![]() حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 آرشيو موضوعي
شب یلدا
مطالب و داستان هاي مفيد و آموزنده عكس هاي جور واجور هر چی بخوای اینجا هست شعر كسب درآمد اينترنتي براي صاحبان سايت ها و وبلاگ ها كسب درآمد اينترنتي براي كاربران اينترنت جواب سؤالات مسابقات تبيان و ديگر مسابقات بهداشت و پزشكي و سلامت ورزشي اجتماعي ايران شناسي ويژه نامه هاي مناسبت هاي مذهبي مشاهير ايران كامپيوتر و ICT دانش و فن آوري نجوم هوا فضا فیلم و سریال گیاهان دارویی تغذیه دانلود نرم افزارهاي مديريت تلفن همراه دانلود نرم افزارهاي بهينه كننده ويندوز دانلود نرم افزارهاي ابزار فيلم دانلود نرم افزارهاي كاربردي دانلود نرم افزارهاي ابزار سيستم دانلود نرم افزارهاي محافظ صفحه نمايش اخبار فناوری خاندان نور خانه و خانواده دانلود نقشه شهر ها و کشور ها و قاره ها دانلود نرم افزارهای ابزار تلفن و فکس دین و اندیشه دانلود نرم افزارهای کار با متن دانلود نرم افزارهای مالتی مدیا دانلود برنامه های نصبی تلفن همراه دانلود نرم افزارهای آموزشی دانلود نرم افزارهای مرتبط با اینترنت دانلود نرم افزارهای بازیابی اطلاعات و نگهداری هارد دانلود نرم افزارهای گرافیکی دانلود بازی جانور شناسی دانستنيها جامعه وسیاست معرفی سایت ها ادب و هنر مطالب خواندنی ویژه بانوان مطالب خواندنی ویژه آقایان جستجو
پيوندها
مو قشنگ
نسيم كوير سايت تبيان آپلود عكس در اينترنت توپولي شکار و طبیعت تبيان تبريز تبيان زنجان درسهایی از قرآن قالبهاي حرفه اي براي وبلاگها و سايتهاي ايراني RSS
|
ستاره سهیل
حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک گزارش تصويري از آبشار هاي شوشتر
گزارش تصويري از آبشار هاي شوشترمجموعه آبشارهاي شوشتر تنها سازه هاي آبي- باستاني موجود در ايران است كه از زمان ساسانيان برجاي مانده است و آنها دراين مجموعه روشهاي باستاني ويژه اي براي بردن آب رودخانه كارون به همه جاي شهر شوشتر و حتي به شهرهاي ديگر به كار برده اند.
منبع:سایت تبیان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت
روایتی تاریخی درباره خلیج فارس ایرانیان
روایتی تاریخی درباره خلیج فارس ایرانیان مقدمات ساخت «راه آبی ابریشم» آغاز میشود بزرگنیا روایتی تاریخی درباره خلیج فارس ایرانیان را به سینما میآورد محمد بزرگنیا سازندهی فیلمها «كشتی آنجلیكا»، «جنگ نفتكشها» كه چند ماه قبل پروانهی ساخت فیلمسینمایی «راه آبی ابریشم» را دریافت كرده است، اولین پروژهی تاریخ سینمای ایران را دربارهی سابقهی تاریخی خلیج فارس مقابل دوربین میبرد. این فیلم یكی از پروژههایی است كه هنوز پیشتولید آن آغاز نشده است، اما قرار است تا اوایل ماه آینده پیشتولید آن آغاز و با توجه به مناسب بودن فصل زمستان برای فیلمبرداری در جنوب، این فیلم زمستان سال جاری مقابل دوربین برود. در بخش ابتدای این فیلمنامه به نقل از اصطخری نویسندهی كتاب «مسالكالممالك» در قرن چهارم هجری قمری چنین آمده است: «دریای پارس، خلیجی باشد از دریای محیط در چین و حدود واق واق (سوماترا) و به هندوستان رسد، و آن را به پارس و كرمان بازخوانند، به حكم آنكه هیچ ولایت از این آبادانتر بر این دریا نیست، و به روزگار گذشته پادشاهان پارس بزرگتر و قویتر بودند، و هم در این روزگار مردمان پارس به هرجایی مستولیاند، از كرانههای این دریا.» محمد بزرگنیا فیلمنامهی این فیلم را خود به نگارش درآورده است كه قصهی آن در هزار سال پیش و در اوج تاریخ دریانوردی ایرانیان اتفاق میافتد و راجع به سابقهی تاریخی خلیجفارس میباشد. «راه آبی ابریشم» داستان یك ناخدای ایرانی است كه تصمیم میگیرد برای اولینبار مالالتجاره با ارزشی را باعبور از میانهی اقیانوس هند به چین برساند و در این سفر كه از خلیج فارس آغاز میشود، اتفاقات مختلفی برای آنان میافتد. كار انتخاب محلهای فیلمبرداری در داخل و خارج از ایران و محل نصب دكورها در سواحل خلیجفارس انجام شده است. این فیلم به تهیهكنندگی حسن بشكوفه و سرمایهگذاری بنیاد سینمایی فارابی ساخته میشود. منبع : ایسنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 ساعت
كاريز ، ميراث بزرگ تمدن ايرانيان
كاريز ، ميراث بزرگ تمدن ايرانيان در طول تاريخ و قرون گذشته از اقوام مختلف آثار زيادى برجاى مانده است كه از آن جمله مى توان به اهرام ثلاثه و مجسمه ابوالهول در مصر، مجسمه بودا در افغانستان، عمارت تاج محل در هند و آثار دوران هخامنشيان و ساسانيان در تخت جمشيد و طاق بستان اشاره كرد. در اين ميان آثارى نظير سد مخزنى فريمان، بند گلستان مشهد، اثر تاريخى سد عباس آباد بهشهر و قنات قصبه شهر گناباد نشان از سخت كوشى جامعه و تمدن ايرانى دارد كه با تلاش فراوان و ابتكار، كارهاى بزرگ و خارق العاده براى رونق اقتصادى و رفع نيازهاى منطقه خود در دوران گذشته بوده است. قنات كاريز در جزيره كيش هم با قدمت 2 هزار و 500 ساله كه امروزه با تلاش كارگران به شهر زيرزمينى تبديل شده به عنوان يكى از شگفت انگيزترين شاهكارهاى بشر در نوع خود بى نظير است.كاريز يا همان شهر زيرزمينى واقع در سواحل شمالى كيش در وسعت 16 هزار متر مربع در محل اتصال 3 رشته قنات قديمى قرار دارد كه طول اين 3 رشته قنات به 15 كيلومتر مى رسد. در گذشته هاى دور بويژه در قرون پنجم و ششم هجرى كه جزيره كيش مركز تجارت خليج فارس و درياى عمان بوده با 274 حلقه چاه از اين قنات ها آب مى كشيدند و ساكنان جزيره و ساحل نشينان جنوب خليج فارس با نوشيدن آن سيراب مى شدند.در چند سال گذشته در عمق 17 مترى زمين زيرلايه اى 7 مترى از سنگواره هاى مرجانى و لايه اى 10 مترى از خاك مرجانى بدون استفاده از وسايل مدرن و تنها با تيشه و كلنگ و با دست حفر و دهليزها و تالارهاى متعدد در آن تعبيه شده است. براساس آزمايش كارشناسانه متوليان امر روى فسيل هايى كه از سقف مرجانى تونل اين قنات به دست آمده نشان مى دهد اين سقف بين 110 تا 570 ميليون سال قدمت دارد.سقف مرجانى كاريز به شكل طبيعى خود حفظ شده و اگر با دقت به اين فسيل ها نگاه كنيد لاك پشتى را مى بينيد كه از آن زمان خود را براى امروز ما جاودانه كرده است. منصور حاجى حسينى، سرمايه گذار طرح احياى كاريز كيش مى گويد: علاقه مندان و هنرمندان در اين طرح براى ثبت آثار هنرى خود در آبراه هاى كاريز كيش دعوت شده اند.او معتقد است: قرار گرفتن كاريز در دل جزيره مرجانى و امكان بازديد از صدف ها و مرجان هايى كه در اعماق اقيانوس ها قرار دارند مى تواند اين بخش جزيره كيش را به يكى از ابنيه هاى منحصر به فرد دنيا تبديل كند. وى در سال 1377 پس از بازديد از جزيره كيش، مجذوب اين جزيره شد و سپس براى سرمايه گذارى در اين زمينه طرح هاى خود را ارائه داد. او پس از مذاكره با سازمان منطقه آزاد كيش براى بازسازى كاريز اعلام آمادگى كرد و از سال 1378 كار را آغاز نمود. مجموعه اى كه در تالارهاى كاريز اجرا مى شود شامل موزه، آمفى تئاتر، بازارچه صنايع دستى، رستوران، كافى شاپ و چايخانه سنتى است. سرمايه گذار اين طرح قصد دارد در طرح توسعه كاريز در سطح زمين و روى شهر زيرزمينى مجموعه تفريحى بزرگى شامل سينما، ساختمان هاى ادارى، پاركينگ، پاويون و 2 قلعه شبيه قلعه هاى باستانى با بخش هايى مانند رستوران، فروشگاه، سايت بازى كودكان و سوئيت هاى اقامتى بسازد.به گفته وى، انجام اين طرح در 3 فاز تعريف شده است كه در حال حاضر فاز اول، ساخت فضاهاى تفريحى و فرهنگى در آن در حال انجام است. در مجموعه طبيعى، تاريخى، فرهنگى و تفريحى شهر زيرزمينى كيش (كاريز) كه مهمترين بخش آن تونل شاهنامه در حال ساخت است گردشگران مى توانند سوار بر قايق هاى كوچك بر آب جارى قنات به حركت درآمده و در هر پيچ تونل با يكى از صحنه هاى شاهنامه و هفت خوان رستم آشنا شوند. به گفته كارشناسان، جريان داشتن آب در كانال هاى شهر كاريز به ميزان بارندگى در كيش بستگى دارد و هواى اين شهر در زيرزمين بسيار خنك است.از طرف ديگر مسئولان سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى در گذشته پيشنهادهايى ارائه دادند تا مسير قنات كاريز به شهر باستانى جزيره كيش ادامه پيدا كند. حاج حسينى مى افزايد: كار مطالعاتى اتصال شهر كاريز به شهر باستانى جزيره به طول 700 متر به پايان رسيده و در آينده ادامه توسعه اين قنات زيرزمينى به جزيره انجام خواهد شد.
منبع:ايرنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 17 فروردین1387 ساعت
تقویم هجری شمسی: اوج درایت فرهنگی ما
تقویم هجری شمسی: اوج درایت فرهنگی ما
![]() شاید بتوان گفت آنچه كه ملت ایران در باب عید نوروز انجام داده است، یكی از زیباترین و شایسته ترین كارهایی است كه می شود با یك مراسم تاریخی و سنّتی انجام داد. ابتدای سال شمسی ما ایرانیها، - یعنی اوّل بهار - عید نوروز است، و مبدأ آن هجرت پیامبر. یعنی هم سال شمسی را حفظ کرده ایم و هم مبدأ آن را هجرت پیامبر قرار داده ایم! و این ترکیبی بسیار زیبا و حیرت انگیز از فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی است! بسیاری از کشورها بعد از مسلمان شدن، فرهنگ بومی خود را کاملا از دست دادند، ولی ما با هوشمندی تمام نه تنها زبان خود را حفظ کردیم بلکه بهترین کتابها در زمنیه ی قواعد صرف و نحو عربی را نوشتیم. بزرگترین نحویون زبان عربی ایرانی بوده اند! درباره ی دیگر عناصر فرهنگی مان هم با هوش و درایت، ترکیبی زیبا و هوشمندانه از دو فرهنگ تولید کرده ایم. اوّلاً ملت ایران افتخار دارد كه سال شمسی او سال هجری است؛ یعنی همچنان كه سال قمری ما از مبدأ هجرت خاتم الانبیاء علیه و علی آله الصّلاه والسّلام است، سال شمسی ما هم از مبدأ هجرت است. بقیه ملتهای مسلمان برای سال شمسی خود، از سال میلادی استفاده می كنند؛ ولی ما ایرانی ها، هجرت نبیّ اكرم را، هم مبدأ سال قمری قرار دادیم، هم مبدأ سال شمسی. در ضمن، ابتدای سال را اوّل فصل بهار انتخاب كرده ایم، در حالی كه مسیحیان، اوایل زمستان را اوّل سال قرار می دهند! البته فرق آنها با ما این است كه ولادت حضرت مسیح، تاریخ مشخّصی ندارد و یك مطلب حدسی است؛ در حالی كه هجرت نبیّ مكرّم اسلام، از نظر تاریخی كاملاً دقیق و مشخّص است. به هر حال ما اوّل بهار را ابتدای سال خودمان قرار داده ایم كه این هم یك ذوق و سلیقه ایرانی است. اوّل بهار، اوّل رویش طبیعت، اوّل بیداری باغ و راغ و بوستان و اوّل بالندگی همه موجودات زنده است. این بهتر از زمستان است كه وقت مردن و انجماد طبیعت و گیاه و نباتات است.
نوروز، یعنی روز نو. در روایات ما - بخصوص همان روایت معروف »معلّی بن خنیس(1)» - به این نكته توجّه شده است. معلّی بن خنیس در كنار امام صادق علیه الصّلاه والسّلام زندگی خود را گذرانده و بعد هم به شهادت رسیده است. معلّی بن خنیس - با این خصوصیات - خدمت حضرت می رود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است - در تعبیرات عربی، «نوروز» را تعریب می كنند و «نیروز» می گویند. حضرت به او می فرمایند : «أتدری ماالنیروز؟» آیا می دانی نوروز چیست؟ خود حضرت مثال می زنند و می فرمایند: آن روزی كه جناب آدم و حوّا، پا بر روی زمین گذاشتند، نوروز بود؛ روزی كه حضرت نوح - بعد از توفان عالمگیر - كشتی خود را به ساحل نجات رساند، «نوروز» بوده است؛ روزی كه قرآن بر پیغمبر نازل شد، و روزی هم كه امیرالمؤمنین علیه السّلام به ولایت انتخاب شد، نوروز بوده است. «یا مقلّب القلوب والابصار. یا مدبّراللیل والنّهار. یا محوّل الحول والاحوال. حوّل حالنا الی احسن الحال» پی نوشتها: 1). بحارالانوار، ج 95، ص 29
منبع با تلخیص و تصحیح: روزنامه كیهان، شماره 18760 |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت
تصاویری از طبیعت زیبای کردستان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت
كردستان سرزمين زيبايى ها
كردستان سرزمين زيبايى هااستان پرجاذبه كردستان از شمال به استان هاى آذربايجان غربى و زنجان و از جنوب به استان كرمانشاه و از شرق به استان همدان محدود است. آب و هواى استان در ناحيه شمالى آب و هواى نسبتاً سرد و در نواحى جنوبى معتدل كوهستانى است و داراى فلات هاى مرتفع و خشك و دشت هاى حاصلخيز مانند دشت مريوان، دشت اوباتو، دشت ئيلاق يا دهگلان، دشت قروه و دشت كامياران است. رودهاى استان با توجه به وضع طبيعى و توپوگرافى منطقه داراى مشخصات خاصى هستند. كوه هاى كردستان قسمتى از كوه هاى غرب ايران را تشكيل داده اند و مهم ترين آنها عبارتند از: برانان در شرق چهل چشمه (چهل چمه) به ارتفاع 3120 متر در غرب ديواندره، كوه عوالان به ارتفاع 2665 متر در ميان گاورود و كامياران، قره داغ به ارتفاع 3120 متر در شمال بيجار، گوژه به ارتفاع 2666 متر در بين دهگلان و سنندج، كوه آبيدر به ارتفاع 2555 متر در سنندج وكوه بزرگ شاهو به ارتفاع 3325 متر كه بلندترين كوهستان استان است. استان كردستان به سبب پيشينه تاريخى خود كه در اعماق ايران زمين ريشه دوانده و نيز به علت گستره زيباى جغرافيايى همانند نگينى در پهناى ايران زمين مى درخشد و حائز جاذبه هاى تاريخى، فرهنگى و طبيعى است. استانى با جاذبه هاى خاصاستان كردستان داراى جاذبه هاى گردشگرى مهمى مانند مسجد دارالاحسان، عمارت آصف الديوان متعلق به دوران صفويه، بقعه باباگرگر در شهرستان قروه و آثار متعدد ديگر مانند درياچه طبيعى زريوار شهرستان مريوان، سد شهيد كاظمى سقز، سد وحدت (قشلاق) و رودخانه قزل اوزن كه از كوه هاى چهل چشمه سرچشمه مى گيرد، است. رودخانه قشلاق، رودخانه سيروان، چشمه باباگرگر در 18 كيلومترى شمال شهر قروه و چشمه گواز در 50 كيلومترى شمال غربى كامياران از ديگر جاذبه هاى گردشگرى استان كردستان است. زيبايى هاى استان كردستان هر ساله با آغاز فصل بهار شكوهى ديدنى به استان مى بخشند و مسافران نوروزى را از اقصى نقاط كشور به خود جذب مى كنند. كردستان،ميزبان گردشگران نوروزى مسئولان سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كردستان به عنوان متوليان بخش گردشگرى هر ساله با نزديك شدن به فصل بهار و آغاز مسافرت هاى نوروزى تدابير خاصى را به منظور جذب گردشگر مى انديشند. على فعله گرى سرپرست سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كردستان در اين باره مى گويد: امسال با هدف معرفى جاذبه ها و توانايى هاى توريستى استان كردستان نمايشگاهى با عنوان سفر و جهانگردى با كمك مؤسسات توريستى و اماكن اقامتى استان داير شد. به گفته وى، نمايشگاه سفر و جهانگردى كه اخيراً در محل دايمى نمايشگاه هاى صنايع دستى كردستان در خيابان پاسداران شهر سنندج پذيراى بازديدكنندگان و علاقه مندان بود. وى هدف از برپايى اين نمايشگاه را بالابردن سطح آگاهى مردم در زمينه سفر و گردشگرى، نهادينه كردن امر گردشگرى و شناساندن پتانسيل هاى گردشگرى استان كردستان به مسافران و مردم عنوان كرد. به گفته وى در اين نمايشگاه شركت هاى گردشگرى اطلاعات و نقشه هاى راهنما را به منظور آشنايى مردم با تورهاى مسافرتى در معرض ديد آنان قرار دادند. وى همچنين از بازسازى خانه كرد سنندج براى پذيرايى از ميهمانان نوروزى خبر داده و مى گويد: در راستاى اجراى اين طرح 25 عدد از مجسمه هاى نمونه موزه مردم شناسى سنندج (خانه كرد) مرمت و بازسازى شد. به گفته وى، مجسمه هاى نمونه قبلى كه نمايانگر تعدادى از مشاغل و سنت هاى شهرى و روستايى است از جنس فايبرگلاس ساخته شده و از فرهنگ مناطق مختلف استان الگوبردارى شده است. فعله گرى در ادامه از حمايت استاندارى كردستان از بخش گردشگرى خبر داد و مى گويد: با حمايت هاى استاندارى كردستان بسيارى از مصوبات سفر رياست محترم جمهورى به استان كردستان در گردشگرى يا تحقق يافته است يا در مرحله اجراست. وى با بيان اينكه پارسال بيش از 700 هزار گردشگر داخلى و خارجى از استان كردستان ديدن كرده اند، مى گويد: استان كردستان امسال نيز آماده پذيرايى از ميهمانان نوروزى است.
منبع:ايران |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت
بناهای تاریخی آذربایجان شرقی
بناهای تاریخی آذربایجان شرقیخانه مشروطیت:خانه کوزه کنانی ها که بعدها برای زنده نگهداری خاطرات نهفته در آن « خانه مشروطیت» نامیده شد. در سال 1247 شمسی توسط حاج مهدی کوزه کنانی ( ابوالمله ) بنا نهاده شد. به سبب موقعیت ویژه این خانه در جوار بازار قدیمی تبریز و مرکز بافت قدیم شهر و شور و علاقه بانی آن به نهضت مشروطه، این خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبدیل گشته و تصمیمات بسیار مهمی در آن اتخاذ شده است. غیر از بار عظیم تاریخی، خانه مشروطیت از ویژگی های معماری ایرانی نیز بهره ها دارد و به همین لحاظ در سال 1354 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده. این خانه در محله قدیمی راسته کوچه تبریز واقع شده و هم اینک به عنوان مرکز اداری میراث فرهنگی استان از آن استفاده می شود و تعمیرات آن به طور مستمر ادامه دارد. عمارت شهرداری تبریز:عمارت شهرداری تبریز در سال 1314 شمسی در محل گورستان متروک و مخروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون زنگ هایش هر 15 دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند . نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده ونقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد. این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است. عمارت ایل گلی:شاه گلی ( استخر شاه ) سابق و ایل گلی ( استخر مردم ) فعلی از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز، بر دامنه تپه ای واقع شده است . ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن 54675 متر مربع می باشد. در جنوب آن تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم، درختان کهنسالی سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید. تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد. نادر میرزای قاجار می نویسد: « این آبگیر در اوایل حکومت قاجار، ملک یک سلسله از مساوات تبریز و انباشته از خاک و ریگ بود. قهرمان میرزا پسر هشتم عباس میرزا نایب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربایجان بود. آن ملک را در مقابل سالی سی و پنج خروار غله بخرید. سپس در آبادی و عمران آن همت گماشت». و از اعتمادالسلطنه نقل است که : « عمارت دریاچه عبارت از کلاه فرنگی دو طبقه بسیار آبادی است و بزرگی این دریاچه به درجه ای است که به قدر دو آسیا سنگ آب در آن وارد می شود ولی مدت شش ماه از آب پر می گردد.» در مورد تاریخ بنای این عمارت اطلاعات مستندی در دست نیست. عمارت فوق در سال 1346 به علت کثرت رطوبت و فرسودگی تخریب شده و به جای آن در سال 1349 بنای عمارت زیبای دو طبقه ای با همان طرح قبلی ساخته شد. در روزهای پیروزی انقلاب این بنا به علت آن که در زمان رژیم شاه مورد استفاده غیر شرعی و غیر اخلاقی داشته ، تعطیل شد ولی در سال های اخیر مجدداً بازگشایی و مورد بهره برداری قرار گرفته است. ربع رشیدی:ربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل 24 کاروانسرای وسیع و 1500 دکان و 30000 خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است. حدود200 قاری قران از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و 400 فقیه و 100 فقیه و 1000 طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند .تعداد 50 پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به این ترتیب معلوم می شود كه ربع رشیدی در زمان خود یك شهر علمی با كتابخانه ای حاوی هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال 718 هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال 1020 هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده اند . خلعت پوشان:در ده کیلومتری جاده تبریز ـ تهران در کنار جاده، برج آجری منشوری شکل قرار دارد که به برج خلعت پوشان مشهور است. این بنا در اواخر دوره صفویه احداث شده است. در زمان قاجار خلعت اهدایی شاهان برای حاکمان آذربایجان در این برج بر دوش آنها انداخته می شد. برج سه طبقه است. طبقه اول و دوم سرپوشیده و طبقه سوم بدون سقف است. آخرین مراسم خلعت پوشان در سال 1330 هجری قمری در زمان حکمرانی صمد خان مراغه ای انجام گرفته است. در سال های اخیر دانشگاه تبریز این بنا را مرمت کرده است.
منبع:
مطالب مربوط به استان: |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 22 بهمن1386 ساعت
ارگ تبریز
ارك تبريز(1)بناي ارک تبريز باقيماندهء مسجدي است که در فاصلهء سالهاي 716 الي 724 ه. ق ، به وسيلهء تاج الدين عليشاه1 وزير اولجا يتو و ابوسعيد بهدر خان ساخته شده است. قسمت جنوبي آن داراي طاقي بزرگ بوده است که مي نويسند به علت فرو نشستن بنيان و تعجيل در اتمام آن، طاق شکسته و فروريخته است. قسمتي که اکنون در وسط سه ديوار بلند شرقي و جنوبي و غربي به صورت ايوان به چشم مي خورد قسمت مسجد بوده،عرض آن 15/ 30 متر و ارتفاع ديوارهاي دور آن به طور متوسط 26 متر است که به وسيلهء 69 پله مس توان به بالاي آنها رسيد . عرض ديوارها 40/ 10 متر و داخل آنها مرکب از دو ديوارعريض مستحکم است که در چند مرحله به وسيلهء طاقهاي متعدد به يکديگر اتصال يافته اند1(1). توصيف اين بناي چشم گير بزرگ در اغلب سياحتنامه ها و تواريخ و کتب مسا لک و ممالک آمده است. ابن بطوطه مي نويسد:....« اين مسجد را وزير عليشاه معروف به جيلان ساخته است. در بيرون آن از دست راست مدرسه و از دست چپ زاويه اي وجود دارد و صحن آن با سنگهاي مرمر فرش گرديده و ديوارها با کاشي پوشانده شده است و جوي آبي از وسط آن مي گذرد و انواع درختان و موها و ياسمين در آن به عمل آورده اند. هر روز بعد از نماز عصر در صحن اين مسجد سوره هاي يس و فتح و عم را قرائت مي کنند و مردم شهر براي شرکت در اين قرائت در آن جا گرد مي آيند(2).» حمدالله مستوفي که معاصر با تاج الدين عليشاه بود در بارهء اين مسجد مي نويسد:تاج الدين عليشاه جيلاني در تبريز، در خارج محلهء نارميان، مسجد جامع بزرگي ساخته که صحنش دويست و پنجاه گز در دويست گز است و در او صفٌه اي بزرگ ، از ايوان کسري به مدائن بزرگتر، اما چون در عمارتش تعجيل کردند فرود آمد و در آن مسجد انواع تکلفات به تقديم رسانده اند و سنگ مرمر بي قياس در او به کار برده و شرح آن را زمان بسيار بايد(3).» بدرالدين محمود العيني صاحب کتاب« عقد ا لجمان في تاريخ اهل الزمان(4)» با استفاده از گزارشي که يکي از همراهان با هوش سفير سلطان الناصرمملوک پادشاه مصر(5) ، در دربار سلطان ابو سعيد بهادر خان، براي پادشاه مصر تهيه کرده بود، مي نويسد:« در وسط صحن مسجد حوض مربعي بود که يکصد و پنجاه ذراع عرض و طول داشت. سکويي در وسط آن بود که در هر سوي آن، از دهان مجسمهء شيري آب فرو مي ريخت، بالاي سکو نيز فوارهء هشت گوشي بود که دو دهانهء آب پران داشت.... طاق نوک تيز ( جناغي) محراب به وسيلهء دو ستون مسي اندلسي نگاهداشته مي شد و قاب محراب با طلا و نقره تزئين و نقاشي شده بود...چراغهاي مزين به زر و سيم با زنجير هاي مسي از سقف آويزان بودند و داخل طاق را روشن مي کردند... پنجره هاي مشبک نيز هر کدام بيست شيشهء دايره اي مزين به طلا و نقره داشت(6).» تاجر ونيزي که در حدود سال 886 ه. ق ، سومين سال سلطنت سلطان يعقوب آق قويونلو از تبريز ديدن کرده مي نويسد:« جامع عليشاه بلندترين بنا هاي تبريز و داراي صحن بزرگي است، در ميان صحن حوضي دارد که چهار گوش است, درازا و پهناي آن هر کدام به اندازهء صد قدم و ژرفايش شش پاست و پلکاني از کنار استخر به ايوان آن منتهي مي شود...مسجد را به حدي زيبا ساخته اند که زبان من از وصف آن عاجز است، اما به هر حال مي کوشم تا با چند جمله حق مطلب را ادا کنم.اين مسجد به غايت بزرگي است که وسط آن هرگز سر پوشيده نبوده است. در آن سمتي که معمولاً مسلمانان به نماز مي ايستند شبستاني ساخته اند که طاقي دارد بسيار بلند، چنان که اگر کمانکشي تيري در کمان مناسبي قرار دهد و رها کند هرگز به طاق آن شبستان نمي رسد، اما اين بنا را تمام نکرده اند. دور آن را با سنگهاي نفيسي طاق بندي کرده اند و طاق برروي ستونهايي از مرمر قرار دارد و مرمربه اندازه اي ظريف و شفاف است که به بلور نفيس مي ماند.تمامي اين ستونها به يک اندازه و يک ارتفاع و ضخامت است، بلندي هر ستوني نزديک به پنج يا شش گام است. اين مسجد سه در دارد که از آنها فقط دو تا به کار مي رود، هر دري طاقي دارد به عرض نزديک چهار پا و بلندي بيست پا. ستونهاي دو سوي درها از سنگ مرمر نيست بلکه از سنگهايي به الوان گوناگون ساخته شده است، بقيهء طاق با گچ مقرنس کاري تزئين شده است (7). در هر درگاه لوحهء مرمرين شفافي نصب گرديده که از مسافت يک ميل به چشم مي خورد، دري که باز و بسته مي شود سه يارد عرض و پنج يارد بلندي دارد و از الوار بزرگ تهيه شده و روي آن قطعات برنز صيقلي و مطلا کوبيده شده است(8).» کاتب چلبي در تاريخ جهان نما فقط بزرگي و عظمت بناي مسجد عليشاه را مي ستايد و اشاره مي کند که ويراني بر آن راه يافته است(9).شاردن نيز در با رهء اين بنا همين نظر را ابراز داشته و نوشته:مسجد عليشاه تقريباً ويرانه است ، فقط قسمتهاي جنوبي آن که مخصوص اداي نماز است مرمت شده ، منارهء آن بسيار بلند است و مسافراني که از ايروان به تبريز مي روند قبل از ورود به شهر، از دور بناي عظيم جامع عليشاه نظر آنان را جلب مي کند(10).»تصويري نيز از تبريز و مسجد عليشاه ترسيم نموده است ، ديگران هم بعد از اينان از تبريز ديدن کرده اند چنين توصيفي نموده اند و هيچيک نامي از کاشي و مرمر بي قياسي که در تزئين نخستين اين مسجد به کار رفته بود نبرده است، فقط نادر ميرزا در تاريخ و جغرافي دارالسلطنهء تبريز نوشته: « در سال 1298 ه. ق ، در يک طرف اين بنا که مي خواستند براي نگهداري غلات ديواني انباري بسازند در عمق چهار ذرعي ستوني از رخام پيدا شد که يک ذرع و نيم قطر و سه ذرع و نيم ارتفاع داشت. من و وکيل الرعايا نيز به چشم خود آنرا ديديم...»داستاني هم روايت کرده که:« در روزگار نايب السلطنه زن بد کاره اي محکوم به اعدام شد، بر فراز ارک بردند و به زمينش انداختند، باد در جامه هاي او افتاد و به سلامت به زمين رسيد، ولوله اي در بين مردم افتاد، جامه هاي زن را به پايش بستند و دو باره از بالا به زمين افکندند، استخوانهايش خرد شد و قالب تهي کرد(11).» در حفريات تازهاي هم که اخيراً از طرف ادارهء کل فرهنگ و هنرآذربايجان شرقي و سازمان حفاظت آثار باستاني جهت شناسائي دقيق بنا به عمل آمد چند قطعه ستون سنگي حجاري شده، پيدا شد، گر چه قسمت اعظم مصالح ساختماني فرو ريختهء اين بنا در زمانهاي مختلف مخصوصاً هنگام بناي قلعهء ربع رشيدي در زمان صفويه و بناي انبار غلات و مهمات در زمان قاجاريه مصرف گرديده و از بين رفته است ولي باز احتمال پيدا شدن نمونه هائي از کاشيها و مرمر هاي تزئيني بنا، در زير خاک زمينهاي حوالي جامع بعيد به نظر نمي رسد.
پي نوشت: 1- معماري اسلامي در دورهء ايلخانان، دونالد ن. ويلبر، ترجمهء دکتر عبدالله فريار، ص 159، تهران 1346ش. 2- رحلهء ابن بطوطه، ص 233، بيروت 1964 م. 3- نزهت القلوب، ص 87 ، تهران 1336 ش. 4- امام بدرالدين محمود بن احمد عيني، مولًف کتاب مزبور از مشاهير علما و فقهاي حنيفه بوده و سالها در مصر کار قضا داشته و در قرب جامع الازهر مدرسه و کتابخانه اي بنا کرده است. وفات وي را کاتب چلبي و شمس الدين سامي 855 ه. ق ، نوشته اند. کشف الضنون، ج 2 ستون 1098 ،1150 ، قاموس الاعلام، ج 2 ، ص 1255 .نوشتهء صاحب عقدالجمان در بارهء عليشاه به وسيلهء تيزن هارون ترجمه شده است: ص 8- 114 ، 5- مملوک که جمع آن مماليک مي باشد به معني غلام است، اين کلمه را بيشتر در مورد غلامان سفيد پوست به کار مي برده اند، مماليک مصر از غلامان ترک و چرکس بودند که در ابتدا جزو قراولان مزدورالملک الصالح نجم الدين ايوب سلطان مصر بودند اما از 649 تا 784 ه. ق ، در کشورمصر سلطنت کردند. ناصرالدين محمد ملقب به سلطان الناصر يکي از معروفترين سلاطين مصر است که سه بار به تخت نشسته و با ايلخانان مقول گاهي از در دوستي و آشتي در آمده و گاهي رقابت و دشمني کرده است.(مستفادازطبقات سلاطين اسلام، ص 70- 73 و قاموس الاعلام، ج 2 ،ص 1245 وج 6 ، ص 4545 ). 6- نقل به تلخيص از تاريخ تبريز، پروفسور مينورسکي ، ترجمهء کارنگ، ص 82- 83 ، تبريز 1337 ش،معماري اسلامي ايران، ويلبر، ترجمهء دکترفريار، ص 158- 159 ، تهران 1346 ش. 7- نقل به تلخيص از جغرافياي تاريخي گيلان ، مازندران ، آذربايجان از نظر جهانگردان، ترجمه ء ابوالقاسم طاهري، ص 82- 83 ، تهران 1347 ش. 8- نقل به تلخيص از معماري اسلامي ايران در دورهء ايلخانان، تاًليف ويلبر، ترجمهء دکتر عبدالله فريار، ص 161 ، تهران 1346 ش. ويلبر مي نويسد:« ممکن است اين درگاهها همه در ديوار چپ در جلو، يعني انتهاي باز ايوان قرار داشته اند.» 9- مقالهء تبريز، مندرج در مجلهء معلم امروز، شمارهء 5 ، تبريز 1335 ش. 10- سفر نامهء شاردن، ج2 ، ص 404 ، تهران 1335 ش. 11- ص 107، چاپ تهران 1323 ه. ق.
منبع:سایت تبیان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 22 بهمن1386 ساعت
تفرجگاه قلعه رودخان
گردش در تفرجگاه قلعه رودخان یگانگی بی نظیر طبیعت و تاریخ طبیعت خطه شمالی ایران (مشهور به سیاه بیشه و تمیشه یعنی از گلستان تا گیلان) رفتار عجیبی دارد، هر آنچه خاطره تاریخی را با لعاب سبز درختان و گیاهان می پوشانند و از دیدها پنهان می کند به نوعی که آثار و ابنیه تاریخی و باستانی در منظره های تماشایی و رویایی جنگل و بیشه به فراموشی همیشه رفته اند. این واقعیت غریبی است در گستره سلطنت سبزه و گیاهان، گستره های تاریخی با پوششی از درختان و روییدنی ها مخفی نگاه داشته شده اند. گیلان به گفته پژوهشگران جهان و عهد باستان و بنا به شهادت فضای طبیعی منطقه از مهم ترین حوزه های تمدنی ایران زمین گزارش شده است، اما بسیار کم خاطره و ناشناس مانده. جهان اساطیری شاهنامه بارها از نقش این خطه در زمینه سازی رویدادها سخن گفته از آن جمله مخفیگاه فریدون و محل پرورش او تا زمان ظهور و پاکسازی ستم ضحاک در جنگل های خزری بوده. از زمان اسطوره ها به دوران تاریخی پا بگذاریم. عصر ساسانیان، سپس دوران سلجوقی (قرن های 5-4)،عهد اسماعیلیان تا... قرن دهم، این زمان ها و دوره های یاد شده شناسنامه یکی از عجیب ترین سازه های باستانی – تاریخی ایران را در خود به یاد داردند و ما در مطلب فرا روی شما برآنیم با یکدیگر به تماشای استحکامات این دژ یعنی قلعه رودخان گیلان بپردازیم. با ما در مناظر شگفت انگیز و زیبای ناحیه شفت به تجربه تازه و کم نظیری از یکسانی طبیعت و تاریخ دست خواهد یافت، اگر چه قلعه گویا چهره اش را در گزند باد و باران از دست داده است. از رشت به سمت جنوب غربی در جلگه ای سرسبز و معطر از عطر خوشه های پر بار شالیزارها که پیش می روید پس از 22 کیلومتر مناظر تماشایی و تأثیر گذار، به منطقه شفتت می رسید، منطقه ای با ترکیبی از کوهستان و جلگه با شهرها و روستاهایش در مساحتی بالغ بر 640 کیلومتر مربع (کمابیش) و نسیم های کوهستانی و آب و هوای خنک ییلاقی با چهره ای متفاوت از زیبایی های در هم پیچیده جنگ و سبزه و رودخانه و زیستگاه آدمی با طبیعت. از شهرستان فومن به سمت جنوب شرقی، خود راه به شما می گوید چگونه 16 کیلومتر زیبایی سحرانگیز طبیعت گیلان را تماشا کنید و بدون خستگی به رودخانه ای برسید که آغاز پیاده روی است در مسیری سنگ چین شده، مسیری که از عهد باستان خاطره هایی سبز دارد و شما را در نهایت به ستیغ کوهستان و دژ قلعه رودخان هدایت می کند، عجیب ترین دژ ایران (خواهیم گفت چرا) تمام راه سفر از رشت تا آغاز مسیر تاریخی دژ با آن همه کیلومتر شماری، فقط چند ده دقیقه طول می کشد. زمانیکه آن قدر از زیبایی منظره ها پر می شوی که دیگر فاصله و جاده، حوصله ات خسته نمی کند و تو پر از انرژی، خودت را در آغاز راه ییلاقی قلعه رودخان می یابی. ماشین را به امان خدا باید رها کرد. تأسیسات حفاظتی ویژه ای وجود ندارد. ضرورتی که باید توسعه یباد، پا به راه می گذاری، اگر همان میر باستانی در حاشیه رودخانه ای بسیار زلال و تمیز، پای کوب نل های کهن و دیرین ایرانیان حفظ می شد احساس به مراتب ویژه و شیرین تری داشتی، اما عده ای در جاده ای سنگ و سیمانی قدم زدن را شاید نوعی پیشرفت به شمار آرند، حال آن که اگر هزینه این سنگ چینی ها برای قلعه تاریخی صرف می شد، به مراتب بهتر و عقلانی تر بود. مسیر از کناره های رودخانه، درختان سر به آسمان کشیده و گیاهان رونده آویزان از پشت و پرشاخه ها می گذرد و با عبور از شیب تند یک یال پرغرور در نهایت به تنها در ورودی قلعه رودخان می رسی؛ دری که بنا به ملاحظات استراتژیکی و طبیعی قلعه در بخش شمال شرقی تعبیه شده است. قلعه رودخان، معماری شگفتی دارد که در مقایسه ای بین قلاع تاریخی ایران می توانی به دنیای معماری خاص این اثر وارد شوی. قلعه بابک در کلیبر آذربایجان قدرت فائقه زمان خودش را بیش از 20 سال زمینگیر کرد و عباسیان سرانجام با هوشمندی افشین سردار ایرانی و خیانت تنی چند توانستند آن را فتح کنند. عرصه قلعه ها عموماً محدود است. فلک الافلاک با 5 هزار متر گستره، به خاطر آب و هوای ناحیه لرستان توانسته از گزند باد و باران و آفتاب جان به در ببرد و دیواره های آن و گستره اش روی تپه ای تقریباً مسطح بنا شده، ولی قلعه رودخان روی ستیغ و برآمدگی های طولانی و گسترده ای در محیط جنگل بنا شده، ناحیه ای با مساحت بیشتر از 5 هکتار که چنان هوشمندانه، انتخاب شده و قلعه بر آن گستره ها بنا شده که از سویی می توانی به قله های فرادست بنگری، از سوی دیگر شیب های بسیار تند دره های اطراف بخصوص دره تنها رودخانه آن سامان، فضای قلعه را از هر آسیب و هجومی در امان و آرامش نگه می دارند. جالب تر آن که دیوارهای قلعه از 3 تا 10 متر به خاطر برآمدگی ها و مساحت و پهنای زیاد آن متفاوت است. شاه نشین قلعه بسیار زیبا و خوش منظر ساخته شده؛ اما اکنون فقط دیوارهای فروریخته اش خاطره های محو تاریخ را تداعی می کنند. از شاه نشین، تمام جلگه شفت و دریای لاجوردی خزر کاملاً هویداست. امروزه روز اما محلی ها از راه های کوهستانی، فاصله رشت تا قلعه را می پیمایند. در روزهای پایانی هفته معمولاً قلعه مملو از جمعیتی است که هر یک از هجوم مدرنیته به آرامش شگفت و طمأنینه باستانی قلعه پناه آورده اند. مشهور است که قلعه رودخان زیرزمینی تا رشت داشته است. در قلب قلعه، چشمه ای فوران می کند. انگار آیینه ای جاری از دل تاریکی ها با درخشانی فراوان می جوشد، می تپد و نوای زندگی را به نغمه خواند. گمان می رود برج های قلعه که کلاً در 918 هجری قمری توسط حاکم منطقه مشهور به حسام الدین تجدید بنا شد 42 متر باشد. دیواره اطراف (باروها) بیش از یک هزار و 550 متر است. اتاق های کوچک، فضاهای عمومی و... همه و همه مانند دیگر قلعه های یاد شده در مواقع جنگ یا ضرورت، پذیرای چندین هزار نفر می توانسته باشد، همچنان که در تاریخ ایران می توان گواه و شواهد این قضیه را فراوان یافت. دنیای پر از آرامش و امنیت قلعه رودخان، مسیرهایی که تو را به آن برج و باروهای می رسانند، سکوت شگفتی که از نغمه رود و پرندگان و جنگل سرشار است. طمأنینه ای که در خشت خشت قلعه (ببخشید آجرهای 23×21 سانتی متری با قطر عموماً 5 سانت) متجلی است، رنگ تجربه ای کهن را در اعماق روحت زنده می کند؛ طعمی شگرف که در هیچ جا کشف نکرده بودی. همچنان که از پیچ و خم های مسیر می گذری، استواری درختان و شکوهمندی فوران سرسبزشان را در پیچیدگی های وجودت احساس می کنی، سرانگشتانت پر از لمس لطافت ابرهایی می شوند که با مهربانی در نسیم ییلاقی می وزند. رودخانه بدون شتاب، هماهنگ و پیوسته روی لایه های حریری و نازک و لطیفش می غلطد، درخشان و جوینده پیش می رود و تو می روی در هر قدم این احساس را داری که با درختان رشد می کنی، متعالی می شود و از خودت بالا می روی. معجزه دیدار طبیعت، معجزه کشف طبیعت، معجزه کشف خوشتن خویش و یگانگی و همسان شدن با طبیعت لطیف و سرشار اطراف و سرانجام رسیدن به رج رج باروهایی که مثل سطرهای کتاب، پر از حرف های ژرف اما بی صداست؛ سطرهایی پر از کلمات پنهان؛ کلماتی که از تاریخ دیرینه ای بر هشیاری تو می بارند. متمرکز می شوی، می اندیشی و مانند ستاره ها در وجود و روح و نهاد خودت و همراهانت درخشان و سرفراز می یابی و می بینی.
منبع: جام جم |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 15 بهمن1386 ساعت
غار شگفت انگیز علیصدر
غار شگفت انگیز علیصدراین غار در روستای علیصدر از توابع شهرستان کبودرآهنگ و در 75 کیلومتری شمال غربی شهر همدان (به طول جغرافیایی 48درجه و 18دقیقه و عرض 35 درجه و 18 دقیقه) قرار گرفته است که یکی از عجایب طبیعی جهان و نمونهٔ نادری از غارهای آبی قابل قایقرانی است. این غار دارای ارتفاع 1900متر از سطح دریاست. امکان دسترسی به غار علیصدر از سه مسیر فراهم است: جادهٔ همدان لالجین به بیجار که تازهساز و مناسبتر است. از تقاطع سهراهی پایگاه هوایی نوژه (در جاده همدان به رزن). از طریق جادهٔ همدان به صالح آباد. غار علیصدر در ارتفاعات ساری قیه ( صخرهٔ زرد) به وجود آ مده است. در این کوه دو غار دیگر به نامهای سوباشی و سرآب وجود دارد که به ترتیب 11و 7 کیلومتر با غارعلیصدر فاصله دارند. به لحاظ گسترش زیاد لایههای سنگ آهک متبلور در منطقه، امکان ارتباط بین غارهای نامبرده با غار علیصدر وجود دارد. پیشینهٔ پیدایش و کشف:زمین شناسان قدمت سنگهای این کوه را به دوران دوم زمینشناسی یعنی دوره ژوراسیک ( 190 تا 136 میلیون سال قبل) نسبت میدهند و شواهد به دست آمده از درون غار حاکی از آن است که این غار پناهگاه انسانهای اولیه بوده است. مردم روستای علیصدر و روستاهای اطراف از زمانهای قدیم به وجود آن پی برده بودند و از آب آن بهرهبرداری میکردهاند ولی هیچگاه کاربری گردشگری آن مطرح نبوده است تا اینکه در پنجم مهرماه 1342، گروهی 14 نفره از اعضای هیئت کوهنوردی همدان غار علیصدر را مورد بازدید و کاوش قرار دادند. این عده توانستند با وسائل ابتدایی مانند چراغ دستی و تیوب لاستیک مقداری در درون غار پیشروی کنند بازدید این گروه در روزنامههای محلی منعکس شد ودر سال 1346 با پخش خبر کشف یک غار شگفتانگیز و بیانتها در سطح رسانههای ملی سیل محققان، کوهنوردان و علاقمندان به آثار طبیعی به سوی آن سرازیز شد. در سال 1352 کوهنوردان همدانی دهانهٔ ورودی غار را به قطر 50 سانتیمتر تعریض نمودند واز سال 1354 استفادهٔ عمومی از غار علیصدر آغاز شد. در آن زمان اهالی روستا مسافران را با چراغ دستی، قایق و پارو به دیدن قسمتهای ابتدایی غار میبردنند چگونگی ایجاد:در نتیجهٔ ترکیب آب حاصل ازبارش قطرات باران با گاز دی اکسید کربن موجود در هوا و تشکیل اسید کربنیک ضعیف ونفوذ آن در زمینهای آ هکی و انجام واکنش شیمیایی ترکیبی ناپایدار به نام بی کربنات کلسیم به وجود آورده است. چون این ماده در آب محلول است در درون لایههای آهکی ضخیم فضاهای خالیِ ریزی ایجاد کرده و این فضاهای خالی میلیونها سال گسترش پیدا کرده و به مرور به هم پیوستهاند. زیباییهای غار علیصدر:غار علیصدر از بسیاری جهات بخصوص به علت وجود گذرگاههای ممتد آبی و دریاچههای وسیع و قابل قایقرانی که در سرتا سر غار گسترده شدهاند، یکی از زیباترین جلوههای طبیعی ایران وجهان و پدیدهای منحصر به فرد در نوع خود است که فقط در معدودی از غارهای جهان مثل غار مولیس در فرانسه و غارهای شوالیه و بوکان در استرالیا چنین زیبائیهای خیرهکنندهای وجود دارد. آب دریاچهٔ غار بدون رنگ و بو است و مزهٔ آن معمولی است و هیچگونه حیات جانوری در آن وجود ندارد. درجه حرارت آن در طول سال ثابت و در حدود 12 درجه سانتی گراد و به قدری زلال است که تا عمق 10 متری با نور معمولی و چشم غیر مسلح بخوبی قابل رویت است. نتایج آزمایشهای فیزیکوشیمیائی بر روی آن نشان میدهد که در نقاط مختلف غار ترکیبات شیمیائی آن نزدیک به هم بوده وجزء آبهای بی کربناته کلسیک سبک با ph اسیدیته نزدیک به خنثی میباشد. بدلیل وجود املاح آهکی فراوان این آب غیر قابل آشامیدن است. از آنجا که مازاد آب غار توسط رشتههای مختلفی (مثل چشمهٔ شور) به خارج غار هدایت میشود، لذا سطح آب در طی فصول و سالهای مختلف به استثنای مواقع کم آبی یکنواخت است ولی در مواقع کم آبی، دارای نواساناتی بوده که آثار آن برروی دیواره غار به خوبی مشهود است. آب غار در قسمتهای مختلف آن از صفر تا 14 متر در نوسان است. آب دریاچهٔ غار از چشمههای زیر زمینی، ریزش مداوم آب از دیوار و سقف غار تامین میشود که منشا آنها به طور کلی از باران و برف است. سقف غار که در بعضی قسمتها تا حدود 10متر از سطح آب فاصله دارد پوشیده از کربنات کلسیم خالص و در بعضی قسمتها مخلوط با عناصر دیگر است که برسر راه جریان آب از خارج به داخل غار به وجود آمدهاند. این رسوبات به شکلهای مختلف استالاکتیتهایی (چکنده) را تشکیل دادهاند و در کف غار و در جاهایی که آب وجود ندارد، استالاکمیت هایی (چکیده) با اشکال متنوع و جذاب به فور دیده میشود. منظرهٔ داخل غار بسیار زیبا و هوای آن بسیار پاک و لطیف بوده و عاری از هر گونه گرد وغبار و آلودگی میکروبی است و در تابستان خنک و در زمستان گرم و مطبوع است. همچنین هوای داخل غار سبک بوده و حالت سکون مطلق دارد به طوری که چنانچه شمعی در آنجا روشن کنند، هیچ گونه حرکتی در شعلهٔ شمع دیده نمیشود. در برخی از معابر غار 10 تا 11 کیلومتر پیشروی شده است، ولی هنوز تمام کانلها و شبکههای ارتباطی غار کشف نشدهاند. در حال حاضر پس از طی مسیر قابل قایقرانی، غار نوردی پیاده در قسمت خشکی غار آغاز میشود و گردشگران پس از طی مسافتی نسبتاً طولانی مجدداً با قایق ادامه مسیر میدهند. تا کنون 14 کیلومتر از معابر غار کشف شده ولی تنها 4 کیلومتر از معابر که با پروژکتور نورپردازی شدهاند مورد بازدید قرار میگیرند. در مجموع، بازدید از محوطهٔ وسیع قندیل بزرگ، جزایر سوم و چهارم، قایقرانی، غار نوردی و گذر از پیچ و خم گذرگاههای آبی و دالانهایی میتوانند بخشهای یک بازدید از این غار باشند. تاسیسات رفاهی و تفریحی جنبی:در مجموعهٔ سیاحتی غار علیصدر برای بازدید کنندگان تسهیلاتی شامل؛ یک باب مهمانسرا، 10 دستگاه ویلای چوبی یک و دو خوابه، 16 دستگاه سوئیت اقامتی، 50 دستگاه چادر صحرائی، رستوران، بازارچهٔ خرید مواد خوراکی و صنایع دستی، نمازخانه، سرویس بهداشتی، توقفگاه اتومبیل، وسایل بازی کودکان، فضای سبز و امکانات کوهنوردی فراهم است.
منبع:
مطالب مروبط به استان: |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 15 بهمن1386 ساعت
روستایی با 12میلیارد درآمد
روستایی با 12میلیارد درآمدشاید کسی باور نکند اهالی یک روستا قادر باشند سالیانه بیش از 12 میلیارد درآمد داشته باشند . و اگر گفته شود اهالی این روستا فقط 300 نفر جمعیت داشته و هر خانوار براساس متوسط جمعیت خانوار ایرانی نزدیک به 17میلیون تومان درآمد دارد ,این مطلب کمی باورنکردنی تر میشود. ولی این واقعیتی است که همت باور نکردنی اهالی یک روستا در نزدیکی همدان را به نمایش گذاشته است . این روستا که از طبیعت و آب و هوای خوشی نیز برخوردار است درشمال استان همدان و از توابع شهرستان رزن محسوب میشود . اهالی آن روستای خودشان را "کاج " معرفی میکنند و قاب سازی را عمده فعالیتی معرفی میکنند که توسط ساکنینش به یک شغل اصلی تبدیل شده است . هیچ یک از اهالی این روستا بیکار نبوده و تاکنون بیش از 75 کارگاه به هنر قاب سازی پرداخته و این کارگاهها قادر هستند سالیانه بیش از 135 هزار قاب نفیس را به سفارش دهندگان تحویل نمایند . زنان در این روستا از سهم به سزایی برخوردار هستند زیرا طراح اصلی قابها لطافت و ظرافت سلیقه و روح هنر دوست آنان است. عمده این قابها با چوب درختانی چون راش , زبان گنجشکی , گردو و توسکا در ابعاد و رنگهای بسیار متنوع ساخته و پرداخته میشود . هیچ کاری از ابتدا تا انتهای تحویل یک قاب در خارج از روستا انجام نمیشود زیرا ماده اولیه قابها که چوب هستند نیز محصول اهالی همین روستا بوده و اهالی آن از ابتدا تا طراحی , برش , ساخت و رنگ آمیزی خود دخیل در امورات هستند . دست ساخته های هنرمندان روستای کاج منحصر به قاب کردن عکسها و خاطره ها نیست, اثار خوشنویسی و نقاشی فرشهای تزئینی و آینه ها در این قابها جلوه دیگری پیدا می کند . قابهای تولیدی روستای کاج در استانهای تهران ,کرمانشاه, قم , اصفهان, فارس و خوزستان مشتریان فراوانی دارد . اما آنچه آفت این هنر و کارآفرینی میشود واردات بی رویه قابهای بی روح و هنری است که از خارج در حال واردات است که میتواند تهدیدکننده بزرگ و جدی هنر اهالی این روستا باشد.
منبع: |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 15 بهمن1386 ساعت
زايش هنر در سپيده دم تاريخ
زايش هنر در سپيده دم تاريخسيري در نقاشي هاي ديواري 10 هزار ساله غار دوشهنقاشي ديواري به عنوان يکي از اشکال هنري در طول تاريخ همواره از اهميت خاصي برخوردار بوده است. تأثير اين نقاشي ها بر زندگي انسان از دير باز تاکنون آنچنان پايدار و ماندني است که مي توان گفت کمتر رشته هنري چنين تأثيري را داشته است، زيرا که خيلي از رشته هاي هنري در مقاطعي از تاريخ بنا به ضرورت و مجموعه شرايط خاصي شکل گرفته و در مقاطعي ديگر از ميان رفته يا کاربرد لازم خود را از دست داده اند. اما نقاشي ديواري را مي توان نخستين زايش راستين هنري انسان در سپيده دم تاريخ هنر دانست. به طوري که همچنان تاکنون تداوم و تأثير خود را در بطن زندگي جوامع بشري حفظ کرده است. در تبين دستاورد بزرگ انسان در عصر سنگ که جهان را با تصوير مجسم مي ساخت تا بر آن تسلط يابد، نبايد از ياد ببريم که هنر وي، به معني واقعي واژه، هنر بوده است. آنچه اهميت دارد اين نيست که او تصوير آفريني مي کرد بلکه اين است که تصاوير مزبور را ماهرانه و زيبا مي آفريد. امروزه نقاشي ديواري از نظر ايجاد تأثيرات قوي بصري و آفرينش زيبايي و هماهنگي فرم و ريتم، نقش ارزشمندي در آثار معماري و زيبا سازي شهري دارد. اين رشته هنري اگر به درستي شناخته شود و به درستي به اجرا در آيد، با توجه به فضاهاي زيبا و با شکوهي که بوجود مي آورد مي تواند با هنر معماري تلفيق شود، همچنين اين توان و اهميت را در خود دارد که با مايه هاي فرهنگ و هنر و قوم و ملتي در آميخته و به آن ارزش و اعتبار والايي دهد. هزاران سال پيش، انسان نخستين تصوير حيواناتي که براي احتياجات خود شکار مي کرده و تصاوير آنها را بر ديواره محل سکونتشان، يعني در انتهاي صخره غار نقاشي مي کردند. آنان با اجراي اعمالي چون مراسم حمله به آن تصاوير، انگيزه خود را براي شکار فردايشان بالا مي بردند. در اين باره هلن گاردنر، محقق و تاريخ نويس معاصر چنين مي گويد: شکارگر هنرمند آن روزگار، غالباً از سطوح نامنظم و طبيعي ديوارهاي غار، برجستگي ها، فرورفتگي ها، شکاف ها و لبه هاي تيز آنها براي ايجاد تصوير حضور واقعي شکل هاي خود در آنجا به طرز ماهرانه اي استفاده مي کرده است. از برآمدگي ديوار مي توانسته است در چارچوب خطوط کناري يک گاو وحشي مهاجم براي نشان دادن بزرگي بدن اين جانور استفاده کند. هنرمند غارنشين اوليه به به کشف اين حقيقت نائل آمد که آميزه هايي از موادي چون تنه و شاخسارهاي سوخته درختان، شيره گياهان، چربي هاي حيواني، خاک هاي رسي و آب مي تواند رنگ هايي پديد آورد که تقريباً پايدار و با دوام باشد. آن هنرمندان اوليه با چنين ابزار و موادي در جهت برآوردن نيازهاي معنوي خود اين نقوش زيباي حيواني و خوش حالت را به تصوير در آوردند. از آنجا که اجراي اين آثار نه فردي، بلکه بطور دسته جمعي از سوي انسان هاي غارنشين اوليه کار شده است، بر روي هيچ کدام از اين آثار به جا مانده، اثري از امضاء يا نشاني از هويت فردي هيچ هنرمندي ديده نمي شود. البته به جز موارد استثنايي که مثلاً اثري از پنجه دست بر ديوار نقاشي شده به جاي مانده که شايد بتوان آن را از هنرمند ساحر يا جاودگر آن دسته از غارنشينان به عنوان جزيي از اداي مراسمشان دانست. جالب توجه ترين آثار نقاشي ديواري مربوط به دوره پارينه سنگي با قدمتي حدود 30 هزار سال مربوط به غارهاي (آلتا ميرا) واقع در شمال اسپانيا غارهاي (لاسکو) واقع در جنوب فرانسه است. قديمي ترين آثار نقاشي يافت شده در ايران مربوط به دوران نوسنگي حدود 8 هزار سال قبل از ميلاد بوده که بر صخره هاي غار دوشه و در دره ميرملاس در منطقه کوهدشت لرستان است. اين صخره نگاره ها صحنه هاي رزم و شکار با تير و کمان و حيواناتي چون اسب، بزکوهي و سگ را نشان مي دهد که به شيوه اي ساده و ابتدايي و با ترکيبات مواد رنگي قرمز اخرايي، سياه و اندکي زرد از سوي انسان هاي غارنشين با انگيزه اعتقادهاي جادويي آن منطقه کار شده است. پروفسور گرشيمن در اين باره چنين مي گويد: نقاشي هاي مزبور به وسيله ساکنان لرستان در دوراني که بشر به حالت گردآورنده آذوقه مي زيسته است ترسيم شده است و اين دوران مربوط است به چندين هزار سال پيش از آنکه دره ها خشک شود و انسان بتواند از کوهسار پايين آمده و بيرون از کوهستان زندگي کند. پس از نظر پرفسور گرشيمن، هيأتي مرکب از باستان شناسان خارجي و ايراني به منطقه لرستان اعزام شدند و اظهار داشتند: نقوش روي صخره هاي لرستان شبيه نقوش مکشوفه در شرق اسپانيا در دوره هاي اخير و مربوط به دوره ماقبل تاريخ است که عمدتاً به صورت صخره هاي دسته جمعي و در زير صخره هاي عظيم که به حالت برجسته، بر ديوار غار قرار گرفته اند نقش شده است. خرده سفال هاي پيدا شده در آنجا دلالت بر سکونت در جوار اين برجستگي هاي را در غار دارد. سبک اين نقوش اکثراً ذهني کار شده و صراحت اغراق آميز در نشان دادن پيکرها و حرکات آنها در عين سادگي، به بيان روشن موضوع، که جنگ و گريز شکارچيان با حيوانات است ياري رسانده است.
منبع:ايران |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت
ترجمه متون سنگی گنجنامه
ترجمه متون سنگی گنجنامهگنج نامه در جنوب غربی شهر همدان در یکی از کوهپایههای الوند در میان درهای زیبا با مناظر بدیع کوهستانی قرار گرفته است از مقتضیعات آن آب و هوای خنک در تابستان و باغ ها در مسیر دره منتهی به گنجنامه است که بسیار خوش منظره میباشد آبشار و کتیبه سنگ نبشتهای که متعلق به دو تن از شاهان بزرگ هخامنشی یعنی داریوش و خشایارشاه میباشد ازدیگر آثار دیدنی این محل میباشد. گنجنامه، در یکی از دامنه های کوهستان الوند و به فاصله 5 کیلومتری جنوب غربی همدان، در دوره مصفای عباس آباد قرار دارد. در نزدیکی گنجنامه، چشم انداز زیبایی از آبشار گنجنامه و دره های سر سبز عباس آباد، تاریک دره و کیوارستان دیده می شود. تاریک دره نیز به دو شاخه تقسیم می گردد: در شاخه شرقی آن، تاسیسات پیست اسکی تاریک دره احداث شده است و در ضلع غربی تاریک دره، در خط الراس گردنه (گدوک)، جاده ماشین رو جدید با راه کاروان رو قدیمی یکی می شود. این دره عصر هخامنشیان، شروع جاده هگمتانه – استخر، معروف به “ جاده شاهی“ بوده، که هگمتانه را از طریق پیچ و خمهای تاریک دره، گدوک (دره)، ورد آورد علیا، شهرستانه، اشتران به تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه، لرستان، تخت جمشید و فارس مرتبط می ساخته است. این راه، همچنین یکی از راههای ارتباطی همدان به غرب و جنوب کشور(ومیانرودان) یا بین النهرین(عراق امروزی) بوده است. به سبب آنکه هگمتانه، پایتخت تابستانی هخامنشیان بوده و در مسیر جاده شاهی قرار داشته است، داریوش اول هخامنشی پس از اتمام کار سنگ نبشه های بیستون، دستور نقرکتیبه کنونی گنجنامه را داده است. پس از او فرزندش خشایار شاه نیز به پیروی از او کتیبه ای در سمت راست و کمی پائین تر از سنگ نبشته پدر، بر جای گذارده است. (حدود 500 سال ق – م) هر یک از کتیبه های به سه زبان، در سه ستون و 20 سطر، بر روی صخره ای بزرگ حک شده اند، که در ستون دست چپ، متن فارسی باستان، ستون وسط؛ ایلامی یا شوشی و ستون دست راست کتیبه ها، به زبان بابلی یا اکدی و هر سه به خط میخی مادی یا هخامنشی می باشند. اولین واژه ستونی که به فارسی باستانی حک شده، کلمه baga به معنی خداست. در تاریخ معاصر، ایران شناسان بسیاری در صدد ترجمه متون کتیبه های گنجنامه بوده اند، که "اوژن فلاندن" باستان شناس فرانسوی و"پاسکال کست" (1840 و 1841 میلادی ) دستیارش، از آن جمله اند. ولی عاقبت "سر هنری راولینسن" انگلیسی موفق شد، که رمز خط میخی پارسی باستان را کشف نماید و سرانجام این پندار مردم، که این کتیبه ها را راز مکتوب یک گنج پنهان تصور می کردند، با کشف رازهائی از تاریخ باستان این سرزمین تعبیر شد و اینک ترجمه سنگ نبشته داریوش هخامنشی«خدای بزرگ است. اهورامزدا که این سرزمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که داریوش را شاه کرد، یگانه شاه از میان شاهان بسیار و یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بسیار. من (هستم) داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای با ملت های بسیار، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی» متن هر دو کتیبه یکی است، فقط در کتیبه خشایار شاه به جای داریوش، خشایارشاه آمده و به جای ویشتاسب، داریوش و عبارت: hyah maoistah baganam به معنی: که بزرگترین خدایان است، فقط در کتیبه خشایارشاه آمده است. این کتیبه ها از دیرباز تا کنون نامهای گوناگونی به خود گرفته اند. ابن فقیه همدانی، در سال 290 هجری، در کتاب اخبار البلدان از آن به عنوان تب نابر نام برده است و اسامی دیگر عبارتند از: سنگ نبشته ، نبشت خدایان، کتیبه های الوند ، جنگ نامه و گنج نامه که دو نام آخر در سده های اخیر مصطح شده اند. این اثر طی شماره 92 مورخ 15/10/1310 در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسیده است. در سال 1373 نیز توسط شهرداری همدان، ترجمه های فارسی و انگلیسی هر دو کتیبه بر روی دو تخته سنگ خارا کنده کاری شده و در ضلع دیگر محوطه گنجنامه قرار داده شده است.
منبع: |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت
تالش، مهد فرهنگ عصرآهن
تالش، مهد فرهنگ عصرآهن«تالش» با چشم اندازي زيبا، نام منطقه اي وسيع و سرسبز در شمال و شمال غرب استان گيلان است که از سويي کوه هاي سر به فلک کشيده البرز و از سوي ديگر درياي خزر آن را در برگرفته است. اين منطقه با بخش هاي مختلف جلگه اي، کوهستاني و جنگلي در روزگاران کهن به سرزميني گفته مي شد که از شمال به آلبانياي قفقاز، از شرق به درياي خزر، از جنوب به سفيدرود و از غرب به دشت و پهنه اردبيل مغان و منطقه کوهستاني نير و سراب مي رسيد. در اين سرزمين قومي همنام، يعني تالشي ها زندگي مي کنند که به دليل عدم انجام برنامه پژوهشي هدفمند اطلاعات چنداني از ادوار گذشته آنان در متون تاريخي وجود ندارد. برخي بر اين باورند که تالشان همان کاوسيان يا کاتوزيانند که در نواحي کوهستاني اين سرزمين زندگي مي کردند. در کتاب ايران در عهد باستان نيز آمده، کادوسيان مردمي بودند که در گيلان جاي داشتند و ظاهراً نياکان تالشي هاي کنوني بوده اند. همان نواحي تالش شمالي به دنبال 2 دورده جنگ هاي طولاني ايران و روسيه تزاري در زمان سلطنت فتحعليشاه قاجار و عقد 2 قرارداد ننگين گلستان و ترکمانچاي در سال هاي 1218 و 1241 قمري به عنوان غرامت جنگي به روس ها واگذار شد و اين واگذاري بهايي بود که تالشي ها براي بقاي حکومت قاجار به روس ها پرداختند. متأسفانه با وجود حساسيت منطقه به لحاظ سياسي، فرهنگي و طبيعت بي بديلي که به اين منطقه ارزاني شده، دانش و آگاهي ما از فرهنگ هاي کهن اين سرزمين بسيار اندک است، چرا که تا انقلاب اسلامي و به عبارتي دقيق تر تا يک دهه گذشته باستان شناسي در تالش نامي ناآشنا بوده است. صرف نظر از کارهاي اوليه ژاک دمرگان در فاصله سال هاي 1901- 1889 ميلادي براي شناسايي فرهنگ و تمدن تالش که چاپ کتاب مطالعات جغرافيايي هيأت علمي فرانسه در ايران حاصل آن بوده و نيز تلاش هاي پراکنده سال 1351 از سوي باستان شناسان ايراني، تالش تا سال 1371 که فصل جديد فعاليت هاي پژوهشي و مطالعات منطقه آغاز شد، در پناه جنگل هاي انبوده و مه آلود خود از نظر پنهان و کار پژوهشي هدفمند در آن صورت نگرفته بود. مطالعات آغازين اين سرزمين پس از انقلاب اسلامي براساس يک برنامه اضطراري شروع شد و اين مقدمه اي بود تا ظرفيت هاي فرهنگي و گردشگري منطقه بيش از پيش شناخته شود. بررسي هاي باستان شناسي تالش کاورش هاي باستان شناختي تالش به صورت هدفمند به سرپرستي محمدرضا خلعتبري، عضو هيأت علمي و مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري تالش از سال 1378 براساس برنامه هاي مصوب پژوهشي سازمان وقت ميراث فرهنگي کشور آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. فعاليت هاي هدفمند اين باستان شناس ايراني در منطقه و چاپ نتايج فعاليت هاي باستان شناسي انجام گرفته در 5 جلد بستر مناسبي را در شناخت فرهنگ ديرپاي منطقه فراهم کرده و گستره آگاهي و دانش ما از ساختارهاي فرهنگي تالش را که پيش از اين تنها به کتاب هايي همچون مطالعات جغرافيايي هيأت علمي فرانسه در ايران و کتاب خاطرات هيأت علمي فرانسه در ايران محدود مي شده افزايش داده است. خلعتبري، در ارتباط با سابقه فعاليت هاي باستان شناسي تالش، اين منطقه را نخستين نقطه از خاک گيلان مي داند که پذيراي هيأتي باستان شناسي شده است. هيأتي که پس از عقد قرارداد انحصاري مظفرالدين شاه با دولت فرانسه به ايران آمد و اساس آن انجام هرگونه کاوش، تحقيق و کشف اشياي عتيقه در سراسر خاک ايران به انحصار دولت فرانسه درآمد و ژاک دمرگان به اين منظور و به عنوان عامل سياست اين کشور راهي ايران شد. دمرگان در فاصله سال هاي 1901- 1889 قصد انجام مطالعات علمي سفري به مناطق جنوبي درياي خزر کرده و در تالش ايران در محوطه هايي همچون مريان، آق اولر، حسن زميني، شيرشيز، قيلاخانه، مرداغي، جاليک و نمين در خاک استان اردبيل فعلي و در تالش روسيه تزاري در حوزه لنکران، دره لالوار، ديبده به بررسي و گمانه زني مي پردازد که به کشف آثاري از نيمه دوم هزاره دوم و آغازين سده هاي هزاره اول قبل از ميلاد منجر مي شود. خلعتبري درباره حضور دمرگان در اين منطقه با اشاره به اين که کارهاي پژوهشي وي در همين مرحله پايان نيافت، مي گويد: وي يک بار ديگر به کمک و همراهي برادرش هنري و به منظور تکميل مطالعات خود راهي تالش شد که حاصل دستاوردهاي اين فصل نيز از سوي دمرگان در کتابي با عنوان مطالعات جغرافيايي هيأت علمي فرانسه در ايران و کتاب خاطرات هيأت علمي فرانسه در ايران که از سوي برادرش تأليف شد به چاپ رسيد. اين عضو هيأت علمي در توصيف کارهاي پژوهشي دمرگان، مي گويد: با فعاليت هاي دمرگان در منطقه تصور مي شد ساختارهاي فرهنگي تدوين شود، اما عملاً اين طور نشد و تا مدت 70 سال در پناه جنگل هاي انبوده و مه آلود از نظر دستگاه هاي فرهنگي کشور پنهان ماند. تا اين که در سال 1351 در دو محوطه دو خالکوه و تلارک در جنوب اسالم کاوش هاي جديدي آغاز شد. کشف آثاري از نيمه دوم هزار اول قبل از ميلاد ماحصل اين کاوش ها محسوب مي شود که که متأسفانه گزارشي از آن در دست نيست. با توجه به مطالب ارائه شده، مجموعه فعاليت هاي باستان شناسي تالش تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران با در نظر گرتفن قدمت منطقه اندک بود و کاوش هاي باستان شناختي در اين منطقه براساس يک برنامه اضطراي در سال 1370 آغاز شد. عضو هيأت علمي پژوهشکده باستان شناسي در شرح مرحله جديد کاوش ها، مي گويد: در زمستان سال 1370 در هنگام عمليات راهسازي در مسير جاده پونل به خلخال و ميانه در مقطع روستاي ييلاقي و سکه تيغه ماشين آلات راهسازي به چند گورستان باستاني برخورد کرد که با دخالت مأموران حفاظت آثار باستاني مستقر در ماسال از ادامه کارشان جلوگري و موضوع پيگيري مي شود. بازديد از محوطه خاکبرداري شده و قدمت گورهاي باستاني کاوش اين مکان را اجتناب ناپذير مي کند. خلعتبري، اين آغاز را مقدمه اي بر هدايت کاوش هاي باستان شناختي به سمت تالش مي داند، زيرا فعاليت هاي پژوهشي تا آن زمان در حوزه رودبار و بويژه 2 سوي سفيدرود متمرکز بوده است. کاوش گورستان باستاني و سکه در يک فصل انجام شد که به آثاري از دوره اشکاني منتهي و در ادامه آن دره شفا رود تا مرز خلخال مورد بررسي قار رگفت که منجر به کشف محوطه باستاني ميانرود و کاوش آن در سال 1372 شد. با کاوش محوطه باستاني ميانرود و دستيابي به آثار ارزشمندي از نيمه دوم هزاره اول قبل از ميلاد دره کرگانرود جنوبي که ي محور استقراري از روزگار کهن به شمار مي رود، مورد بررسي و شناسايي قرار گرفت. در اين منطقه محوطه باستاني اسب سرا در ييلاق شکره دشت که قبور کلان سنگي از نوع دلمن در سطح زمين کاملاً قابل شناسايي بود، براي کاوش هاي باستان شناسي انتخاب شد، اما به دلايلي کارهاي پژوهشي تالش پس از کاوش گورستان باستاني ميانرود در سال 1372 تا مدت ها دچار وقفه شد و گورستان اسب سرا در سال 1377 در برنامه پژوهشي سازمان قرار گرفت. اين محوطه و محوطه باستاني مريان بدون شک يکي از بزرگ ترين گورستان هاي پيش از تاريخ و تارخي استان به شمار مي رود، مشاهده وسعت کاوش هاي غيرمجاز، بافت معماري قبور و آثار کم نظير آن منجر به تعيين حريم، کاوش و نجات بخشي و ثبت اين محوطه تاريخي در فهرست آثار ملي به سال 1378 شد. محمدرضا خلعتبري اين اقدام را مقدمه اي بر برنامه ريزي اساسي کاوش هاي باستان شناسي منطقه تالش دانسته و مي گويد: کارهاي پژوهشي محوطه باستاني مريان در سال 1378 آغاز شد و در زمستان همان سال در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد و تا سال 1381 ادامه يافت. گورستان عظيمي بالغ بر 400 هکتار مساحت کشف و بيش از 60 گور در آن کاوش شد. در اين گورها اجساد، همراه با ظروف سفالي و مفرغي، ادوات جنگي و وسايل تزييني دفن شده بود که بيانگر اعتقاد مردمان عصر آهن به زندگي پس از مرگ به شمار مي رود. محمدرضا خلعتبري، سرپرست اين کاوش، دليل باقي ماندن اسکلت ها را پس از ساليان دراز در اين گورستان ها، قليايي بودن خاک اين نواحي مي داند و مي گويد: بررسي هاي آثار مکشوفه حکايت از آن دارد که اين محوطه باستاني از آغازين سده هاي هزار اول قبل از ميلاد تا پايان دورده ساساني براي استقرار مورد استفاده قرار گرفته است. محوطه باستاني مريان مجموعه اي از محوطه هاي گورستاني است که در جاي جاي آن شکل گرفته و به احتمال قوي فضاي خالي ميان گورستان ها مکان هاي استقراري بوده که به علت به کارگيري مصالح زايل شوند در ساختار آنها به کلي از بين رفته و اثري از آن به جاي نمانده است. مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري تالش، در پاسخ به اين پرسش که چه دليلي موجب شد تا حفاري هاي تول پس از مريان صورت گيرد، عنوان مي کند: زماني که هيأت علمي کاوش هاي باستان شناسي تالش در محوطه باستاني مريان به کاوش اشتغال داشت، با توجه به شرايط طبيعي بزرگ ترين گورستان باستاني استان که سلسله جبال البرز آن را چون ديواري نفوذناپذير در برگرفته و دره کرگانرود جنوبي سهل ترين راهي بوده که ارتباط منطقه را با غرب و به ويژه 2 تمدن بزگر آن حوزه يعين اورارتوها و ماناها برقرار مي ساخت اين فرضيه قوت گرفت که به احتمال قوي در 2 سوي کرگانرود امارت نشين هاي کوچک ترين وجود داشته که نقش تدافعي در برابر هجوم همسايگان غربي به سرزمين کادوسيان را بر عهده داشتند. به همين دليل براي اثبات اين فرضيه 2 سوي کرگانرود جنوبي تا مرز جمهوي آذربايجان مورد بررسي وشناسايي قرار گرفت. نتيجه اين بررسي ها منجر به کشف 11 محوطه باستاني شد و از آنجا که وسعت آثار سطحي و بافت معماري مقابر محوطه باستاني تول گيلان با آثار مريان همزمان بود، براي اثبات اين فرضيه براي کاوش در نظرگرفته شد. کاوش اين گورستان 350 هکتاري د رسال 1382 به صورت گمانه هاي پيشرو آغاز شد و پس از آن در 2 فصل کاري ادامه يافت که به کشف 65 گور از نوع حفره اي ساده، کلان سنگي و دلمن و آثار بسيار ارزشمندي از نوع سفال، مفرغ، آهن، طلا، نقره و زيورآلات منجر شد. در اين کاوش ها همچنين دستبند مفرغي با واژه هايي به خط ميخي که در قسمت دروني آن نقر شده بود کشف شد. اين کتيبه به خط ميخي اوراتويي است و بهعنوان کهن ترين سند مکتوب و خطي کشف شده از خطه گيلان به لحاظ بازگويي يک مفهوم مشخص به شمار مي رود. خلعتبري درباره مطالعات صورت گرفته روي آثار مکشوفه، مي گويد: امارت نشين تول به دلي لاين که در موقعيت مرزي سرزمين کادوسي با همسايگان غربي آن قرار داشت از نظر هنري پيش از آن که در هنر سرزمين هاي شمالي سلسله جبال البرز تأثير گذاشته باشد از هنر همسايگان غربي خود تأثير پذيرفته است. عضو هيأت علمي پژوهشکده باستان شناسي، دستبند مفرغين مزين به خط ميخي اورارتويي را مهم ترين اثر مکشوفه ا زکاوش اي باستان شناسي تالش مي داند. وي درباره ي اهميت اين دستبند، اظهار مي دارد: اين دستبند به دليل اهميتي که در زمان خود داشته با وجود شکسته شدنش از بخش مياني دوباره بهم متصل و پرچ شده است. دستبند ياد شده در بخش دروني خود داراي خط ميخي اورارتويي است. خلعتبري درباره دستبند، مي گويد: چنانچه دستبند مفرغي مکشوفيه را به عنوان هديه اي از سوي يکي از پادشاهان اورارتويي يعني آرگيشتي اول به حاکم منطقه بپذيريم، اين فرضيه قوت مي گيرد که به احتمال قوي در آغازين سده هاي هزار اول قبل از ميلاد امارت نشين تول گيلان يا مريان بايد در سياست منطقه اي از چنان موقعيت و اقتداري برخوردار بوده باشند که پادشاهان اورارتويي يا مانايي به منظور حفاظت و صيانت از متصرفات خود ناگزير بودن تا از حمايت ساکنان منطقه برخوردار باشند. از سوي ديگر حضور اين کتيبه خود مي تواند حکايت از آشنايي بوميان منطقه به فن خط و کتابت باشد. که تاکنون در باستان شناسي استان شناخته شده نيست. به عبارتي گزينش محوطه باستاني تول گيلان يافتن پاسخ به سؤالاتي بود که تاکنون به آن پرداخته نشده بود. آخرين محوطه کاوش شده:گورستان باستاني کورامار آخرين محوطه در حوزه تالش است که پارسال مورد بررسي هاي باستان شناسي قرار رفته است. مطالعات اوليه روي آثار مکشوفه از اين گورستان نيز تعلق آن به آغازين سده هاي هزار اول قبل از ميلاد تا پايان نيمه اين هزار را تأييد مي کند. از اين رو، اين محوطه با ديگر محوطه هاي کاوش ده چون مريانف تول گيلان و تندوين در يک افق گاهنگاري قرار مي گيرند. کشف گور يک زن در گورستان 3 هزار ساله کورامار اطلاعات تازه اي از ساختار اجتماعي آن دوران را فراروي باستان شناسان قرار داد. در گور اين زن، برخلاف ديگر گورهاي اين گورستان، ظرفي نقره اي مشابه جام خشايار شاه به دست آمد که اين کشف بيانگر جايگاه ويژه زنان در آن اعصار است. محمدرضا خلعتبري در اين باره، با اشاره به معماري اين گور به صورت چهار چينه سنگي که به علت بارندگي بخش زيادي از اسکلت از بين رفته و تنها بخش سر آن باقيمانده بود، مي گويد: کشف ظرف نقره اي در اين گور که بر اساس اشياي زينتي کنار اسکلت احتمالاً متعلق به يک زند است، نشان مي دهد زن ها 3 هزار سال پيش مي توانستند در جايگاه اجتماعي ويژه اي قرار گيرند. حجم گورستان تالش و گورهاي متعددي که در اين گورستان قرار گرفته است، نشان مي دهد که روزگاري اين منطقه بايد سکونتگاه اقوامي بوده باشد که امروز در اين گورستان خفته اند. ساختار معماري و مساکن اقوام عصر آهن مستقر در اين منطقه آخرين سؤالي است که مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري به آن پاسخ مي دهد. وي در اين باره مي گويد: يکي از موضوع هاي اساسي تاريخ تمدن سرزمين هاي شمالي سلسله جبال البرز به طور اعم و استان گيلان به طور اخص که تاکنون بدون پاسخ مانده، ساختار مسکن اقوامي است که در طليعه عصر آهن 1500 قبل از ميلاد در سراسر کشورمان و طبيعتاً گيلان مستقر شده اند. بسياري از صاحب نظران بر اين باورند که اقوام مزبور از مساکني با سازه مستحکم برخوردار نبوده اند. به گفته وي، اين فرضيه مي تواند بر دو اساس متکي باشد: نخست آن که در کاوش هاي باستان شناسي که در اين استان صورت گرفته، پلاني شفاف و روشن از معماري اين اقوام شناسايي نشده و اين نکته سبب شده تا بسياري بر اين اعتقاد باشند که اين اقوام اساساً داراي مسکن نبوده اند و ديگر آن که به نظر بسياري از صاحب نظران اقوام مزبور از آنجا که داراي زندگي شباني و اقتصادي مبني بر توليدهاي دامي بوده اند، نمي توانستند يکجانشين باشند. عضو هيأت علمي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در ادامه با اشاره به کاوش هاي صورت گرفته و آثار ارزشمند به دست آمده، مي افزايد: ذوق، سليقه و خلاقيت اين اقوام در توليد ابزارآلات و هنرهاي ظريفه و معماري قبور اين فکر را که آنان داراي مسکني بودند، از ذهن دور مي کند. وي دستيابي به فضايي با کف و اجاقي در ميانه آن در کاوش هاي گورستان تول گيلان را دليلي بر وجود مساکن مردمان عصر آهن در اين منطقه مي داند. خلعتبري، کاوش هاي شادروان علي حاکمي در حفريات کلورز و کشف آثار معماري با پي سنگي و پوشش سقف از جنس چوب و کاوش هاي باستان شناسي دکتر نگهبان در فاصله سال هاي 1341 – 1340 در گورستان مارليک و گمانه زني و لايه نگاري در تپه پيلاقلعه از تپه هاي اقماري مارليک و دستيابي وي به اتاق هايي به ابعاد 5 در 8 در 3 با مصالح سنگي از جمله آثار معماري کهن استان عنوان مي کند که مي تواند پايه تحقيقات آتي قرار گيرد. در پايان، با توجه به اين که مهاجرت اقوام عصر آهن از کوه هاي قفقاز تا فلات مرکزي تنها با عبور از تالش ممکن بوده و تالش در آن زمان يکي از دوره هاي شکوفايي خود را سپري مي کرد، احتمال مي رود اين اقوام در عبور از اين منطقه استقرارهاي طولاني داشته اند وسعت گورستان تالش و تراکم گورهاي عصر آهن نيز بيانگر آن است که اين استقرار با فرهنگ سازي همراه بوده است. منبع : سایت تبیان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 8 بهمن1386 ساعت
جنگل هاى حرا به یونسكو مى رود
پرونده ثبت جهانى جنگل هاى حرا به عنوان نخستین پرونده میراث طبیعى ایران براى ثبت در سال ۲۰۰۹ تا ۱۲ بهمن امسال به یونسكو ارسال مى شود. معاون میراث فرهنگى سازمان گردشگرى و میراث فرهنگى با اعلام این خبر گفت: ابتدا قرار بود كشور آذربایجان براى ثبت جهانى پرونده جنگل هاى هیركانى آن را تا یك ماه آینده به یونسكو ارسال كند اما تهیه این پرونده به كندى پیش مى رود به همین علت در حال تهیه پرونده ثبت جهانى جنگل هاى حرا هستیم. با توجه به حاضر نشدن پرونده مسئولان كشور آذربایجان شانس ثبت جنگل هاى حراى ایران در یونسكو چندین برابر مى شود. فریبرز دولت آبادى افزود: پرونده ثبت جهانى جنگل هاى حرا با حضور كارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگلدارى و منابع طبیعى در حال تهیه است كه قرار است در روز دوازدهم بهمن همراه پرونده سازه هاى آبى شوشتر به یونسكو ارسال شود. حرا در هشت منطقه حفاظت شده بین المللى ایران مى روید كه در این میان جنگل هاى همیشه سبز دریایى حرا در حاشیه شمال غربى جزیره قشم از زیباترین گردشگاه هاى خلیج فارس به شمار مى آید. مساحت كل جنگل هاى حرا در ایران ۷ هزار و ۵۰۰ هكتار است.
منبع:عصر ایران |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 23 دی1386 ساعت
زریبار،بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان یخ بست
زریبار،بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان یخ بستزریبار بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان واقع در مریوان به دنبال برودت هوا در ایران و استان یخ بست. در پی بارش برف و برودت هوا در استان کردستان از روز گذشته دریاچه زریبار مریوان یخ بسته است. زریبار که یکی از نادرترین دریاچه های آب شیرین جهان به شمار می رود هر ساله به دلیل سردی هوا یخ می بندند و به محلی برای اسکی و تفریح موتورسواران، اسکی بازان و علاقه مندان تبدیل می شود. این دریاچه سال گذشته نیز یخ بسته بود و قطر یخ گونه ای بود که موتورسواری و ماشین سواری بر روی آن به راحتی انجام می شد. هم اکنون دریاچه زریبار یخ بسته و پرندگان حاضر در آن به دنبال تهیه غذا هستند. این دریاچه در دو کیلومتری شهر مریوان واقع شده و یکی از بهترین گردشگاه های استان به شمار می رود که سالانه پذیرایی خیل عظیم علاقمندان است.
منبع : مهر |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 23 دی1386 ساعت
بیابان؛ سفره پربركت، اما متروك ایران
در گذشتههای دور، به خاطر نبود صنعت، زندگی مردم از طریق دامداری و كشاورزی میگذشت و فكر میكردند كویر مایه بدبختی و نكبت است. زیرا خاك آن قابل كشت برای گیاهان زراعی نبود و حتی محصولاتی مانند پسته و خرما هم در آن به عمل نمیآمد اما امروزه كویر بهخاطر جاذبه توریستی و مناظر زیبایی كه دارد، به عنوان منابع درآمد یاد میشود، ضمن اینكه املاح فراوانی كه از كویر به دست میآید میتواند در صنعت مورد استفاده قرار بگیرد. عجایب كویر ایران:دكتر حمید عباس نژاد مدرس دانشگاه میگوید:«منطقه گندم بریان شهداد كه گرم ترین نقطه كویر در جهان و در قلب ایران به شمار میرود، به كره ماه میماند و گدازههای سیاه رنگ واقع در این منطقه، نور خورشید را بیش از حد معمول جذب میكند و باعث افزایش بیش از حد دما میشود. همچنین برخی لایههای شكل گرفته در كویر، از نظر زمین شناسی غیر قابل باروری است». شهداد، در شرق ارتفاعات كرمان با نخلستانها و باغهای مركبات و نیز آثار تمدن شش هزار ساله «آراتا» از دیدنیهایی است كه به راستی در طبیعت نفسگیر كویر، نفس هر طبیعتگردی را میگیرد. پرفسور پرویز كردوانی بیابانشناس معروف نیز این منطقه را به دلیل وجود گدازههای آتشفشانی، گرمترین نقطه كره زمین به شمار آورده كه دمای آن در تابستان در سایه به 60 درجه سانتیگراد بالای صفر نزدیك میشود. وی با اشاره به تپههای تخممرغی شكل در كویر شهداد كه بهطور منظم چیده شدهاند، میافزاید: «در بیابان شهداد، هیچگونه حیات، موجود زنده و حتی باكتری وجود ندارد و شاید یگانه نقطه فاقد حیات در كره زمین محسوب شود، سرزمینی كه هنوز بسیاری از طبیعتگردان، كاشفان و دیرینشناسان جهان آرزوی بازدید و پیمایش تمامی آن را دارند. شهداد با هفت هزار سال تاریخ مستند، یكی از كهنترین تمدنهای بشری است. منطقه گندمبریان به مساحت 480 كیلومتر، جایی در داخل این كلوتهاست. هر بارانی كه بر كویر لوت میبارد، صورتی تازه برای هر كلوت میسازد و باد و باران، دو معمار قسم خورده کلوتاند. در این منطقه به علت گرمای زیاد، دانه گندم به حالت برشته درمیآید و به همین خاطر به آن «گندم بریان» گفته میشود». پروفسور كردوانی همچنین میگوید: «سوراخ نبودن لایه ازون در فضای بالای كویر لوت از مهمترین قابلیتهای این دشت بزرگ ایران است و اشعه آفتاب در كویر لوت نه تنها خطرناك نیست، بلكه خاصیت درمانی نیز دارد، بنابراین، ماسه درمانی و آفتابدرمانی از قابلیتهای مهم كویر لوت است». به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، وی یكی دیگر از جاذبههای گردشگری این منطقه را برنزه كردن پوست برای گردشگرانی كه علاقه بسیاری به این امر دارند، میداند، ضمن اینكه توریستها نیز در شب، كویر لوت را محل مناسبی برای رصد ستارگان میدانند. براساس گزارشهای موجود، درجه حرارت در قسمت میانی كویر لوت بسیار بالاتر از صحرای آفریقا و نواداست، به طوری كه صحرای آفریقا و عزیزیه لیبی 57 درجه است اما در دشت لوت 65 درجه گزارش شده است. یك ژنرال انگلیسی در ایران پس از دیدار از كلوتها میگوید: «آثار مهم كلوتها از عجایب طبیعت است و كسی كه از این منطقه عبور میكند، از شگفتی آن به خود میلرزد و این حس القا میشود كه انسان در ساخت و ساز آنها نقش داشته است». نگرش جهانی به كویر:سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۶ را به عنوان سال بینالمللى کویر و کویرزدایى نامگذارى کرد. این اقدام به منظور افزایش آگاهى عمومى مردم جهان به منظور حمایت از تنوع زیستى سرزمینهاى خشک که یکسوم کره زمین را تشکیل مىدهند و نیز حمایت از دانش بومى ۲ میلیارد انسانى که در کویر زندگى مىکنند صورت گرفته است. غول بیابان بیدار میشود:دانشمندان پیشبینی میكنند زمین تا سال 2100 میلادی خشكسالیهای شدید به خود خواهد دید و تا آن زمان 30 درصد كل این سیاره خاكی بیابان میشود. به گزارش ایسنا، خشكسالی بیشتر دامن كشورهای پیشرفته را خواهد گرفت و فوج عظیم گرسنگان و تشنگان در این سرزمینها قد علم خواهند كرد چرا كه كشاورزی این كشورها نابود خواهد شد. بیابانزایی پدیدهای است كه باعث كاهش قوه بارخیزی و تولیدی خاك میشود و حدود 14 درصد مردم جهان در مناطق كویری و بیابانی زندگی میكنند. دكتر محمدطاهر نظامی مدرس دانشگاه نیز معتقد است: «خشكی و كم آبی، شور شدن، قلیایی، زهدار شدن و از بین رفتن عناصر حاصلخیز خاك از عوامل اصلی بیابانزایی هستند كه نهایتاً منجر به ضعف پوشش گیاهی میشوند كه محدودیت زندگی گیاهی و جانوری را به دنبال دارد». وی با اشاره به مناطق خشك و نیمه خشك دنیا كه 40 درصد سطح كره خاكی را تشكیل میدهند، یادآوری كرد: حدود 800 میلیون نفر از مردم جهان در مناطق كویری و بیابانی زندگی میكنند». این مدرس دانشگاه اكوسیستمهای بیابانی را ضعیف و شكننده میداند و میافزاید: «بیتوجهی به مراتع فقیر و چرای نامناسب و بی رویه باعث تبدیل آن اراضی به بیابان میشود، دخالتهای غلط انسان در طبیعت باعث شده شتاب بیابانزایی از فعالیتهای بیابانزدایی پیشی بگیرد بهطوری كه به گفته برخی كارشناسان هر سال بخش عظیمی از كشور با شدت یك درصد به سوی بیابانزایی پیش میرود». وی با اشاره به برنامههای اصلاح مراتع بیابانی از 40 سال پیش تاكنون تصریح كرد: «نهالكاری، بذركاری، عملیات نظارت، قرق بخش عظیمی از مناطق بحرانی، تثبیت تپههای شنی متحرك و حتی استفاده از مالچ نفتی از جمله اقداماتی است كه در جهت بیابانزدایی انجام گرفته است». ایران، یكی از كشورهای پیشرو و با سابقه در اجرای برنامههای بیابانزدایی در منطقه و جهان است و در سالهای پیش از انقلاب با اجرای موفق طرحهای مبارزه با بیابانزایی، مردمی كه گرفتار غول بیابان بودند به همكاری با مجریان طرح پرداختند و در نهایت ایران جزو پنج كشور موفق در اجرای برنامههای مهار بیابانزایی و تثبیت شنهای روان شناخته شد و در سالهای اخیر نیز امكانات و بودجه برای بیابانزدایی دو تا سه هزار برابر شده، اما به دلیل مدیریت ضعیف بخش منابع طبیعی غول بیابان دوباره به پاخاسته و فعال شده است. منبع : سايت تبيان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 21 دی1386 ساعت
گرم ترین منطقه جهان در ایران
گرم ترین نقطه کره زمین با دمای نزدیک به ۷۰ درجه در سایه، در دشت لوت ایران قرار گرفته است. دکتر پرویز کردوانی بیابان شناس معروف ایرانی با اعلام این مطلب گفت: منطقه گندم بریان در دشت لوت که در ۸۰ کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته است منطقه ای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه می شود. به گفته وی این منطقه همچنین پست ترین منطقه داخلی ایران نیز محسوب میشود و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است. کردوانی معتقد است که در گندم بریان در منطقه ای به طول ۲۰۰ کیلومتر و عرض ۱۵۰ کیلومتر هیچ موجود زنده ای زندگی نمی کند و شرایط به گونه ای است که امکان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد. گواه کردوانی بر این موضوع این است که در تحقیقات خود مشاهده کرده است که گاو و گوسفند مرده ای که توسط کامیون های عبوری در گندم بریان رها شده بودند تجزیه نشده و نگندیده بودند بلکه فقط در اثر حرارت خورشید خشک شده بودند. به گفته وی این موضوع نشان می دهد که در این منطقه حتی باکتری هم امکان حیات ندارد. کردوانی اضافه کرد: در نزدیکی گندم بریان پدیده های طبیعی بسیار زیبایی از جمله کلوت های بیابان لوت قرار دارد. این کلوت ها رشته دالان های موازی هستند که بر اثر باران و باد شدید به مرور زمان ایجاد شده است و ارتفاع دیواره های آنها به ۲۰۰ متر می رسد. دکتر کردوانی گفت: پیش از اعلام میزان گرمای گندم بریان گمان می شد صحرای لیبی در شمال صحرای آفریقا با ۷/۵۷ درجه سانتی گراد حرارت گرم ترین منطقه کره زمین باشد، اما امروز مشخص شده است که گندم بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از ۶۷ درجه سانتی گراد در سایه، گرم ترین نقطه کره خاکی است. منبع: همشهری |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 21 دی1386 ساعت
داغترین چشمه جهان
داغترین چشمه جهان دراستان اردبیل قرار دارد
چشمه آبگرم معدنی قینرجه با دمای ۸۶درجه سانتیگراد بعنوان داغترین چشمه آب معدنی جهان در دامنههای ییلاقی كوه سبلان در شهرستان مشگینشهر واقع است. این آب گرم كه در ردیف آبهای كلرایدی جهان قرار دارد در فاصله ۱۲كیلومتری جنوب مشگینشهر و در منطقه بكری واقع شده كه خروجی آب گرم آن ۹لیتر در ثانیه برآورد میشود. تفاوت دمای آب این چشمه با آب خنك رودخانه مجاور آن در فصل زمستان و خلق مناظر زیبایی از یخ ، برف و بخار انسان را درباره رازهای خلقت و قدرت خالق هستی انگشت به دهان میكند. فرماندار مشگین شهر درباره اقدامات انجام یافته درباره این آب گرم گفت: در سالهای اخیر با سرمایهگذاری، اجرای طرحهای گردشگری و نیز احداث مجتمع آبدرمانی قینرجه استفاده از این چشمه از حالت سنتی خارج و به صورت مدرن انجام میشود. علی حیدری افزود: مجتمع آبدرمانی قینرجه مشگینشهر موفق به اخذ گواهینامه ایزو ۹۰۰۲كیفیت مدیریت شده است. وی گفت:در جریان سفر دوم رییس جمهوری و هیأت دولت به استان اردبیل رونق بخش گردشگری این منطقه نیز تسریع شده است. وی افزود:به استناد آیین نامهها و مصوبات سفر دولت ۲۶منطقه در استان اردبیل به عنوان منطقه نمونه گردشگری معرفی شد كه منطقه گردشگری قوتورسویی ، منطقه گردشگری قینرجه ، منطقه گردشگری ایلاندو و منطقه گردشگری شیروان درهسی در شهرستان مشگین شهر از جمله آنها است و طرح مطالعاتی و ایجاد زیرساختهای این مناطق سال آینده عملیاتی خواهد شد. شهرستان مشگین شهر با داشتن بیش از ۲۰دهنه چشمه آب معدنی جایگاه ویژهای از حیث گردشگری در استان اردبیل دارد. همه ساله در فصول تابستان و زمستان گردشگران زیادی از مناطق مختلف كشور و جهان برای استفاده از زیباییهای بیبدیل این منطقه و شنا در آبگرمهای آن به مشگین شهر سفر میكنند. شهرستان مشگین شهر باحدود ۱۶۰هزارنفر جمعیت در شمال غرب اردبیل دارای آثار تاریخی متعدد از جمله قلعه قهقهه ، كاروانسرای قانلی بولاغ ، مقبره سیدسلیمان فخرآباد ، كهنه قلعه ، چند حمام قدیمی و آبهای گرم معدنی شابیل و قینرجه است.
منبع: تبیان اردبیل |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در پنجشنبه 20 دی1386 ساعت
|