![]() حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 آرشيو موضوعي
شب یلدا
مطالب و داستان هاي مفيد و آموزنده عكس هاي جور واجور هر چی بخوای اینجا هست شعر كسب درآمد اينترنتي براي صاحبان سايت ها و وبلاگ ها كسب درآمد اينترنتي براي كاربران اينترنت جواب سؤالات مسابقات تبيان و ديگر مسابقات بهداشت و پزشكي و سلامت ورزشي اجتماعي ايران شناسي ويژه نامه هاي مناسبت هاي مذهبي مشاهير ايران كامپيوتر و ICT دانش و فن آوري نجوم هوا فضا فیلم و سریال گیاهان دارویی تغذیه دانلود نرم افزارهاي مديريت تلفن همراه دانلود نرم افزارهاي بهينه كننده ويندوز دانلود نرم افزارهاي ابزار فيلم دانلود نرم افزارهاي كاربردي دانلود نرم افزارهاي ابزار سيستم دانلود نرم افزارهاي محافظ صفحه نمايش اخبار فناوری خاندان نور خانه و خانواده دانلود نقشه شهر ها و کشور ها و قاره ها دانلود نرم افزارهای ابزار تلفن و فکس دین و اندیشه دانلود نرم افزارهای کار با متن دانلود نرم افزارهای مالتی مدیا دانلود برنامه های نصبی تلفن همراه دانلود نرم افزارهای آموزشی دانلود نرم افزارهای مرتبط با اینترنت دانلود نرم افزارهای بازیابی اطلاعات و نگهداری هارد دانلود نرم افزارهای گرافیکی دانلود بازی جانور شناسی دانستنيها جامعه وسیاست معرفی سایت ها ادب و هنر مطالب خواندنی ویژه بانوان مطالب خواندنی ویژه آقایان جستجو
پيوندها
مو قشنگ
نسيم كوير سايت تبيان آپلود عكس در اينترنت توپولي شکار و طبیعت تبيان تبريز تبيان زنجان درسهایی از قرآن قالبهاي حرفه اي براي وبلاگها و سايتهاي ايراني RSS
|
ستاره سهیل
حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک
تولد مهر در كنار گرمی آتش و خانواده
تولد مهر در كنار گرمیآتش و خانواده![]() رویش گیاهان در فروردین، خرمی و سبزی را در اردیبهشت فراهم می آورد تا خرداد، خوراك دهد و در تیر این خوراك بین مردم تقسیم گردد. مرداد را تا رسیدن میوه ها صبر كن و در شهریور به جای پرداخت سهم پادشاهان، نیازمندان را یاری ده، جشن محبت را در مهر برپا كن و قدر آب را نه فقط در آبان بلكه همیشه بدان و در آخرین شب آذر، جشن بلندترین شب سال، جشن تولد مهر را در كنار گرمی آتش و خانواده برپا كن... فصل، ماهها و رنگها گذر كردند و همگی حاكی از چرخش زمان و روزگارند....فرهنگ كهن ایرانی، گره خورده با شكر دائم نعمت های او در فصل های مختلف سال است، دانش سرشار مردمان ایران زمین از آنچه می خوردندو می آشامیدند وشناخت زیبایی های فصل ها، رنگها و محصولاتشان در جشن های جاودانه ایرانیان در فصول مختلف، متجلی است.ایرانیان باستان همواره و در هر فصلی از سال به بهانه ای زیبا، نعمت های آفریدگارشان را شكر می كردند، یكی از همین بهانه های زیبا یلداست، بهانه ای برای شكر خورشید و گرما و محصولات كشاروزی، بهانه ای برای امیدواربودن به محصولات سال آینده. فصل سرما كم كم قدرت می گیرد و مسلماً انسان باید متناسب با محیط و شرایط آب و هوایی جدید به فكر چاره ای برای رهیدن از گزند سرما باشد. منبع:همشهری |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
غایبین بزرگ شب چله
غایبین بزرگ شب چله![]() در سال هاى دور نیاكانمان علاوه بر چراغ هایى كه با آن هر شب خانه شان را روشن مى كردند در این شب آتشى مضاعف مى افروختند چرا كه مى خواستند تولد خورشید را جشن بگیرند. مى گفتند شگون دارد. این سال ها خیلى چیزها تغییر كرده است. محفل هاى خانوادگى گاهى تبدیل به محفل هاى دوستانه شده اند. جوانان بیشتر ترجیح مى دهند كه در جمع همسن و سالان خود باشند تا بزرگتران فامیل. آن سال هاى نه چندان دور یلدا معنى خانه پدربزرگ و مادربزرگ مى داد. دور هم جمع شدن فامیل و بیدارى تا آخر شب. بچه كه بودیم فكر مى كردیم كه یلدا حداقل پنج یا شش ساعت با بقیه شب ها فرق دارد. دوست كودكى ام مى گفت یلدا یعنى اینكه اگر شب ساعت دو نیمه شب بخوابى مثل آن است كه ساعت ?? شب به خواب رفته باشى و ما سال ها با همین خیال و باور بزرگ شدیم و فقط دیرزمانى فهمیدیم كه شب یلدا فقط یك دقیقه از دیگر شب ها طولانى تر است. سال هاست كه برف غایب بزرگ شب هاى یلدا شده است. حالا هر سال كه مى گذرد تعداد غایبان این شب نیز بیشتر مى شوند. سال ها پیش دور سفره شب یلدا مادربزرگى مى نشست كه تمام رویاى كودكى ما را در خانه اش جاى مى داد. دستان مهربانش و لبخندى كه بچگى تو را پر مى كرد. همان لبخندى كه اجازه تمام شیطنت هاى كودكانه و ناخنك زدن به خوراكى هاى یلدا را مى داد. شب یلدا را نمى توانستیم بدون پدربزرگ و مادربزرگ هایمان تصور كنیم. اما سال هاست كه مادربزرگ هم غایب بزرگ شب هاى یلدا شده است. تا آنجا كه دیگر هیچ كس شب یلدا خانه مادربزرگ نمى رود و پدربزرگ آن شب مهمان بچه هایش است. سال هاست برف غایب بزرگ شب هاى یلداى ما شده است. همه آنچه از كودكى در خاطره مان مانده، این است كه شب یلدا برف تمام كوچه ها و بام خانه ها را سفید مى كرد. ننه سرما دامن سفید و بلندش را در شهر مى گستراند. چله كوچیكه گذشته و چله بزرگه در راه بود. اما سال هاست كه دیگر شب هاى یلداى ما برف ندارد. سال هاست انگار ننه سرما از شهر ما قهر كرده و رفته است. سال هاست دیگر تمام وسایلى كه به نوعى برای ما نوستالژى داشتند برچیده شده اند. دیگر كمتر خانه اى پیدا مى شود كه وسط اتاق بساط كرسى داشته باشد و كنار آن سماور ذغالى قل قل كند. سال هاست كه شب هاى یلدا غایبین زیادى دارد. اما یك سنت دیرین همچنان باقى است. گرفتن فال حافظ در شب یلدا. اگر رسم ها و آیین هاى دیگر یلدا را میراثى از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولى فال حافظ گرفتن در شب یلدا در سده هاى اخیر به رسم هاى شب یلدا افزوده شده است. فال حافظ گرفتن در شب نشینى هاى زمستان و مناسبت هایى چون چهارشنبه آخر ماه صفر، چهارشنبه سورى، شب سیزدهم صفر و بعدازظهر سیزده بدر نیز از باورهاى همگانى است. بعد از آنكه همه دور هم جمع شدند، در میان خوردن میوه و تنقلات رنگارنگ، دیوان حافظ به میان مى آید. بزرگتر جمع یا آنكه اشعار حافظ را بهتر مى خواند، مى گوید: نیت كنید و تو نیت مى كنى و چشم هایت را مى بندى و حافظ را قسم مى دهى و حافظ یكى از آن غزلیات نابش را هدیه مى كند. یلدا هر سال مى آید و هر سال در شب زمستان نوید بهار را مى دهد. هندوانه سرخ میان سفره یلدا نوید مى دهد که گرما در راه است. روشنایى مى آید و به قول قدیمى ها اهریمن سرما از بین مى رود. هر چند سال هاست كه دیگر نه سرما، سرماى قدیم هاست و نه برف مهمان شب هاى یلداى تهرانیان است. یلداهاى كودكى و جوانى، خاطره هایى شده اند كه باید طعم شیرین آنها را تا آخر عمر مزه مزه كنیم و هر سال شب یلدا را انتظار بكشیم شاید طعم قدیم ها را بدهد. |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدا، آیین اقوام مختلف ایرانی
یلدا، آیین اقوام مختلفایرانی![]() به دلیل پهناورى ایران و رواج خرده فرهنگ هاى گوناگون در این گستره پهناور، گاهى به آدابى برمى خوریم كه فقط ویژه یك منطقه خاص هستند. در گیلان «آوكونوس» میوه اى است كه حتماً در شب چله مصرف مى شود و روش تهیه آن هم به این شرح است كه در فصل پاییز ازگیل خام (چند روز مانده به ریختن و رسیدن كامل) را در خمره مى ریزند، خمره را پر از آب مى كنند و كمى نمك هم به آن مى افزایند و در خم را مى بندند و در گوشه اى خارج از هواى گرم اتاق مى گذارند. ازگیل سفت و خام پس از مدتى پخته و آبدار و خوشمزه مى شود. آوكونوس ازگیل در اغلب خانه هاى گیلان تا بهار آینده پیدا مى شود و هر وقت هوس كنند ازگیل تر و تازه و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون مى آورند و آن را با گلپر و نمك در سینه كش آفتاب مى خورند. در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» مى نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلى هستند كه اشعار و موسیقى آنان برگرفته از موسیقى مردمى است. آنها در حین اجراى برنامه داستان مى خوانند، فى البداهه شعر مى سرایند و ساز مى زنند. قصه هایى كه عاشیق ها در شب یلدا مى گویند ریشه در افسانه هاى كهن ایرانى دارد. قصه هایى مثل «كوراوغلو» و قصه هاى مهر و محبت شبیه «قربانى و پرى» از قصه هاى مشهور عاشیق هاست. ایران كشورى با فرهنگى غنى است كه مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه اى كه در آن زیست مى كنند هر یك براى برگزارى سنت هاى كهن آداب خاص خود را دارند. در لرستان مردم در شب چله «گندم شیره» مى خورند كه گندمى است كه در شیره مى خیسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط مى كنند؛ سپس آن را روى ساج برشته مى كنند و همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سیاه دانه و كنجد مخلوط مى كنند و مى خورند. یكى دیگر از رسوم زیباى لرها به این شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانه ها مى رفتند و كیسه اى را به همراه طنابى از سوراخ دودكش خانه ها به داخل آویزان مى كرده اند و شعرى محلى مى خواندند با این مضمون كه صاحبخانه، انشاءالله خیر به خانه ات ببارد و كدخداى خانه ات نمیرد. چیزى بده این پسر كوچك بیاورد. صاحبخانه از تنقلاتى كه براى شب چله تدارك دیده بود داخل كیسه مى گذاشت و گاهى پیش آمده كه صاحبخانه براى مزاح دختر خردسال كوچكش را در كیسه گذاشته و آن پسر كیسه را كشیده بالا و این آشنایى در خیلى از موارد باعث ازدواج در بزرگسالى مى شده است. در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمك رواج دارد و این كار گویا به مناسبت شباهت پشمك با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى كه با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند. در كرمان، در شب یلدا گاهى مردم تا صبح بیدار مى مانند و مى پندارند كه در این شب قارون به شكل هیزم شكنى كه پشته اى هیزم بر پشت دارد به خانه نیكوكاران مستمند مى رود و به آنها هیزم مى دهد و این هیزم ها تبدیل به شمش هاى طلا مى شوند. در ایام قدیم برخى از مردم به چله مى نشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مى دادند به امید این كه قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زر بدهد. این رسم یادآور بابانوئل در مراسم كریسمس است و چنین مى نماید كه یلداى ایرانى و كریسمس از یك مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد... |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
شب یلدا در کنار آش خورها
شب یلدا در کنارآش خورها![]() از دو روز پیش، چو افتاده كه برای پس فردا در كدام آسایشگاه دور هم جمع شویم. بچه ها هر كدام در تیمی هستند. هر گروه متشكل از هم خرجی هاست. آنهایی كه وقتی دوستشان سرپست نگهبانی ایستاده، غذایش را می گیرند، سفره را حاضر می كنند و تنها همین ساعات است كه وقت دارند كنار هم باشند. سوز سردی می آید. ابرها آن بالا در هم فرو می روند و آسمان آبی را تیره می كنند، باد می آید. هنوز خورشید لبه كوه های دور دست ننشسته است. هوای بعدازظهر تند، تاریك می شود. امشب همه بچه ها در خوابگاه مخابرات دور هم جمع می شوند. پیش از ظهر بود كه علی برگه مرخصی شهری دوساعته را نشان داد و از در دژبانی زد بیرون. گفت: می رود از مغازه شیرینی و آجیل بخرد. بچه های گروه آنها در آسایشگاه پشتیبانی گرد هم می آیند. این را وقتی گفت كه خوشحال بود از دیدن و خریدن هندوانه در راه برگشت. جلوی در ایستاده بودم و اسامی ورودی و خروجی ها را یادداشت می كردم. از صبح خیلی ها بیرون رفته بودند و خرید كرده بودند. به آسمان چشم دوختم، هوا بار داشت، منتظر بودم ببارد. دیگر از سوز خبری نبود. سرما دم كرده بود. حسن پور لباسش را جلوی آینه كوچك چسبیده به دیوار گچ و خاك دژبانی مرتب كرد. پاهایش را جداگانه به زمین كوبید، این عادتش بود. كلاهم را سر كردم و شیب یخ زده تپه را بالا رفتم. می خواستم بدانم امشب چند نفر می آیند اتاق ما. سرباز های پایگاه، گونی مرغ و ماهی را روی دوش گذاشته بودند و به سوی پایگاه ها حركت كردند. گفتم: «الان راه می افتید، شب كجا بیتوته می كنید؟» ساك هایشان را پر از شكلات، آجیل و شیرینی كرده بودند و در راه جواب دادند: حلج. نزدیك ترین روستا و پایگاه به حوزه انتظامی زیوه. خاطرات شب یلدا دوران سربازی مانند لحظه سال تحویل یا دیگر مراسم به یادماندنی و جذاب است، اینجا سربازان هم خانواده اند ابتدا رفتم اتاق فرماندهی سروگوشی آب بدهم. جناب سروان توی راهرو جلوی پنجره بازداشتگاه با تنها بازداشتیمان صحبت می كرد. پشت گوشش را خاراند و گفت: اینطوری كه نمی شود. خودم هم دوست دارم امشب اینجا نباشی. تا فردا هم كه نمی شود، بفرستیمت دادگاه. خودرو نداریم. خودم می خواهم گشت بزنم. راه افتاد و از كنارم گذشت. هنوز چهار گام برنداشته صدایم كرد: دژبان. برگشتم و پا چسباندم: این بازداشتی توست. خودت گرفته ای. نمی خواهم امشب اینجا باشد. رفت داخل دفترش. كنج لبم را گزیدم و ماندم با این وضعیت چه كنم. «حجر» جوان كردی بود كه توی بازار مرزی زیاد دعوا راه می انداخت. وقت و بی وقت دنگش می گرفت شر راه بیندازد. امروز صبح كه آوردمش بالا، چهارمین بار بود. برای همین می خواستیم بفرستیمش دادگاه. قدم می زدم و در فكر راه گریز از این وضعیت پیش آمده. از سالن بیرون زدم كه برف مانند پنبه های زده شده در هوا معلق بود و می رقصید. سنگین می بارید. خوابگاه مخابرات از 50 متری دیده نمی شد. دستكش ها را از جیب درآوردم و تا آسایشگاه مخابرات دویدم. صدای خش خش بی سیم از پشت در شنیده می شد. در نیم لای اتاق را باز كردم. قیافه بهروز را دیدم كه با چهره ای درهم رفته گوشه موهای روی شقیقه اش را می كشید. چشمش به من افتاد. گوشی در دستش بود و تلاش می كرد لابه لای خش خش بی سیم، صدای گنگی را بشنود. رو به من گفت: پنج نفر از بچه ها صبح به سمت زینی راه افتادند ولی هنوز نرسیده اند. برو به جناب سروان بگو. در چشم برهم زدنی ورق برگشت. من دویدم تا فرماندهی و سپس فرمان آماده باش و اعزام گروه ویژه. برف می بارید و سنگین تر می بارید. مرغ سكوت بر سر همه خوابگاه ها سایه انداخته بود. همه بچه ها طبق برنامه ریزیشان گرد هم نشسته بودند. آجیل و شیرینی و در برخی جمع ها، هندوانه وسط بود. همه در انتظار بودند. به ساعت و چرخش تند عقربه ها نگاه می كردیم. ساعت 9 شب بود و جز برف هیچ نبود، یك عدد تخمه لای دندان كسی گیر نكرده بود. اتاق بی سیم پرصداتر و باخبرتر از همه جا بود. اخبار پایگاه ها، آمار نیروها و گاهی برنامه های شخصی بچه ها خبرهای رایج آنجا بود. اینجا هم سكوت بود. تنها صدای بی سیم چی گروه ویژه ردیابی كه رفته رفته شنیدنش دشوارتر می شد. ساعت 12 نیمه شب بود و همه منتظر. حوزه و پایگاه ها تنها بوی سكوت و انتظار می شنیدند. از باند وصل به بی سیم صدای خش خشی آمد كه تنها پایگاه كچله، نزدیكترین پایگاه پاسگاه مرزی زینی شنید. با فریاد اعلام كرد: پیدا شد. پیدا شد. انگار سال تحویل شده است. همه یكدیگر را در آغوش می فشردند و بغض می تركاندند. اشك های شوق بی محابا جاری بود. پنج نفر از هم خدمتی ها از مرگ در برف و سرمازدگی رسته بودند. به اتاق خلوت و بی رونق دژبانی رفتم. جعبه شیرینی را باز كردم كه حسن پور گفت: «حجر» با من، امشب نباید به كسی بد بگذرد. از اتاق بیرون زد. با حجر برگشت و دوستی جدید از او تراشید. سربازهای اكیپ ردیابی حول و حوش ساعت 2 بامداد، جلوی دژبانی از پشت خودرو پایین پریدند و تا صبح میهمانمان بودند. *** خاطرات شب یلدا در دوران سربازی مانند لحظه سال تحویل یا دیگر مراسم به یادماندنی و جذاب است، اینجا سربازان هم خانواده اند. فرمانده، پدرخانواده و بقیه برادران هم. از كرسی و نشستن و حافظ خواندن خبری نیست. سربازان آماده باش، امشب را بهانه ای دارند برای بیدار بودن و سرپست حاضر شدن. هر كدام خاطرات سال قبل را روایت می كنند، از مراسم شهر خودشان.غافل از اینكه یلدا در دوران خدمت سربازی تكرار ناشدنی است. مراسم ویژه خودش را دارد و آدم هایی كه دیگر تكرار نخواهند شد. |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدا، طولانى ترین شب روزگار ما
یلدا، طولانى ترین شبروزگار ماتولد دوباره خورشید
امشب خورشید متولد مى شود. شب و تاریكى به پایان مى رسد و با تولد خورشید، روشنایى آغاز خواهد شد. زیرا از این شب به بعد، بر ساعات روز افزوده شده و رفته رفته روزها طولانى مى شوند. امشب شب وداع با تیرگى است. بى شك یلدا را مى توان تنها آیین باستانى ایرانى دانست كه گذر زمان چندان بر آن تاثیرى نداشته است. نه مانند جشن هاى مهرگان و تیرگان كه جشن هاى رسمى ایرانیان بودند كمرنگ یا بى رنگ شد و نه مانند جشن چهارشنبه سورى شكل و شمایل اش تغییر كرده تا بدانجا كه دیگر نمى توان آن را یك جشن باستانى به حساب آورد. یلدا همچنان، همچون زمان ایران باستان برگزار مى شود، شاید دلیلش آن است كه یلدا فراتر از یك جشن ملى است و در پس چهره خود پشتوانه عظیمى را پنهان كرده است. یلدا ریشه در تاریخ جهان دارد. شب یلدا زادروز مهر یا میتراست. خداى پیمان و عهد و ایزدى تویى. میترائیسم یكى از تأثیرگذارترین مذاهبى است كه نخست در شرق، و بعدها در غرب و در دین مسیحیت ردپاى بسیارى از خود به جاى گذاشت. این شب را از دیرباز نزد مردم جهان شبى مقدس مى دانستند.یلدا از نظر معنى معادل با كلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومى به معنى تولد است و نوئل از ریشه یلدا است. واژه «یلدا» سریانى و به معنى ولادت است، ولادت خورشید (مهر و میترا)؛ و رومیان آن را (ناتالیس انویكتوس) یعنى روز تولد مهر شكست ناپذیر مى نامیدند. پس از مسیحى شدن رومیان سیصد سال پس از تولد عیسى مسیح كلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عیسى پذیرفت، زیرا زمان تولد او دقیقاً معلوم نبود. در واقع یلدا یك جشن آریایى است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار مى كرده اند. وقتى میترائیسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت در روم و بسیارى از كشورهاى اروپایى روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته مى شد، ولى پس از قرن چهارم میلادى به دنبال اشتباهات محاسباتى این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و در آن زمان مسیحیان روز 6 ژانویه را به عنوان روز تولد مسیح جشن گرفتند. اما با گسترش مسیحیت در آن زمان به دلیل اینكه نمى توانستند مردم را از برپا داشتن این جشن منع كنند بنابراین روز كریسمس را با روز 25 دسامبر جابه جا كردند. اما آنچه مسلم است یلدا جشنى ایرانى است. جشنى است كه ایرانیان پس از رهایى از بیدادگرى و ستم، به شكرانه بازیافتن آزادى برپا مى كردند و پیروزى نیكى بر بدى، و روشنایى بر تاریكى، و داد بر ستم را گرامى مى داشتند. یلدا جشن خانوادگى است و شاید یكى از دلایل ماندگارى اش همین است. چرا كه هنوز در ایران «خانواده» ركن اصلى جامعه است. هر چند كه جامعه ایرانى در حال گذار از سنت به مدرنیسم است اما یلدا هر سال به خانه هاى ایرانیان سرك مى كشد. سالیان سال یلدا مهمان خانه ایرانیان است. هر چند كه شاید چند سالى در این اواخر حضورش كمرنگ شده بود. چرا كه مردمان ما روزهاى سختى را پشت سر گذاشته اند. آنچه بر یلدا گذشته سرنوشتى بود كه زمانه و روزگار بر آن تحمیل كرد. سال هاى پس از انقلاب اسلامى یلدا مانند دیگر جشن هاى كهن ایرانى نشانه طاغوت شناخته و به كنارى گذاشته شد، بدون آنكه كسى بگوید یلدا نه در پهلوى و سلطه شاهان، بلكه در تاریخ این مرز و بوم ریشه داشته است. جنگ بى هیچ خواستى بر ایران تحمیل شد. مردم پیش از آن كه روزهاى شان پس از انقلاب به روال عادى برگردد درگیر جنگ شدند. سال هاى جنگ، سال هاى دورى و جدایى بود. زمستان و پاییز روزهاى عملیات بود و درگیرى، شب یلدا میان آن روزهاى پرحادثه گم شد، اما هنوز ایرانیان آن شب را با تفأل به حافظ سپرى مى كردند. روزهاى جنگ، روزهاى كوپن و كمبود و گرانى هم بود. شب هاى وضعیت هاى قرمز و بمب و موشك هم بود. باز هم یلدا هر چند كم فروغ اما به خانه هاى ایرانى سر مى زد. جنگ تمام شد و یلدا حضورش پررنگ تر شد. بمب و موشك و كوپن تمام شد، اما گرانى نه. هر سال یلدا یادآورى مى كرد كه غیر از مشكلات زندگى، آیین و جشنى هم هست. یلدا دوباره برگشت پرقدرت تر از همیشه. خورشید متولد شد. دوباره خانواده ها دور هم جمع شدند. شاهنامه و دیوان حافظ با مردم آشتى كردند. هر چند شاید كمى شكل و شمایل آن تغییر كرده باشد و سفره هاى یلدا رنگین تر از روزگار باستان شده باشد. اما این نشان مى دهد یلدا ماندگار است. شاید یلداى امسال نوید آن باشد كه دوباره جشن و شادى به میان ایرانیان بازمى گردد. مردم ایران روزهاى سختى را گذرانده اند، این را تقویم این سال ها مى گوید؛ اما خورشید متولد مى شود، این را قدیمی های این قوم گفته اند. |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدا در موزه!
یلدا در موزه!![]() باور كنید شوخی نمی كنیم؛ اگر می خواهید اطلاعات عتیقه ای درباره شب یلدای خودمان پیدا كنید می توانید یك سر به موزه های لندن و پاریس و سن پطرزبورگ بزنید. اشتباه نكنید شب اول دی ماه با عنوان «شب یلدا» تنها برای ایرانی ها روز خاص و ویژه ای است و ایرانی ها تنها مردمانی در این كره پهناور هستند كه با آجیل و هندوانه و دور هم نشستن و گپ زدن در این شب، بلندترین شب سال را كه تنها به فاصله زمانی یك دقیقه بلندتر از باقی شب هاست ـ جشن می گیرند. اما چرا و چگونه حكایت این روز به لندن و پاریس رسیده ما هم نمی دانیم فقط می دانیم قدیمی ترین متونی كه از ابنای بشر به جا مانده درون قاب هایی از جنس شیشه ضدگلوله در این موزه ها در معرض دیدگان عوام الناس است كه در یكی از این كتب شرح حال مفصلی از آداب و رسوم ایرانی ها در شب یلدا یا شب چله به جا مانده. حالا اگر شرایط مهیا نیست جهت كسب اطلاعات بیشتر به این كشورها و شهرها سفر كنید و از طرفی مایلید بیشتر درباره رسم و رسوم یادگار مانده از نیاكانمان در این روز آگاه شوید می توانید ادامه این مطلب را بخوانید (البته نگارنده هم خود پایش را در این موزه ها نگذاشته) در یكی از همین كتب قدیمی آمده: «شب یلدا در هر سال شبی است نیكو و به غایت طویل. این رویداد در انتهایی ترین شب آذرماه مطابق بر یازده ژانویه است و شبی است بس میمون. یلدا هم نامیده اند از بهر آنكه طویل است به غایت و شصت ثانیه افزون بر دیگر لیالی و آن شب را در بین اقوام آریایی علی الخصوص نژاد ایرانی، منزلتی بس سترگ باشد. چه در آن شب به دیدار یكدیگر روند با دستی پر و چهره ای خندان و بالاتفاق كینه ها و عداوت ها به گوشه ای گذارده شود و اولی بهتر در محل تجمع زباله وگاه از یادها نیز رود و صاحبان كسب و كار از نوع میوه و آجیل و شیرینی در این شب بس خشنود باشند و راضی، چه قریب به اتفاق و بلكه همه اجناس را به آسانی و به سرعت به خلق الله قالب كنند و با همیانی مملو از اسكناس و دیگر مسكوكات به خانه روند و عیال را بیش از پیش شاد گردانند.» آدم گاهی با خواندن سندهای مكتوب از رفتار و سكنات نیاكان خود در تعجب می ماند كه چطور بعضی از رفتارها بدون تغییری اساسی تا امروز مانده و به ما رسیده. مثل همین «شب یلدا». ما هنوز هم در این شب هندوانه می گیریم، آجیل می خوریم، دور هم می نشینیم، دشمنی ها را دور می ریزیم و بیدارتر می مانیم. حالا شاید مثل قدیم ترها میوه و تنقلات را در سینی مسی میان اتاق نیاوریم و روی زمین نگذاریم و كرسی نباشد كه دوستانه تر گرد هم حلقه بزنیم، اما فراموش نمی كنیم حتماً به خانه بزرگ تری برویم و زیر سقف خانه ای محكم تر از خانه خود طولانی ترین شب سال را شب زنده داری كنیم. پس آرزو می كنیم وقتی چاقو به هندوانه هایتان می زنید صدای ترك خوردن هندوانه را بشنوید و آن را كه به دو نیم كردید از قرمزی چشمانتان برق بزند. منبع:همشهری محله 12 |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
شعري براي شب يلدا
شب یلدا![]() شبی قبل از شب یلدا فری جون مهیا شو بریم بازار میوه به خنده گفت اقدس، ای فری جون شب یلدا شبی باشد گرامی گرامی سنت است و جاودانه بساط عیش و عشرت گسترانند در این شب كودكان و نوجوانان همه شادی كنان در محفلی شاد بساط تخمه و آجیل و میوه تناول می شود با شادی و شوق كتاب فال حافظ نقل مجلس شب یلدا نمی گردد فراموش بگیر این كیسه و این ساك و زنبیل انار و پرتقال و هندوانه سپس شیرینی و نقل و كلوچه برای اینكه بی خود هی نگردی خودم شام شبت كردم مهیا برای اینكه یلدامان شود شاد كنم دعوت من از اهل محله همه تشریف بیارند منزل ما به اقدس گفت: ای اقدس خانم جون نمی دونی شب یلدا رسیده؟ شدم از تیزهوشی تو حیرون برای شادی است و شادكامی كه مردم با همین قصد و بهانه نه فكر خود، به فكر دیگرانند كهنسالان همراه جوانان زپند سالمندان گشته ارشاد كه هر كس قدر وسع خود خریده هر آنكس باشد آنجا، می كند ذوق دهد شادی به ثروتمند و مفلس فری جونم برون كن پنبه از گوش شنیدم وضع جیبت هست تكمیل نخر درهم، جدا كن دانه دانه از این قنادی آن سمت كوچه بخر آجیل را از سهروردی نرو دنبال شام اینجا و آنجا تو كوچه با بلندگو می زنم داد طرفداران همشهری محله كه جشن شام یلدا گشته برپا شعر: حسین وطن پور طرح: ادیك بغوسیان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
تاریخچه شب یلدا
تاریخچه شب یلدا![]() شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به ? هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند. آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند. پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد. فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است: كه ما را ز دین بهی ننگ نیست به گیتی، به از دین هوشنگ نیست همه راه داد است و آیین مهر نظر كردن اندر شمار سپهر آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است. واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود? |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدا در آذربایجان، شیراز و همدان
یلدا در آذربایجان، شیراز وهمدان![]() یلدا در آذربایجان مردم آذری نیز شب چله را دور هم جمع می شوند و بهترین غذاهای سنتی و بومی خوشمزه را برای این شب تدارك می بینند و در این شب چیله قارپوزی یعنی هندوانه چله می خورند و باور دارند كه هندوانه، سوز سرما را از آنها دور می كند. در اردبیل مردم در شب چله، چله بزرگ را قسم می دهند كه زیاد سخت نگیرد و معمولا قورقا یعنی گندم برشته، سبزه، مغزگردو و نخودچی كشمش می خورند. در این روز برای نوعروسان و دخترانی كه به خانه شوهر رفته اند از طرف خانواده داماد و دختر هدایایی همراه با خوردنی های این شب فرستاده می شود. با توجه به طولانی بودن این شب بزرگان خانواده از گذشته ها و داستان ها و ضرب المثل ها سخن می گویند و كوچكترها هم به بازی و شادی می پردازند. ![]() یلدا در شیراز شیرازی ها شب یلدا را به شب زنده داری می پردازند و با گسترانیدن سفره ای كه شباهت به سفره هفت سین دارد از میهمانان خود پذیرایی می كنند و در این سفره علاوه بر میوه های مرسوم یعنی انار، مركبات و هندوانه و همچنین تنقلاتی مثل گردو، نخودچی، حلوای ارده، آجیل، رنگینك، ارده شیره و خرما و انجیر، آینه و قاب عكس حضرت علی(ع) را به همراه چند لاله و شمع زیبا و نگین در سفره می گذارند و اسفند را بر آتش می ریزند تا بویش در خانه بپیچد. شیرازی ها مردم را به دو دسته گرم مزاج و سرد مزاج تقسیم می كنند و لازم است كه در شب یلدا گرم مزاج ها انواع خنكی ها مثل هندوانه را بخورند و سردمزاج ها گرمی هایی مثل خرما، انجیر، ارده شیره و ... تا به اصطلاح، مزاجشان برگردد. فال حافظ هم كه جای خود را دارد. ![]() یلدا در همدان در همدان فرزندان شب یلدا را در خانه پدر و مادر می گذرانند و همه فامیل دور هم جمع می شوند. در این شب آجیل محلی مركب از گردو، بادام، كشمش، سنجد، نخود، مویز، تخمه خربزه و هندوانه را بر روی كرسی ریخته و می خورند؛ البته خوردن هندوانه نیز از ملزومات است. یكی از رسوم قدیمی این شب مهره ریزی است كه تا چند دهه قبل از جمله تفریحات این شب بوده. بر اساس این سنت هر یك از اعضای حاضر در جمع، پیر و جوان و زن و مرد شیئی متعلق به خود را درون كوزه ای كوچك به نام بستوله یا قوزوله كه بر روی كرسی قرار داشت می ریختند بعد یك دختر بچه با چادر توری قرمز كنار كوزه می نشست و دست در كوزه می كرد و شیء را بیرون می آورد و شخصی كه مالك شیء بود، اعلام كرده و بزرگ فامیل دیوان حافظ را برداشته و به نیت آن شخص فال می زد. عامه مردم اعتقاد دارند كه حافظ سرنوشت آنها را طی سال آینده بیان می كند. |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدا در زاهدان
یلدا در زاهدان ![]() مردم استان زاهدان نیز براساس یك سنت دیرینه در شب یلدا در خانه بزرگ قوم خویش گردهم میآیند و به قصههایی كه پدربزرگها و مادر بزرگها برایشان نقل میكنند گوش میدهند. برگزاری جشنها و نشستهای خانوادگی همراهباگروهی از اعتقادات اسطورهای، شبی خاطرهانگیزرابرای خانوادههای زاهدانی بهخصوص كودكان ونوجوانان فراهم میكند. گفتن قصه ، گرفتن فال حافظ ، بازیهای دستهجمعی نظیر گل یا پوچ و بیان لطیفه و خاطره رااز سرگرمیهای شب یلدا در این منطقه عنوان كرد. منبع : ایرنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
شب یلدا در خراسان
شب یلدا در خراسان ![]() شب یلدا در خراسان به " شب چله " معروف و دارای پیشنیه دیرینهای است و مردم دراین شب با شركت در شب نشینیهای طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانیترین شب سال دارند. مردم این منطقه برای استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا كه توان مالی دارند ، در خرید میوههای مخصوص شب یلدا مانند هندوانه ، انار و خربزه كوتاهی نمیكنند. بردن هدیه به خانه عروس با عنوان " شب چلهای " از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب برای دخترانی كه به تازگی نامزد شدهاند،ازسوی خانواده داماد، هدایایی فرستاده میشود و خانوادههای عروس و داماد دور هم جمع میشوند. در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل، خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی ، آجیل و انواع تنقلات، بلندترین شب سال تا پاسی از شب بیدار میمانند. یكی از آیینهای ویژه شب یلدا در استان خراسان جنوبی برگزاری مراسم "كف زدن" است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبك را كه در این دیار به "بیخ" مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام "تغار" میریزند. مردان و جوانان فامیل با دستهای از چوبهای نازك درخت انار به نام "دسته گز" مایع مزبور را آنقدر هم میزنند تا به صورت كف درآید و این كار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور كف كند. كف آماده شده با مخلوط كردن شیره شكر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده میشود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین كردن كفها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن كف به سر و صورت یكدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان میافزایند. منبع : ایرنا
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدا در کرمانشاه
یلدا در کرمانشاه در استان كرمانشاه نیز كه از شهرهای باستانی و كهن ایران زمین است ، شب یلدا از جایگاه ویژهای در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شكوهی همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آیینی كهن در این شب بیدار میمانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردی كنند. میوههایی نیز دراین شب خورده میشود كه به گونهای نمادی از خورشید است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب سرخ و یا لیموی زرد ، قصههایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حكایت حسین كرد شبستری و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی كرمانشاهی در گذشته نقل مجالس شب یلدا در كرمانشاه بود. آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند میرفتند و باتكاندن برفهای زمستان از لباس هایشان در گرمای آرامش بخش كرسی فرو میرفتند. افراد فامیل بر سر یك سفره باهم شام میخوردند و بر روی سفره مخصوص این شب خوردنیهای متنوعی چیده میشد. خوردنیهایی از قبیل آجیل ، راحت الحلقوم، مشكلگشا، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی معروف " نان پنجرهای، كاك و نان برنجی "، و میوههایی چون انار، سیب و هندوانه كه نگین این سفره بود. یكی از آداب زیبایی كه شب یلدا در استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشكلات خود در زندگی قرار میدهند.همچنین دختران دم بخت با این كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبری میگرفتند. منبع : ایرنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدای تهران قدیم
یلدای تهران قدیم یلدای تهران قدیم نیز با میوههای تازه فصل پاییز ، میوههای خشك شده تابستان آجیل مخصوص ، شیرینی و هندوانه به صبح میرسید. تهرانیان قدیم درهمه اعیاد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور میداشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع میشدند. از سنن یلدای تهران ، صرف میوههای تابستانی از جمله هندوانه است كه به دلیل نزدیكی این مراكز كشاورزی با تهران ، میوه هندوانه در خوراكیهای شب یلدای تهرانیان قرار گرفتهاست. آجیل شب یلدا نیز از دیگر مصروفات تهرانیها است كه تركیب آن نشانی از اعتقاد و تجربه اهالی تهران قدیم به خواص گوناگون میوههای خشك شده است كه با عنوان " آخشیج "(تضادها)كاربرد داشته است. ولی تهرانیها شب یلدا را همه ساله جشن میگیرند تا سنتهای زیبای قدیم در لابلای زندگی مدرنیته شهرنشینیشان حفظ شود. منبع : ایرنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدا در استان قزوین
مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگترها میگذرانند. به عقیده بزرگترها آوردن میوههای مختلف خشك و تر و میوههای سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكیهای دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید میدهد. در بعضی مواقع كه مادر بزرگها در آوردن تنقلات تاخیر میكنند كوچكترها شعر "هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره" سر میدهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجیل میكند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهیدودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگلكشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره میزنند. به عقیده مادر بزرگهای قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه كند باران میبارد، اگر پنبههای لحاف بیرون بریزد برف میآید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ میآید. یكی دیگر از آداب و رسوم "شب یلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كلهقند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده میشود. منبع : ایرنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
آیین شب یلدا در استان مركزی
آیین شب یلدا در استان مركزی از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب " چلهبزرگه"، "چله وسطی" و" چلهكوچیكه" برگزار میشده و خویشان و دوستان سفرهای از مهر را میگشودند و از هر دری سخنی میگفتند. یكیازآیینهای ویژه یلدا، در استان مركزی دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بودهاست. در شبهای چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور كرسی چوبی جمع میشدند و به قصههای بزرگترها گوش میدادند. زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شبهای چله در تكاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا میكردند وبرای گذران ساعات خوش در كنار فامیل لحظه شماری میكردند. آنان درسینیهای قدیمی مسی درفضای دودهگرفته آشپزخانههای قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه هندوانه،انگور،تخمه و نخودچی كشمش، و خرما را مهیا میكردند.دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شكر درپای سفره، همگان در كنار هم،از شادیها و غمها، موفقیتها ، اعتقادات، امیدها و بیمهاشان میگفتند. بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ ، سعدی و فردوسی خاطرات و داستانهای كهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل میكردند. در شب یلدا، بزرگترها با كودكان هم بازی میشدند،"پر یا پوچ"دزد بازی و مشاعره از جمله بازیهایی است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزی با مشاركت همه اعضای خانواده رواج داشت. این رسومات تا ۵۰ سال پیش در شهر اراك و سایر مناطق استان مركزی به شكلی فرا گیر وجود داشت اما اكنون به ندرت میتوان چنین جلوههایی را به چشم دی|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدا در آذربایجان
یلدا در آذربایجان ![]() استان آذربایجانشرقی نیز به عنوان یكی از خطههای زرخیز ایران زمین برای زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی برای خود آداب و رسوم ویژهای دارند كه به پارهای از آنان اشاره میشود. اكثر مردم آذربایجان در شب یلدا "چیلله قارپیزی" (هندوانه چله) میخورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمیكنند. در بیشتر شهرها و روستاهای آذربایجان شرقی رسم بر این است كه كسانی كه نامزد هستند در دوران نامزدی در این شب برای نامزدهای خود " خوانچه " طبق میفرستند و اقوام در هر چه بهتربودن این خوانچهها كمك میكنند. محتویات خوانچهها عبارتند از شیرینی ، پرتقال ، سیب ، انار، هندوانه ، آیینه و پارچه كه با پولك و تور تزیین میشود. هنگام غروب ،زنان فامیل هدایایی به رسم یاری به منزل داماد آورده و به جشن و پایكوبی میپردازند. سپس طبقهای آماده را بر سر افرادی كه معین شده قرار داده و روانه خانه عروس میكنند و مادر عروس پس از تحویل طبقها، هدایای مانند پول، شیرینی، جوراب و دستمال به آنها میدهد. فردای این شب مادر دختر تمام طبقها را در اتاق میهمان چیده و از زنان فامیل برای صرف میوه و شیرینی دعوت میكند. همچنین علاوه بر فرستادن سهم چله برای نوعروس، در نخستین سال ازدواج زوج های تبریزی، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را كه شامل هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یك قواره پیراهنی باكفش و چادری روانه منزل آنها میكند. در آذربایجان سابقا كه ارتباطات به این آسانی نبود از اواخر تابستان مقدار زیادی هندوانه و خربزه در تور میگذاشتند و آن را از سقف آشپرخانه آویزان میكردند تادر هوای آزاد خراب نشود و یااینكه در كاه قرار میدادند. هندوانه مهمترین خوراك شب چله مردم آذربایجانشرقی است. اغلب مردم در این شب برنج، مرغ و آش شیر پخته و بعداز شام نیز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه)آجیل،لبو، هویچ، حلوای گردو انواع میوه، خربزه، هندوانه و خشكبارهایی چون انگور، بادام و سنجد میل میكنند. ریشسفید خانواده در حالیكه با چاقو هندوانه را میبرد، میگوید قادا بلامیزی بو گئجه كسدوخ (بلایای خودمان را امروز بریدیم) در تبریز پوستهای میوه و اشغالها را درآب روان ریخته و این رفتار راخوب و خوش یمن میدانند. بعد از خوردن تنقلات و میوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حكایات و داستانهایی از حماسههای ملی این سرزمین نظیر، اصلی و كرم، بایاتی خواندن و ضربالمثل پرداخته و تا پاسی از شب به صحبت و گفت و گو مشغول میشوند. زنان معمولا تا پایان چله كوچك خانه تكانی نمیكنند و اعتقاد دارند اگردر طول این دو چله كسی خانه تكانی كند، چله او را نفرین میكند و اگر چله كسی را نفرین كند به نكبت و بدبختی گرفتار میشود. منبع : ایرنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
خواص آجيل شب يلدا
خواص آجيل شب يلدا![]() ميوه خشك معروف در شب يلدا، ميوههاي خشك يا آلبالو و آلوهايي كه در فريزر نگهداري ميشود، هم در سفره ميگذارند. يكي از اين ميوههاي خشك، انجير است. اين ميوه مغذي و خوش طعم است و داراي ويتامينهاي فراوان، مواد معدني، چربي مفيد و مواد قندي است. ضد سرطان است و خوردن آن باعث افزايش ادرار ميشود. انجير براي افرادي كه قند خونشان پايين است و يك باره احساس ضعف ميكنند، مناسب است، زيرا قند آن به سرعت از روده كوچك جذب ميشود. همچنين ملين بسيار خوبي است. در طب قديم از آن به عنوان گرمي ياد ميكردند و اغلب آن را با بادام يا گردو مصرف ميكنند. مصرف انجير براي از بين بردن بوي بد دهان نيز توصيه شده است. اين ميوه تعرق را زياد كرده و سموم بدن را دفع ميكند و خيسانده آن در شير در موارد سرماخوردگي شديد بسيار مفيد است. آجيل هفت قلم آجيل، بخش چرب و خوشمزه سفره يلدا را تشكيل ميدهد. بادام، پسته، فندق، گردو، نخودچي، كشمش و باسلوق، كمتر كسي را دچار وسوسه نميكند، به خصوص كه در شبهاي سرد زمستان، خوردن آجيل شما را گرم ميكند، در زير به شرح خواص دو قلم از خوراكيهاي موجود در آجيل شب يلدا ميپردازيم: ![]() ميوهاي كه ميخندد: پسته در اروپا بسيار گران است و كمتر شناخته شده است. مغز پسته از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و براي افراد گرم مزاج مناسب نيست، اين ميوه بسيار مقوي است و حاوي ويتامينهاي B1 ، B3 و E و املاح مغذي شامل آهن، پتاسيم، فسفر و كلسيم است. مغز پسته به دليل دارا بودن آهن، خون ساز است و معمولاً به افرادي كه از كمخوني فقر آهن رنج ميبرند، مصرف آن توصيه ميشود. همچنين آن را تقويت كننده نيروي جسمي ميدانند. از ديگر خواص پسته ميتوان به وجود كوآنزيم كيو10 (10Q) اشاره كرد كه نوعي آنتياكسيدان است و در پيشگيري از بيماريهاي قلبي نافع است.از سوي ديگر افرادي كه مبتلا به نارسايي كبد هستند، مبتلايان به نقرس ، ديابت و ناراحتيهاي كليه بايد از خوردن پسته خودداري كنند. ![]() ميوهاي به شكل مغز: مغز گردو داراي پروتئين، قند، آب و چند اسيد آلي، مقدار كمي اسانس و ويتامينهاي A, B, C, D و E است. اين ميوه حاوي اسيدهاي چرب مفيد و املاح معدني نظير كلسيم، پتاسيم، منيزيوم و فسفر است، تا جايي كه در برخي منابع، فسفر آن در رده منابع غني ذكر ميكنند. گردو از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و از آن براي پايين آوردن كلسترول خون و پيشگيري از بيماريهاي ريوي استفاده ميكنند. مصرف اين ميوه از تشكيل سنگ كليه و سنگ كيسه صفرا جلوگيري ميكند. آجيلهاي فريبنده آجيل و خشكبار جز خوراكيهاي سنتي هستند كه مردم عادت كردهاند، به صورت فلهاي خريداري كنند. البته هركس دلايل مخصوصي دارد، بعضي از افراد به نكاتي مثل اين كه «آجيل باز را ميتوان از 50 گرم تا چندين كيلو و به ميزان دلخواه خريداري كرد»، يا «آجيل باز قابل تست كردن است و در ضمن هزينهاي هم براي بستهبندي نميپردازيم» اشاره ميكنند. فروشندگان آجيل و خشكبار هم ميگويند: «مشتريان باهوش، جنس را با دقت ميبينند، آن را ميچشند و بعد خريد ميكنند.» اما بد نيست بدانيد آجيل و خشكبار قابليت آلودگي به قارچي نظير افلاتوكسين را دارند كه واحدهاي صنعتي با توجه به وجود پروانههاي بهداشتي، ضوابط و دستورالعملها ملزم به اندازهگيري قارچ افلاتوكسين بر روي محصولاتشان هستند، اما در محصولات سنتي آجيل و خشكبار، اين اندازهگيريها صورت نگرفته و محصول توليدي قابل رديابي نيست. خودكشي در شب يلدا البته قرار نيست كه شما در شب يلدا كه شب سلامتي نام گرفته، در اثر مصرف بيش از حد خوراكيها يا استفاده از خوراكيهاي آلوده بيمار شويد و طعم بلندترين شب سال را با بيماري و درد تلخ كنيد، در زير توصيههايي آورده شده كه به شما كمك ميكند تا از برخي موارد آزار دهنده پرهيز كنيد: 1 - پوست ميوههايي مثل انار و هندوانه را حتماً به دقت بشوييد، چرا كه خوردن انار آب لمبو و هندوانه در صورتي كه آلوده باشند، هرگز لذت بخش نيست. 2 - اگر در آجيلي كه مي خريد، بادام زميني بدون پوسته قهوهاي و به شكل فلهاي وجود دارد حتماً آن را پاك كنيد و دقت كنيد كه در بين آن دانههاي سياه ريز وجود نداشته باشد. 3 - افرادي كه از بالا بودن تريگليسيريد خون رنج ميبرند، بهتر است از مصرف دانههاي چرب مثل پسته، بادام، گردو و... خودداري كنند. 4 - مصرف آجيل بو داده كه حاوي نمك فراوان است به هيچ وجه به كساني كه فشار خون بالايي دارند يا از مشكلات كليوي رنج ميبرند، توصيه نميشود. 5 - بهتر است در انتخاب آجيل دقت كرده و به عنوان مثال پستههايي كه پوست بسيار زرد براق يا مغز قرمز رنگ شده دارند و يا تخمههايي كه براي پررنگتر شدن از رنگهاي مصنوعي در آنها استفاده كردهاند را خريداري نكنيد. 6 - خوراكيهاي شب يلدا به اندازه كافي متنوع و حجيم هستند، پس توصيه من به شما اين است كه يا شام را حذف كنيد يا شام بسيار سبكي ميل كنيد. 7 - به خاطر داشته باشيد كه آجيل خام تا يك سال قابل نگهداري است، اما بعد از تفت دادن بهتر است هر چه زودتر مصرف شود. |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
سلامتي در شب انار و هندوانه
ما ايرانيها مناسبتهاي جالبي داريم كه در تمام دنيا كمنظير است. برخي از آنها با طبيعت همگرايي خاصي دارند؛ مثل همين «شب يلدا».
شبي كه تا صبح نشده، جوجههايمان را ميشماريم، خانه بزرگ ترهاي فاميل جمع ميشويم و اگر شانس داشته باشيم و هنوز در خانه مادربزرگ كرسي پيدا شود، پاها را زير كرسي دراز ميكنيم، فال حافظ ميگيريم و هزار تا آرزوي رنگي ميكنيم.... . ![]() در اين ميان، خوراكيهاي شب يلدا هم چيزهايي نيستند كه بشود از آنها گذشت! با اينكه در جاهاي مختلف ايران و بنا به خردهفرهنگها و آيينها، از خوراكيهاي گوناگوني در اين شب استفاده ميشود، اما مثل «سبزي پلو با ماهي» مخصوص شب عيد نوروز، شب يلدا هم خوراكيهاي مخصوصي دارد. ميوه و خشكبار، اصليترين خوراكيها در اين زمينه هستند و ميوههايي كه براي شب يلدا خريداري ميشوند، ميوههايي پاييزي و تابستاني، به خصوص انار و هندوانه هستند. بر اساس يك باور قديمي، مردم با اين كار، با ميوههاي تابستاني وداع ميكنند و با خوردن خشكبار گرم به استقبال سرما ميروند و يلدا را جشن ميگيرند تا نشانگر تقابل سرما، ناباروري، پژمردگي و مرگ با گرما، روشنايي، باروري، سبزي و زندگي باشد. يلداهايي به وسعت ايران هر گوشه كشور را كه نگاه كني، برپايي يلدا، سنت مخصوص خودش را دارد هر چند كه شايد بهدرستي معلوم نباشد آداب و رسوم اين شهرها چقدر ماندگار ميماند و اين روزها مردم محلي چقدر اين رسوم را به رسميت ميشناسند! شب يلداي بعضي شهرستانها مثل اصفهان، دامغان و روستاهاي آن، با هندوانه و انار و انگور معني پيدا ميكند، ولي آن را به شكل آونگ مصرف ميكنند و همراه با خشكبار براي پذيرايي مهمانها ميگذراند. در تالش، درشب چله(يلدا)، 40 نوع خوراكي بايد خورد. در اردبيل و آذربايجان، هموطنان آذري، ماستي را كه شبيه پنير درست شده، مي خورند و اعتقاد دارند خوردن ماست بريدهشده در شب يلدا، بدن را در مقابل سوز و سرماي زمستان مقاوم ميكند. در كمره يا خمين، كشمشهاي سبز به بند كشيده شده را ميخورند، كدو حلوايي ميپزند و گندم، برشته ميكنند. در سنندج، كدبانوهاي كرد، چند خربزه را براي شب چله، ترشي مياندازند و در محلات، چيدن سفرهاي با «هفت سين» مرسوم است كه از هفت نوع خوراكي در آن استفاده ميشود كه عبارتند از: سنجد، سيب، سماق، سهپستان، سمنو، سركه و سبزي! اما آنچه در سفره شب يلدا در اكثر شهرها و روستاها باب است، سفرهاي است رنگين كه ميوههايي نظير هندوانه، انار، سيبسرخ، خربزه و به و خشكباري مثل برگه هلو و زردآلو، انجير خشك، سنجد و كشمش در آن وجود دارد. اما آجيل شب يلدا كه گرانترين خوراكي در بلندترين شب سال هم به شمار ميآيد به «آجيل هفتقلم» معروف است كه در آن، پسته، بادام، گردو، نخودچي، انجير، باسلوق و... وجود دارد. شب يلدا، شب سلامتي هر يك از خوراكيهاي شب يلدا، خواص درماني و طبيعي مخصوص دارند، چنانچه جعفر شهري در كتاب «طهران قديم» در رابطه با خواص مواد غذايي كه در اين شب خورده ميشود، آورده است: «مردم معتقد بودند با خوردنيهاي سفره شب يلدا، مثل خوراكيهاي پاي سفره هفتسين طبيعت گرم خود را ميتوانند سرد كنند و طبيعت سرد خود را گرم كنند. به اين صورت كه اگر از گرمي مزاج رنج ميبرند، هندوانه و انار و اگر از سردي ناراحت ميشوند، توت و كشمش و خرما و مثل آن بخورند». البته در علم چيزي به نام سردي و گرمي تاييد نشده است، اما فوايد خوراكيهاي شب يلدا به قدري زياد است كه خوردن هر يك، خواص درماني خاص خود را دارد. در واقع اين ميوهها و خوراكيها، هر يك بار معنايي نمادين با خود همراه دارد. هندوانه كه قاچهاي مدور ميخورد، چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش است يا انار، صندوقچه دانههاي مرواريد سرخ، نماد زايش و سلامتي است. ![]() هندوانههاي به شرط چاقو در سراسر ايران، جايي را نمييابيد كه خوردن هندوانه در شب يلدا، جزء آداب و رسوم آن نباشد، زيرا عدهاي اعتقاد دارند كه اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چله بزرگ و كوچك، يعني زمستاني كه در پيش دارند، سرما و بيماري بر آنها غلبه نخواهد كرد. در حقيقت مصرف هندوانه، به دليل سرشار بودن از انواع ويتامينها و املاح معدني، نياز بدن به اين مواد مغذي را تامين كرده و مايعات هدر رفته را جبران ميكند. وجود مقادير بالايي از آنتياكسيدانهاي مختلف در اين ميوه، آن را ارزشمند ساخته است. ويتامينهاي «A» و «C» و «ليكوپن» از مهم ترين ضداكسيدكنندههاي هندوانه به شمار ميآيند. اين تركيبات با غير فعال كردن راديكالهاي آزاد، از اكسيداسيون كلسترول و تنگشدن ديواره عروق و در نهايت از بروز بيماريهاي قلبي و سكته جلوگيري ميكنند. به علاوه مطالعات نشان ميدهد كه مصرف منظم اين ميوه، از بروز حملات آسم، سرطان كولون و حتي آرتروز ميكاهد؛ حتي هندوانه را درمان بيماري هاي كليه ، نقرس و بواسير هم ميدانند. تخم هندوانه نيز حاوي 30 درصد روغن است كه از نظر خواص شيميايي مانند بادام است و مغز تخم هندوانه هم انگلهاي روده و معده را از بين ميبرد. در نسخ قديمي به خواص پوست سفيد داخل آن اشاره شده است كه براي زخم گلو و دهان بسيار مفيد است. هندوانه از ديدگاه طب قديم سرد و تر است و در گذشته از آن به عنوان تببر نيز استفاده ميكردهاند. اين ميوه عطش را كم ميكند و پوست را مرطوب نگه ميدارد. از نظر ميزان انرژي، ميوه مناسبي براي رژيم لاغري به شمار ميآيد. جالب است بدانيد مردم تالش به جز خوردن هندوانه در شب يلدا، با پوست آن فال هم ميگيرند. براي اين كار، پوست هندوانههاي شب يلدا را ميبرند، آن را چهار قسمت كرده، چهار تكه را در دست گرفته و نيت ميكنند. پس از آن پوستهها را از جلو به پشت سر مياندازند. طبق رسم تالشيها، اگر دو قطعه سبز و دو قطعه سفيد بيفتد، خوب است. يك قطعه سبز و سه قطعه سفيد، باطل است و هر چهار قطعه سبز يعني اينكه «شما خيلي خوششانسايد». ![]() ترش يا شيرين بسياري از مردم معتقدند كه انار، درمانكننده بسياري از بيماريها و دردهاست. اين اعتقاد درستي است، چرا كه انار، بسياري از بيماريها را درمان ميكند. نكته جالب اينكه خواص درماني و حياتي در انار شيرين به مراتب بيشتر و كاملتر است، زيرا انار شيرين، اناري است كه كاملاً رسيده و تركيبات شيميايي آن، كامل شده است و به شكل طبيعي به تكامل مواد مغذي موجود رسيده است. در انار ترش كه مواد قندي آن كمتر است، مواد اسيدي مانند اسيد ماليك و اسيدسيتريك وجود دارد كه در بعضي از افراد ايجاد ناراحتي خواهد كرد. انار براي سلامتي پوست بسيار مفيد است و نكته بسيار مهم اين است كه با مصرف انار، سموم بدن دفع ميشود. پاكسازي سموم از بدن، در ايجاد شادماني و نشاط در افراد بسيار موثر است و كبد كه وظيفه پاكسازي سموم از بدن را دارد، با مصرف انار تقويت ميشود. مصرف انار باعث رفع لكهاي پوستي ميشود و براي رفع خستگي و آرامش اعصاب بسيار كارآمد است. انار در حقيقت يك ميوه نيست، بلكه يك پزشك و درمانكننده بيماريهاي كبد، مسموميتهاي خون، خستگي جسمي و عصبي و بالاخره رفع كننده بيماريهاي عفوني و انگلهاي دستگاه گوارش است. در شيراز و بخشهاي جنوبي كشور، رسم است كه انار شب يلدا را با گلپر ميخورند. گلپر علاوه بر خواص بيشمار باعث افزايش قواي بدني ميشود و تركيب انار و گلپر از سرماخوردگي پيشگيري ميكند|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
در شب چله تفعل به دیوان حافظ را فراموش نکنید .ای حافظ شیرازی ، تو محرم اسراری.نیت !کلیک!
رباعيات مقطعات |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
نتايج نظرسنجي از مردم درباره شب يلدا
نتايج نظرسنجي از مردم درباره شب يلدا![]() مقدمهايرانيان از قديم به داشتن جشن هاي گوناگون و فراوان شهره بوده اند. شب يلدا بلند ترين شب سال و يكي از بزرگترين جشن ايرانيان است كه هنوز زنده و پابرجاست . استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن هايي مانند آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكانشان است . نظرسنجي حاضر، جايگاه شب يلدا را به عنوان يكي از جشن هاي باستاني در ميان مردم نشان مي دهد. کليات تحقيق در اين گزارش با به کارگيري نظرسنجي تلفني و بدست آوردن آمارها، پردازش و تحليل آنها، سعي شده است تصوير نسبتا جامعي از آگاهي و علاقه مردم نسبت به برگزاري جشن شب يلدا و مراسم آن ارائه شود. اين گزارش حاصل جمعآوري نظرات 1130 نفر پاسخگو به پرسشنامه تهيه شده توسط واحد نظرسنجي تلفني مركز مطالعات و تحقيقات رسانه اي موسسه همشهري است. اين افراد به صورت تصادفي و بر اساس مراجعه به فهرست شماره تلفن ها (از 22000000 الي 88999999) انتخاب شدند.
اهداف نظرسنجيهدف كلي اين تحقيق دستيابي به مجموعه اطلاعات و پاسخ هايي است كه ميزان آگاهي مردم از شب يلدا و مراسم آن را بيان مي كند و نشان مي دهد چه تعداد از مردم اين آيين باستاني را گرامي مي دارند. از اهداف ويژه اين تحقيق مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1. ميزان آگاهي مردم از تاريخ و زمان شب يلدا. 2. ميزان شناخت مردم از پيشينه شب يلدا. 3. دستيابي به نظرات مردم در مورد علت برپا داشتن جشن شب يلدا. 4. چه تعداد از مردم شب يلدا را جشن مي گيرند؟ 5. مردم با چه كساني شب يلدا را جشن مي گيرند ؟ 6. مردم چه مراسمي از آيين شب يلدا را بر پا مي دارند؟ 7. از نظر مردم كدام يك از نهادهاي دولتي در برگزاري جشن شب يلدا مشاركت ميكنند؟ 8. مردم تا چه حد شب يلدا و مراسم آن را جدي مي گيرند؟ 9. از نظر مردم چه مشكلاتي براي برگزاري مراسم شب يلدا وجود دارد؟
چكيده:طرح نظرسنجي حاضر،پژوهشي درباره جايگاه شب يلدا در ميان مردم است . يافته هايي از اين طرح به دست آمده كه در اين بخش،به مهمترين قسمت هاي آن پرداخته شده است. 1. 37 درصد پاسخگويان را مردان و 63درصد را زنان تشكيل داده اند .
2. از ميان پاسخگويان 90درصد مي دانستند تاريخ شب يلدا 30 آذر يا اولين شب زمستان است و معادل 10 درصد تاريخ شب يلدا را نمي دانستند.
3. اكثريت پاسخگويان معادل 39 درصد در مقطع ديپلم بودند.
4. از ميان پاسخگويان 51 درصد اعلام كردند جشن شب يلدا از قديم رسم بوده است، معادل 6 درصد معتقد بودند جشن شب يلدا از زمان زرتشت رسم شده است، 42 درصد قدمت شب يلدا را نمي دانستند.
5. از ميان پاسخگويان 62 درصد طولاني ترين شب سال را دليل جشن شب يلدا معرفي كردند و 9 درصد معتقد بودند جشن شب يلدا به دليل ورود به فصل زمستان است. معادل 19 درصد دليل جشن گرفتن شب يلدا را نمي دانستند.
6. از ميان پاسخگويان معادل 86 درصد هر سال شب يلدا را جشن ميگيرند، معادل 2 درصد گاهي اوقات شب يلدا را جشن ميگيرند و معادل 11 درصد شب يلدا را جشن نميگيرند.
7. از ميان پاسخگويان معادل 40 درصد با خانواده و معادل 33 درصد با بزرگترها شب يلدا را جشن ميگيرند.
8. از ميان پاسخگوياني كه يلدا را جشن مي گيرند، معادل 40 درصد از مراسم شب يلدا تهيه و خوردن ميوه ها و آجيل مخصوص اين شب، معادل 4 درصد تعريف كردن خاطره و حكايت، معادل 29 درصد خوردن ميوه، آجيل و تعريف كردن خاطره و حكايت و معادل 16 درصد همه موارد بعلاوه تفال به حافظ را به عنوان مراسم شب يلداي خود معرفي كردند.
9. از ميان پاسخگويان معادل 50 درصد نمي دانستند كدام يك از نهاد هاي دولتي در برگزاري مراسم شب يلدا مشاركت مي كنند. معادل 20 درصد هيچ كدام از نهادهاي دولتي را فعال نمي دانستند. معادل 24 درصد صدا و سيما و معادل 6 درصد شهرداري را در برگزاري مراسم شب يلدا فعال معرفي كردند.
10. از ميان پاسخگويان معادل 54 درصد مخارج بالاي شب يلدا ( گراني ميوه و آجيل) را از مشكلات برگزاري مراسم شب يلدا معرفي كردند و 27 درصد اعتقاد داشتند هيچ مشكلي براي برگزاري مراسم شب يلدا وجود ندارد چون اصل دور هم جمع شدن است و هيچ مشكلي نمي تواند مانع از همنشيني خانواده ها شود.
منبع: همشهري |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
شب یلداتون چطوریه؟
شب یلداتون چطوریه؟
بعضیا سنتیه سنتین!
بعضیا شیرجه میرن تو هندونه؛ بعدشم دل درد و ...
بعضیا همه چیشون امروزی و رنگ و لعاب داره ؛ حتی هندونه هاشون!
بعضیا همه چی براشون یه بازیه؛ فرقی نداره شب یلدا باشه یا ...
بعضیا خیلی با سلیقه اند!
بعضیا میتونن؛ می خرن. گرون و ارزون نداره!
بعضیا نمی تونن، نمی خرن؛ تلویزیون براشون عکسشو نشون می ده!
![]() بعضیا نمی تونن، نمی خرن؛ تلویزیونم ندارن، عکسشو تو ماه می بینن؛
بقیه هم کاری بهشون ندارن؛ خب هرجا می خوان ببینن؛ به ما چه، به تلویزیون چه؛
به همسایه ها چه؛ به ... چه!
بعضیا توی همه روزا، به بهانه همه مناسبتا، به خاطر همه نعمتا، برای همه زیباییا و داشته ها و نداشته ها؛ فقط خدارو شکر می کنن... اصل شب یلدا هم همینه؛ کنار هم باشیم، همدیگرو دوست داشته باشیم، به فکر دیگران باشیم و خدارو شکر کنیم... |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
ريشه ي کريسمس ، از يلداست
ريشه ي کريسمس ، از يلداست![]() شب زايش مهر، ريشه ي کريسمس « شب چله » يا « شب يلدا » جشني است با پيشينه اي به درازاي دست کم هفت هزار سال. اين جشن همچون نوروز, سيزده به در و مهرگان... پس از يورش و شکست ايرانيان از مقدونيان, مغولها و تُرکان ، همچنان پابرجا مانده و هر سال در سَراسَر خانه هاي ايرانيان برپا مي گردد.
واژه ي «يلدا» يک واژه ي سرياني –از گويش هاي آرامي در شمال ميانرودان به معناي زايش و زادروز- است. چرا که اين جشن, جشن زايش و رو به فزوني گذاردن خورشيد/مهر/ميترا است.
دست کم هفت هزار سال پيش نياکان ما, به دانش گاهشُماري دست يافته و دريافته بودند که واپَسين شب آذرماه و نخستين شب زمستان, بُلندترين شب سال است. در بخشي از شاهنامه ي فردوسي مي خوانيم:
از اين بيت مي توان پي برد که، در سرزمين هاي ديگر جز ايران, آغاز فصل ها را نمي دانستند، ولي ايرانيان در آن زمان به اين دانش دست يافته بودند. جشن هاي ماهيانه و اصيل ايراني, جشنهايي هستند که برپايه ي گاهشماري خورشيدي برگزار مي گردند. ![]() مي دانيم که ايرانيان از ديرباز آيين هاي خود را همراه با شادي و روشنايي برگزار مي کردند. آيين هايي که همواره در کانون گرم خانواده برگزار مي شود و به دور از هر گونه کَژرَوي و فِساد است. به همين اَنگيزه است که ايرانيان درازترين شب سال –يعني شب چله- را به همراه خانواده و بيشتر در کنار بزرگ خانواده بيدار نشسته تا سر برآوردن خورشيد و روشنايي را نظاره گر باشند. در اين شب بيدار ماندن و روشن نگه داشتن خانه نماديست از ياري به روشنايي/خورشيد در برابر تاريکي ها و پليدي ها, تا سر برآوردن خورشيد و رسيدن روز.
ايرانيان همواره به صِفَتهايي چون راستگويي, دليري و سَروَري خواهي پُرآوازه بودند. در انديشه ي ايراني اَهريمن سرچشمه ي هر گونه پَليدي و تاريکي و دروغ است. در انديشه ي ايراني دروغ ريختاري ديو گونه به خود مي گيرد و سَرراست برابر با يک ديو شناسانده مي شود.
در مهريَشت اَوستا مي خوانيم: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد.»
در ارديبهشت يَشت آمده است: «دروغ بايد تباه گردد،دروغ بايد سرنگون شود،دروغ بايد نابود گردد و در جهان مادي بايد راستي بر دروغ چيره شود.»
يا براي نمونه داريوش در سَنگ نِبِشتِه يِ خود از خداوند مي خواهد که کشور ايران را از سه چيز يعني «دروغ, خُشکسالي و دُشمن» دور نگه داشته و پاسداري نمايد. يا در سنگ نبشته ي بيستون خود يکي از گناهان بزرگ شورشيان را دروغ گويي ايشان بازمي شناساند.
آيين مهر در زمان سه تِکه شدن آريايي ها و مهاجرت بخشي از آريايي ها به اروپا به همراه آنها به اروپا نيز کشيده شد. در روم باستان نيز ژوليان يکي از پادشاهان رومي به اين دين گرويد. همچنين امپراتوراني چون کومودوس (???-???م.)، سپتيميوس سوروس (???-???)، کاراکالا (???-???) و جوليان پُرآوازه به جوليان مرتد، و نيز بسياري از سربازان و افسران روم، سَخت پيرو اين آيين بودند و در رم، بريتانيا (در پي هجوم روم به سال ?? م.)، و کِنارههاي رود راين، دانوب و فُرات، کِنيسهها و نيايشگاه هاي پُرشماري براي ميترا بر پا داشتند. آنها سالها جشن زادروز مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين تَرسايي(مسيحيت)در اروپا نيز اين شب وَرجاوَندي خود را نِگه داشت و با زادروز حضرت مسيح يگانه گشت.
روز وَرجاوَند اروپاييان يعني سان+دي به معناي روز خورشيد، يا آراستن درخت سَروي با دو رِشته ي نوار سيمين و زَرين به دست ايرانيان در گذشته، و يا نشانه هاي فراوان ديگر, هَمگي نِشان از هُنايش(تاثير گذاري) آيين مهر بر اروپا و غرب دارد و در واقع ريشه ي کريسمس را به جشن شب چله ي ايراني پيوند مي دهد.
سنايي در اين باره مــــــيگـــــــويد: به صاحبدولتي پيونــد اگر نامـي همي جويــي که از يک چاکري عيسي چنان معروف شد يلدا معزي نيز در وصف عيسي ميگويد:
تو جان لطيفي و جهان جسم کثيف است تو شمع فروزنـده و گيتــي شب يلــدا
سيف اسفرنگي تأکيد ميورزد که يلدا شهرت و آواز? خود را از نام مسيح دارد:
سخنم بلندنام از سخن تو گشت و شايـد که درازنامي از نام مسيح يافت يلـــــدا
برگرفته شده از تارنگار – با تلخيص - نويسنده کوروش محسني
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
یلدای مهر و عشق
یلدای مهر و عشق ![]() پاییز آخرین رمقش می دهد زدست
امشب، شب تولد فصلی دگر بُوَد نوروز دیگری است یلدا رسد ز راه آغاز فصل سرد زمستان و باد و برف دراین هوای سرد،گرم است خانه ها جمعند دورهم،دلها قرین مهر درپیش روی ما، ظرفی پر از انار آن سوی، هندوانه و آجیل و توت خشك دیوان خواجه باز، دلها پر از نیاز فالی و شعروشور، یلدا پراز غرور پاییز سفر به خیر زمستان خوش آمدی «جاوید» باد سُنّت نیكوی این دیار نوروز ِفصل سرد یلدای مهر و عشق |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
افسانه ها،شیرین ترین خاطرات شب یلدا
افسانه ها،شیرین ترین خاطرات شب یلدا صدای پای «یلدا» می آید.فرزندان و نواده ها برای دیدار بزرگان خانواده بی قرارند. ![]() صدای پای «یلدا» آرام آرام به گوش می رسد، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها خانه را برای استقبال از فرزندان می آرایند و فرزندان و نواده ها نیز از آن سوی برای دیدار بزرگان خانواده بی قرارند. مغازه های آجیل و میوه فروشی جنب و جوشی خاص دارد. هندوانه و انار است كه روی دست می برند و سینی های مملو از هدایا كه بنا به سنت كهن «شب چله ای» برای نوعروسان فرستاده می شود. یلدا همواره در ایران پاسداشته شده است. با این كه امروزه تعدادی از مولفه های ویژه این رسم كهن چون گرد كرسی نشستن و شاهنامه خواندن رو به فراموشی گذارده اما هنوز هر ایرانی می كوشد بارقه هی اصلی این آیین را حفظ كند. امشب شب یلدا است و «حافظ» میهمان تمام خانه های ایرانی. شان نزول یلدا دی ماه، در ایران كهن، چهار جشن، در بر داشت. نخستین روز دی ماه و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، سه روزی كه نام ماه و نام روز یكی بود. بنا بر گاه شماری كهن هر یك از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. در هر ماه روزی را كه نام روز با نام ماه یكی باشد، جشن می گیرند، و در این سی روز ماه، سه روز آن «دی» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن می گرفتند.امروز از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سال. واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید (مهر، میترا) و رومیان آن را «ناتالیس انویكتوس» یعنی روز «تولد مهر شكست ناپذیر» نامند. زایش خورشید و آغاز دی را، آیین ها و فرهنگ های بسیاری از سرزمین های كهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزی كه خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافت و روزی مقدس برای مهرپرستان بود. در لغت نامه دهخدا درباره این سنت كهن چنین آمده است: «یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی» و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می كرده اند، از این رو، بدین نام نامیده اند. باید توجه داشت كه جشن میلاد مسیح كه در 25 دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق، در اصل جشن ظهور میترا بوده كه مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند.یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است كه درازترین شب های سال است، و در آن شب، یا نزدیك بدان، آفتاب به برج جدی تحویل می كند و قدما آن را سخت شوم و نامبارك می انگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام می شود، شاعران زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه كنند و از شعرهای برخی از شاعران مانند سنائی، معزی، خاقانی و سیف اسفرنگی، رابطه بین مسیح و یلدا ادراك می شود. یلدا برابر با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست و یكم دسامبر فرانسوی است.» آیین و جشن شب یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین كهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانوارها برگزار می شود. یلدا را همچنین می توان جشن و گردهمایی خانوادگی دانست. در شب یلدا خویشاوندان نزدیك در خانه بزرگ خانواده گرد می آیند. به بیانی دیگر، در سرمای آغازین زمستان، دور كرسی نشستن و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش كردن از ویژگی های شب یلدا است. برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیك محدود می شود. در كتاب ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه كه آن را خرم روز نامند، در دستگاه حكومتی و پادشاهی یاد می كند. نامی از شب یلدا در میان نیست كه می توان دلیل آن را خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن جشن یلدا دانست. خوراكی های یلدا ![]() برای شب یلدا، خوراك ویژه ای نمی شناسیم و تهیه شام بستگی به وضع اقتصادی و روند تغذیه خانواده دارد. خوردنی های ویژه شب یلدا، میوه های فصل تابستان چون، خربزه، هندوانه، انگور، انار، سیب، خیار، به و مانند آن است. میوه هایی كه می بایستی در این شب تمامی آنها (به جز سیب و به) خورده شود و چیزی برای فردا، یعنی فردای زمستان باقی نماند. میوه هایی را كه شب یلدا بر آن می گذشت، نمی خوردند. آجیل و شب چره، كه شامل دانه هایی چون گندم و نخود برشته، تخمه هندوانه و كدو، بادام، پسته، فندق، كشمش، انجیر و توت خشك است، در بسیاری از شب نشینی ها، مهمانی ها و گردش ها فراموش نمی شد. ولی در شب یلدا می بایست و می باید بر سر سفره باشد. فال حافظ و شاهنامه خوانی یكی دیگر از رسم های شب یلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا و نیز در «تیرماه سیزه شو» (جشن تیرگان در مازندران) _ در سده های اخیر به رسم های شب یلدا افزوده شده است. شاهنامه خوانی و قصه گویی پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسی برای كوچكترها نیز از آیین های یلدا است كه خاطرات شیرینی برای بزرگسالی آنها فراهم می آورد.جعفر شهری در «طهران قدیم» می نویسد: «زمستان دو چله به اسم چله بزرگه و چله كوچكه داشت كه چله بزرگه از اول دی تا دهم بهمن بود كه زمین نفس دزده كشیده، تك (حدّت) سرما می شكست و از آن به بعد، تا آخر بهمن كه چله كوچك بوده می گفتند كاری كه چله بزرگه نكرده چله كوچكه می كند و چله كوچكه گفته اگر پشتم به بهار نبود بچه را در قنداق خشك می كردم و تقریبا به همین صورت هم بود و هرگز سرمای چله بزرگه به پای سرمای چله كوچكه نمی رسید و با تمام شدن چله كوچكه هم بود كه فقرا می گفتند زمستان تمام شد و روسیاهی به ذغال ماند و غم سرما و عدم استطاعت تهیه خاكه ذغال را فراموش می كردند كه پشتش به بهار می باشد. و شب اول چله بزرگه یا شب یلدا كه «بلندترین شب سال» بود هر دسته از خویش و اقارب و همسایه شب نشینی گرفته در آن بساط سور و سات از آجیل و شیرینی و میوه و مخصوصا هندوانه و انار و خربزه فراهم كرده، دور هم جمع شده به خوشگذرانی و شب زنده داری و گرفتن فال حافظ می پرداختند، و در این شب بود كه می گفتند با خوردنی های سفره شب یلدا، مثل خوراكی های پای سفره هفت سین طبیعت گرم را می توانند سرد و طبیعت سرد خود را گرم بكنند. به این صورت كه اگر از گرمی مزاج رنج می برند هندوانه و انار و اگر از سردی ناراحت می شوند توت و كشمش و خرما و مثل آن بخورند و تا سحر آن كه گفت و شنید و بگو و بخند می كردند. بگو و بخند و دور هم جمع شدنی كه مربوط به شب یلدا و مثل آن نبوده، از هر فرصت و بهانه برای به وجود آوردن آن استفاده می كردند. بعد از آن اهمن و بهمن و پس از آن سرما پیر زن بود كه سه دهه اسفند را در بر می گرفت. اهمن و بهمن كه دو برادر زمستان بودند و می گفتند «اهمن و بهمن، عهده همه با من» یعنی هر كاری كه زمستان و چله های آن نكرده اند ما كرده و تلافی همه را ما در می آوریم، و سرما پیر زن هم آن بود كه می گفتند در زمان حضرت رسول (ص) پیر زنی شتری داشت كه مست شده بود و نزد حضرت شكایت می برد كه زمستان تمام شد و شتر من مست، یعنی فهل گیر یا فهل ده نشده است و حضرت دعا فرموده ده روز به زمستان اضافه شده سرمای آن برگشت می كند، و سرمای دیگری هم به مدت ده روز از اول نوروز تا دهم آن بود كه آن را هم سرما گل سرخ می گفتند.» آیین های مخصوصی قوم های ایرانی در یلدا به دلیل پهناوری ایران و رواج خرده فرهنگ های گونه گون در این گستره پهناور گاهی به آدابی بر می خوریم كه فقط ویژه یك منطقه خاصند. مثلا در گیلان «آوكونوس» میوه ای است كه حتما در شب چله مصرف می شود و روش تهیه آن هم به این شرح است كه در فصل پاییز ازگیل خام (چند روز مانده به ریختن و رسیدن كامل) را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می كنند و كمی نمك هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند.ازگیل سفت و خام، پس از مدتی، پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوكونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده پیدا می شود و هر وقت هوس كنند ازگیل تر و تازه و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمك در سینه كش آفتاب می خورند. در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» می نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلی هستند كه اشعار و موسیقی آنها برگرفته از موسیقی مردمی است، آنها در حین اجرای برنامه، داستان می خوانند، فی البداهه شعر می سرایند و ساز می زنند. قصه هایی كه عاشیق ها در شب یلدا می گویند ریشه در افسانه های كهن ایرانی دارد. قصه های قهرمانی مثل «كوراوغلو» و قصه های مهر و محبت شبیه «قربانی و پری» از قصه های مشهور عاشیق هاست. در لرستان مردم در شب چله «گندم شیره» می خورند كه گندمی است كه در شیره می خیسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط می كنند سپس آن را روی ساج برشته می كنند و همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سیاه دانه و كنجد مخلوط می كنند و می خورند. یكی دیگر از رسوم زیبای لرها به این شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان، شب یلدا بر پشت بام خانه ها می رفتند و كیسه ای را به همراه طنابی از سوراخ دودكش خانه ها به داخل خانه آویزان می كرده اند و شعری محلی می خواندند با این مضمون كه صاحب خانه، انشاالله خیر به خانه ات ببارد و كدخدای خانه ات نمیرد چیزی بده این پسر كوچك بیاورد. صاحبخانه از تنقلاتی كه برای شب چله تدارك دیده بود، داخل كیسه می گذاشت و گاهی پیش آمده كه صاحبخانه برای مزاح، دختر خردسال كوچكش را در كیسه گذاشته و آن پسر كیسه را كشیده بالا و این آشنایی در خیلی از موارد باعث ازدواج در بزرگسالی می شده است. از این گونه آیین های خاص در برگزاری یلدا فراوان می توان شمرد، ایران كشوری با فرهنگی غنی است كه مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای كه در آن زیست می كنند هر یك برای برگزاری سنت های كهن آداب خاص خود را دارند منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 30 آذر1386 ساعت
تقارن عيد سعيد قربان و شب يلدا
یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود ، با اولین شب پاییز آمده بود و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر سر آسمان می کشید
یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت و لا به لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت آتش که می دانی، همان عشق است راستی فردا که خورشید را دیدی به یاد بیاور که او دختر یلداست و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت و امسال اين شب همزمان با و چه زیباست
« فرارسيدن عيد سعيد قربان و بلندترين شب سال را به تمامي مسلمانان جهان تبريك عرض مينماييم » |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در پنجشنبه 29 آذر1386 ساعت
|