعاليت هايى مثل كشاورزى و دام دارى اشتغال داشته و از اين طريق، بخشى از هزينه خانواده را بر دوش كشيده و به اقتصاد خانواده كمك مى كرده اند. اما در زمان هاى گذشته، فعاليت هاى ياد شده نظير ساير كارهايى كه زنان در خانه انجام مى دادند، كارِ خانه به شمار مى رفته و در مقابل آن مزدى به زن پرداخت نمى شده است.

با حركت جوامع به سوى دستاوردهاى تمدن جديد و تبديل كارگاه هاى خانگى و كوچك به كارخانه و جاى گزينى ماشين به جاى نيروى انسانى، اشتغال زنان به فعاليت هاى اقتصادىِ بيرون از خانه، طى چند دهه اخير، اهميت ويژه اى يافته است; به گونه اى كه در حال حاضر مشاركت اقتصادى و اشتغال زنان به فعاليت اقتصادى در بيرون خانه، يكى از مسائل مهم و مطرح زنان در جامعه امروز ماست. نظر به اهميت موضوع و شبهات و اشكالاتى كه در زمينه كارِ زنان در مراكز عمومى مطرح شده و آراء و ديدگاه هاى مختلفى را پديد آورده است، اين نوشتار به بررسى اين مسئله از ديدگاه آيات پرداخته و از چند شاهد روايى نيز مدد جسته است.

واژگان محورى
كار: «كار» در لغت، به معناى تلاش و كوشش و فعاليت، و در اصطلاح اقتصادى، يكى از عوامل توليد است. دانشمندان علم اقتصاد در تعريف كار گفته اند: «نيروى كار يكى از عوامل عمده توليد و متشكّل است از اعمال قوّه فكرى يا دستى كه در برابر آن مزد، حقوق، معاش، يا حق الزحمه كار و كسب گرفته مى شود.»1 بر اساس اين تعريف، فعاليتى كه در برابر آن مزد پرداخت نشود كار محسوب نمى شود. به همين سبب، كارى كه زنان در خانه انجام مى دهند فعاليت اقتصادى به شمار نمى آيد و زنان خانه دار در جمعيت غير فعّال و بيكار قرار مى گيرند.2

اشتغال: در فرهنگ نامه هاى اقتصادى، «اشتغال» به معناى مشغول بودن به كار تعريف شده است.3 بنابراين تعريف، هرگونه فعاليتى كه انسان، اعم از زن يا مرد، در خانه يا بيرون از خانه انجام دهد اشتغال است. اما برخى از اقتصاددانان قيد مزد و پاداش را نيز بر تعريف اشتغال افزوده و بيان داشته اند: اشتغال مشغول بودن به كارى است كه پاداش و مزد در برابر آن وجود داشته باشد. بر اساس اين تعريف، مفهوم «اشتغال» محدودتر شده و فقط شامل كارها و فعاليت هايى مى شود كه در قبال آن دستمزدى پرداخت شود. اما تلاش هايى كه مجانى صورت مى گيرند مثل برخى از كارهاى زنان در خانه، مشمول اشتغال نخواهند بود. مقصود از اشتغالِ زنان در اصطلاح رايج، همين معناست.

محل بحث
كار زنان در دو عرصه مطرح است: يكى در عرصه خصوصى و فعاليت هايى كه زنان براى سامان دهى منزل در داخل خانه انجام مى دهند; مانند پخت و پز، شستوشو، رفت و روب و رسيدگى به همسر و فرزندان كه از ديرباز به عنوان كارِ خانه شناخته شده اند; دوم كار در عرصه عمومى و اجتماعى كه از آن به «كار بيرون» تعبير مى شود. چنانچه گفته شد، واژه هاى «كار» و «اشتغال»، در اصطلاح رايج كنونى، شامل فعاليت هايى كه زنان در خانه انجام مى دهند نمى شود.4 در نتيجه، تلاشى كه زنان در خانه براى سامان دهى كانون خانواده انجام مى دهند مثل بچه دارى زن در داخل خانه، فعاليت اقتصادى به حساب نمى آيد.5بحث ما در اين مقاله بيشتر در ارتباط با نوع دوم از كار است; زيرا آنچه امروزه به عنوان يك مسئله مطرح است و موافق و مخالف در ارتباط با آن در كتاب ها و مقالات به بحث و بررسى مى پردازند، اشتغال زنان به كار و فعاليت در مراكز توليدى و خدماتى و ادارى در بيرون از خانه است.

سؤال اصلى اين است كه آيا زنان مى توانند همانند مردان در عرصه اجتماعى، فعاليت اقتصادى داشته باشند، يا تلاش در عرصه اجتماعى، و كار و توليد و تجارت و بازرگانى و ارائه خدمات عمومى، ويژه مردان است؟ در پاسخ به اين پرسش، ديدگاه هاى متفاوتى ارائه شده اند. اين نوشته به بررسى اين مسئله از ديدگاه وحى مى پردازد.

شواهد قرآنى بر جواز فعاليت هاى اقتصادى زنان
واژه هاى «فعل»، «عمل» و «كسب» در قرآن به معناى كار و تلاش هستند، اما معمولا به معناى اقتصادى آن ـ كه خصوص فعاليتى است كه براى تحصيل درآمد انجام مى گيرد و در برابر آن مزدى پرداخت مى شود ـ به كار نمى رود; براى مثال، واژه «فعل» و مشتقّات آن قريب 108 بار در قرآن به كار رفته اند كه در هيچ يك از آن ها مراد از «فعل» كار اقتصادى و تلاش مادى نيست. واژه «عمل» و مشتقّات آن قريب 360 مورد در آيات آمده اند كه بيشتر آن ها به معناى تلاش اخروى است. تنها در برخى از آيات به معناى تلاش مادى به كار رفته اند; مثل:

ـ (أَمَّاالسَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِى الْبَحْرِ)(كهف: 79); اما آن كشتى مال گروهى از مستمندان بود كه با آن در دريا كار مى كردند.

ـ (وَ مِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلا دُونَ ذَلِكَ)(انبياء: 82); و گروهى از شياطين براى او (حضرت سليمان) غوّاصى مى كردند و كارهايى غير از اين نيز براى او انجام مى دادند.

ـ (وَ مِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ) (سبأ: 11); و گروهى از جن پيش روى او (حضرت سليمان) به اذن پرودگارش كار مى كردند.

واژه «كسب» نيز 67 بار در قرآن به كار رفته، ولى معمولا به معناى كار اقتصادى نيست. تنها در يك مورد در آيه (للرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ ممّا اكْتَسَبْنَ) (نساء: 32) (مردان را نصيبى است از آنچه به دست مى آورند و زنان را نصيبى) به معناى تلاش مادى و كسب درآمد استعمال شده است كه مى توان براى اثبات مشروعيت فعاليت اقتصادى زنان به آن استناد كرد; زيرا اگر كار كردن براى آنان مجاز نبود، آيه شريف آنان را مالك دست رنج خود قرار نمى داد. بنابراين، واژه هاى «فعل»، «عمل» و «كسب» در اين آيات غالباً به معناى كار مادى نيستند و در آياتى هم كه به معناى تلاش مادى آمده اند معمولا نمى توانند در اين موضوع، مشكلى را از ميان بردارند. در نتيجه، هرچند معناى لغوى اين واژه ها «كار» است، به ويژه لفظ «عمل» كه در كتاب هاى عربى امروز به معناى تلاش اقتصادى به كار مى رود، اما در بحث قرآنى نمى توانيم براى اثبات يا رد اشتغال زنان، به اين آيات استناد كنيم.

آيات ديگرى كه در اين موضوع مى توانند ما را يارى دهند آياتى هستند كه واژه هاى به كار رفته در آن ها به صراحت، به معناى كار نيست، اما به دلالت التزامى، معناى كار و تلاش مادى از آن ها استفاده مى شود. اين آيات را مى توان در چهار گروه بررسى كرد:

نخست، آياتى كه انسان ها را به وفاى به عقد موظف كرده است;

دوم، آياتى كه كار و تلاش مادى را براى انسان ها مجاز دانسته است. در اين آيات، بيشتر از واژه تركيبى «ابتغاء فضل» استفاده شده است;

سوم، آياتى كه برخى از معاملات را حلال و برخى را حرام كرده است;

چهارم، آياتى كه مى توان از آن ها برخى از اشتغالات خاص را استفاده كرد.

گروه اول: آيات وفاى به عقد
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ) (مائده: 1); اى كسانى كه ايمان آورده ايد، به پيمان ها و قراردادها وفا كنيد. «وَفى» و«اَوْفى» هر دو به معناى تمام كردن و كامل كردن است.6 «عقود» جمع «عقد» به معناى بستن و گره زدن چيزى به چيز ديگر است.7 اين واژه گرچه در اصل، براى امور محسوس وضع شده، اما در انواع معاملات و پيمان هاى غير محسوس، كه نوعى از بستن و گره زدن در آن ها لحاظ شده است، به كار مى رود.8

جمله (اوفوا بالعقود) امر است و انسان ها را به وفا كردن به هر چيزى كه به آن «عقد» گفته شود، امر كرده است. اين آيه از دو جهت فراگير است: نخست از جهت مصداقِ عقد; زيرا در آن عقد خاصى ذكر نشده است. بنابراين، هر گونه معامله و پيمانى را كه شرعيت آن از سوى شارع رسيده باشد، شامل مى شود، خواه از عقود لازم باشد ـ مثل بيع و اجاره و مزارعه و مساقات ـ يا از عقود جايز ـ مثل قرض و وديعه. دوم از جهت مخاطب كه زن و مرد را شامل مى شود. نه در اين آيه و نه در هيچ آيه ديگرى حكم وفاى به عقد به گروه يا صنف خاصى منحصر نشده است. بنابراين، بر زن و مرد واجب است كه به پيمان ها و قراردادهاى خود از هر نوعى كه باشند وفا كنند. استفاده مشترك زن و مرد در وجوب وفاى به عقود شرعى، به اندازه اى روشن بوده است كه فقيهان در سراسر فقه، براى لزوم وفاى به عقد به اين آيه استدلال كرده و در هيچ موردى از دخالت جنسيت در الزام آيه شريفه، بحثى نكرده اند. ديده نشد كه فقيهى ترديد كرده باشد در اينكه اگر زنى عقد اجاره يا بيع يا مضاربه و يا هر عقد مشروعى با ديگرى امضا كرد لازم الوفا است و بايد به آن پايبند باشد. اين سخن بدان معناست كه حكمى كه در آيه بيان شده ميان مرد و زن مشترك است. لازمه اين دستور مشترك آن است كه همچنان كه مردان مى توانند پيمان تجارى و بازرگانى داشته باشند يا با كسى عقد اجاره ببندند و خود را اجير كنند، زنان نيز مى توانند. اگر زن نمى توانست در هيچ قرارداد تجارى و بازرگانى شركت كند يا مثل صغار، هيچ گونه معامله اى براى او جايز نبود، وجوب وفاى به عقد به طور مطلق، برايش معنا نداشت. در حقيقت، از او عقدى محقق نمى شد تا لازم الوفا باشد. بنابراين، لزوم وفاى به عقود و اشتراكِ زن مرد در اين خطاب، دليل بر جواز مشاركت زنان در فعاليت هاى اقتصادى و تحصيل درآمد از طريق اجاره يا تجارت وبازرگانى و عقود شرعى ديگر است.

بلى، «اوفو» صيغه مذكر است، اما دليل بر اختصاص اين حكم به مردان نيست; زيرا روش قرآن در بيان احكام مشترك ميان مرد و زن، بر خطابِ مذكر است. براى مثال، شكى نداريم كه اقامه نماز و پرداخت زكات كه با خطاب مذكر در آيه (وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ) در موارد متعددى از سوره بقره9 به طور مكرّر و در برخى از سوره هاى ديگر، آمده و وجوب روزه ماه رمضان كه در آيه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)(بقره: 183) بيان شده، براى زنان و مردان است. آيا مى توان معتقد شد در اين آيات، به دليل آنكه خطاب در «اقيمو» و «آتو» و «الذين آمنو» و «عليكم» به صيغه مذكر است، وجوب نماز و زكات و روزه به مردان اختصاص دارد؟

گروه دوم: آيات تحليل و تحريم برخى از معاملات
آيه (أَحَلَّ اللّهُ الْبَيْع) (بقره: 275) (خدا بيع را حلال كرد) خريد و فروش را، كه نوعى كسب و تلاش اقتصادى است، حلال كرده. آيات (حَرَّمَ الرِّبَا)(بقره: 275) (ربا را حرام كرد.); (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافاً مُّضَاعَفَةً) (آل عمران: 130) (اى كسانى كه ايمان آورده ايد، ربا را چند برابر نخوريد.) و آيات فراوان ديگر10 با تعبيرهاى گوناگون; به مبارزه با ربا برخاسته و ربا خوارى را، كه راهى براى تحصيل درآمد و افزايش سرمايه است، ناروا دانسته اند.

آيات مزبور، به طور مطلق، جنس بيع را حلال، و جنس ربا را حرام كرده اند. از سوى ديگر، آيه يا روايتى كه بر دخالت جنسيت در اين حكم دلالت داشته باشد، نداريم. بنابراين، حكمى كه براى بيع و ربا بيان شده، از احكام مشترك ميان زن و مرد است; چنان كه مرد مجاز است با ديگران قرارداد خريد و فروش امضا كند و از اين طريق، تجارت كند و سودى ببرد، براى زن نيز چنين است.

همچنين در برخى از آيات آمده است: (وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِل) (بقره: 188) (اموال يكديگر را به باطل در ميان خود نخوريد); (وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِل إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاض مِّنكُمْ) (نساء: 29) (اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اموال يكديگر را به باطل نخوريد، مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.) در اين آيات، هرگونه تحصيل سرمايه از راه هاى غيرمشروع «اكل مال به باطل» دانسته و ممنوع اعلام شده است. مقصود از «اكل» در اينجا، هرگونه تصرف در اموال و نقل و انتقال غير مجاز است.11 مصاديق «اكل مال به باطل» نيز در برخى از روايات، زراندوزى از طريق قمار و قسم دروغ دانسته شده است.12 مفسّران نيز در تفسير آيه، به دست آوردن مال از طريقِ لهو و لعب، غصب و ظلم را «اكل مال به باطل» دانسته اند. ربا نيز، كه مورد نهى آيات مى باشد، از مصاديق اكل مال به باطل است.13 جمله استثنائيه (إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاض) اشاره است به اينكه تصرّف در اموال، بايد از يكى از راه هاى مجاز و شرعى انجام شود كه همان تجارت با رضايت طرفين است.14

در اين آيات، ملاكِ ممنوعيت يا مشروعيت فعاليت اقتصادى، صادق بودن عنوان «اكل مال به باطل» يا «تجارة عن تراض» قرار داده شده است. تمام كارهايى كه در عنوان «اكل مال به باطل» داخل باشند ممنوع، و كارهايى كه مشمول «تجارة عن تراض» باشند مشروع خواهند بود. مصاديق «اكل مال به باطل» نيز در آيات و روايات بيان شده، ولى در هيچ يك از آن ها، فعاليت هاى اقتصادى زن در بيرون از خانه مصداق «اكل مال به باطل» دانسته نشده است. بنابراين، مشمول «تجارة عن تراض» و مشروع و مجاز خواهد بود.

گروه سوم: آيات امر به كار و تلاش مادى
دسته اى ديگر از آيات به رغم اينكه مشتمل بر واژگان رايج در اقتصاد و فقه نيستند، اما مى توان از آن ها جواز فعاليت اقتصادى و اشتراك ميان زن و مرد را نتيجه گرفت; مانند آيات ذيل:

ـ (وَ هُوَ الَّذِى سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْماً طَرِيّاً وَ تَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ)(نحل: 14); او كسى است كه دريا را مسخّر ]شما [ساخت تا از گوشت آن بخوريد و زيورى براى پوشيدن از آن استخراج كنيد و كشتى ها را مى بينى كه سينه دريا را مى شكافند تا شما ]به تجارت بپردازيد و [از فضل خدا بهره گيريد; شايد شكر نعمت هاى او را بجا آوريد.

ـ (رَّبُّكُمُ الَّذِى يُزْجِى لَكُمُ الْفُلْكَ فِى الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً) (اسراء: 66); پروردگار شما كسى است كه كشتى را در دريا براى شما به حركت در مى آورد تا از نعمت او بهره مند شويد. او نسبت به شما مهربان است.

ـ (وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلا مِّن رَّبِّكُمْ)(اسراء: 12); ما شب و روز را دو نشانه قرار داديم، سپس نشانه شب را محو كرديم و نشانه روز را روشنى بخش ساختيم تا فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگى برخيزيد.)

ـ (وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) (قصص: 73); و از رحمت اوست كه براى شما شب و روز را قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براى بهره گيرى از فضل خدا تلاش كنيد و شايد شكر نعمت او را بجا آوريد.

ـ (فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاَةُ فَانتَشِرُوا فِى الأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) (جمعه: 10); و هنگامى كه نماز پايان گرفت در زمين پراكنده شويد و از فضل خدا بطلبيد و خدا را بسيار ياد كنيد، شايد رستگار شويد.

ـ (لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلا مِّن رَّبِّكُمْ)(بقره: 198); گناهى بر شما نيست كه از فضل پروردگارتان طلب كنيد.

مفسّران «ابتغاء فضل» را در جملاتِ «لتبتغوا من فضله»، «لِتبتَغوا فضلا مِن رَبّكم» و «وابتغوا من فضله» به تجارت و كسب و تلاش اقتصادى تفسير كرده اند.15 از سوى ديگر، آيات ياد شده از جهت مخاطب اطلاق دارند بر اين معنا كه مخاطب در فعل «تبتغو» و «ابتغو» خصوص صنف مردان نيست، بلكه نظير ساير خطاباتى كه در قرآن شريف آمده اند، ميان زن و مرد مشتركند، مگر در جايى دليلى بر اختصاص آن به مردان داشته باشيم. همچنين از حيث نوع اشتغال نيز آيه در مقام بيان شغل خاصى نبوده است. از اين رو، مى توان گفت: با توجه به ترغيب و تشويق عمومى، كه از سوى خدا براى طلب فضل صادر شده است، هرگونه تلاش اقتصادى، كه مشروع و مصداق «تِجَارَةً عَن تَرَاض» باشد، براى زن و مرد مجاز است. بدين روى، بر اساس اين آيه، اصل اوّلى جواز انواع تصرّفات زن در طبيعت و معاملات و تجارات است، مگر آنچه به دليل قطعى خارج شده است.

ـ (هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ ذَلُولا فَامْشُوا فِى مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ) (ملك: 15); او كسى است كه زمين را براى شما رام كرد، بر شانه هاى آن راه برويد و از روزى هاى خداوند بخوريد. اين آيه نيز از آيات مطلق است و انسان ها را به تصرف در طبيعت و فعاليت و تلاش اقتصادى امر مى كند. تعبير «كلوا مِن رزقه» در اين آيه، به گفته علّامه طباطبايى به معناى انواع طلب و تصرّف در زمين است.16 پس خوردن در اينجا به معناى جويدن و بلعيدن نيست، بلكه نظير آيه (لا تأكلوا اَموالَكم بَينكم بالباطِل) (بقره: 188) به معناى تصرّف كردن است. بر اساس اين تفسير، آيه شريفه، به انسان ها گوشزد مى كند كه ما زمين را به گونه اى آفريديم كه شما بتوانيد با انواع تصرف در آن زندگى مادى خود را تأمين كنيد و سپس به وسيله امر با واژه «كلو» انسان ها را به انواع كار و تلاش اقتصادى مثل صيادى، كشاورزى، دام دارى و انواع تصرفات در زمين براى بهرهورى از نعمت هاى الهى و استفاده از ارزاق آن ترغيب و تشويق كرده است. از سوى ديگر، امر به «كلو» اختصاص به صنف خاصى ندارد; استفاده از نعمت هاى الهى و تصرف در زمين و بهره گرفتن از آب ها و درختان و جنگل ها و حيوانات براى همه انسان هاست. نه در اين آيه و نه در آيات ديگر و نه در روايات، دليلى بر تخصيص آيه به مردان نيست. بلى، لفظ «كلو» جمع مذكر است، ولى پيش از اين گفته شد كه روش قرآن چنين است كه معمولا احكام مشترك مرد و زن را با خطاب مذكر بيان مى كند.

گروه چهارم: اشتغالات خاص
گروه ديگر آياتى است كه مى توان از آن ها جواز اشتغال زنان به برخى از حرفه هاى خاص را اصطياد كرد. تأكيد بر اين نكته ضرورى است كه آياتى كه از آن ها ياد خواهد شد، در مقام بيان حرفه يا شغلى براى انسان ها نيست، بلكه در اين دسته از آيات، انجام برخى از كارها مجاز اعلام شده است; كارهايى كه اشتغال به آن ها در ميان مردم عصر نزول رايج بوده و هم اكنون هم انسان هايى به آن كارها اشتغال دارند. با توجه به مجوّزى كه قرآن براى انجام آن كارها به انسان ها داده و اين اجازه را به گروه يا صنف ويژه اى اختصاص نداده است، مى توان جواز اشتغال زنان به آن كار را از ديدگاه قران استفاده كرد. اين كارها عبارتند از:

1. صيادى: (وَ إِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ) (مائده: 2) در آغاز سوره مائده، خداوند صيد چهارپايان و خوردن گوشت آن ها را حلال كرده و فرموده است: (أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الاَنْعَامِ.)سپس در آيه بعد، با جمله (غَيْرَ مُحِلِّى الصَّيْدِ وَ أَنتُمْ حُرُمٌ)، كسانى را كه مشغول مناسك حج و در حال احرام هستند از شكار حيوانات منع كرده است. همچنين در آيات (لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ)(مائده: 95) و (حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُماً) (مائده: 96) ممنوعيت شكار در حال احرام را بيان كرده است. از خطاب آيات استفاده مى شود كه اين حكم، ميان زن و مرد مشترك است. از اين رو، شكار كردن براى زنان و مردانِ محرم، حرام است. در آيه دوم خطاب به همان كسانى كه شكار برايشان حرام بود، فرموده است: (وَ إِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ); پس از خروج از احرام شكار كنيد. امر در اين آيه، به قرينه اينكه پس از دستور منع از شكار صادر شده است، فقط بر جواز اين عمل دلالت دارد، نه بر بيش از آن و چون ممنوعان از اين عمل زن و مرد بودند، پس اين جواز نيز شامل هر دو دسته مى شود.

ممنوعيت شكار براى زائران در خصوص حالت احرام و جواز اين عمل پس از آن، نشانه آن است كه شكار و صيد حيوانات فى نفسه مبغوض و مورد نهى نيست. اگر صيد حيوانات ذاتاً كار غير مشروعى بود، از سوى قرآن براى اين عمل در هيچ شرايطى مجوّز صادر نمى شد. از سوى ديگر، توجه قرآن به مسئله صيد و تحريم آن براى زائران در حال احرام در آيات متعددى از اين سوره،17 نشانه اهميت اين موضوع است و مى فهماند كه اين كار مورد ابتلاى جمع كثيرى از حاجيان بوده است; شكار حيوانات، گوشت مورد نياز آنان را تأمين مى كرده و نوعى فعاليت و تلاش اقتصادى و توليد بوده است، نه يك كار تفريحى. بعيد است به قرآنى كه با شيوه ايجاز، تنها به تبيين مسائل ضرورى و مورد نياز انسان ها مى پردازد چنين نسبتى داده و گفته شود در تمام آن آيات، به مسئله اى كه براى تعداد انگشت شمارى، به عنوان سرگرمى مطرح بوده توجه كرده و حرمت آن را در آيات متعدد تكرار كرده است. بنابراين، آنچه به طور يقين از آيه به دست مى آيد اين است كه شكار كردن پس از خروج از احرام جايز است. اكنون مى پرسيم: براى چه كسى؟ جواب آن است كه آيه اطلاق دارد. پس حكمى كه در آن آمده است براى همه است; زن باشد يا مرد. چگونه شكارى جايز است: شكار تفريحى يا شكارى كه شغل و راه درآمد باشد؟ باز هم آيه اطلاق دارد. بنابراين، مى توان گفت: شكار كردن كارى است كه هر يك از زن مرد مى تواند انجام دهند. قرآن نه تنها از اين كار منعى نكرده، بلكه جواز آن را نيز به صراحت اعلام كرده و در اين خصوص ميان دو صنف زن و مرد تفاوتى قايل نشده است.

2و3. ماهى گيرى و غوّاصى: (وَ هُوَ الَّذِى سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْماً طَرِيّاً وَ تَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا)(نحل: 14); او كسى است كه دريا را مسخّر ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريد و زيورى براى پوشيدن از آن استخراج كنيد. در اين آيه، خداوند متعال با برشمردن برخى نعمت ها به دو نوع اشتغال اشاره كرده است: نخست ماهى گيرى; زيرا مقصود از خوردن گوشت تازه از دريا، گوشت ماهى است كه متوقف بر صيد آن است. بنابراين، تقدير آيه چنين است: (... لتصطادوا و تأكلوا.) دوم غوّاصى و استخراج زيور آلاتى مانند لؤلؤ و مرجان از دريا. خطاب در اين آيه نيز ناظر به گروه خاصى نيست. هر كسى، چه زن و چه مرد، مى تواند از دريا ماهى صيد كند. نه در آيات و نه در روايات، كار شيلات به صنف مردان اختصاص داده نشده است. همچنين دليلى بر اختصاص غوّاصى و پيدا كردن لؤلؤ و مرجان به مردان نداريم. از اين رو، اين عمل نيز به عنوان يك فعاليت اقتصادى به مردان اختصاص ندارد.

4. دايگى: (فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُن) (طلاق: 6) در اين آيه، به مردانى كه زن خود را طلاق داده اند و كودك شيرخوار دارند و مادر كودك حاضر است به آن شير دهد، امر كرده كه اگر زنان به فرزندان شما شير دادند، مزد آنان را بدهيد. سپس در دنباله آيه مى فرمايد: (... وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى); و اگر به توافق نرسيديد، زن ديگرى شير دادن او را به عهده مى گيرد. مفسّران در معناى آيه گفته اند: اگر زن و مرد در شير دادن به كودك با هم به توافق نرسيدند، به اين صورت كه يا زن حاضر نيست به كودك شير بدهد و يا اجرتى بيش ازمعمول مى خواهد، در اين صورت، بر پدر كودك لازم است براى تغذيه كودك، دايه بگيرد تا طفل آسيب نبيند.18

دايگى و شير دادن به كودكانى كه مادرانشان شير نداشتند يا از دنيا رفته بودند در زمان هاى گذشته، ميان زنان معمول بوده; چنان كه حليمه سعديه و چند تن از زنان ديگر، براى همين كار به مكّه آمدند.19 دايه ها در برابر خدمتى كه ارائه مى كردند و به كودك شير مى دادند مزد دريافت مى كردند. قرآن نه تنها از اين كار نهى نكرده و مزدى را كه در مقابل اين عمل گرفته مى شود اكل مال به باطل ندانسته، بلكه خود به پدران بچه ها امر كرده است: در صورتى كه براى شير دادن با مادر كودك به توافق نرسيديد، دايه بگيريد. بنابراين، دايگى نيز مى تواند به عنوان يكى از اشتغالاتى باشد كه ويژه زنان است و قرآن به آن اشاره كرده است.

5. دام دارى: (وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِير)(قصص: 23); و هنگامى كه به چاه آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مى كنند و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند. به آن دو گفت: كار شما چيست؟ گفتند: ما آن ها را آب نمى دهيم تا چوپانان همگى خارج شوند و پدر ما پيرمرد كهنسالى است. از اين آيه، چند نكته استفاده مى شود:

نخست اينكه از تعبير «لا نَسقى»، كه فعل مضارع است و بر استمرار دلالت دارد، فهميده مى شود آب دادن به گوسفندان كار روزمره و هميشگى آنان بوده است. جمله «و ابونا شيخ كبير» نيز مؤيّد همين مطلب است; زيرا كنايه از آن است كه فرد ديگرى را براى اين انجام اين كار نداريم. بنابراين، كار سيراب كردن گوسفندان را خود انجام مى دهيم.

دوم اينكه گرچه در آيه سخنى از چوپانى دختران حضرت شعيب(عليه السلام) نيست، اما از اينكه گفتند: (لاَ نَسْقِى حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَ أَبُونَا شَيْخٌ كَبِير)، مى توان به دست آورد كه همه كارهاى گوسفندان، كه يكى از آن ها آب دادن بوده و يكى هم به چرا بردن بوده، به عهده دختران بوده است; زيرا اگر دختران شعيب مى گويند پدر ما پير سال خورده است، كنايه است از اينكه كسى را براى آب دادن نداريم. پس حتماً كسى را براى چرانيدن و علوفه دادن هم نداشته اند. از اين رو، بعيد است بگوييم كار دختران فقط آب دادن بوده است. اينكه حضرت شعيب(عليه السلام)، به حضرت موسى(عليه السلام)گفت: مى خواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم، به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى و اگر تا ده سال افزايش دهى محبتى از ناحيه توست20... برخى از مفسّران گفته اند: او را براى چوپانى اجير كرد.21 اين امر نيز شاهدى است بر اينكه پيش از موسى، كار چوپانى گوسفندان را دختران انجام مى دادند.

البته ممكن است گفته شود عمل دختران شعيب(عليه السلام)نمى تواند مستند جواز اين گونه كارها براى زنان باشد; زيرا دختران حضرت شعيب(عليه السلام) از باب ضرورت و نبود فرد ديگرى دست به اين عمل مى زدند. بنابراين، وقتى حضرت موسى(عليه السلام)از آنان مى پرسد: براى چه اينجا ايستاده ايد، آنان مقصود خود را گفتند و با اين جمله كه «پدر ما پير سال خورده است»، عذر خود را نسبت به انجام اين كار ذكر كردند و آن را به عنوان يك ضرورت براى خود بيان نمودند. بنابراين، كار كردن دختران حضرت شعيب(عليه السلام)در بيرون از خانه به سبب شرايط ويژه خانه آنان بود، نه اينكه در شرايط عادى، آنان اين كار را انتخاب كرده باشند.

شواهد روايى بر جواز فعاليت هاى اقتصادى زنان
زنان فراوانى در صدر اسلام در زمان پيامبر گرامى و ائمّه اطهار(عليهم السلام) به فعاليت هاى اقتصادى اشتغال داشتند22 و ائمّه اطهار(عليهم السلام) نه تنها آنان را از كار و تلاش نهى نمى كردند، بلكه در برخى موارد، لحن سخن يا طرز برخورد پيامبر يا امام با زنان شاغل به گونه اى بود كه تشويق به ادامه كار نيز از آن استفاده مى شود. اين كارها عبارتند از:

1. بافندگى: ام حسن نخيعه مى گويد: حضرت على(عليه السلام)در راه به من برخورد كرد و فرمود: ام حسن، به چه كارى مشغولى؟ گفتم: بافندگى مى كنم. امام به من فرمود: بدان كه حلال ترين كسب است.23 بنابراين نقل، امام با ديدن ام حسن در ابتدا، از شغل او سؤال كرد كه حاكى از مشروعيت اشتغال براى زنان است، و ديگر آنكه وقتى ام حسن در جواب امام عرض كرد: به بافندگى اشتغال دارم و از اين راه ارتزاق مى كنم، امام نه تنها او را از اين حرفه منع نكرد، بلكه با اين جمله كه «حلال ترين كسب است»، او را بر اين ادامه اشتغال به اين حرفه تشويق كرد. بنابراين، اشتغال زنان به حرفه هايى كه از نظر اسلام حلال شمرده شده، مجاز بلكه مطلوب است.

2. نوحه خوانى: حنان بن سدير گويد: در محله ما زنى بود كه كنيزى نوحه خوان داشت. اين زن از طريق نوحه خوانى كنيزش، زندگى خود را اداره مى كرد. وى نزد پدرم آمد و گفت: تو مى دانى كه زندگى من از جانب خدا و به وسيله نوحه خوانى اين جاريه تأمين مى شود. دوست دارم از امام صادق(عليه السلام) بپرسى كه اگر اين كار حلال است، ادامه بدهم، و گر نه كنيز را بفروشم و از بهاى آن زندگى كنم تا خدا فرجى برساند. پدرم گفت: پرسش اين مسئله از امام براى من سخت است. او اضافه مى كند: وقتى خدمت امام رسيديم، خودم از امام درباره مسئله آن زن پرسش كردم. امام فرمود: آيا براى اجرت شرط مى كند يا نه؟ گفتم: به خدا قسم، نمى دانم شرط مى كند يا نه. حضرت فرمود: به آن زن بگو: شرط نكن و هر چه دادند قبول كن.24 در اين روايت نيز نوحه خوانى زن مورد تأييد امام قرار گرفته است. اگر اشتغال زن به نوحه خوانى غير مجاز بود، آن حضرت وى را از اين كار نهى مى فرمود.

لازم به ذكر است اينكه امام در جواب پرسش كننده گفتند: براى كارش اجرتى تعيين نكند و هر چه دادند قبول كند، دليل بر حرمت اين كار و تحصيل درآمد از اين طريق نيست; زيرا اگر چنين بود، امام مستقيماً او را از ادامه آن كار برحذر مى داشت. اگر به صورت استلزام نهى اى از كلمات امام فهميده شود، مربوط به تعيين اجرت است به اصل عمل. عدم تعيين مزد نيز به احتمال قوى به سبب ويژگى كار است، نه خصوصيت نوحه خوان و جنسيت وى كه زن است يا مرد.

آرايشگرى: ابن ابى عمير با واسطه، از امام صادق(عليه السلام)نقل مى كند: يكى از زنانى كه به آرايشگريى بانوان اشتغال داشت، بر پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) وارد شد. پيامبر اكرم به وى فرمود: آيا شغلت را رها كرده اى يا بر آن باقى هستى؟ زن گفت: اى رسول گرامى، بر شغلم باقى هستم و ادامه مى دهم، مگر آنكه مرا از آن نهى كنى تا كنار بگذارم. حضرت نه تنها او را از آن كار منع نكرد، بلكه اجازه فرمود به كارش ادامه دهد و او را به برخى از آداب اين كار نيز راهنمايى فرمود.25

عطر فروشى: حسين بن زيد هاشمى از امام صادق(عليه السلام)روايت كرده است كه زنى به نام زينب عطاره نزد زنان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)آمد. پيامبر وارد خانه شد و او را نزد همسرانش ديد. به وى فرمود: منزل ما را خوشبو كردى. زينب عرض كرد: منزل به بوى شما معطّرتر است. پس از اين سخنان، پيامبر(صلى الله عليه وآله) برخى از آداب و احكام خريد و فروش را براى وى بيان فرمودند.26 چنان كه از اين روايت استفاده مى شود، نه تنها پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)با اشتغال زينب به عطر فروشى مخالفتى نكرد، بلكه با حسن رفتار خود با وى و با بيان برخى از آداب معامله،27 او را نسبت به ادامه آن كار تشويق كرد.

نتيجه
از آيات و شواهد روايى ياد شده مى توان استفاده كرد كه اسلام نسبت به اشتغال زنان ديد منفى ندارد و كار و تلاش اقتصادى را در خانه يا در بيرون از خانه براى زن ممنوع نكرده است. اگر آيه شريفه (لاَ تأكلوا اموالكُم بينكُم بِالباطلِ) از برخى از معاملات نهى كرده و آن را باطل دانسته، براى همه است و تفاوتى ميان زن و مرد نيست. جنسيت در هيچ يك از انواع معاملات و تجارات، دخالت ندارد. اين گونه نيست كه زن به دليل جنسيت، از برخى از معاملات ممنوع، و مرد مجاز باشد. به همين سبب مى بينيم در كتاب هاى فقهى، زنان از تجارت يا قرادادى استثنا نشده يا از اختيار شغل خاصى منع نگرديده اند. بلى، كارهايى همچون قضاوت، ولايت و رهبرى و امامتِ جماعت28 براى زن ممنوع است، اما اين ها تخصصاً از موضوع بحث خارج هستند; زيرا در فرهنگ اسلامى، به هيچ يك از اين امور به عنوان شغل نگاه نمى شود تا گفته شود در اسلام برخى از شغل ها ويژه مردان است و زنان را در آن راهى نيست.

تذكر اين نكته نيز ضرورى است كه آنچه به عنوان ديدگاه قرآن، در ارتباط با اشتغال زنان بيان شد مربوط به نفس كار و تلاش اقتصادى و بيان جواز اين عمل براى زنان است. اما اينكه زنان براى حضور در محل كار چه شرايطى را بايد رعايت كنند، چه شغلى براى زن شايسته تر است، كدام كار با حالت روحى و جسمى زن متناسب است، حق تقدّم با كارِ خانه است يا بيرون، در صورت تزاحم ميان رسيدگى به فرزندان و همسر و اشتغال به كار بيرونى، ترجيح با كدام است، اين پرسش ها و ده ها پرسش ديگر، كه بيان آن ها در اين مختصر نمى گنجد، بايد در جاى خود به طور جداگانه بحث شود. اما اجمالا تذكر داده مى شود، كه بر اساس آموزه هاى دينى، خانواده در اسلام اصلى بنيادين بوده و حفظ و حراست از آن لازم است. زن ركن خانواده و مظهر خالقيت خدا و وظيفه توليد نسل و پرورش و تربيت آن را بر عهده دارد. حق اشتغال زن، نبايد سبب از هم پاشيدن خانواده يا كنار گذاشتن وظيفه پرورش نسل سالم شود. بنابراين، در مواقع تزاحم بين كار و ازدواج، يا كار و رسيدگى به وظايف همسرى و پرورش كودك، و عدم امكان جمع بين آن ها، خانواده مهم تر است و بر اساس اصل تقديم اهم بر مهم، در امور متزاحم بايد اشتغال زن فداى حفظ خانواده شود.


--------------------------------------------------------------------------------

پى نوشت ها

1ـ منوچهر فرهنگ، فرهنگ بزرگ اقتصادى، تهران، البرز، 1371.

2ـ مرتضى قره باغيان، فرهنگ اقتصادى و بازرگانى، چ دوم، رسا، 1376.

3ـ دكتر سياوش مريدى و على رضا نوروزى، فرهنگ اقتصادى.

4و5ـ محمدولى كيانمهر، «تأثير اشتغال زنان بر خانواده»، مجله كار و جامعه، ش 23 (آذر و دى 1378).

6ـ ابن منظور، لسان العرب، بيروت / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، چ دوم، تهران، ناصر خسرو، ج 3، ص 258.

7ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 258.

8ـ سيد محمدحسين طباطبائى، الميزان، قم، انتشارات اسلامى، ج 5، ص 152.

9ـ بقره: 43،45،83،110.

10ـ «وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّباً لِّيَرْبُوَ فِى أَمْوَالِ النَّاسِ فَلاَ يَرْبُو عِندَ اللَّه» (روم: 39) «يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِى الصَّدَقَاتِ» (بقره: 276) «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسّ» (بقره: 272) «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِىَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُؤْمِنِينَ» (بقره: 278) «يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِى الصَّدَقَاتِ» (بقره: 276).

11ـ ر.ك: سيد محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 2، ص 51.

12ـ ر.ك: فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 2، ص 24 / محقق اردبيلى، زبدة البيان، تحقيق محمدباقر بهبودى، مكتبة المرتضوية، ص 427 / محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، تهران، اسلاميه، 1350، ج 5، ص 122.

13ـ ر.ك: على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، چ سوم، قم، دارالكتب، ج 1، ص 136.

14ـ ر.ك: محقق اردبيلى، پيشين، ص 427.

15ـ ابن كثير القرشى، تفسير القرآن العظيم، بيروت، دارالمعرفه، 1412 ق، ج 3، ص 54 / محمدبن احمد قرطبى، الجامع الاحكام القرآن، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1415 ق، ج 10، ص 290 / ابن جوزى، زاد المسير، ج 5، 44 / راغب اصفهانى، مفردات فى غريب القرآن، تهران، نشر كتاب، 1404 ق، ص 381 / محمد بن جرير طبرى، جامع البيان عن تأويل أى القرآن، بيروت، دارالفكر، 1415 ق، ج 15، ص 153 / سيد محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 13، ص 152 / مولى محسن فيض كاشانى، تفسير صافى، تحقيق حسين اعلمى، چ دوم،قم، الهادى، 1416 ق، ج 3، ص 181.

16ـ مرحوم علامه طباطبائى در تفسير آيه گفته است: «والمعنى هو الذى جعل الارض مطاوعة منقادة لكم يمكنكم ان تستقرّوا على ظهورها و تمشوا فيها تأكلون من رزقه الّذى قدّره لكم بانواع الطلب و التصرّف فيها.» (سيد محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 20، ص 13.)

17ـ «غَيْرَ مُحِلِّى الصَّيْدِ وَ أَنتُمْ حُرُمٌ» (مائده: 1)، «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ» (مائده: 95)، «حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُماً» (مائده: 96).

18ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 10، ص 48 / سيد محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 19، ص 317 / ابن جوزى، پيشين، ج 8، ص 45 / محمدبن احمد قرطبى، پيشين، ج 18، ص 169 / محمدبن حسن طوسى، التبيان فى تفسير القرآن، تحقيق احمد حبيب قصير العاملى، مكتب الاعلام الاسلامى، 1409 ق، ج 10، ص 37.

19ـ ر.ك: محمدهادى يوسفى غروى، تاريخ تحقيقى اسلام، ترجمه حسين على عربى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (ره)، 1382، ج 1، ص 222.

20ـ «قَالَ إِنِّى أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَىَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِى ثَمَانِىَ حِجَج فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِندِكَ» (قصص: 27).

21ـ ر.ك: محمدبن حسن طوسى، پيشين، ج 8، ص 145 / محمد شيخعلى شريف لاهيجى، تفسير شريف لاهيجى، تهران، علمى،1363، ج 3، ص 68.

22ـ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج 3، ص 503 / محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ج 5، ص 86 و 119.

23و24ـ محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ج 5، ص 151 / ج 5، ص 86.

25ـ «فقال لها: افعلى فإذا مشطت فلا تجلى الوجه بالخرق فإنها تذهب بماء الوجه ولا تصلّى الشعر بالشعر.» (همان، ص 119.)

26ـ همان، ص 151.

27ـ فقال لها رسول الله(صلى الله عليه وآله): إذا بعتِ فأحسنى ولا تغشّى فإنّه أتقى لله وأبقى للمال.» (همان، ص 151).

28ـ البته اگر مأموم زن باشد، امامت زن به فتواى برخى مراجع مجاز است.

 

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 26 بهمن1386 ساعت |

ویژه نامه ولادت امام موسی کاظم (ع) سال 86
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 26 بهمن1386 ساعت |

رازخواب كوتاه مدت يا چرت زدن و رفع خستگي

دكتر “نيل استنلي”، متخصص خواب در بيمارستان نوريچ انگليس اعلام كرد : چرت زدن نبايد جايگزين خواب شب شود، البته برخي ديگر از كارشناسان معتقدند كه فايده چرت زدن براي سلامت جسم و ذهن با خواب هفت ساعته برابر است.

اين گزارش هم چنين به نقل از دكتر “سارا مدنيك” از كارشناسان آمريكايي در زمينه خواب مي‌نويسد: چرت روزانه ” يك عادت حياتبخش” است كه اين كار نه تنها سلامت و بهداشت را بهبود مي‌بخشد، بلكه به لاغر شدن و راندمان بهتر كاري نيز كمك مي‌كند.

  ژاپني‌ها براي چرت زدن در حال نشستن اصطلاح “اينه موري” را به كار مي‌برند.

در ژاپن “اينه موري” در هر كجا كه هستيد امري كاملا پذيرفته شده تلقي مي شود وافراد مي‌توانند در جريان يك جلسه كاري، حتي اگر اين جلسه در پارلمان ژاپن باشد، چرت نشسته بزنند.”
بر پايه اين گزارش اينه موري بدون قاعده انجام نمي‌شود. در محيطهاي كاري ژاپن فقط كارمندان عالي رتبه و همچنين دون پايه اجازه چرت نشسته دارند و حين اين نوع چرت هم فرد نبايد خم بشود، بلكه بايد وضعيت نشسته داشته باشد و نشان بدهد هنوز در ميان جمع حضور دارد و به نوعي با دنياي اطرافش هنوز در ارتباط است.

 كمبود خواب و اهميت اندكي كه زندگي مدرن براي استراحت روزانه قائل است، هم اكنون موضوع يك نمايشگاه بزرگ و جديد در لندن شده است.

منبع:تبیان زنجان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 26 بهمن1386 ساعت |

تغذیه دختران امروز مادران فردا
بطور کلي مطالعات انجام شده نشان داده است که در دختراني که از زمان تولد تا بلوغ غذاي متعادل و کافي مصرف کنند در هنگام بارداري و زايمان با مشکلات کمتري روبرو هستند. اندازه لگن بستگي به قد دارد و لگن در دختراني که خوب تغذيه شده اند به شکلي است که وضع حمل آسانتر مي شود.به علت کمبود آهن و کم خوني ناشي از آن در دختران نوجوان ، ذخاير آهن بدن آنها تخليژه مي شود. اين دختران پس از ازدواج و در دوران بارداري از کمبود آهن شديد رنج مي برند و در اين مادران نه تنها خطر مرگ و مير به علت خونريزي هنگام زايمان افزايش مي يابد بلکه نوزاداني که بدنيا مي آورند کم وزن و يا نارس بوده و ذخاير آهن کافي ندارند کم خوني فقر آهن در دوران بارداري و ۲ سال اول زندگي اثرات جبران ناپذير بر رشد و تکامل مغزي کودکان دارد و موجب کاهش بهره هوشي به ميزان ۵ تا ۱۰ درصد مي شود. بر اساس بررسي کشوري شيوع کم خوني فقر آهن در زنان ۱۵-۴۹ ساله که اداره بهبود تغذيه وزارت بهداشت در سال ۱۳۷۴ انجام داده است ، بيشترين ميزان شيوع کمبود آهن در دختران ۱۹-۱۵ ساله ( ۳۹ در صد) گزارش شده است . بررسي سلامت و بيماري که در سال ۱۳۷۸ توسط معاونت پژوهشي وزارت بهداشت انجام شده نيز نشان داده است که شيوعکم خوني در زنان ۳۹-۱۵ ساله و ۶۹-۴۰ ساله تقريبا ۲ برابر مردان است. اين ارقام نشان دهنده آسيب پذيري بيشتر زنان و دختران در سنين بلوغ در مقايسه با مردان اين گروه سني مي باشد

تغذیه در دوران نوجوانی و بلوغ اهمیت زیادی دارد . زیرا نوجوانان و جوانان به دلیل سوخت و ساز بالای بدن و فعالیت زیاد به انرژی بیشتری نیاز دارند . البته لازم به ذکر است که پرخوری زیاد در این دوران سبب چاقی بیش از حد نوجوان خواهد شد . تا جایی که ،‌ گاهی نوجوان برای حفظ تناسب اندام ناچار به رژیم گرفتن می شود .تغذیه در دوران نوجوانی و بلوغ اهمیت زیادی دارد . زیرا نوجوانان و جوانان به دلیل سوخت و ساز بالای بدن و فعالیت زیاد به انرژی بیشتری نیاز دارند . البته لازم به ذکر است که پرخوری زیاد در این دوران سبب چاقی بیش از حد نوجوان خواهد شد . تا جایی که ،‌ گاهی نوجوان برای حفظ تناسب اندام ناچار به رژیم گرفتن می شود .بنابراین در صورتی که تغذیه مناسب باشد و تمام مواد لازم به بدن برسد ، هم انرژی مورد نیاز نوجوان به حد کافی تأمین خواهد شد و هم نیازی به رژیم خاص غذایی وجود نخواهد داشت .صبحانه وعده غذایی مهمی برای نوجوانان است . زیرا صبحانه ناکافی یا کم کالری گاهی می تواند زمینه ساز کمبودهای تغذیه ای شود . توصیه می شود که در برنامه غذایی نوجوانان سه گروه اصلی مواد غذایی شامل : چربی ها ، مواد قندی و نشاسته ای و پروتئین ها حتماً وجود داشته باشد . البته مصرف زیاد قندهای ساده مثل نوشابه های گازدار ، شکلات ،‌ آب نبات و سایر موادی که فقط انرژی زا هستند و ارزش غذایی ندارند باید محدود شوند و به جای آنها از مواد نشاسته ای مانند برنج ، نان و سیب زمینی استفاده شود .همانگونه که اشاره شد یکی از مواد مورد نیاز بدن ، پروتئین ( حیوانی و گیاهی ) است . نیاز به این ماده در دوران بلوغ به دلیل سریعتر شدن رشد و افزایش حجم عضلات بیشتر می شود . پروتئین های حیوانی در تخم مرغ ،‌گوشت ، پنیر و شیر و پروتئین های گیاهی در غلات و حبوبات وجود دارد . مصرف روزانه ۴۵ تا ۷۲ گرم پروتئین توصیه می شود .

جدول ۶: توزيع افراد بر حسب درجات مختلف ابتلا به کم خوني به تفکيک سن و جنس

جمع

+۷۰ ساله

۶۹-۴۰ ساله

۳۹-۱۵ ساله

۱۴-۲ ساله

کم خوني

زن مرد زن مرد زن مرد زن مرد زن مرد
۴/۸۳ ۹/۸۶ ۹/۸۲ ۵/۷۶ ۲/۸۲ ۶/۸۸ ۶/۸۲ ۸/۸۹

۷/۸۵

۱/۸۴

درصد ندارد
۳/۱۰ ۱/۸ ۱/۱۱ ۳/۱۴ ۰/۱۰ ۸/۶ ۶/۱۰ ۷/۶

۹/۹

۴/۱۱ درصد خفيف
۹/۳ ۸/۲ ۳/۳ ۱/۵ ۴/۱ ۷/۲ ۴/۳ ۳/۲

۱/۳

۲/۳ درصد متوسط
۴/۲ ۵/۱ ۷/۲ ۴/۱ ۷/۳ ۹/۱ ۵/۲ ۲/۱

۲/۱

۲/۱ درصد شديد
۰/۱۰۰ ۰/۱۰۰ ۰/۱۰۰ ۰/۱۰۰ ۰/۱۰۰ ۰/۱۰۰ ۰/۱۰۰ ۰/۱۰۰

۰/۱۰۰

۰/۱۰۰ درصد جمع

منبع: طرح ملي بررسي سلامت و بيماري در ايران- سال ۱۳۷۸

رشد قدي
قد انسان، ارتفاع یک انسان است. قد بسیار متغیر است، اما عموما در یک محدوده خاص قرار دارد ( منحنی بل ). بیشتر بزرگسالان، تا پیش از بیست سالگی به حداکثر قد خود می رسند. به عقیده ی بیشتر افراد ، قد بلند مشخصه ی بسیار خوبی است و پسران ما عموماً آرزو دارند بلندتر و درشت اندام تر باشند. اما بلند قد شدن به عوامل متعددی بستگی دارد. سایز بدن افراد نتیجه ای از تداخل عوامل داخلی و محیطی در طول دوران رشد است. عوامل داخلی تعیین کننده قد ، فاکتورهای ژنتیکی است که فرد از والدینش دریافت می کند و قابل تغییر نیست ، عوامل محیطی تاثیر گذار نیز عبارتند از : تغذیه ، آب و هوا ، اقلیم و بیماریها و …. مثلاً شواهد موجود نشان می دهد نزدیکی یا دوری به خط استوا در اندازه بدن افراد موثر است .اگر چه نمی توان عوامل محیطی و ژنتیکی را به راحتی جدا کرد ولی با بررسی ملل مختلف ، نژادها و سرزمینهای گوناگون این نتیجه به دست می آید که عوامل محیطی بسیار مهم اند . ضمنا افراد نیز می توانند رژیم غذایی مناسبی را انتخاب کنند تارشدی آرام و طولانی تر داشته باشند. طی تحقیقاتی مشخص شده که انسان کنونی از انسان اولیه بسیار بلند قامت تر است ؛ این نتیجه که با مقایسه ستون مهره ها در سنگواره های به دست آمده حاصل شده است . از لحاظ فیزیولوژیک، یک مادر بلند قد ، نوزادی با وزن گیری بهتر خواهد داشت زیرا فضای لگن مادر بیشتر است و جنین رشد بهتری در رحم دارد . بلند قد بودن مردان یکی از معیارهای خانم ها برای انتخاب همسر است ، مرد بلند قد ، قوی تر به نظر می رسد. در میان مواد مغذی مورد نیاز برای رشد قدی ، مصرف به اندازه پروتئین ها و املاح از اهمیت ویژه ای برخوردار است .بیشتر رشد قدی با افزایش طول استخوانهای دراز بدن صورت می گیرد بدین ترتیب که در سنین کودکی در انتهای استخوانهای دراز بدن مثل استخوان ران و ساق پا ، منطقه ای بنام اپی فیز موجود است که هنوز استخوانی نشده و از جنس غضروف است. این بخش مولد با تکثیر سلولی موجب افزایش قد استخوانها می شود و در انتهای سنین بلوغ ، این بخش استخوانی شده و در این مرحله رشد قدی فرد متوقف می شود ، لذا قد فرد بلندتر نخواهد شد. 
در بدن ، هورمونی به نام
هورمون رشد موجود است که در سنین کودکی و نوجوانی تکثیر سلولی ، در این مناطق غضروفی را تحریک و موجب افزایش استخوان سازی می شود. استخوان سازی تا پایان سنین بلوغ ، ادامه دارد یعنی تا اوایل ۲۰ سالگی هنوز امکان افزایش قد وجود دارد.یکی از عوامل تاثیرگذار بر رشد قدی تغذیه است . ژاپنی ها توانسته اند با تغذیه سالم ، متوسط قد جوانانشان را افزایش دهند. در میان مواد مغذی مصرف به اندازه ی پروتئین ها و املاح بسیار اهمیت دارد. یک نوجوان باید پروتئین مورد نیازش را هر روز و به خصوص چند مرحله در طول روز دریافت کند. بهتر است پروتئین مصرفی از منابع پروتئین حیوانی باشد مثل گوشت گوسفند و گاو ، مرغ و ماهی ، تخم مرغ و شیر. در میان املاحی که برای رشد قدی لازم اند کلسیم، فسفر ، منیزیم ، روی و فلوئور از اهمیت ویژه برخوردار هستند. منابع کلسیم: لبنیات مثل شیر ، ماست ، پنیر خامه و بستنی است . فسفر و منیزیم در گوشت و دیگر منابع پروتئین و حبوبات فراوان است. فلوئور نیز در آب موجود است و آب مصرفی بایستی محتوی ppm ۱ فلوئور باشد.
تحقیقات اخیر ، اذعان می دارد که مصرف ”
روی ” به مقدار کافی موجب رشد قدی مناسب خواهد شد ، در خاورمیانه و خصوصاً ایران مصرف کم روی موجب کوتاه قدی و قدرت جنسی پایین مردان جوان می شود. به علاوه با کمبود روی سطح توانایی های مغزی و ایمنی بدن پائین آمده و ابتلا به بیماریهای مسری زیاد تر رخ می دهد.

آهن ، رشد قدی شان را بهبود بخشند. پس توصیه می شد کسانی که می خواهند قد بلند تری داشته باشند هفته ای یکبار جگر و دو بار غذای دریایی میل کنند و هر روز چند عدد ، بادام ، بادام زمینی و گردو بخورند .غذاهای دریایی مثل ماهی ، میگو ، جگر و دانه های روغنی حاوی املاح زیادی هستند و فوائد بسیاری برای نوجوانان دارند.
پس توصیه می شود کسانی که می خواهند قد بلندتری داشته باشند هفته ای ۱ مرتبه جگر و ۲ مرتبه غذای دریایی میل کنند و هر روز چند عدد بادام و بادام زمینی و گردو بخورند .
یک نکته بسیارمهم در افزایش قد ، انجام فعالیت های ورزشی است . هر چه تحرک ما بیشتر باشد گردش املاح استخوانی بیشتر خواهد بود و این مساله به رشد قدی کمک خواهد کرد. ورزشهایی مثل
بسکتبال ، والیبال ، شنا ، بدمینتون و تنیس برای کمک به افزایش قد بسیار مفید اند.
در دهه ی اخیر با انجام عملی بر روی افراد کوتاه قد ، به طور مصنوعی طول استخوانهای درازشان را افزایش می دهند ، بدین ترتیب که استخوانهای پا را شکسته و محل شکستگی را به پوششی از جنس استیل متصل می کنند .


توصیه متخصصان تغذیه برای نوجوانان ، مصرف روزانه ۱۵۰ گرم گوشت ، نصف تا ۱ لیوان حبوبات پخته ، ۲ تا ۳ لیوان شیر و لبنیات دیگر به همراه سبزیجات فراوان است. نوجوانانی که در سنین رشد هستند و افزایش قد خوبی ندارند می توانند با مصرف مکمل ویتامینها و املاح ، طبق دستور و مصرف هفتگی

رشد وزني
ميزان افزايش وزن در دوره بلوغ به موازات افزايش قد مي باشد. از سن ۱۰ تا ۱۷ سالگي دخترها بطور متوسط ۱۵ کيلوگرم افزايش وزن دارند که معادل ۴۲ درصد وزن آنها در بزرگسالي است در همين مدت پسرها به طور متوسط حدود ۲۰ کيلوگرم افزايش وزن دارند که معادل ۵۱ درصد وزن آنها در بزرگسالي است. در دوران بلوغ توده عضلاني افزايش مي يابد اما در پسرها به علت طولاني بودن دوره جهش رشد افزايش توده عضلاني بيشتر از دختران است. در دختران افزايش توده چربي بيشتر از پسران است بطوري که توده چربي در پسران در دوره بلوغ در حدود ۴ تا ۱۱ درصد افزايش مي يابد و در دوران بزرگسالي ثابت مي ماند اما در دختران افزايش توده چربي ۱۵ تا ۲۷ درصد وزن بدن را تشکيل ميدهد .

دوران بلوغ نه تنها با جهش رشد جسمی که علاوه بر آن با تغییرات خلق و خو و تحولات عاطفی و روانی همراه است . در این برنامه نوجوانان، شناخت هویت و کسب استقلال را تجربه می کنند . در این دوران توجه آنها به حفظ ظاهر و تناسب اندام بیش تر جلب می‌شود و این عوامل رفتارهای غذایی نوجوانان را به شدت تغییر می دهد . حذف بعضی از وعده‌های غذایی، مصرف تنقلات ، غذا خوردن خارج از منزل و علاقه به مصرف غذاهای غیر خانگی از ویژگی های عادات غذایی دوران نوجوانی است که متاثر از خانواده، دوستان و رسانه های جمعی می باشد.ویژگی رفتارهای غذایی نوجوانان
نامنظم بودن وعده‌های غذایی: حذف وعده غذایی و برنامه غذایی نامنظم در دوره نوجوانی، یک رفتار غذایی شایع است . به طور معمول وعده صبحانه و ناهار بیش تر از وعده شام حذف می شود و علت عمده آن برنامه‌های درسی و فعالیت‌های اجتماعی نوجوانان در طول روز است . محققی به نام Daniel در سال ۱۹۷۷ طی مطالعه‌ای نشان داد که ۵۰ درصد نوجوانان دختر و پسر صبحانه نمی‌خورند. مطالعه دیگری نشان داده است که اگر چه ۸۹ درصد نوجوانان مورد مطالعه از اهمیت مصرف صبحانه آگاه بودند اما فقط ۵۰ درصد آن ها به طور منظم صبحانه می خورند و نخوردن صبحانه با دریافت کم مواد مغذی همراه بوده است.مشکل نخوردن صبحانه در دختران بیش تر از پسران مشاهده می شود.

مصرف بی رویه تنقلات:
 
بخش مهمی از رفتارهای غذایی نوجوانان مصرف بی رویه تنقلات است. این تنقلات به طور معمول کم فیبر هستند و از نظر ویتامین A، کلسیم و آهن که برای رشد ضروری است فقیرند. انتخاب صحیح تنقلات به عنوان میان وعده، می تواند در دریافت مواد مغذی مورد نیاز نوجوانان اثر مثبت داشته باشد.

غذاهای آماده و نقش رسانه ها :
استفاده از غذاهای آماده و بخصوص در نوجوانانی که وقت کافی ندارند، معمول است. غذاهای آماده که در فروشگاه‌ها و اغذیه فروشی‌ها در دست‌رس هستند، از نظر آهن، کلسیم، ویتامین B،C،A، و اسید فولیک، فقیرند. تقریباً در تمام غذاهای آماده، میزان چربی، کلسترول و سدیم بالاست و در بیش تر آن‌ها، ۵۰ درصد کالری از چربی تامین می شود.

رفتارهای تغذیه‌ای نوجوانان و ارتباط آن با وزن و ظاه