![]() حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 آرشيو موضوعي
شب یلدا
مطالب و داستان هاي مفيد و آموزنده عكس هاي جور واجور هر چی بخوای اینجا هست شعر كسب درآمد اينترنتي براي صاحبان سايت ها و وبلاگ ها كسب درآمد اينترنتي براي كاربران اينترنت جواب سؤالات مسابقات تبيان و ديگر مسابقات بهداشت و پزشكي و سلامت ورزشي اجتماعي ايران شناسي ويژه نامه هاي مناسبت هاي مذهبي مشاهير ايران كامپيوتر و ICT دانش و فن آوري نجوم هوا فضا فیلم و سریال گیاهان دارویی تغذیه دانلود نرم افزارهاي مديريت تلفن همراه دانلود نرم افزارهاي بهينه كننده ويندوز دانلود نرم افزارهاي ابزار فيلم دانلود نرم افزارهاي كاربردي دانلود نرم افزارهاي ابزار سيستم دانلود نرم افزارهاي محافظ صفحه نمايش اخبار فناوری خاندان نور خانه و خانواده دانلود نقشه شهر ها و کشور ها و قاره ها دانلود نرم افزارهای ابزار تلفن و فکس دین و اندیشه دانلود نرم افزارهای کار با متن دانلود نرم افزارهای مالتی مدیا دانلود برنامه های نصبی تلفن همراه دانلود نرم افزارهای آموزشی دانلود نرم افزارهای مرتبط با اینترنت دانلود نرم افزارهای بازیابی اطلاعات و نگهداری هارد دانلود نرم افزارهای گرافیکی دانلود بازی جانور شناسی دانستنيها جامعه وسیاست معرفی سایت ها ادب و هنر مطالب خواندنی ویژه بانوان مطالب خواندنی ویژه آقایان جستجو
پيوندها
مو قشنگ
نسيم كوير سايت تبيان آپلود عكس در اينترنت توپولي شکار و طبیعت تبيان تبريز تبيان زنجان درسهایی از قرآن قالبهاي حرفه اي براي وبلاگها و سايتهاي ايراني RSS
|
ستاره سهیل
حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک اولين سحابي هايي که با تلسکوپ کشف شدند!
حتما
تا بحال با نام بعضي سحابي ها و کهکشان ها روبرو شده ايد که به صورت يک عدد
به همراه يک حرف M گفته مي شوند: مثل M44، M32 و... اين اجرام غير ستاره
اي که به اين نام ها خوانده مي شوند، مربوط به روزگاري هستند که تلسکوپ
به تازگي اختراع شده بود و منجمين به تازگي داشتند با اجرامي روبرو مي شدند که
پيش از آن هرگز نديده بودند. قبل از اختراع تلسکوپ در بعضي مناطق آسمان
توده هاي مه آلود کوچکي ديده مي شدند که منجمين دوره اسلامي به آنها
«سحابي» مي گفتند، ولي از ماهيت واقعي آنها هيچ کس اطلاعي نداشت. بعضي از
اين سحابي ها توسط منجمين يوناني کشف شده بودند و بعضي که کم نورتر بودند
توسط منجمين تيزبين مسلمان براي نخستين بار در جداول سحابي هاي آسمان ظاهر
گرديدند. مثلاً سحابي «امرأة المسلسلة» که امروزه به آن کهکشان آندرومدا
يا M31 گفته مي شود، اولين بار توسط عبدالرحمن صوفي در قرن چهارم ديده و
در کتابش «صور الکواکب» ثبت گرديد.
کهکشان M31 که اولين با توسط عبدالرحمن صوفي بدون تلسکوپ کشف گرديد. صفحه اي از کتاب صورالکواکب با اختراع تلسکوپ توسط گاليله در قرن 17 دريچه اي نوين به روي منجمين گشوده شد. بنابراين مي بينيم که در قرن 18 منجمين در طي رصد آسمان با اجرام عجيب و غريب ديگري روبرو شدند. مثلا دنباله دارهايي که با چشم ديده نمي شدند ولي با تلسکوپ قابل مشاهده بودند. همين طور تعداد زيادي سحابي جديد کشف گرديد. شارل مسيه از اولين کساني بود كه اين سحابي ها را در طي کشفيات خود فهرست نمود.
شارل مسيه شارل مسيه ستاره شناسي فرانسوي بود که در 26 ژوئن 1730 به دنيا آمد. او از کودکي علاقه زيادي به آسمان داشت و خود را به جايي رساند که در رصدخانه مارين پاريس مشغول به کار شد. علاقه زياد وي به دنباله دارها او را به سوي رصد اجرام اعماق آسمان کشاند. او در راه کشف دنباله دارها براي اولين بار دنباله دار هالي را کشف کرد، اما به دليل دير رساندن خبر کشف آن به رصدخانه مرکزي پاريس افتخار کشف آن به نام ادموند هالي تغيير يافت. ![]() مسيه در 28 اوت 1758 به طور اتفاقي متوجه گوي مه آلودي در آسمان مي شود. اين گوي برعکس ديگر اجرامي که او ديده بود جا به جا نمي شد. او با ديدين اجرام ديگري به مانند اين تصميم گرفت که ليستي از آنها تهيه کند که به آن امروزه اجرام مسيه مي گويند. اولين جرم آسماني او M1 نام گرفت که همان سحابي خرچنگ است.، که امروزه مي دانيد يک بازمانده انفجار ابرنواختري است. مسيه در سال ???? فهرستي از ?? جرم غيرستارهاي را منتشر کرد که از اين تعداد ?? يا ?? تاي آن را خودش کشف کرده بود و بقيه را ستارهشناساني ديگر کشف کرده بودند. ![]() سحابي M1 او در ادامه اين ليست و در سال 1765 دو سحابي M42 و M43 در صورت فلکي جبار را اضافه کرد. مسيه M44 و خوشه باز M45 يا همان خوشه پروين را نيز در ليست خود قرار داد. به پاس تلاش مسيه در سال 1744فهرست اجرام غير ستاره او با نام مسيه به تأييد آکادمي علوم پاريس رسيد و منتشر شد. خوشه ي کندوي عسل M44 از آخرين اجرامي که مسيه به فهرست خود افزود. تا سال ???? مسيه با همکاري پير مشن فرانسوي و همراهانش بارناباس اورياني ايتاليايي و نيکلاوس لاسيا ?? جرم غيرستارهاي ديگر را ثبت کردند. صدمين جرم فهرست مسيه يک ماه پيش ازآنکه ويليام هرشل سياره اورانوس را کشف کند، ثبت شد. پير مشين همکار مسيه در طول سال هاي ???? تا ???? ، سه جرم ديگر را به فهرست مسيه اضافه کرد. در حدود ??? سال بعد ستارهشناس فرانسوي فلاماريون يک کپي از کاتالوگ ??? جرم غيرستارهاي مسيه را بدست آورد و با رصد ??? M (کهکشان کلاه مکزيکي) در سنبله، تعداد اجرام مسيه را به عدد ??? رساند. در ???? هلن سايرهوگ ستارهشناس کانادايي ??? M ??? M و ??? M را رصد کرد . اين اجرام را پيش از آن پير مشين رصد کرده بود اما براي او غيرستارهاي بودن اين اجرام نامعلوم بود، براي همين آنها را در فهرست مسيه ثبت نکرده بود. و اما ??? M و ??? M را چند سال بعد گينگريچ استاد تاريخ نجوم دانشگاه هاروارد رصد کرد و آخرين جرم فهرست مسيه را هم کنت جونز در ???? به فهرست اضافه کرد که اين جرم ??? M ، قمر کوچکتر کهکشان آندرومدا(M31)است. مجموعه ي 110 جرم غير ستاره اي مسيه کشف اين سحابي ها و خوشه هاي ستاره اي با آنکه هنوز ماهيت بسياري شان مشخص نبود، پيشرفتي بزرگ در دانش اخترشناسي بحساب مي آيد. با اين همه، هنوز يکي دو قرن زمان لازم بود تا منجمين متوجه شوند که بعضي از اين سحابي ها واقعا توده هاي گاز هستند و بعضي در واقع توده هاي ميلياردي از ستارگان!
فهرست و مشخصات اجرام مسيه را اينجا ببينيد.
منبع: http://www.nightsky.ir - خسرو جعفري زاده
تصحيح و اضافات: ا.م.گميني |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 14 اردیبهشت1387 ساعت
سردترین و تاریک ترین کوتوله ی قهوه ای کشف شد!
سردترین ستاره ی کوتوله ی قهوه ای با دمای سطحی 623 درجه ی کلوین (یعنی فقط 350 درجه سانتی گراد) کشف شد. (من شک دارم که اصلا بتوان به این ستاره گفت!) این دما را مقایسه کنید با دمای سطحی خورشید که تقربا 6000 درجه ی کلوین است. می بینید که این «ستاره» ی کوتوله ی سنگین وزن یک مورد نادر است. چنین ستاره ای به اندازه ی یک ابرنواختر جذاب یا به اندازه ی یک ستاره ی نوترونی عجیب و غریب نیست! بلکه در واقع یک کوتوله ی قهوه ای توده ای است کم اهمیت که در طبقه ی بین ستارگان و سیارات قرار دارد. اینها ستارگان ناقصی هستند که نتوانستند جرم کافی برای تشکیل یک ستاره را برای خود دست و پا کنند. این کشف جدید می تواند نشان دهد که اینها چگونه سرد می شوند. ![]() کوتوله های قهوه ای در میان سیارات پر جرم و ستارگان کوچک قرار می گیرد. این ستارگان جرمی بیشتر از 80 برابر جرم سیاره مشتری دارند، ولی آنقدر پر جرم نیستند که بتوانند واکنشهای همجوشی هسته ای را در مرکز خود به راه بیاندازند. به هرحال گرمای تولید شده در مرکز به علت فشار گازها، از طریق همرفت به سطح آنها می رسد. اگر جرم سیاره ای مثل مشتری را افزایش دهیم آهسته آهسته به حوزه ی کوتوله های قهوه ای وارد می شویم، ولی هنوز مرز بین کوتوله های قهوه ای و سیارات پرجرم دقیقا مشخص نیست. شاید این کشف جدید به دانشمندان در یافتن راه حلی مناسب کمک کند. ستاره شناسان با استفاده از ابزارهای مشاهده ی فروسرخ ( تلسکوپهای جمینی شمالی و رصدخانه ی جنوبی اروپایی در شیلی)، چنین کوتوله ی قهوه ای را کشف کردند. این جرم، همسایه ی آسمانی ما محسوب می شود چرا که بیش از 40 سال نوری با ما فاصله ندارد. نام این کوتوله ی قهوه ای، « CFBDS0059» است. دمای سطحی این ستاره تقریبا برابر سطح عطارد است. پس این ستاره واقعا بسیار سرد محسوب می شود. در حالی که دمای سطحی سردترین غول های سرخ 2000 درجه ی کلوین است. به خاطر دمای پایینش، نمی تواند در نور مرئی تابش کند و تنها در طول موج فروسرخ نزدیک می تابد، در نتیجه تنها بوسیله ی ابزارآلات رصدی مخصوص قابل رؤیت است. CFBDS0059 بسیار کوچک است و تنها 15 تا 30 برابر سیاره ی مشتری جرم دارد: دقیقا در پایین ترین مرز یک کوتوله ی قهوه ای. نسبت اندازه ی زمین، مشتری(Jupiter)، کوتوله ی قهوه ای(Brown Dwarf)، یک ستاره ی کم جرم(Low-mass star) و خورشید. ولی چگونه دانشمندان می توانند مطمئن باشند که یک کوتوله ی قهوه ای از این نوع کشف کرده اند. همه چیز برمی گردد به دمای سطحی پایین این جرم: دمای این نوع کوتوله ی قهوه ای به قدری کم است که در جَوَش بخار آمونیاک می تواند تولید کند. در نتیجه با استفاده از طیف نمایی می توان نشانه های خطوط جذبی آمونیاک را به وجود این مولوکول در جو یک کوتوله ی قهوه ای نسبت داد.
منبع: ترجمه و توضیحات: |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 14 اردیبهشت1387 ساعت
لحظه تحويل سال، چه اتفاقي در آسمان مي افتد؟
لحظه تحويل سال، چه اتفاقي در آسمان مي افتد؟معمولاً هنگامي كه يك سال شمسي به روزهاي پاياني خود مي رسد، صحبت از ويژگي هاي سال آينده شروع مي شود. از بين اين بحث ها، يك بحث بيش از بقيه جلب توجه مي كند و آن، «لحظه تحويل» سال آينده است. طبق سنت، در اين لحظه همه افراد خانواده دور هم جمع مي شوند و بنا بر رسوم باستاني خود، آغاز سال نو را جشن مي گيرند. اين لحظه اي است كه خاطره آن هميشه در يادها مي ماند اما آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه اصولاً اين زمان بر چه مبنايي انتخاب و تعيين مي شود؟ و در اين لحظه چه اتفاقي مي افتد كه آن را با آغاز سال پيوند مي دهند؟ زمان و تقويمزمان، انسان را به ياد ساعت و تقويم مي اندازد. مطمئناً همه شما با نظام 24 ساعتي شبانه روز آشنا هستيد و در زندگي روزانه خود به راحتي از آن استفاده مي كنيد. اين نظام و مفهوم شب و روز، به قدري بديهي است كه شايد هرگز به منشأ و چرايي آن فكر نكرده ايد. اما در سپيده دم تمدن، اجداد ما نمي توانستند اين چنين ساده و راحت مفاهيم زمان را درك كنند. شايد نخستين مفهوم گذشت زمان براي آنان طلوع و غروب خورشيد بوده است. بالا آمدن گوي فروزاني از شرق و فرونشستن آن در غرب و تكرار مداوم آن، انسان را به مفهوم روز وشب و سپس «شبانه روز» رهنمون شد. اين بنيادي ترين جزء يك نظام سنجش زمان است: «پديده اي متناوب و تكرار شونده» خوشبختانه طبيعت چندين پديده متناوب ديگر نيز در اختيار انسان قرار داده است و از اينجا بود كه مفاهيم سال، فصل و ماه پديد آمد. اما چرا انسان به واحدهاي بزرگتر از روز روي آورد؟ با استفاده از واحدهاي بزرگي همچون سال، دهه و قرن كار آسان تر مي شود. واحد بزرگتر از روز ماه بود: يک دوره ي اهله ي ماه که از يک بدر تا بدر بعدي، يا از يک هلال نو تا هلال نوي بعدي طول مي کشيد. اين مدت تقريبا 29 تا 30 روز است. بنابر اين اولين تقويم هاي بشر تقويم هاي قمري بوده است، زيرا تنها با نگاه به شکل اهله ي ماه مي توان تشخيص داد که در چندمين روز ماه قرا داريم و احتياج به هيچ محاسبه ي ديگري نيست. براي انسان هاي اوليه، همين كافي بود كه يك سال را به طور تقريبي 360 روز و يك ماه را 30 روز بداند اما پيشرفت تمدن، باعث نياز به دقت بيشتر در محاسبه زمان شد و اين امر، يك مشكل بزرگ را نمايان ساخت: متأسفانه واحدهاي بزرگتر از زمان، حاصلضرب صحيحي از واحد هاي كوچكتر نبودند. به عبارت ديگر، در يك سال نمي توان تعداد صحيحي از شب و روزهاي كامل را جاي داد. البته گفته بالا به هيچ وجه دقيق نيست. وقتي مي گوييم «سال» بايد دقيقاً مشخص كنيم كه منظورمان از سال چيست؛ همين طور براي شبانه روز. تعجب نكنيد! در «نجوم كروي» چندين نوع سال و روز و ماه وجود دارد. اگر يك متن نجوم كروي مربوط به زمان را بخوانيد، مطمئناً از ديدن اسامي عجيب و تعاريف گوناگون دستگاه هاي مختلف زمان، در شگفت خواهيد شد. البته ما قصد نداريم وارد اين مبحث گسترده شويم. بلكه فقط چند تعريف ساده شده از آن را كه براي كارمان ضروري است، برمي گزينيم.
دو نوع تقويم شما احتمالاً با دو نوع از سال ها آشناييد: سال شمسي و سال قمري. مبناي طبيعي اين سال ها از نامشان پيدا است. يعني سال شمسي از حركت خورشيد و سال قمري از حركت ماه بهره مي گيرد. همانطور كه مي دانيد، در اصل اين زمين است كه به دور خورشيد مي گردد. اما از آنجا كه حركت، نسبي است؛ ما بر روي زمين تصور مي كنيم كه خورشيد در طول سال در حال حركت در آسمان است. اين حركت در يك مسير خاص در آسمان صورت مي گيرد كه «دايرة البروج» نام دارد و ما بعداً در باره آن بيشتر صحبت خواهيم كرد. اين حرکت با حرکت روزانه ي خورشيد که از شرق به غرب در 24 ساعت يک دور مي زند، فرق دارد. اين حرکت را تنها با توجه به ستارگان زمينه ي آسمان مي توان فهميد که خورشيد در طول يک سال يک دور در ميان ستارگان زمينه ي آسمان از غرب به شرق دور مي زند. حال، با توجه به آنچه گفتيم، مي توان يك سال شمسي را «مدت زمان حركت خورشيد از يك نقطه خاص در آسمان و بازگشت به همان نقطه» تعريف كرد. اين ساده ترين سال است كه به آن «سال برجي» هم گفته مي شود. از آنجا كه اين نوع سال با خورشيد در ارتباط است و خورشيد هم يكي از عوامل كنترل كننده طبيعت و فصول است، در بيشتر تقويم ها از اين نوع سال استفاده شده است. اما در سال قمري، مدت زمان 12 بار ديدن هلال ماه نو يا 12 يار ديدن بدر کامل ماه به عنوان مبنا انتخاب شده است. هرچند اين نوع سال بر مظاهر طبيعت و فصول منطبق نيست، اما از آنجا كه تاريخ دين ما براين اساس بنيان شده است، از آن نيز استفاده مي كنيم. برگرديم به سال شمسي، يعني مدت زمان دو عبور متوالي خورشيد از يك نقطه ثابت در آسمان. انسان در اعصار گذشته اين مدت زمان را 365 روز اندازه گرفته بود و براساس آن به محاسبه تاريخ مي پرداخت. اما به تدريج كه شمار سال ها فزوني يافت، انديشمندان دريافتند كه اين سال هاي 365 روزي، كم كم از فصول سال انحراف پيدا مي كنند. متفكران به اين فكر افتادند كه طول سال ها را دقيق اندازه بگيرند. اين اندازه گيري ها با همان وسايل ابتدايي نشان مي دادند كه طول يك سال شمسي اندكي از 365 روز بيشتر است؛ يعني حدود 25ر365روزه است. حال به نظر شما چگونه مي توان اين 25ر0 روز و يا ساعت را به حساب آورد. توجه كنيد كه اين 6 ساعت هاي اضافي، پس از 4 سال، به يك شبانه روز (24 ساعت) مي رسند. پس اگر در يك دوره 4 ساله، يك روز به انتهاي سال چهارم بيفزاييم وآن را 366 روز در نظر بگيريم، مشكل حل مي شود. چرا كه در اين صورت 4 سال داراي 1461 روز(366+3×365) خواهد شد. يعني هر سال به طور متوسط 25ر365 روز خواهد داشت. اين نظام كبيسه اي را بيشتر تقويم هاي باستاني به كار برده اند(سال چهارم را كه 366 روز است، سال كبيسه مي نامند). يكي از اين تقويم ها ، «تقويم ژوليني» است كه «ژوليوس سزار» باني آن بوده است. اين تقويم، مبناي تقويم كنوني مسيحي است. اما كار به پايان نرسيد! چرا كه پس از گذشت چند قرن، يعني در اواخر قرن شانزدهم ميلادي، باز تقويم با طبيعت اختلاف فاحشي پيدا كرد؛ طوري كه آغاز فصل بهار كه در ابتداي وضع اين تقويم در 21 مارس بود، در سال هاي 1928 ميلادي ده روز به عقب رفته و به 11 مارس رسيده بود.(در مورد چگونگي تعيين آغاز فصل بهار، در ادامه همين مقاله سخن خواهيم گفت). به همين علت پاپ گرگوري سيزدهم با مشورت دانشمندان تصميم گرفت نظام ديگري براي برقراري سال كبيسه وضع كند. نتيجه اين شد كه اولاً10 روز را از تقويم سال حذف كردند. (يعني در سال 1582 ميلادي، روز بعد از 4 اكتبر 1582، 15 اكتبر خوانده شد!) در مورد برقراري كبيسه نيز چنين تصميم گرفته شد كه در هر چهار قرن به جاي 100 سال كبيسه، 97 سال كبيسه در نظر گرفته شود. به اين ترتيب كه در سال هايي كه دو صفر ختم مي شوند مانند 1700 و 1800، تنها آنهايي كبيسه باشند كه بر 400 قابل بخش هستند (مانند 1600)؛ بنابرين در اين دوره 400 ساله تقويم گرگوري 146097 روز (97+400×365) خواهيم داشت كه هر سال، به طور متوسط داراي2425ر365 روز خواهد بود. ![]() پاپ گريگوري سيزدهم، که تقويم ميلادي را اصلاح کرد.
امروزه مي دانيم كه طول متوسط سال شمسي حقيقي، برابر است با 2421987ر365 روز. بنابرين طول سال در تقويم گرگوري، تنها 0003ر0 روز از طول حقيقي سال بيشتر است و اين مقدار، پس از حدود 30.000 سال به يك روز مي رسد. ممكن است اين روش را روش هوشمندانه اي بدانيد و دقت آن را تحسين كنيد، اما بايد بدانيد كه تقويم ديگري وجود دارد كه دقت آن، بارها بيشتر از تقويم گرگوري است و تقريباً 500 سال پيش از آن (يعني در سال 1079 ميلادي) تدوين شده است. آيا مي دانيد اين چه تقويمي است؟ بله همان تقويمي كه ما امروزه در ايران به كار مي بريم (در واقع پايه آن) قبل از بحث در مورد اين تقويم، لازم است چند مسئله نجومي را توضيح بدهيم.
كره سماوي و دايرة البروج شب كه به آسمان مي نگريد، اگر آسمان صاف باشد و بتوانيد منظره زيباي ستارگان چشمك زن را به وضوح در آن ببينيد، با كمي تخيل در خواهيم يافت كه گويي آسمان مانند يك كاسه بزرگ وارونه است كه شما روي زمين، در مركز هندسي آن ايستاده ايد. اين تصوير به گذشتگان باستاني ما نيز دست مي داد. زيرا در نظر اول به هيچ وجه نمي توان دريافت كه اين ستارگان در فواصل متفاوتي از ما قرار گرفته اند. به همين دليل آنان معتقد بودند كه ستارگان همچون پولك هايي درخشان بر سطح دروني يك كره بزرگ آسماني، به نام «كره سماوي» جاي گرفته اند كه زمين در مركز آن است. امروز با آن كه مي دانيم اين تصورات كاملاً باطل هستند، اما باز هم به منظور سهولت در ثبت مكان «ظاهري» ستارگان، بهتر است از همان مفهوم كهن استفاده كنيم. بنابرين در علم نجوم كروي، زمين نيز، مانند نجوم قديم در مرکز آسمان قرار گرفته است. در نجوم کروي، مفهوم كره سماوي اهميت بسزايي دارد و چنين تعريف مي شود: كره سماوي كره اي است فرضي كه به مركز زمين وشعاع بي نهايت كه تمام ستارگان بر روي پوسته دروني آن واقع شده اند. با توجه به اين تعريف، مي توانيم براي چند تا از ويژگي هاي جغرافيايي كره زمين، در كره سماوي نمونه هايي پيدا كنيم. به عنوان مثال همانطور كه مي دانيد، در علم جغرافيا يك كمربند بزرگ و فرضي براي زمين در نظر گرفته مي شود كه آن را به دو نيمكره شمالي و جنوبي تقسيم مي كند. اين همان خط استوا است. حال همين خط استوا را براي كره سماوي هم مي توان در نظر گرفت. در واقع كافي است فرض كنيم خط استوا آنقدر بزرگ شود تا به كره سماوي بچسبد؛: در اين صورت براي كره سماوي هم يك كمربند فرضي بسيار عظيم خواهيم داشت كه آن را «استواي سماوي» مي ناميم. استواي آسمان (Celestial Equator) و دايرة البروج (Ecliptic)
روز اول حمل( فروردين) که زمين به حالت اوليهي خويش باز ميگردد، روز اعتدال بهاري است که دقيقا آفتاب به خط استوا ميتابد و مدت شبانهروز با هم برابرند، سپس زمين در عرض سهماه حدود ?? درجه و ?? دقيقه و ?? ثانيه رو به جنوب متمايل ميشود، به بياني ديگر خورشيد هر روز بالا و بالاتر ميآيد و ارتفاع آن در لحظه ي ظهر بيشتر و بيشتر مي شود. مثلا در اول تير ماه ارتفاع خورشيد ظهر به 5ر77 درجه در تهران مي رسد. بار ديگر از آنجا که به مدار راسالجدي(کمربند دوم فرضيي شماليي زمين و موازي با خط استوا) متمايل ميشود و زمين دگر بار به سوي قطب شمال خويش منحرف ميگردد، و از اول ميزان( مهر) تا جدي (دي ماه)، حداکثر افول خود را دارد و درجدي( دي ماه) تابش خورشيد روي مدار راسالسرطان است و ارتفاع خورشيد در لحظه ي ظهر بسيار کم است. مثلا در تهران اول دي ماه ارتفاع خورشيد ظهر 31 درجه بيشتر نيست. در نتيجهي اين حرکات فصول چهارگانه پديد ميآيند. شما احتمالاً از كودكي به يادداريد كه گفته اند خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي گردد؛ اما همانطور كه قبلاً نيز گفتيم، از آنجا كه ما روي زمين هستيم چنين به نظر مي رسد كه زمين ساكن و خورشيد در آسمان حركت مي كند. به همين ترتيب اگر مسير حركت خورشيد را بر روي كره سماوي دنبال كنيم، يك دايره بزرگ به دست خواهيم آورد كه آن را «دايرة البروج» مي نامند و با استواي سماوي زاويه در حدود 5ر23 درجه مي سازد. وجه تسميه اين نام، آن است كه بر روي دايره البروج 12 صورت فلكي مهم قرار دارند كه به محدوده هركدامشان يك برج مي گويند. دايرة البروج در دو نقطه، استواي سماوي را قطع مي كند كه «اعتدال بهاري» و «اعتدال پاييزي» نام دارند. در واقع وقتي كه خورشيد به اين دو نقطه مي رسد، طول شب و روز با هم برابر شده و يك از دو فصل بهار و يا پاييز آغاز مي شوند. يكي از همين دو نقطه، يعني اعتدال بهاري، نقش اساسي در تقويم شمسي ما دارد. ساعت 9 و 18 دقيقه و 19 ثانيه: شبيه سازي رايانه اي از لحظه ي تحويل سال 1387 - خورشيد در نقطه ي تقاطع دايرة البروج و استوا قرار دارد.
تقويم جلالي و لحظه تحويل سال بعد از اسلام در ايران تقويم منظمي وجود نداشت. درمحافل سياسي و علمي جهان اسلامي كه ايران نيز جزو آن به حساب مي آمد، تقويم هجري قمري به كار مي رفت، اما در بين عامه مردم ايران، تقويم كهن باستاني (تقويم يزدگردي) معمول بود . اما در حساب هاي كبيسه هاي اين تقويم سهل انگاري مي شد، تاجايي كه در عهد ملكشاه سلجوقي در سالهاي ??? و ??? هجريي قمري ، نوروز به اواسط شهريور ماه رسيده بود! اين مسائل مشكلات عديده اي را در حساب هاي مالي و خراجي يك سال ايجاد مي كرد. به همين سبب دانشمندان آن زمان به همت حكيم عمر خيام و با حمايت ملكشاه و وزير دانشمند وي، خواجه نظام الملك طوسي، به اصلاح و احياي تقويم شمسي قديم ايراني بر مبناي هجرت پيامبر بزرگ اسلام (ص) اقدام كردند و تقويم تازه را به لقب سلطان جلال الدين ملكشاه، تقويم «جلالي» ناميدند. در اين تقويم مقرر شد كه سال با رسيدن خورشيد به نقطه اعتدال بهاري آغاز شود. اين همان «لحظه تحويل سال» است. بنابرين «لحظه تحويل سال، لحظه اي است بين ظهر روز اول فروردين و ظهر روز آخر اسفند، كه مركز خورشيد بر نقطه اعتدال بهاري منطبق شود.» خيام، منجم و شاعر ايراني
حال از آنجا كه تقويم هجري شمسي كنوني ما نيز اساساً همان تقويم جلالي است (تنها فرق اين دو در مبدأ تقويم است). بنابرين مفهوم تحويل سال در تقويم كنوني ما همان است كه در تقويم جلالي ذكر شد. همچنين بر طبق قوانين اين تقويم اگر تحويل سال، قبل از ظهر (ساعت 12) به وقوع بپيوندد آن روز، اول فروردين واگر بعد از ظهر اتفاق بيفتد آن روز آخر اسفند سال قبل خواهد بود. حال به مسأله محاسبه اين لحظه مي پردازيم. اگر طول سال شمسي ثابت بود، اين محاسبه بسيار ساده بود. زيرا در اين صورت، اگر زمان تحويل يك سال را مي دانستيم با افزودن تقريباً 6 ساعت به آن زمان تحويل سال بعد را به دست مي آورديم. اين 6 ساعت و يا به طور دقيقتر 5 ساعت و 48 دقيقه همان خرده اعشاري در طول سال شمسي (تقريباً 2422ر365 روز) است. اما طول سال همواره ثابت نيست و اين به سبب تغييراتي است كه در مسير حركت زمين در آسمان به وجود مي آيد. درواقع براي محاسبه دقيق زمان اين لحظه بايد معادلات حركت خورشيد و چندين معيار ديگر را نيز در نظر بگيريم. اين محاسبات ومعادلات، نسبتاً پيچيده اند. با اين همه، تغييرات مزبور نسبتاً كوچك هستند و شما مي توانيد براي بدست آوردن زمان تقريبي لحظه تحويل سال هاي بعد از همان روش گفته شده در بالا استفاده كنيد. يعني كافي است 6 ساعت به زمان تحويل سال بعدبيافزاييد. حال ديگر شما مي دانيد كه حدوداً چه ساعتي بايد منتظر تحويل سال 1387 باشيد!
منبع: مجله دانشمند،ش522 س45 ص65
تصحيح و آماده سازي: بخش نجوم تبيان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت
مقارنهی زیبای ماه، زهره و عطارد
مقارنهی زیبای ماه، زهره و عطارد اگر از مشتاقان رصد مقارنههای زیبا هستید، صبحگاه روزهای ۱۵ و ۱۶ اسفند را از دست ندهید. در این روزها هلال ماه در کنار سیارات عطارد و زهره میدرخشد و فرصت خوبی برای رصدگران و عکاسان سحرخیز فراهم خواهد آورد. مشاهده ی این پدیده ی زیبا را از دست ندهید.
![]() مقارنه ماه با هر یک از سیارات برای رصدگران و عکاسان آسمان شب موقعیت بسیار مناسبی است. اما افراد مبتدی میتوانند از این رویداد برای یافتن محل سیارات استفاده کنند. در دو صبحگاه روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۱۵ و ۱۶ اسفندماه، هلال زیبای ماه در کنار دو سیاره داخلی (زهره و عطارد) خواهد بود. و البته سیاره ی مشتری کمی بالاتر خوهد درخشید. این مقارنه در حالی روی میدهد که همزمان آخرین فرصت برای دیدن هلال صبحگاهی صفر در روز پنجشنبه برای شما فرآهم میآید. نقشهی رصدی ماه و سیارات در صبحگاه چهارشنبه 15 اسفند - عطارد(Mercury)، زهره (Venus)، مشتری (Jupiter)
شما رصدگران میتوانید در حدود ساعت ۵ و ۴۵ دقیقه نگاهی به افق شرقی بیاندازید تا دو سیارهی زهره و عطارد را در كنار هلال باریک ماه مشاهده کنید. کافی است پس از اقامه ی نماز صبح سری به پشت بام خانه بزنید و افق جنوب شرقی را نگاه کنید. البته افق شرقی باید باز باشد، توجه کنید که افق شرقی توسط ساختمان های همجوار پوشیده نشده باشد. نیاز به هیچ تلسکوپ یا ابزار رصدی نیست، تنها چشمانتان را با خود ببرید! در صبجگاه چهارشنبه در حالیكه درصد سطح روشن ماه به ۸ درصد میرسد، جدایی ماه از عطارد ۵.۷ درجه و زهره به ۸.۱ درجه خواهد رسید و عطارد و زهره در جنوب شرقی ماه به راحتی قابل مشاهده هستند. این در حالی است كه پنجشنبه هلال ماه باریكتر شده و تنها ۳ درصد از آن روشن است، جدایی زاویهای هلال با سیاره زهره ۴.۴ درجه و عطارد ۶.۷ درجه خواهد بود. همانطور که در شکل مشاهده میکنید، سیاره عطارد در بالای سیاره زهره قرار دارد و قدر آن به ۰.۱ رسیده است و سیاره زهره در پایین این سیاره و از قدر ۳.۹- دیده میشود. ولی این هلالی كه مشاهده خواهید كرد، هلال صبحگاهی یا آخر ماه صفر است، و در ساعت ۵ و ۲۲ دقیقه در مركز ایران از افق شرقی در سمت ۱۰۶ درجه طلوع خواهد کرد. هلال تا طلوع خورشید ۱۰ درجه از افق ارتفاع میگیرد و شکار آسانی برای شكارچیان آن در پیش خواهد بود تا بتوانند تجربهی خود را در رویت هلال به سطح قابل قبولی برسانند. خسرو جعفری زاده
منبع:
تنظیم: واحد نجوم تبیان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت
سالروز تولد کپرنيک؛ مبدع نظريه ي خورشيد مرکزي
سالروز تولد کپرنيک؛ مبدع نظريه ي خورشيد مرکزي روز سه شنبه 30 بهمن ماه مصادف با 19 فوريه سالروز تولد منجم بزرگ لهستاني، نيکولاس کپرنيک است. وي در سال 1473 متولد شد و در 29 مي 1543 بدرود حيات گفت. کپرنيک به عنوان واضع نظريه خورشيد مرکزي شناخته مي شود. کتاب تاريخي وي به نام «اندر باب گردش افلاک آسماني» ( De revolutionibus orbium coelestium) اغلب بعنوان نقطه ي آغاز نجوم جديد و تجلي انقلاب علمي معرفي مي شود. صفحه اول کتاب کپرنيک
در قرون پيش از کپرنيک در آثار يوناني، هندي و اسلامي هميشه نظريه هاي زمين مرکزي مطرح بوده است، در آن زمان اين نظريه به خوبي و دقت کافي حرکات سيارات و افلاک را توضيح مي داد و موقعيت آنها را در هر زمان پيش بيني مي کرد. وي نشان داد که حرکات اجرام آسماني را مي توان بر اساس مرکز بودن خورشيد به همان خوبي توضيح داد که نظريه ي زمين مرکزي توضيح مي دهد. زندگي نامه نيکلاس کپرنيک در شهر تورون لهستان ديده به جهان گشود. پدرش تاجر مس ثروتمندي از محترمين تورون بود که در سال ???? از کراکو (پايتخت آن زمان لهستان) به آن شهر مهاجرت کرده بود. محل تولد کپرنيک
وقتي کپرنيک ده ساله بود ، پدرش درگذشت و داييش لوکاس واتزنرود – که اسقفي بود در پروس شرقي- سرپرستي او ، برادر و دو خواهرش را به عهده گرفت . واتزنرود ميخواست که کپرنيک روزي به مقام کشيشي برسد؛ از اين رو در ???? وي را براي تحصيل علوم ديني و رياضيات به دانشگاه جاگيلوني کراکو فرستاد. در آنجا بود که کپرنيک توسط معلمش آلبرت برودزوسکي با ستارهشناسي آشنا و به آن علاقمند شد . پس از پايان تحصيلات چهار ساله و توقفي کوتاه در تورون ، کپرنيک رهسپار ايتاليا شد تا در دانشگاههاي بولونيا و پادوا حقوق و پزشکي بخواند. سپس براي ادامه تحصيل در فقه و حقوق مدني به فرارا رفت ؛ اما پس از ملاقات با «دومنيکو نووارا دو فرارا» ستارهشناس مشهور، سر درس او حاضر و دستيارش شد. در ???? واتزنرود به مقام اسقفي در وارميا برگزيده شد و جايي نيز براي کپرنيک به عنوان کشيش عاليرتبه در کليساي جامع فرومبورک خالي شد . ولي او با اجازه کليسا چند سال ديگر در ايتاليا ماند و در ???? در رشته فقه درجه دکتري گرفت. وي همچنين در مدت اقامتش در پادوا فرصت يافت تا با مطالعه آثار سيسرو و افلاطون از آراء گذشتگان درباره حرکات کره زمين آگاهي يابد و طرح اوليه نظريه خود را شکل دهد. در ???? کپرنيک براي زندگي و کار به فرومبورک رفت و بعدها در کليسا و حکومت مسؤوليتهاي متعددي را پذيرا شد. اصلاح نظام پولي حکومت پروس و انتشار رسالاتي درباره ارزش پول از جمله خدمات او در اين مدت است. در جريان جنگ ميان توتونها و پادشاهي لهستان (???? - ????) کپرنيک فرماندهي دژ وابستگان کليسا را در شهر مرزي آلنشتاين به عهده داشت و تا زمان اعلام آتشبس در سال بعد با موفقيت از شهر دفاع کرد. در طول اين سالها کپرنيک همچنان اوقات فراغتش را با ستارهشناسي ميگذراند و از فراز رصدخانه سادهاي که خو د ساخته بود حرکات اجرام آسماني ر ا مطالعه و با جدولهاي نجومي قديمي مقايسه ميکرد. مانند ديگر منجمان غربي مرجع و راهنماي کپرنيک نيز کتاب المجسطي نوشته بطلميوس ستارهشناس معروف قرن اول اسکندريه بود. بطلميوس در اين کتاب با فرضِ قرار گرفتن زمين در مرکز عالم، موقعيت سيارات و حرکات افلاک آنها را در آسمان محاسبه کرده بود .
![]() زمينه هاي فکري کپرنيک 1- منجمين دوره ي اسلامي از زمان ابن هيثم به تناقضات فيزيکي و فلسفي موجود در مدل بطلميوس پي برده و تلاشهاي بسياري براي حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصيرالدين طوسي، قطب الدين شيرازي و مؤيد الدين عُرضي از جمله کساني بودند که در رصدخانه ي مراغه به تهيه و تنظيم مدلهاي جديد غيربطلميوسي براي حل اين مشکلات پرداختند. اين مدلها توسط کساني مانند ابن شاطر دمشقي در قرون بعدي به اوج خود رسيد. اگر چه تمام اين مدلها همچنان زمين مرکزي بودند، ولي تناقضات مدل بطلميوسي را حل مي نمودند. کپرنيک نيز با همين انگيزه دست به کار شد تا مدلي غير بطلميوسي براي عالم تنظيم کند، و ما امروزه ردپاي دستاوردهاي منجمين مکتب مراغه را در کارهاي وي مي بينيم. 2- از طرف ديگر، کپرنيک شديدا تحت تأثير تفکرات فيثاغورثي رايج در عصر خود بود. طبق اين ديدگاه طبيعت هميشه منطبق بر ساده ترين نظريه است و هميشه طبق روش هندسي و رياضي و عددي قابل شناخت و بررسي است. 3- همچنين فيثاغورثيان باستان ارزش بسياري براي خورشيد قائل بودند و آنرا مقدس مي دانستند. کپرنيک نيز با برخورداري و اعتقاد از الهيات مسيحي معتقد بود که خورشيد نماد مادي خداي پدر است و بسيار بجاست که شکوه و عظمت خداي پدر در خورشيد آسمان تجلي بيابد. در نتيجه، عقل نمي پسنديد که خورشيد با تمام قداست و شکوهش در جايي جز در مرکز عالم، قرار گيرد. صفحه اي از کتاب کپرنيک که خورشيد را در وسط عالم قرار مي دهد.
4- وي ميدانست که برخي از فلاسفه يونان ادعا کرده بودند زمين حرکت ميکند. به عقيده او نظر درست تر آن بود که خورشيد در مرکز عالم و زمين سيارهاي مانند ديگر سيارات بدور خورشيد در حرکت است. نظريه او بسيار انقلابي بود زيرا هم با اصول پذيرفته شده نجوم بطلميوسي در تعارض بود و هم با نص کتاب مقدس. در سال ???? کپرنيک دست نوشته کوتاهي را بين دوستان خود توزيع کرد که در آن ديدگاههايش را درباره فرضيه خورشيد مرکزي به اختصار بيان کرده بود. نوشته ي کوتاه کپرنيک با استقبال زيادي روبرو شد و او را در جمع دانشمندان اروپايي نامآور گردانيد. اما کپرنيک هنوز نظريهاش را قابل عرضه در محافل علمي نميدانست و سالهاي بعد را صرف مشاهدات دقيق و جمعآوري شواهد و مدارک کرد تا به آن اعتبار بيشتري بخشد. در سال ???? شهرت کپرنيک به جايي رسيده بود که آلبرت ويدمانشتات منشي پاپ کلمنت هفتم يک رشته سخنراني درباره نظريه او براي پاپ و گروهي از کاردينالها در واتيکان ترتيب داد. در ???? که تحقيقات کپرنيک به اتمام رسيد ديگر در اروپا دانشمندي نبود که درباره نظريه انقلابي او چيزي نشنيده باشد و بسياري در گوشه و کنار قاره خواستار انتشار آن بودند. او حتي در کليسا نيز حاميان پرنفوذي داشت؛ کاردينال نيکلاس فون شونبرگ در نامهاي خطاب به کپرنيک نوشت: «... اي مرد فاضل! اميدوارم که تقاضاي مرا بيجا نداني ولي مؤکداً از تو استدعا ميکنم که کشف خود در باب کائنات را در معرض قضاوت ديگر نخبگان جهان قرار دهي و ضمنا در اولين فرصت ممکن شرحي از نظريه خود را همراه با جداول و هرچه که به آن مربوط است براي من ارسال داري...» اين نامه تشويقآميز اگر چه براي کپرنيک بسيار ارزشمند بود ولي کافي نبود تا او را به انتشار نظريه انقلابياش متقاعد کند. وي همچنان به تکميل تحقيقات خود ادامه داد تا سال ???? که با رياضيداني به نام گئورگ يواخيم رتيکوس آشنا گرديد و او را به شاگردي پذيرفت. اين دو با هم نظريه جديد را مطالعه کردند. پس از دو سال رتيکوس با استفاده از اصول تئوري کپرنيک کتاب ناراتيو پريما را درباره حرکت زمين نوشت و در ???? به نام کپرنيک بخشي از پژوهش او در مثلثات را منتشر کرد. در برابر اصرار شديد رتيکوس بالاخره کپرنيک پذيرفت که شرح کاملي درباره نظريه خود فراهم کند و آن را به نورنبرگ بفرستد تا با نظارت او به چاپ رسد. سرانجام کتاب در ???? منتشر شد. کپرنيک اندکي پس از آن در ?? مه همان سال در گذشت. مي گويند اولين نسخه در زماني به دست کپرنيک رسيد که وي در بستر مرگ بود.
|