تبليغاتX
ستاره سهیل
ستاره سهیل
حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک
اولين سحابي هايي که با تلسکوپ کشف شدند!
حتما تا بحال با نام بعضي سحابي ها و کهکشان ها روبرو شده ايد که به صورت يک عدد به همراه يک حرف M گفته مي شوند: مثل M44، M32 و... اين اجرام غير ستاره اي که به اين نام ها خوانده مي شوند، مربوط به روزگاري هستند که تلسکوپ به تازگي اختراع شده بود و منجمين به تازگي داشتند با اجرامي روبرو مي شدند که پيش از آن هرگز نديده بودند. قبل از اختراع تلسکوپ در بعضي مناطق آسمان توده هاي مه آلود کوچکي ديده مي شدند که منجمين دوره اسلامي به آنها «سحابي» مي گفتند، ولي از ماهيت واقعي آنها هيچ کس اطلاعي نداشت. بعضي از اين سحابي ها توسط منجمين يوناني کشف شده بودند و بعضي که کم نورتر بودند توسط منجمين تيزبين مسلمان براي نخستين بار در جداول سحابي هاي آسمان ظاهر گرديدند. مثلاً سحابي «امرأة المسلسلة» که امروزه به آن کهکشان آندرومدا يا M31 گفته مي شود، اولين بار توسط عبدالرحمن صوفي در قرن چهارم ديده و در کتابش «صور الکواکب» ثبت گرديد.
امرأة المسلسلة
کهکشان M31 که اولين با توسط عبدالرحمن صوفي بدون تلسکوپ کشف گرديد.
صورالکواکب
صفحه اي از کتاب صورالکواکب

با اختراع تلسکوپ توسط گاليله در قرن 17 دريچه اي نوين به روي منجمين گشوده شد. بنابراين مي بينيم که در قرن 18 منجمين در طي رصد آسمان با اجرام عجيب و غريب ديگري روبرو شدند. مثلا دنباله دارهايي که با چشم ديده نمي شدند ولي با تلسکوپ قابل مشاهده بودند. همين طور تعداد زيادي سحابي جديد کشف گرديد.

شارل مسيه از اولين کساني بود كه اين سحابي ها را در طي کشفيات خود فهرست نمود.

 

شارل مسيه

شارل مسيه ستاره شناسي فرانسوي بود که در 26 ژوئن 1730 به دنيا آمد. او از کودکي علاقه زيادي به آسمان داشت و خود را به جايي رساند که در رصدخانه مارين پاريس مشغول به کار شد. علاقه زياد وي به دنباله دارها او را به سوي رصد اجرام اعماق آسمان کشاند. او در راه کشف دنباله دارها براي اولين بار دنباله دار هالي را کشف کرد، اما به دليل دير رساندن خبر کشف آن به رصدخانه مرکزي پاريس افتخار کشف آن به نام ادموند هالي تغيير يافت.

شارل مسيه

مسيه در 28 اوت 1758 به طور اتفاقي متوجه گوي مه آلودي در آسمان مي شود. اين گوي برعکس ديگر اجرامي که او ديده بود جا به جا نمي شد. او با ديدين اجرام ديگري به مانند اين تصميم گرفت که ليستي از آنها تهيه کند که به آن امروزه اجرام مسيه مي گويند. اولين جرم آسماني او M1 نام گرفت که همان سحابي خرچنگ است.، که امروزه مي دانيد يک بازمانده انفجار ابرنواختري است. مسيه در سال ???? فهرستي از ?? جرم غيرستاره‌اي را منتشر کرد که از اين تعداد ?? يا ?? تاي آن را خودش کشف کرده بود و بقيه را ستاره‌شناساني ديگر کشف کرده بودند.

سحابي خرچنگ
سحابي M1

او در ادامه اين ليست و در سال 1765 دو سحابي M42 و M43 در صورت فلکي جبار را اضافه کرد. مسيه M44 و خوشه باز M45 يا همان خوشه پروين را نيز در ليست خود قرار داد. به پاس تلاش مسيه در سال 1744فهرست اجرام غير ستاره او با نام مسيه به تأييد آکادمي علوم پاريس رسيد و منتشر شد.

کندوي عسل
خوشه ي کندوي عسل M44 از آخرين اجرامي که مسيه به فهرست خود افزود.

تا سال ???? مسيه با همکاري پير مشن فرانسوي و همراهانش بارناباس اورياني ايتاليايي و نيکلاوس لاسيا ?? جرم غيرستاره‌اي ديگر را ثبت کردند. صدمين جرم فهرست مسيه يک ماه پيش ازآنکه ويليام هرشل سياره اورانوس را کشف کند، ثبت شد. پير مشين همکار مسيه در طول سال هاي ???? تا ???? ، سه جرم ديگر را به فهرست مسيه اضافه کرد. در حدود ??? سال بعد ستاره‌شناس فرانسوي فلاماريون يک کپي از کاتالوگ ??? جرم غيرستاره‌اي مسيه را بدست آورد و با رصد ??? M (کهکشان کلاه مکزيکي) در سنبله، تعداد اجرام مسيه را به عدد ??? رساند. در ???? هلن سايرهوگ ستاره‌شناس کانادايي ??? M ??? M و ??? M را رصد کرد . اين اجرام را پيش از آن پير مشين رصد کرده بود اما براي او غيرستاره‌اي بودن اين اجرام نامعلوم بود، براي همين آن‌ها را در فهرست مسيه ثبت نکرده بود. و اما ??? M و ??? M را چند سال بعد گينگريچ استاد تاريخ نجوم دانشگاه هاروارد رصد کرد و آخرين جرم فهرست مسيه را هم کنت جونز در ???? به فهرست اضافه کرد که اين جرم ??? M ، قمر کوچک‌تر کهکشان آندرومدا(M31)است.

اولين سحابي هايي که با تلسکوپ کشف شدند!
مجموعه ي 110 جرم غير ستاره اي مسيه

کشف اين سحابي ها و خوشه هاي ستاره اي با آنکه هنوز ماهيت بسياري شان مشخص نبود، پيشرفتي بزرگ در دانش اخترشناسي بحساب مي آيد. با اين همه، هنوز يکي دو قرن زمان لازم بود تا منجمين متوجه شوند که بعضي از اين سحابي ها واقعا توده هاي گاز هستند و بعضي در واقع توده هاي ميلياردي از ستارگان!

 

فهرست و مشخصات اجرام مسيه را اينجا ببينيد.

 

منبع:

http://www.nightsky.ir - خسرو جعفري زاده

 

تصحيح و اضافات:

ا.م.گميني

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 14 اردیبهشت1387 ساعت |

سردترین و تاریک ترین کوتوله ی قهوه ای کشف شد!

سردترین ستاره ی کوتوله ی قهوه ای با دمای سطحی 623 درجه ی کلوین (یعنی فقط 350 درجه سانتی گراد) کشف شد. (من شک دارم که اصلا بتوان به این ستاره گفت!) این دما را مقایسه کنید با دمای سطحی خورشید که تقربا 6000 درجه ی کلوین است. می بینید که این «ستاره» ی کوتوله ی سنگین وزن یک مورد نادر است. چنین ستاره ای به اندازه ی یک ابرنواختر جذاب یا به اندازه ی یک ستاره ی نوترونی عجیب و غریب نیست! بلکه در واقع یک کوتوله ی قهوه ای توده ای است کم اهمیت که در طبقه ی بین ستارگان و سیارات قرار دارد.

اینها ستارگان ناقصی هستند که نتوانستند جرم کافی برای تشکیل یک ستاره را برای خود دست و پا کنند. این کشف جدید می تواند نشان دهد که اینها چگونه سرد می شوند.

سردترین و تاریک ترین کوتوله ی قهوه ای کشف شد!

کوتوله های قهوه ای در میان سیارات پر جرم و ستارگان کوچک قرار می گیرد. این ستارگان جرمی بیشتر از 80 برابر جرم سیاره مشتری دارند، ولی آنقدر پر جرم نیستند که بتوانند واکنشهای همجوشی هسته ای را در مرکز خود به راه بیاندازند. به هرحال گرمای تولید شده در مرکز به علت فشار گازها، از طریق همرفت به سطح آنها می رسد. اگر جرم سیاره ای مثل مشتری را افزایش دهیم آهسته آهسته به حوزه ی کوتوله های قهوه ای وارد می شویم، ولی هنوز مرز بین کوتوله های قهوه ای و سیارات پرجرم دقیقا مشخص نیست. شاید این کشف جدید به دانشمندان در یافتن راه حلی مناسب کمک کند.

ستاره شناسان با استفاده از ابزارهای مشاهده ی فروسرخ ( تلسکوپهای جمینی شمالی و رصدخانه ی جنوبی اروپایی در شیلی)، چنین کوتوله ی قهوه ای را کشف کردند. این جرم، همسایه ی آسمانی ما محسوب می شود چرا که بیش از 40 سال نوری با ما فاصله ندارد. نام این کوتوله ی قهوه ای، « CFBDS0059» است. دمای سطحی این ستاره تقریبا برابر سطح عطارد است. پس این ستاره واقعا بسیار سرد محسوب می شود. در حالی که دمای سطحی سردترین غول های سرخ 2000 درجه ی کلوین است. به خاطر دمای پایینش، نمی تواند در نور مرئی تابش کند و تنها در طول موج فروسرخ نزدیک می تابد، در نتیجه تنها بوسیله ی ابزارآلات رصدی مخصوص قابل رؤیت است. CFBDS0059 بسیار کوچک است و تنها 15 تا 30 برابر سیاره ی مشتری جرم دارد: دقیقا در پایین ترین مرز یک کوتوله ی قهوه ای.

مقایسه
نسبت اندازه ی زمین، مشتری(Jupiter)، کوتوله ی قهوه ای(Brown Dwarf)، یک ستاره ی کم جرم(Low-mass star) و خورشید.

ولی چگونه دانشمندان می توانند مطمئن باشند که یک کوتوله ی قهوه ای از این نوع کشف کرده اند. همه چیز برمی گردد به دمای سطحی پایین این جرم: دمای این نوع کوتوله ی قهوه ای به قدری کم است که در جَوَش بخار آمونیاک می تواند تولید کند. در نتیجه با استفاده از طیف نمایی می توان نشانه های خطوط جذبی آمونیاک را به وجود این مولوکول در جو یک کوتوله ی قهوه ای نسبت داد.

 

منبع:

http://www.universetoday.com/

ترجمه و توضیحات:

ا.م.گمینی

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 14 اردیبهشت1387 ساعت |

لحظه تحويل سال، چه اتفاقي در آسمان مي افتد؟

لحظه تحويل سال، چه اتفاقي در آسمان مي افتد؟

معمولاً هنگامي كه يك سال شمسي به روزهاي پاياني خود مي رسد، صحبت از ويژگي هاي سال آينده شروع مي شود. از بين اين بحث ها، يك بحث بيش از بقيه جلب توجه مي كند و آن، «لحظه تحويل» سال آينده است. طبق سنت، در اين لحظه همه افراد خانواده دور هم جمع مي شوند و بنا بر رسوم باستاني خود، آغاز سال نو را جشن مي گيرند. اين لحظه اي است كه خاطره آن هميشه در يادها مي ماند اما آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه اصولاً اين زمان بر چه مبنايي انتخاب و تعيين مي شود؟ و در اين لحظه چه اتفاقي مي افتد كه آن را با آغاز سال پيوند مي دهند؟

بروج

زمان و تقويم

زمان، انسان را به ياد ساعت و تقويم مي اندازد. مطمئناً همه شما با نظام 24 ساعتي شبانه روز آشنا هستيد و در زندگي روزانه خود به راحتي از آن استفاده مي كنيد. اين نظام و مفهوم شب و روز، به قدري بديهي است كه شايد هرگز به منشأ و چرايي آن فكر نكرده ايد. اما در سپيده دم تمدن، اجداد ما نمي توانستند اين چنين ساده و راحت مفاهيم زمان را درك كنند. شايد نخستين مفهوم گذشت زمان براي آنان طلوع و غروب خورشيد بوده است. بالا آمدن گوي فروزاني از شرق و فرونشستن آن در غرب و تكرار مداوم آن، انسان را به مفهوم روز وشب و سپس «شبانه روز» رهنمون شد. اين بنيادي ترين جزء يك نظام سنجش زمان است: «پديده اي متناوب و تكرار شونده» خوشبختانه طبيعت چندين پديده متناوب ديگر نيز در اختيار انسان قرار داده است و از اينجا بود كه مفاهيم سال، فصل و ماه پديد آمد. اما چرا انسان به واحدهاي بزرگتر از روز روي آورد؟ با استفاده از واحدهاي بزرگي همچون سال، دهه و قرن كار آسان تر مي شود. واحد بزرگتر از روز ماه بود: يک دوره ي اهله ي ماه که از يک بدر تا بدر بعدي، يا از يک هلال نو تا هلال نوي بعدي طول مي کشيد. اين مدت تقريبا 29 تا 30 روز است. بنابر اين اولين تقويم هاي بشر تقويم هاي قمري بوده است، زيرا تنها با نگاه به شکل اهله ي ماه مي توان تشخيص داد که در چندمين روز ماه قرا داريم و احتياج به هيچ محاسبه ي ديگري نيست.

براي انسان هاي اوليه، همين كافي بود كه يك سال را به طور تقريبي 360 روز و يك ماه را 30 روز بداند اما پيشرفت تمدن، باعث نياز به دقت بيشتر در محاسبه زمان شد و اين امر، يك مشكل بزرگ را نمايان ساخت: متأسفانه واحدهاي بزرگتر از زمان، حاصلضرب صحيحي از واحد هاي كوچكتر نبودند. به عبارت ديگر، در يك سال نمي توان تعداد صحيحي از شب و روزهاي كامل را جاي داد. البته گفته بالا به هيچ وجه دقيق نيست. وقتي مي گوييم «سال» بايد دقيقاً مشخص كنيم كه منظورمان از سال چيست؛ همين طور براي شبانه روز. تعجب نكنيد! در «نجوم كروي» چندين نوع سال و روز و ماه وجود دارد. اگر يك متن نجوم كروي مربوط به زمان را بخوانيد، مطمئناً از ديدن اسامي عجيب و تعاريف گوناگون دستگاه هاي مختلف زمان، در شگفت خواهيد شد. البته ما قصد نداريم وارد اين مبحث گسترده شويم. بلكه فقط چند تعريف ساده شده از آن را كه براي كارمان ضروري است، برمي گزينيم.

 

دو نوع تقويم

شما احتمالاً با دو نوع از سال ها آشناييد: سال شمسي و سال قمري. مبناي طبيعي اين سال ها از نامشان پيدا است. يعني سال شمسي از حركت خورشيد و سال قمري از حركت ماه بهره مي گيرد. همانطور كه مي دانيد، در اصل اين زمين است كه به دور خورشيد مي گردد. اما از آنجا كه حركت، نسبي است؛ ما بر روي زمين تصور مي كنيم كه خورشيد در طول سال در حال حركت در آسمان است. اين حركت در يك مسير خاص در آسمان صورت مي گيرد كه «دايرة البروج» نام دارد و ما بعداً در باره آن بيشتر صحبت خواهيم كرد. اين حرکت با حرکت روزانه ي خورشيد که از شرق به غرب در 24 ساعت يک دور مي زند، فرق دارد. اين حرکت را تنها با توجه به ستارگان زمينه ي آسمان مي توان فهميد که خورشيد در طول يک سال يک دور در ميان ستارگان زمينه ي آسمان از غرب به شرق دور مي زند.

حال، با توجه به آنچه گفتيم، مي توان يك سال شمسي را «مدت زمان حركت خورشيد از يك نقطه خاص در آسمان و بازگشت به همان نقطه» تعريف كرد. اين ساده ترين سال است كه به آن «سال برجي» هم گفته مي شود. از آنجا كه اين نوع سال با خورشيد در ارتباط است و خورشيد هم يكي از عوامل كنترل كننده طبيعت و فصول است، در بيشتر تقويم ها از اين نوع سال استفاده شده است. اما در سال قمري، مدت زمان 12 بار ديدن هلال ماه نو يا 12 يار ديدن بدر کامل ماه به عنوان مبنا انتخاب شده است. هرچند اين نوع سال بر مظاهر طبيعت و فصول منطبق نيست، اما از آنجا كه تاريخ دين ما براين اساس بنيان شده است، از آن نيز استفاده مي كنيم.

برگرديم به سال شمسي، يعني مدت زمان دو عبور متوالي خورشيد از يك نقطه ثابت در آسمان. انسان در اعصار گذشته اين مدت زمان را 365 روز اندازه گرفته بود و براساس آن به محاسبه تاريخ مي پرداخت. اما به تدريج كه شمار سال ها فزوني يافت، انديشمندان دريافتند كه اين سال هاي 365 روزي، كم كم از فصول سال انحراف پيدا مي كنند. متفكران به اين فكر افتادند كه طول سال ها را دقيق اندازه بگيرند. اين اندازه گيري ها با همان وسايل ابتدايي نشان مي دادند كه طول يك سال شمسي اندكي از 365 روز بيشتر است؛ يعني حدود  25ر365روزه است.

حال به نظر شما چگونه مي توان اين 25ر0 روز و يا ساعت را به حساب آورد. توجه كنيد كه اين 6 ساعت هاي اضافي، پس از 4 سال، به يك شبانه روز (24 ساعت) مي رسند. پس اگر در يك دوره 4 ساله، يك روز به انتهاي سال چهارم بيفزاييم وآن را 366 روز در نظر بگيريم، مشكل حل مي شود. چرا كه در اين صورت 4 سال داراي 1461 روز(366+3×365) خواهد شد. يعني هر سال به طور متوسط 25ر365 روز خواهد داشت.

اين نظام كبيسه اي را بيشتر تقويم هاي باستاني به كار برده اند(سال چهارم را كه 366 روز است، سال كبيسه مي نامند). يكي از اين تقويم ها ، «تقويم ژوليني» است كه «ژوليوس سزار» باني آن بوده است. اين تقويم، مبناي تقويم كنوني مسيحي است.

اما كار به پايان نرسيد! چرا كه پس از گذشت چند قرن، يعني در اواخر قرن شانزدهم ميلادي، باز تقويم با طبيعت اختلاف فاحشي پيدا كرد؛ طوري كه آغاز فصل بهار كه در ابتداي وضع اين تقويم در 21 مارس بود، در سال هاي 1928 ميلادي ده روز به عقب رفته و به 11 مارس رسيده بود.(در مورد چگونگي تعيين آغاز فصل بهار، در ادامه همين مقاله سخن خواهيم گفت). به همين علت پاپ گرگوري سيزدهم با مشورت دانشمندان تصميم گرفت نظام ديگري براي برقراري سال كبيسه وضع كند. نتيجه اين شد كه اولاً10 روز را از تقويم سال حذف كردند. (يعني در سال 1582 ميلادي، روز بعد از 4 اكتبر 1582، 15 اكتبر خوانده شد!) در مورد برقراري كبيسه نيز چنين تصميم گرفته شد كه در هر چهار قرن به جاي 100 سال كبيسه، 97 سال كبيسه در نظر گرفته شود. به اين ترتيب كه در سال هايي كه دو صفر ختم مي شوند مانند 1700 و 1800، تنها آنهايي كبيسه باشند كه بر 400 قابل بخش هستند (مانند 1600)؛ بنابرين در اين دوره 400 ساله تقويم گرگوري 146097 روز (97+400×365) خواهيم داشت كه هر سال، به طور متوسط داراي2425ر365 روز خواهد بود.

پاپ
پاپ گريگوري سيزدهم، که تقويم ميلادي را اصلاح کرد.

 امروزه مي دانيم كه طول متوسط سال شمسي حقيقي، برابر است با 2421987ر365 روز. بنابرين طول سال در تقويم گرگوري، تنها 0003ر0 روز از طول حقيقي سال بيشتر است و اين مقدار، پس از حدود 30.000 سال به يك روز مي رسد.

ممكن است اين روش را روش هوشمندانه اي بدانيد و دقت آن را تحسين كنيد، اما بايد بدانيد كه تقويم ديگري وجود دارد كه دقت آن، بارها بيشتر از تقويم گرگوري است و تقريباً 500 سال پيش از آن (يعني در سال 1079 ميلادي) تدوين شده است. آيا مي دانيد اين چه تقويمي است؟ بله همان تقويمي كه ما امروزه در ايران به كار مي بريم (در واقع پايه آن) قبل از بحث در مورد اين تقويم، لازم است چند مسئله نجومي را توضيح بدهيم.

 

كره سماوي و دايرة البروج

شب كه به آسمان مي نگريد، اگر آسمان صاف باشد و بتوانيد منظره زيباي ستارگان چشمك زن را به وضوح در آن ببينيد، با كمي تخيل در خواهيم يافت كه گويي آسمان مانند يك كاسه بزرگ وارونه است كه شما روي زمين، در مركز هندسي آن ايستاده ايد. اين تصوير به گذشتگان باستاني ما نيز دست مي داد. زيرا در نظر اول به هيچ وجه نمي توان دريافت كه اين ستارگان در فواصل متفاوتي از ما قرار گرفته اند. به همين دليل آنان معتقد بودند كه ستارگان همچون پولك هايي درخشان بر سطح دروني يك كره بزرگ آسماني، به نام «كره سماوي» جاي گرفته اند كه زمين در مركز آن است. امروز با آن كه مي دانيم اين تصورات كاملاً باطل هستند، اما باز هم به منظور سهولت در ثبت مكان «ظاهري» ستارگان، بهتر است از همان مفهوم كهن استفاده كنيم. بنابرين در علم نجوم كروي، زمين نيز، مانند نجوم قديم در مرکز آسمان قرار گرفته است. در نجوم کروي، مفهوم كره سماوي اهميت بسزايي دارد و چنين تعريف مي شود: كره سماوي كره اي است فرضي كه به مركز زمين وشعاع بي نهايت كه تمام ستارگان بر روي پوسته دروني آن واقع شده اند. با توجه به اين تعريف، مي توانيم براي چند تا از ويژگي هاي جغرافيايي كره زمين، در كره سماوي نمونه هايي پيدا كنيم. به عنوان مثال همانطور كه مي دانيد، در علم جغرافيا يك كمربند بزرگ و فرضي براي زمين در نظر گرفته مي شود كه آن را به دو نيمكره شمالي و جنوبي تقسيم مي كند. اين همان خط استوا است. حال همين خط استوا را براي كره سماوي هم مي توان در نظر گرفت. در واقع كافي است فرض كنيم خط استوا آنقدر بزرگ شود تا به كره سماوي بچسبد؛: در اين صورت براي كره سماوي هم يك كمربند فرضي بسيار عظيم خواهيم داشت كه آن را «استواي سماوي» مي ناميم.

کره آسمان
استواي آسمان (Celestial Equator) و دايرة البروج (Ecliptic)

روز اول حمل( فروردين) که زمين به حالت اوليه‌ي خويش باز مي‌گردد، روز اعتدال بهاري است که دقيقا آفتاب به خط استوا مي‌تابد و مدت شبانه‌روز با هم برابرند، سپس زمين در عرض سه‌ماه حدود ?? درجه و ?? دقيقه و ?? ثانيه رو به جنوب متمايل مي‌شود، به بياني ديگر خورشيد هر روز بالا و بالاتر مي‌آيد و ارتفاع آن در لحظه ي ظهر بيشتر و بيشتر مي شود. مثلا در اول تير ماه ارتفاع خورشيد ظهر به 5ر77 درجه در تهران مي رسد. بار ديگر از آنجا که به مدار راس‌الجدي(کمربند دوم فرضي‌ي شمالي‌ي زمين و موازي با خط استوا) متمايل مي‌شود و زمين دگر بار به سوي قطب شمال خويش منحرف مي‌گردد، و از اول ميزان( مهر) تا جدي (دي ماه)، حداکثر افول خود را دارد و درجدي( دي ماه) تابش خورشيد روي مدار راس‌السرطان است و ارتفاع خورشيد در لحظه ي ظهر بسيار کم است. مثلا در تهران اول دي ماه ارتفاع خورشيد ظهر 31 درجه بيشتر نيست. در نتيجه‌ي اين حرکات فصول چهارگانه پديد مي‌آيند.

شما احتمالاً از كودكي به يادداريد كه گفته اند خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي گردد؛ اما همانطور كه قبلاً نيز گفتيم، از آنجا كه ما روي زمين هستيم چنين به نظر مي رسد كه زمين ساكن و خورشيد در آسمان حركت مي كند. به همين ترتيب اگر مسير حركت خورشيد را بر روي كره سماوي دنبال كنيم، يك دايره بزرگ به دست خواهيم آورد كه آن را «دايرة البروج» مي نامند و با استواي سماوي زاويه در حدود 5ر23 درجه مي سازد. وجه تسميه اين نام، آن است كه بر روي دايره البروج 12 صورت فلكي مهم قرار دارند كه به محدوده هركدامشان يك برج مي گويند.

دايرة البروج در دو نقطه، استواي سماوي را قطع مي كند كه «اعتدال بهاري» و «اعتدال پاييزي» نام دارند. در واقع وقتي كه خورشيد به اين دو نقطه مي رسد، طول شب و روز با هم برابر شده و يك از دو فصل بهار و يا پاييز آغاز مي شوند. يكي از همين دو نقطه، يعني اعتدال بهاري، نقش اساسي در تقويم شمسي ما دارد.

لحظه
ساعت 9 و 18 دقيقه و 19 ثانيه: شبيه سازي رايانه اي از لحظه ي تحويل سال 1387  - خورشيد در نقطه ي تقاطع دايرة البروج و استوا قرار دارد.

 

تقويم جلالي و لحظه تحويل سال

بعد از اسلام در ايران تقويم منظمي وجود نداشت. درمحافل سياسي و علمي جهان اسلامي كه ايران نيز جزو آن به حساب مي آمد، تقويم هجري قمري به كار مي رفت، اما در بين عامه مردم ايران، تقويم كهن باستاني (تقويم يزدگردي) معمول بود . اما در حساب هاي كبيسه هاي اين تقويم سهل انگاري مي شد، تاجايي كه در عهد ملكشاه سلجوقي در سال‌هاي ??? و ??? هجري‌ي قمري ، نوروز به اواسط شهريور ماه رسيده بود! اين مسائل مشكلات عديده اي را در حساب هاي مالي و خراجي يك سال ايجاد مي كرد. به همين سبب دانشمندان آن زمان به همت حكيم عمر خيام و با حمايت ملكشاه و وزير دانشمند وي، خواجه نظام الملك طوسي، به اصلاح و احياي تقويم شمسي قديم ايراني بر مبناي هجرت پيامبر بزرگ اسلام (ص) اقدام كردند و تقويم تازه را به لقب سلطان جلال الدين ملكشاه، تقويم «جلالي» ناميدند.

در اين تقويم مقرر شد كه سال با رسيدن خورشيد به نقطه اعتدال بهاري آغاز شود. اين همان «لحظه تحويل سال» است. بنابرين «لحظه تحويل سال، لحظه اي است بين ظهر روز اول فروردين و ظهر روز آخر اسفند، كه مركز خورشيد بر نقطه اعتدال بهاري منطبق شود.»

خيام
خيام، منجم و شاعر ايراني

حال از آنجا كه تقويم هجري شمسي كنوني ما نيز اساساً همان تقويم جلالي است (تنها فرق اين دو در مبدأ تقويم است). بنابرين مفهوم تحويل سال در تقويم كنوني ما همان است كه در تقويم جلالي ذكر شد. همچنين بر طبق قوانين اين تقويم اگر تحويل سال، قبل از ظهر (ساعت 12) به وقوع بپيوندد آن روز، اول فروردين واگر بعد از ظهر اتفاق بيفتد آن روز آخر اسفند سال قبل خواهد بود.

حال به مسأله محاسبه اين لحظه مي پردازيم. اگر طول سال شمسي ثابت بود، اين محاسبه بسيار ساده بود. زيرا در اين صورت، اگر زمان تحويل يك سال را مي دانستيم با افزودن تقريباً 6 ساعت به آن زمان تحويل سال بعد را به دست مي آورديم. اين 6 ساعت و يا به طور دقيقتر 5 ساعت و 48 دقيقه همان خرده اعشاري در طول سال شمسي (تقريباً 2422ر365 روز) است. اما طول سال همواره ثابت نيست و اين به سبب تغييراتي است كه در مسير حركت زمين در آسمان به وجود مي آيد. درواقع براي محاسبه دقيق زمان اين لحظه بايد معادلات حركت خورشيد و چندين معيار ديگر را نيز در نظر بگيريم. اين محاسبات ومعادلات، نسبتاً پيچيده اند. با اين همه، تغييرات مزبور نسبتاً كوچك هستند و شما مي توانيد براي بدست آوردن زمان تقريبي لحظه تحويل سال هاي بعد از همان روش گفته شده در بالا استفاده كنيد. يعني كافي است 6 ساعت به زمان تحويل سال بعدبيافزاييد. حال ديگر شما مي دانيد كه حدوداً چه ساعتي بايد منتظر تحويل سال 1387 باشيد!

 

منبع:

www.elm-saravri.blogfa.com

مجله دانشمند،ش522 س45 ص65

 

تصحيح و آماده سازي:

بخش نجوم تبيان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت |

مقارنه‌ی زیبای ماه، زهره و عطارد

مقارنه‌ی زیبای  ماه، زهره و عطارد

اگر از مشتاقان رصد مقارنه‌های زیبا هستید، صبحگاه روزهای ۱۵ و ۱۶ اسفند را از دست ندهید. در این روزها هلال ماه در کنار سیارات عطارد و زهره می‌درخشد و فرصت خوبی برای رصدگران و عکاسان سحرخیز فراهم خواهد آورد.  مشاهده ی این پدیده ی زیبا را از دست ندهید.

 

مقارنه

مقارنه ماه با هر یک از سیارات برای رصدگران و عکاسان آسمان شب موقعیت بسیار مناسبی است. اما افراد مبتدی می‌توانند از این رویداد برای یافتن محل سیارات استفاده کنند. در دو صبحگاه روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه ۱۵ و ۱۶ اسفند‌ماه، هلال زیبای ماه در کنار دو سیاره داخلی (زهره و عطارد) خواهد بود. و البته سیاره ی مشتری کمی بالاتر خوهد درخشید. این مقارنه در حالی روی می‌دهد که همزمان آخرین فرصت برای دیدن هلال صبحگاهی صفر در روز پنج‌شنبه برای شما فرآهم می‌آید.

نقشه
 نقشه‌ی رصدی ماه و سیارات در صبحگاه چهارشنبه 15 اسفند - عطارد(Mercury)، زهره (Venus)، مشتری (Jupiter)

شما رصدگران می‌توانید در حدود ساعت ۵ و ۴۵ دقیقه نگاهی به افق شرقی بیاندازید تا دو سیاره‌ی زهره و عطارد را در كنار هلال باریک ماه مشاهده کنید.  کافی است پس از اقامه ی نماز صبح سری به پشت بام خانه بزنید و افق جنوب شرقی را نگاه کنید. البته افق شرقی باید باز باشد، توجه کنید که افق شرقی توسط ساختمان های همجوار پوشیده نشده باشد. نیاز به هیچ تلسکوپ یا ابزار رصدی نیست، تنها چشمانتان را با خود ببرید!

در صبجگاه چهارشنبه در حالی‌كه درصد سطح روشن ماه به ۸ درصد می‌رسد، جدایی ماه از عطارد ۵.۷ درجه و زهره به ۸.۱ درجه خواهد رسید و عطارد و زهره در جنوب شرقی ماه به راحتی قابل مشاهده هستند.

این در حالی است كه پنج‌شنبه هلال ماه باریك‌تر شده و تنها ۳ درصد از آن روشن است، جدایی زاویه‌ای هلال با سیاره زهره ۴.۴ درجه و عطارد ۶.۷ درجه خواهد بود. همانطور که در شکل مشاهده می‌کنید، سیاره عطارد در بالای سیاره زهره قرار دارد و قدر آن به ۰.۱ رسیده است و سیاره زهره در پایین این سیاره و از قدر ۳.۹- دیده می‌شود.

ولی این هلالی كه مشاهده خواهید كرد، هلال صبحگاهی یا آخر ماه صفر است، و در ساعت ۵ و ۲۲ دقیقه در مركز ایران از افق شرقی در سمت ۱۰۶ درجه طلوع خواهد کرد. هلال تا طلوع خورشید ۱۰ درجه از افق ارتفاع می‌گیرد و شکار آسانی برای شكارچیان آن در پیش خواهد بود تا بتوانند تجربه‌ی خود را در رویت هلال به سطح قابل قبولی برسانند. 

 خسرو جعفری زاده

 

منبع:

http://www.nojum.ir/

 

تنظیم:

واحد نجوم تبیان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت |

سالروز تولد کپرنيک؛ مبدع نظريه ي خورشيد مرکزي

سالروز تولد کپرنيک؛ مبدع نظريه ي خورشيد مرکزي

ک

روز سه شنبه 30 بهمن ماه مصادف با 19 فوريه سالروز تولد منجم بزرگ لهستاني، نيکولاس کپرنيک است. وي در سال 1473 متولد شد و در 29 مي 1543 بدرود حيات گفت.

کپرنيک به عنوان واضع نظريه خورشيد مرکزي شناخته مي شود. کتاب تاريخي وي به نام «اندر باب گردش افلاک آسماني» ( De revolutionibus orbium coelestium) اغلب بعنوان نقطه ي آغاز نجوم جديد و تجلي انقلاب علمي معرفي مي شود.

جلد
صفحه اول کتاب کپرنيک

در قرون پيش از کپرنيک در آثار يوناني، هندي و اسلامي هميشه نظريه هاي زمين مرکزي مطرح بوده است، در آن زمان اين نظريه به خوبي و دقت کافي حرکات سيارات و افلاک را توضيح مي داد و موقعيت آنها را در هر زمان پيش بيني مي کرد.  وي نشان داد که حرکات اجرام آسماني را مي توان بر اساس مرکز بودن خورشيد به همان خوبي توضيح داد که نظريه ي زمين مرکزي توضيح مي دهد.

زم

زندگي نامه

نيکلاس  کپرنيک  در شهر  تورون لهستان  ديده  به  جهان گشود.  پدرش  تاجر  مس  ثروتمندي  از محترمين  تورون  بود که  در سال  ???? از  کراکو (پايتخت آن زمان لهستان) به آن شهر  مهاجرت  کرده  بود.

خانه

محل تولد کپرنيک

 

وقتي  کپرنيک  ده  ساله  بود ،  پدرش درگذشت  و داييش لوکاس واتزنرود –  که اسقفي  بود  در  پروس شرقي-  سرپرستي  او ،  برادر و دو  خواهرش  را  به  عهده  گرفت .  واتزنرود مي‌خواست که  کپرنيک  روزي به  مقام  کشيشي برسد؛ از اين رو در ???? وي را براي  تحصيل علوم ديني و رياضيات  به  دانشگاه  جاگيلوني  کراکو  فرستاد. در  آنجا بود که  کپرنيک توسط  معلمش آلبرت برودزوسکي  با  ستاره‌شناسي آشنا  و  به آن علاقمند شد . پس از پايان  تحصيلات  چهار  ساله  و توقفي  کوتاه  در تورون ، کپرنيک  رهسپار ايتاليا شد تا در دانشگاه‌هاي بولونيا و پادوا حقوق و پزشکي بخواند. سپس  براي ادامه  تحصيل  در فقه  و حقوق مدني  به فرارا رفت ؛  اما  پس از ملاقات با «دومنيکو نووارا دو فرارا»  ستاره‌شناس مشهور، سر درس او حاضر و دستيارش شد. در ???? واتزنرود  به مقام اسقفي در وارميا  برگزيده  شد و  جايي  نيز براي  کپرنيک  به عنوان کشيش عاليرتبه در کليساي جامع فرومبورک خالي شد . ولي او  با اجازه کليسا چند سال  ديگر در ايتاليا ماند  و در ???? در  رشته  فقه  درجه دکتري گرفت. وي همچنين در مدت اقامتش در پادوا  فرصت  يافت  تا  با مطالعه  آثار  سيسرو و افلاطون از آراء گذشتگان درباره حرکات  کره زمين آگاهي يابد و طرح اوليه  نظريه  خود را شکل دهد. در ???? کپرنيک براي  زندگي  و کار به  فرومبورک  رفت و بعدها در کليسا و حکومت مسؤوليت‌هاي متعددي  را پذيرا شد. اصلاح  نظام پولي حکومت پروس و انتشار رسالاتي درباره  ارزش‌  پول  از جمله  خدمات او  در اين مدت است. در جريان  جنگ  ميان  توتون‌ها  و  پادشاهي  لهستان  (???? - ????)  کپرنيک فرماندهي  دژ وابستگان  کليسا  را  در  شهر مرزي آلنشتاين  به  عهده  داشت  و تا زمان اعلام آتش‌بس در سال  بعد با موفقيت  از  شهر  دفاع  کرد.

مج

در  طول  اين  سال‌ها  کپرنيک  همچنان  اوقات   فراغتش  را   با  ستاره‌شناسي  مي‌گذراند  و  از   فراز رصدخانه   ساده‌اي  که  خو د ساخته  بود  حرکات  اجرام  آسماني  ر ا  مطالعه  و  با  جدول‌هاي  نجومي قديمي  مقايسه  مي‌کرد.  مانند  ديگر  منجمان  غربي  مرجع  و  راهنماي  کپرنيک  نيز  کتاب  المجسطي نوشته  بطلميوس  ستاره‌شناس  معروف  قرن  اول  اسکندريه  بود.  بطلميوس  در  اين  کتاب  با  فرضِ قرار  گرفتن  زمين  در  مرکز  عالم،  موقعيت سيارات و حرکات افلاک آنها را در آسمان محاسبه  کرده بود .

بط
بطلميوس: کسي که نظريه ي زمين مرکزي را به دقت فرمول بندي کرد.

زمينه هاي فکري کپرنيک

1- منجمين دوره ي اسلامي از زمان ابن هيثم به تناقضات فيزيکي و فلسفي موجود در مدل بطلميوس پي برده و تلاشهاي بسياري براي حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصيرالدين طوسي، قطب الدين شيرازي و مؤيد الدين عُرضي از جمله کساني بودند که در رصدخانه ي مراغه به تهيه و تنظيم مدلهاي جديد غيربطلميوسي براي حل اين مشکلات پرداختند. اين مدلها توسط کساني مانند ابن شاطر دمشقي  در قرون بعدي به اوج خود رسيد. اگر چه تمام اين مدلها همچنان زمين مرکزي بودند، ولي تناقضات مدل بطلميوسي را حل مي نمودند.

کپرنيک نيز با همين انگيزه دست به کار شد تا مدلي غير بطلميوسي براي عالم تنظيم کند، و ما امروزه ردپاي دستاوردهاي منجمين مکتب مراغه را در کارهاي وي مي بينيم.

2- از طرف ديگر، کپرنيک شديدا تحت تأثير تفکرات فيثاغورثي رايج در عصر خود بود. طبق اين ديدگاه طبيعت هميشه منطبق بر ساده ترين نظريه است و هميشه طبق روش هندسي و رياضي و عددي قابل شناخت و بررسي است.

3- همچنين فيثاغورثيان باستان ارزش بسياري براي خورشيد قائل بودند و آنرا مقدس مي دانستند. کپرنيک نيز با برخورداري و اعتقاد از الهيات مسيحي معتقد بود که خورشيد نماد مادي خداي پدر است و بسيار بجاست که شکوه و عظمت خداي پدر در خورشيد آسمان تجلي بيابد. در نتيجه، عقل نمي پسنديد که خورشيد با تمام قداست و شکوهش در جايي جز در مرکز عالم، قرار گيرد.

کت
صفحه اي از کتاب کپرنيک که خورشيد را در وسط عالم قرار مي دهد.

4- وي مي‌دانست  که  برخي  از  فلاسفه  يونان  ادعا  کرده  بودند  زمين  حرکت  مي‌کند.  به  عقيده او  نظر درست ‌تر  آن  بود  که  خورشيد  در  مرکز عالم  و  زمين  سياره‌اي  مانند ديگر سيارات بدور  خورشيد در حرکت است. نظريه  او  بسيار انقلابي  بود  زيرا  هم  با  اصول  پذيرفته  شده  نجوم  بطلميوسي  در تعارض بود و هم با  نص  کتاب مقدس.  در سال ???? کپرنيک  دست ‌نوشته  کوتاهي  را  بين دوستان خود  توزيع کرد  که  در آن  ديدگاه‌هايش  را  درباره  فرضيه  خورشيد  مرکزي به اختصار بيان کرده بود. نوشته ي کوتاه کپرنيک  با  استقبال  زيادي  روبرو  شد و او  را در جمع دانشمندان اروپايي نام‌آور گردانيد. اما کپرنيک هنوز  نظريه‌اش را  قابل  عرضه  در  محافل  علمي  نمي‌دانست  و  سال‌هاي  بعد  را صرف مشاهدات دقيق و جمع‌آوري شواهد و مدارک کرد تا به آن اعتبار بيشتري بخشد. در سال ???? شهرت کپرنيک به جايي رسيده بود که آلبرت ويدمانشتات منشي پاپ کلمنت هفتم يک رشته سخنراني درباره نظريه او براي پاپ و گروهي از کاردينال‌ها در واتيکان ترتيب داد.

در ???? که تحقيقات کپرنيک به اتمام رسيد ديگر در اروپا دانشمندي نبود که درباره نظريه  انقلابي او چيزي نشنيده  باشد و بسياري در گوشه و کنار قاره  خواستار انتشار آن بودند. او حتي در کليسا نيز  حاميان پرنفوذي داشت؛ کاردينال نيکلاس فون شونبرگ در نامه‌اي خطاب به کپرنيک نوشت: «... اي مرد فاضل! اميدوارم که تقاضاي مرا بيجا نداني  ولي  مؤکداً از تو استدعا مي‌کنم که  کشف  خود  در  باب  کائنات  را  در معرض قضاوت ديگر نخبگان جهان قرار دهي و ضمنا در اولين فرصت ممکن شرحي از نظريه خود را همراه  با جداول  و هرچه که به آن مربوط است براي من ارسال داري...»

اين نامه  تشويق‌آميز اگر چه  براي کپرنيک بسيار ارزشمند بود ولي کافي نبود تا او را به انتشار نظريه انقلابي‌اش متقاعد  کند. وي همچنان به تکميل  تحقيقات خود ادامه داد  تا سال  ???? که  با رياضيداني  به نام  گئورگ يواخيم رتيکوس آشنا  گرديد  و او را به شاگردي پذيرفت. اين دو با هم نظريه جديد را مطالعه کردند. پس از دو سال رتيکوس با استفاده از اصول  تئوري  کپرنيک کتاب ناراتيو پريما را  درباره حرکت زمين نوشت و در ???? به نام  کپرنيک  بخشي از پژوهش او در  مثلثات  را منتشر  کرد.  در برابر اصرار  شديد  رتيکوس  بالاخره  کپرنيک  پذيرفت  که شرح کاملي درباره نظريه خود فراهم  کند  و آن  را به نورنبرگ  بفرستد  تا با نظارت او به چاپ رسد.  سرانجام کتاب در ???? منتشر  شد. کپرنيک  اندکي  پس از آن  در ?? مه  همان  سال  در گذشت. مي گويند اولين نسخه در زماني به دست کپرنيک رسيد که وي در بستر مرگ بود.

کپنيک
گويا کپرنيک شديدا تحت تأثير عرفاني نظم و هماهنگي افلاک آسماني قرار گرفته است.

نظام خورشيد مرکزي کپرنيکي

اگر چه کپرنيک اولين کسي است نظريه مرکزيت خورشيد را فرمولبندي دقيق رياضي و هندسي نمود، ولي سابقه اين نظريه به سده‌ها پيش از وي باز مي‌گردد؛ فيلولائوس فيلسوف يوناني قرن چهارم پيش از ميلاد  و يکي از شاگردان فيثاغورث  نخستين کسي است که قائل به حرکت وضعي  زمين  (چرخش زمين به دور خود)  شد.  پس از او  هراکليدس پونتسي  فرضيه حرکت انتقالي زمين (چرخش زمين به دور يک کانون مشخص)  را مطرح  کرد. آريستارخوس ساموسي  فيلسوف و منجم قرن سوم  پيش از ميلاد با ترکيب  نظريه‌هاي  اين دو، اولين  نظريه خورشيد مرکزي  را پيشنهاد  کرد. در  نظر او خورشيد  به  طور ثابت  در مرکز عالم جاي مي‌گيرد و زمين و سياره‌هاي ديگر در مسيري کاملاً ً مدور به دور آن مي‌چرخند.

ولي نظريات خورشيد مرکزي قبل از کپرنيک، بدون اينکه به محاسبات رياضي و هندسي و طراحي مدلهاي هر سياره منجر شود، ارائه شده بود. در نتيجه پذيرش آن اصلا معقول و منطقي نبود.

 

آيا منجمين پيش از کپرنيک که به زمين مرکزي معتقد بودند، دانشمندان بي دقتي بودند؟

منجمين پيش از کپرنيک به زمين مرکزي معتقد بودند، دلاليل کافي و متقن براي اعتقاد خود داشتند. در واقع، از يک منجم حقيقي در دوره ي باستان چنين توقع مي رود که نظريه ي خورشيد مرکزي را نپذيرد، زيرا هيچ مؤيد قوي و منطقي براي پذيرش آن وجود نداشت. ما امروز به هيچ وجه نبايد توقع داشته باشيم که يک منجم باستاني بدون داشتن شواهد و مدارک کافي يک نظريه را پذيرفته شده اعلام کند. در واقع اگر يک منجم در آن عصر اين نظريه را مي پذيرفت، نشان دهنده ي عدم دقت و دوري وي از روش علمي دارد.

 

نظريه کپرنيک

در تصوير بطلميوس از نظام عالم،  زمين در مرکز عالم است و سيارات هر يک در دايره‌اي که شعاع آن  فاصله سياره  تا زمين است به  گرد نقاتي در نزديکي زمين مي‌چرخند. اين نظريه پاکيزه و مرتب بود و مي‌شد از آن  براي محاسبات افلاک سياره‌ها استفاده کرد.  ولي بايد 1700 سال  مي‌گذشت تا با تغييرات نگرش و ديد نجومي و فلسفي و ديني اين نظريه آهسته آهسته به کنار گذاشته شو.

نظ
روشهاي هندسي بطلميوس در مدل سياره اي زمين مرکزي

يک اشتباه متداول

امروزه بسياري چنين گمان مي کند که «مشاهدات رصدي با فرضيه ي بطلميوس قابل توجيه و  بيان نبود، و کپرنيک متوجه شد که مدل زمين مرکزي نمي تواند، مشاهدات رصدي را توضيح دهد. » در حالي که به هيچ وجه مدل زمين مرکزي با مدل خورشيد مرکزي از نظر رصدي و مشاهدات، فرقي نداشت. برتري اصلي مدل خورشيد مرکزي سادگي و نظم و ترتيب بيشتري بود که از خود بروز مي داد. بعدها با اختراع تلسکوپ توسط گاليله بود که تأييدات رصدي نيز براي مدل کپرنيک پيدا شد، زمان آن بود که اين نظريه را درست تر بدانيم. در نهايت با فعاليتهاي کپلر اين نظريه بسيار معقول تر و از نظر فلسفه ي فيثاغورث علمي تر به نظر رسيد. پذيرش نهايي نظريه ي زمين مرکزي 100 سال پس از انتشار کتاب کپرنيک، توسط نظريه ي گرانش و قوانين حرکت نيوتن اتفاق افتاد.

 

آثار بجا مانده از کپرنيک

کپرنيک  تقريبا چهل سال براي تکميل پژوهشهاي اختر‌شناسي خود وقت صرف کرد و تا اواخر عمر خود از چاپ کامل  نظرات  خارق العاده  خويش  خودداري  کرد  و تنها  در سال 1543 بود که گفتار درباره چرخش کرات سماوي او انتشار يافت. افکار موجود در کتاب کپرنيک بنيادي‌تر از آن بود که بتوان آنها را جدي گرفت، يک نسخه چاپ شده از آثارش  درست قبل از مرگ در بستر بيماري بدست او رسيد. چون او در اين آزمايش بيش از 70 سال سن  داشت  و مفلوج  و تقريبا نابينا بود، بعيد به نظر مي‌رسيد که موفق به  ديدن اين اثر  بزرگ چاپي شده باشد، اثري که او براي خلق و ايجاد آن تمام عمرش را صرف کرده  بود. چند  روز پس از انتشار کتابش  بدون آنکه  بداند  چه خدمت ارزنده‌اي  به جهان بشريت کرده، دار فاني را وداع گفت. سرانجام پس از گذشت ??? سال از مرگش دانشمندان انديشه‌هاي او را پذيرفتند. امروزه بيش از چهار سده پس از مرگش،  يکي از بزرگترينها در قلمرو دانش به شمار مي‌رود.

 

پس از کپرنيک

واکنش  کليسا در برابر آراء کپرنيک خشمگينانه بود. و نه تنها دستگاه کاتوليک، بلکه رهبر پروتستانها هم با آن مخالفت کرد. نقل است مارتين لوتر –  پايه ‌گذار مذهب پروتستان - به محض آگاه شدن از نظريه  با آن  به  مخالفت  برخاسته ، گفته بود: « فقط احمق‌ها نجوم را وارونه مي‌کنند. طبق نص کتاب مقدس، اين خورشيد بود نه زمين که يوشع فرمان داد بايستد.» به باور لوتر و همفکرانش، نظريه کپرنيک نه فقط  مخالف عبارات کتاب مقدس بود، بلکه جايگاه رفيع آدمي را – که به عنوان  برترين آفريدگان بايد در مرکز جهان هستي  قرار داشته  باشد - از او مي‌گرفت.

کتاب کپرنيک توسط کليساي کاتوليک تا چند قرن جزو کتب ممنوعه و ضاله قرار گرفت!

 

کپرنيک؛ ميراث دار نجوم دوره اسلامي

امروزه پس از کشف نظريات غير بطلميوسيِ مکتب مراغه در دهه ي 1950 توسط پروفسور کندي، تحقيقات بسياري در زمينه ي ارتباط مدل کپرنيک با مدل هاي غيربطلميوسي در مکتب مراغه انجام گرفته است. از آنجايي که بعضي از راهکارهاي هندسي کپرنيک برگرفته از کتب منجمين اسلامي است، اين ارتباط  با قوت بيشتري مطرح مي گردد: قضيه ي هندسي جفت طوسي، روش فلک تدوير ابن شاطر براي حذف معدل المسير  و... از جمله مباحثي است که از نجوم دوره ي اسلامي عينا در کارهاي کپرنيک منعکس شده است.

طوسي
قضيه ي هندسي خواجه نصير (جفت طوسي)
دو
قضيه ي جفت طوسي که عينا در کتاب کپرنيک استفاده شده است.
ابن
مدل سياره اي ابن شاطر براي سياره ي عطارد، که کپرنيک از آن استفاده کرد.

اين مقاله تنها به مناسبت سالروز تولد کپرنيک طراحي شده است و به زندگي نامه ي اين منجم و توضيحاتي کوتاه درباره ي موقعيت علمي اين نظريه در تاريخ علم بسنده مي کند. در آينده مقاله اي مفصل تر درباره ي جزئيات مدل کپرنيک و برتري هاي دقيق علمي آن ارائه خواهد شد.

 

با استفاده از:

http://en.wikipedia.org/wiki/Nicolaus_Copernicus

 

تآليف و تصحيح:

اميرمحمد گميني – بخش نجوم تبيان

 

مقاله ي مرتبط

خلاصه‌اي‌ از تاريخ‌ نجوم‌ يوناني

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 3 اسفند1386 ساعت |

امکان وجود سيارات خاکي اطراف بسياري از ستارگان خورشيد مانند

امکان وجود سيارات خاکي اطراف بسياري از ستارگان خورشيد مانند

ستاره شناسان تا بحال سيارات مشتري مانندِ (سيارات گازيِ) بسياري در اطراف ستارگان ديگر يافته اند. ولي به دليل محدوديت هاي فن آوري نجومي هنوز هيچ سياره ي خاکيِ زمين مانندي در عالم يافت نشده است.

شبيه زمين

کشفيات جديد تلسکوپ فضايي اسپيتزر نشان مي دهد که ممکن است سيارات خاکي بسياري، در اطراف ستارگان خورشيد مانندِ کهکشانمان، شکل بگيرند. پس احتمالاً جهان هاي ديگري که داراي آمادگي لازم براي شکل گيري حيات باشند، فراوان تر از آن هستند که تا بحال گمان مي کرديم.

زمين
سيارات ديگري شبيه زمين

گروهي از ستاره شناسان در دانشگاه توکسان آريزونا با استفاده از تلسکوپ فضايي اسپيتزر شش گروه از ستارگان با جرم نزديک به خورشيد را مورد پژوهش قرار داده  و آنها را بر اساس سن طبقه بندي کرده اند: «ما مي خواهيم مراحل تکامل گاز و غبار را در اطراف ستارگان شبيه خورشيد مطالعه کنيم و نتيجه را با آن تصوّري که از مراحل ابتدايي شکل گيري منظومه ي شمسي داريم، مقايسه کنيم.» منظومه ي شمسي الان 4 ميليارد سال عمر دارد.

صفحه
صفحه ي غبار گرم در نزديکي ستارگان، مي تواند سياراتي زمين مانند ايجاد کند.

اين گروه کشف کرده اند که حداقل 20 درصد، و احتمالا حداکثر 60 درصد از ستارگان شبيه به خورشيد، نامزد آمادگي براي ساختن سيارات خاکي هستند.

تلسکوپ اسپيتزر اين سيارات را مستقيما تشخيص نمي دهد. بلکه بوسيله ي توانايي فروسرخش توده هاي غبار (خرده سنگهاي باقي مانده از برخوردها در هنگام شکل گيري سيارات) را مي يابد. چراکه غبار نزديک به ستاره ي مرکزي گرم تر از غبار دور از آن است. و اين «غبار گرم» نشان دهنده ي موادي است که تقريبا در همان محدوده ي فاصله ي زمين و مشتري از خورشيد، در اطراف ستاره ي خود گردش مي کنند.

اسپيتزر
تلسکوپ فضايي اسپيتزر

حدود 10 تا 20 درصد از ستارگان در چهار گروه اولِ ستارگانِ جوان تر، داراي چنين غبار گرمي هستند، ولي نه در ستارگاني پيرتر از 300 ميليون سال. اين موضوع قابل مقايسه با مدل هاي نظري منظومه ي شمسي است، که زمان شکل گيري زمين را حدود 10 تا 50 ميليون سال از برخوردهاي بين اجسام کوچکتر مي داند.

ابتدا
شکل گيري زمين در مراحل ابتدايي

اهميت يافتن سيارات زمين ماند، نه تنها در پژهشهاي نظري درباره احتمال حضور حيات کربني مثل آنچه ما روي زمين داريم، مورد توجه است، بلکه ما را در جهت آشنا شدن با مشخصات دقيق تر منظومه ي شمسي خودمان در مراحل ابتدايي کمک خواهد کرد.

در اکتبر 2007 گروه ديگري از منجمين، اطلاعات مشابهي را از تلسکوپ اسپيتزر مورد استفاده قرار دادند و منظومه اي ستاره اي را در 424 سال نوري دورتر مطالعه کردند، اين منظومه داراي يک سياره ي زمين مانند احتمالي ديگر که در حال شکل گيري است، مي باشد.

فرا
يک هنرمند، تصويري زيبا از صحنه ي افق کنار دريا در يک سياره ي زمين مانندِ خيالي، طراحي کرده است!

اطلاعات دقيق تري در اين رابطه توسط تلسکوپ فوق حساس کپلر پس از استقرار در مدار در سال  2009 به دست منجمين خواهد رسيد،  و تحقيق خواهد کرد که آيا سيارات زمين مانند ديگري در اطراف ستارگان مشهور اطراف خورشيد وجود دارند؟ (آشنايي بيشتر با مأموريت کپلر)

 

منبع خبر:

http://www.universetoday.com/

 

ترجمه و تنظيم:

اميرمحمد گميني – بخش نجوم تبيان

 

مقالات مرتبط با سيارات فراخورشيدي:

سياراتي با 4 پدر و مادر

کشف مولکولهاي حياتي در خارج منظومه ي شمسي

منظومه‌اي فراخورشيدي با پنج سياره

محلي براي پيدايش حيات در بعضي سيارات فراخورشيدي

 کشف آثار بخار آب در يک سياره فرامنظومه اي

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 3 اسفند1386 ساعت |

عظمت ستارگان غول پیکر در برابر اندازه ی زمین و خورشید

عظمت ستارگان غول پیکر در برابر اندازه ی زمین و خورشید

خورشید ستاره ای است که بسیار از زمین بزرگ تر است. ولی در مقایسه با ستارگان غول پیکر اطراف ما بسیار کوچک!!

در این تصاویر می توانیم نسبت اندازه ی زمین و خورشید را در مقایسه با ستارگان غول پیکری مثل ابط الجوزا و قلب العقرب به خوبی درک کنیم.

این ستارگان غول پیکر معمولا غول های سرخ یا ابَرغول های سرخی هستند که دوره ی پایانی ستارگان پر جرم را نشان می دهند.

در میان این ستارگان غول پیکر، غول های آبی جوان ، مثل رجل الجبار، با جرم های بینهایت زیاد هم دیده می شود.

 

زمین
زمین (Earth) در کنار عُطارِد (Mercury)، مریخ (Mars)، زهره (Venus) و پلوتو
مشتری
زمین در کنار مشتری (Jupiter) ، زحل (Saturn)، اورانوس و نپتون
خورشید
سیارات در کنار بزرگی خورشید
سماک
خورشید در کنار شعرای یمانی (Sirius)، رأس التوأم المؤخر (Pollux)و سماک رامح (Arcturus) - در این مقیاس مشتری تنها یک پیکسل و زمین غیرقابل رؤیت است .
قلب
دراین مقیاس خورشیدتنها یک پیکسل اندازه دارد، درکنار ستارگان غول پیکری چون رجل الجبار (Rijel)و الدبران (Aldebaran)و همچنین ابرغول های سرخی مانند ابط الجوزا (Betelgeuse)و قلب العقرب (Antares)

البته این تنها گوشه ای از عظمت بعضی ستارگان نزدیک به خورشید بود. ولی در واقع میلیاردها ستاره ی بزرگ و کوچک این کهکشان بزرگ را شکل داده اند.

کهکشان
یک کهکشان: توده ای از میلیاردها ستاره
و میلیاردها کهکشان چون این کهکشان وجود دارد.
خوشه
تصویر فوقِ عمیق هابل: یک خوشه از کهکشانها، هر نقطه ی نورانی یک کهکشان است. (بزرگنمایی)

ان الله خالق کل شیء و هو الواحد القهار

لا اله الا هو فأنی تؤفکون

 

 منبع:سایت تبیان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 3 اسفند1386 ساعت |

ماه گرفتگی در بامداد پنج شنبه 2 اسفند1386

ماه گرفتگی در بامداد پنج شنبه 2 اسفند

ماه گرفتگی یا خسوف کلی وقتی روی میدهد که کره ماه وارد سایه کامل کره زمین می شود. اگرچه این ناحیه تیره ترین قسمت سایه کره زمین است، اما با این حال به علت اینکه مقداری از اشعه های نور خورشید در لبه کره زمین و به وسیله جو آن تفرق پیدا می کند، مقداری نور به کره ماه می رسد . جو کره زمین بیشتر امواج نورانی با طول موج نزدیک به نور آبی را پراکنده می کند. در نتیجه نوری که به کره ماه میرسد دارای مقادیر بیشتری از اشعه های نورانی با طول موج نزدیک به نور قرمز نسبت به نور عادی خورشید است و به همین دلیل است که در طی خسوف رنگ ماه تقریبا مسی یا قرمز کدر به نظر می آید. اگر در لحظه ماه گرفتگی به ماه سفر کنید مشاهده می‌کنید که بر روی ماه خورشید گرفتگی صورت گرفته است یعنی زمین نور خورشید را مسدود کرده است.

 

ماه گرفتگی، سایه
گاهی اوقات ماه گرفتگی به رنگ قرمز کدر دیده می شود.

در روز پنج شنبه دوم  اسفند سال 1386 ماه گرفتگی کاملی از ساروس 133  در کشورمان قابل مشاهده است. شورای مرکز تقویم مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران بر پایه آخرین دستاوردهای نجومی اعلام کرد که  این گرفت از ساعت 5 و 13 دقیقه بامداد پنجشنبه 2 اسفند 1386  شروع می شود.  هرچند ماه گرفتگی نیمسایه ای ساعتی قبل از آن آغاز می شود، اما بدلیل عدم حساسیت کافی چشم انسان، قادر بدیدن تغییر نورانیت ماه نیستیم.

شبیه
افق غربی در بامداد 2 اسفند: پیش از غروب ماه، در اطراف ماه می توان سیاره ی زحل(Saturn) و ستاره ی قلب الاسد (Regulus) را دید.

در ساعت 6 و 31 دقیقه سایه زمین تمام قرص ماه را می پوشاند و ماه گرفتگی کلی آغاز می شود. در ساعت 7 و 21 دقیقه ماه گرفتگی کلی تمام شده و ماه شروع به بازشدن می کند. پایان ماه گرفتگی در ساعت 8 و 39 دقیقه اتفاق می افتد. ناظران در شرق و برخی مناطق مرکزی و جنوبی ایران قبل از آغاز گرفتگی کلی به علت غروب ماه مراحل ماه گرفتگی کلی را مشاهده نخواهند کرد. مشاهده این رویداد درمناطق غربی کشورمان ازشرایط مناسبتری برخوردار است. لازم به ذکر آنکه رصد ماه گرفتگی با چشم غیر مسلح نیز امکان پذیر بوده و برای چشمان انسان هیچ خطری ندارد. سیاره زحل در هنگام گرفت 2ر8 درجه بالاتر از ماه  قرار دارد. گرفت کامل حدود 50 دقیقه به طول می انجامد. در اقیانوس اطلس جنوبی قلب الاسد در زمان ماه گرفتگی پشت ماه پنهان شده و اختفا روی خواهد داد که از ایران قابل مشاهده نیست.

پایان گرفتگی کلی و جزئی در تمام نقاط ایران پس از غروب ماه رخ می دهد.

سایه
مراحل مختلف عبور ماه از میان نیمسایه و تمام سایه ی زمین

این گرفتگی غیر از بخش های مرکزی و شرق آسیا و اقیانوسیه در تمام دنیا قابل رویت است که در اروپا، آفریقا (به جز بخش کوچکی از شرق آن) و بخش کوچکی از آسیای غربی این گرفتگی به صورت کلی نیز قابل رویت خواهد بود.

در زمان گرفت کامل امسال رنگ ماه به قرمز مسی نزدیک است و دلیل آن درصد گرفت کامل در این ماه گرفتگی می باشد. علت رنگ سرخ ماه در هنگام ماه گرفتگی کامل، عبور نور خورشید از جو زمین و شکست نور بدرون مخروط سایه است که در این رویداد بر اساس خاصیت ویژه ای،نور قرمز عبور و در مخروط سایه زمین حضور دارد.

برای اطلاع از گرفت‌های آینده در ایران و جهان، به سایت مجله نجوم مراجعه کنید.

شبیه س
شبیه سازی ماه گرفتگی 2 اسفند توسط نرم افزار
نقشه
نقشه ی مشاهده ی ماه گرفتگی: خسوف در قسمتهای سفید و نیمه روشن قابل رؤیت است. نقطه ی قرمز مکانی را روی زمین نشان می دهد که ماه گرفتگی درست در وسط آسمان روی می دهد.

منبع متن خبر:

http://www.persianstar.com

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت |

حل معماي جاذبه، هدف نهايي علم فيزيک
 حل معماي جاذبه، هدف نهايي علم فيزيک

 ايزاک نيوتن نظريه جاذبه را در سال 1689 نوشت، و معادلات او تا همين امروز براي پرتاب کاوشگرها به کرانه هاي دوردست منظومه شمسي به کار گرفته مي شود. پس درک ما از جاذبه ممکن است دچار چه اشکالي باشد؟

نيوتن
ايزاک نيوتن

نظريه نيوتن اشکالاتي دارد. اين نظريه مدار عطارد، نزديک ترين سياره به خورشيد، را درست توضيح نمي دهد و همانطور که نيوتن به خوبي مي دانست اين نظريه چيزي درباره اينکه  نيروي جاذبه چيست به ما نمي گويد. 200 سال طول کشيد تا نابغه ديگري به نام آلبرت اينشتين با نظريه اي عميق تر ظاهر شود. نظريه نسبيت عام اينشتين نيروهايي که ما به صورت قوه جاذبه مي بينيم را ناشي از انحناي فضا و زمان (يا دقيقتر بگوييم "فضا-زمان") در اثر اجرام سنگين مانند زمين و خورشيد مي داند. (يعني مفهوم نيرو را از گرانش حذف کرد.)

انيشتن
آلبرت آينشتاين

نظريه پيشرفته تر:

اين مفهومي عجيب است، اما بسياري از ما هر روز وقتي در اتومبيل مي نشينيم و سيستم موقعيت ياب ماهواره اي (GPS) را روشن مي کنيم درحال استفاده از نظريه اينشتين هستيم. حيرت انگيز است که بايد اين واقعيت که زمين، زمان را خم مي کند در محاسبات وارد شود، وگرنه ماهواره هاي موقعيت ياب هر روز 11 کيلومتر از سر جاي خود سُر خواهند خورد. نظريه اينشتين به زيبايي مدار عطارد و پديده هاي خيلي پيچيده تر در کيهان را پيش بيني مي کند.

رصدخانه ليگو به دنبال مشاهده آثار امواج جاذبه:

شايد سخت ترين آزمون براي نظريه اينشتين در قالب تپ اخترهاي (پالسار) دوقلو ظاهر شود: دو ستاره با جرمي معادل خورشيد اما فشرده شده در ابعاد يک شهر که هر ثانيه هزاران بار دور يکديگر مي گردند.

نظريه نسبيت پيش بيني مي کند که اين ستاره هاي عجيب همزمان با آزاد کردن انرژي به شکل امواج گرانشي، بايد در حرکتي مارپيچي به سوي يکديگر بچرخند.

امواج

تغييرات مشاهده شده در رقص شديد تپ اخترهاي دوقلو دقيقاً همانقدر است که اينشتين با نظريه اش پيش بيني مي کند، اما امواج گرانشي هنوز ديده نشده است. يافتن امواج گرانشي وظيفه اي است که به رصدخانه هاي "ليگو" (Ligo) در نزديکي شهرهاي سياتل و نيواورلئان سپرده شده است. امواج گرانشي آنچنان که توسط اينشتين پيش بيني شده يکي از عجيب ترين پديده هاي طبيعت است.

ليگوو

امواج جاذبه اگر وجود داشته باشند همين حالا که داريد اين گزارش را مي خوانيد درحال حرکت از ميان بدن شما هستند، ساعتتان را سريع و کند مي کنند، سرتان را کش مي دهند يا فشرده مي کنند، اما خوشبختانه به ميزاني کمتر از يک ذره تشکيل دهنده اتم. به همين دليل احساسشان نمي کنيد، اما خارق العاده اينکه ليگو ممکن است تاثير آنها را مشاهده کند. رصد امواج گرانشي موفقيت چشمگير ديگري براي اينشتين خواهد بود، اما حتي اين نيز فيزيکدان هايي مثل من را راضي نمي کند.

ليگو
رصدخانه ي ليزري امواج گرانشي ليگو

به خاطر اينکه ما مي دانيم مکان هايي در جهان هست که حتي نظريه اينشتين در آنها جواب نخواهد داد. در قلب سياهچاله ها، يعني خورشيدهاي عظيمي که فروپاشيده اند و به نقطه اي با چگالي بي نهايت بدل شده اند، اينشتين ناکام خواهد ماند. و حتي حياتي تر اينکه، در آغاز زمان يعني هنگام انفجار بزرگ (Big Bang) تصوير اينشتين از فضا و زمان ديگر کفايت نمي کند. بنابراين ما فيزيکدان ها با يک مشکل عميق روبرو هستيم. اگر واقعا بخواهيم درک کنيم که جهان چگونه و حتي چرا شروع شد، آنوقت بايد بدانيم که فضا و زمان در آن لحظه آغازين چگونه بود.

چنين نظريه اي اگر وجود داشته باشد آنچيزي خواهد بود که به نظريه کوانتوم جاذبه معروف است. نظريه اي که از اينشتين پيشي مي گيرد و نه تنها در عالم سيارات، ستاره ها و کهکشان ها جواب مي دهد، بلکه همچنين در جهان اتمي سياهچاله ها و در لحظه آغاز جهان نيز کار مي کند. و اين هدف نهايي علم فيزيک در قرن 21 خواهد بود.

 

منبع:

http://www.parssky.com/

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 22 بهمن1386 ساعت |

کهکشانی غول پیکر: یک فسیل کیهانی
کهکشانی غول پیکر: یک فسیل کیهانی 

 تصاویر جدید تلسکوپ فضایی هابل از کهکشان بیضوی NGC1132 نشان می دهد این کهکشان یک فسیل کیهانی است. این کهکشان که حاصل برخورد چند کهکشان است، پس از برخورد به صورت یک کهکشان بیضی کرکی درخشان می درخشد و نسبت به کهکشان های معمولی بیضی گون به مراتب درخشان تر است. (انواع کهکشانها)

کهکشان بیضی NCG1132 که در آخرین عکس گرفته شده توسط هابل قابل مشاهده است به نوعی از رده کهکشان ها موسوم به غول های بیضی گون تعلق دارد. این کهکشان و کهکشانهای کوتوله ایی که در اطراف آن قرار دارند، موسوم به "گروه فسیلی "می باشند که به احتمال بسیار باقی مانده برخورد یک گروه از کهکشان ها می باشد که در زمان های نه چندان دور به یکدیگر برخورد کرده اند.

کهکشان

بسیاری از کهکشان ها در گروه هایی استقرار دارند که توسط نیروی های گرانشی به یکدیگر متصل شده اند. مثلاً کهکشان راه شیری نیز جزئی از  گروه ه محلی کهکشانی است. گاهی اوقات نیروی گرانشی بیش از حد سبب می شود که این کهکشان ها به یکدیگر برخورد نمایند و سرانجام در یک کهکشان ادغام شوند. مدارک شواهد محکمی وجود دارد که کهکشان راه شیری نیز یکی از کهکشان های همجنس خواری است که در طول زندگی خود کهکشان کوچکتر بسیاری را بلعیده است.

و به این طریق هریک از این کهکشان های همجنس خوار ستاره های یکدیگر را به ارث می برند. در این تصویر که توسط تلسکوپ هابل تهیه شده است، مشاهده می شود که در اطراف کهکشان NGC1132هزاران خوشه کروی قدیمی وجود دارد که همانند گردش زنبورهای عسل در اطراف کندو، در اطراف این کهکشان درحال گردشند. این خوشه های کروی به احتمال بسیار نجات یافته گان کهکشان های پدر و مادر همجنس خوار خود هستند که خود آن ها نیز توسط NGC1132بلعیده شده اند. در پس زمینه این کهکشان پرده ایی گیج کننده از کهکشان ها وجود دارد که درفاصله دورتری قرار دارند.

کهکشانNGC1132 درفاصله تقریبا 320 میلیون سال نوری و در صورت فلکی نهر(Eridanus)قرار دارد.

 

در تصاویر بدست آمده درمحدوده نور مرئی ،NGC1132 فقط به صورت یک کهکشان بیضی گون منفرد مشاهده می شود.ولی این تازه اول ماجرا است.دانشمندان دریافته اند که این کهکشان در یک هاله عظیم از ماده تاریک قرار دارد، این مقدار ماده تاریک معمولاً در گروه ده تایی و صدتایی از کهکشان ها یافت می شوند.

این کهکشان نیز مقدار زیادی تعشعشات ایکس دارد که از مقادیری زیادی گاز انتشار می یابد .این مقدار تشعشعات نیز فقط در گروه های عظیم شامل صدها کهکشان یافت می شود.این پرتوهای ایکس به اندازه ایی در فضا انتشار یافته است که ده بار بزرگتر از شعاع 120000سال نوری خود کهکشان در نور مرئی است.این مقدار پرتو ایکس که از این کهکشان انتشار می یابد به اندازه تشعشات یک گروه کامل کهکشان می باشد.

 مبدأ و سرچشمه این گروه فسیلی هنوز به صورت یک معما باقی مانده است .اما به احتمال زیاد این گروه فسیلی باقی مانده غذای یک کهکشان دیوانه همجنس خوار است که همسایه های دیگر خود را بلعیده است. احتمال ضعیف تر آنکه این ها اجسام کمیابی هستند که در یک برهه زمانی شروع به شکل گیری کرده و به طریقی رشد کهکشان کوچکتر متوقف شده و کهکشان بزرگتر کامل شد.

 

مقاله ی مرتبط:

بیرون از کهکشان خودمان

 

منبع:

www.parssky.com

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 22 بهمن1386 ساعت |

بخار آب و گازهایی دیگر در جو زهره

بخار آب و گازهایی دیگر در جو زهره

اخیرا مدارگرد سریع السیر زهره، متعلق به آژانس فضایی اروپا، با پشت سر گذاشتن ابرهای قطور اطراف سیاره زهره، موفق به تهیه دقیق‌ترین و گسترده‌ترین نقشه از بخار آب و سایر گازها در طبقات پایینی جو زهره شده است.

کاوشگر
تصویری هنری از سریع‌السیر زهره

زهره به عنوان یک سیاره ی داغ نور مادون قرمز بسیاری از خود تابش می کند! چرا که به علت دمای سوزاننده در زیر لایه‌ای قطور از ابرهایش که در ارتفاع ۳۵ کیلومتری به ۲۰۰ و بر روی سطح آن به بیش از ۴۵۰ درجه سانتی گراد می‌رسد، در نتیجه ما شاهد مقدار بسیار زیادی از تابش مادون قرمز از این لایه‌ها هستیم.

این تابش در طول موج‌های خاص و یا در دریچه‌ی مادون قرمز، می‌تواند از میان ابرهای قطور عبور کرده و حامل اطلاعاتی از لایه‌های پایینی باشد. شدت این تابش و چگونگی افت و خیز آن در طول موج‌های مشخص، می‌تواند اطلاعات بسیاری را در مورد ترکیبات ساختار جو سیاره به ما بدهد.

مدارگرد سریع السیر زهره به لطف قابلیت منحصر بفرد طیف سنج VIRTIS که به منظور استفاده از این پنجره‌ی طیفی بر روی آن نصب شده، توانسته است برای اولین بار و پس از چندین گردش مداری، نقشه‌ای از جو سیاره را همراه با قسمت های پایین جو آن به تصویر بكشد.

جو
مولکول‌های جو زهره

دی‌اكسیدكربن (CO۲) اصلی‌ترین ماده در جو زهره است، اما طیف‌سنج VIRTIS با نگاه دقیقش به عمق جو سیاره متوجه اثری از مونو كسید كربن(CO) شده‌ است كه یك كشف عجیب و غیرمعمول به‌حساب می‌آید. علاوه‌بر این، دانشمندان پس از مشاهدات بیشتری كه با تفكیك‌پذیری و وضوح بالاتر انجام دادند، متوجه سولفید كربونیل و بخار آب شدند. از اویل دهه ۱۹۸۰، وجود چنین مولكول‌هایی بر روی مریخ شناخته شده ‌بود، اما تا پیش از سریع السیر زهره مقدار این مولكول‌ها هرگز اینچنین دقیق و گسترده اندازه‌گیری و نقشه‌برداری نشده بود.

مونو كسید كربن موجود در جو زهره آنقدر كم و ناچیز است كه می‌تواند به عنوان یك ردیاب برای زیر نظر گرفتن الگوهای چرخشی سیال در جو سیاره استفاده شود. این كار شبیه به مطالعه‌ی گردش یك جوهر فلورسنت است كه به درون یك مایع چكیده شده، تا الگوی چرخشی درون آن مایع را آشكار سازد.

وجود سولفید كربونیل نیز معمولا به مونوكسید كربن بستگی دارد، به‌طوری‌كه هر كجا شاهد مقدار زیادی از سولفیدكربونیل باشیم میزان مونوكسید كربن در آن‌جا كم است، و برعكس.

پیش‌تر، مدل‌های هواسنجی نشان داده‌اند كه چنین رابطه‌ی معكوسی بین فراوانی مولكول‌ها به خاطر جریان گردشی بزرگ‌مقیاس جو سیاره است و اكنون نتایج بدست‌ آمده، این مدل‌ها را تایید می‌كنند.

 

منبع:

www.nojum.ir

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 22 بهمن1386 ساعت |

عنکبوتی بر روی عطارد

عنکبوتی بر روی عطارد

در تصاویر ارسالی فضاپیمای مسنجر، عارضه‌ای عنکبوتی شکل بر روی سیاره‌ی عطارد دیده شده است که تا پیش از این در هیچ جای منظومه‌ی منظومه‌ی شمسی مشابه آن دیده نشده بود.

پس از ۳۳ سال اکنون نگاه تازه‌ی ما به سیاره‌ی شگفتی چون عطارد، سوالات و پدیده‌های عجیبی برای ما به ارمغان آورده است.

۲۴دی ماه امسال، کاوشگر «مسنجر» ناسا اولین پرواز خود را بر فراز عطارد(تیر) تجربه کرد. دستاود این پرواز بیش از ۱۲۰۰ عکس با کیفیت بالا از سیاره بود که حدود ۴۵ درصد از بخش‌هایی را که تاکنون ندیده بودیم، آشکار کرده است.

در تصاویر به دست آمده، سطح آبله گون و پر از دهانه‌های برخوردی عطارد دیده می‌شود که تا حدی آن را شبیه تنها قمر زمین، ماه، می‌کند.

بررسی این تصاویر آغاز شده و در یکی از نخستین بررسی‌ها عارضه‌ای «عنکبوتی شکل» روی عطارد دیده شده است. این عارضه در پهنه‌ای از سیاره به نام «کالوریس» (Caloris) دیده شده است که دهانه‌های برخوردی زیادی در آن دیده می‌شود. ولی آنچه جلب توجه می‌کند خطوطی است که روی سطح سیاره از مرکز یک دهانه‌ی برخوردی به صورت شعاعی از آن خارج شده‌اند.

 

عنکبوت

دهانه‌های برخوردی و حتی دهانه‌های آتشفشانی زیادی در منظومه شمسی وجود دارد ولی هیچ کدام مانند این یکی نیستند. احتمالا این گسل‌ها بر اثر فشار پوسته‌ی سیاره در هنگام رانش به اطراف به وجود آمده‌اند که مسبب آن می‌تواند برخورد یک جرم خارجی یا فعالیت‌های آتشفشانی بوده باشد. مشابه این‌گونه گسل‌ها را می‌توان روی ماه هم دید ولی برای این مورد قضیه بسیار متفاوت است. عارضه‌ای به این شکل در هیچ کجای عطارد و حتی منظومه شمسی هرگز دیده نشده است. تعداد گسل‌های این عارضه بسیار زیاد است.

کار روی اطلاعات به دست آمده از پرواز اخیر فضاپیمای «مسنجر» ناسا بر فراز عطارد همچنان ادامه دارد و احتمالا خبرهای جالب دیگری از عطارد در راه خواهد بود.

مسنجر دو بار دیگر از فراز سیاره گذر خواهد کرد. پس از آن جاذبه‌ی سیاره که در هر بار گذر سرعت فضاپیما را کم کرده است، مسنجر را در دام خود می‌اندازد. طبق برنامه ریزی‌ها، مسنجر دست کم یک سال به دور سیاره خواهد چرخید و به ارسال اطلاعات مشغول خواهد بود.

مدتی پیش کاوشگر «افق‌های نو» دید ما را از مشتری، غول منظومه‌ی سمشی متحول کرد و اینک دانشمندان منظومه شناس مشغول بررسی اطلاعات دریافتی از مسنجر هستند. دید ما از منظومه‌ی خود در حال تحول است و شناختمان روز به روز بیشتر می‌شود. شناختی که می‌تواند به درک صحیح ساز و کارهای سیارات و خانه‌ی خودمان، زمین، هم بیانجامد تا در حفظ آن کوشا باشیم.

 

منبع:

www.nojum.ir

 

مقالات پیشین:

فضاپیمای مسنجر به عطارد می رسد

آخرین تصویر ارسالی توسط مسنجر از عطارد

آلبوم آخرین تصاویر ارسالی از عطارد

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 22 بهمن1386 ساعت |

دانش آموزان دبیرستانی یک سیارک کشف کردند

این مثالی دیگر است که چگونه منجمین آماتور می توانند به کشفیات مهم در نجوم دست بزنند. 3 دبیرستان از ایالت ویسکوزین آمریکا که در حال انجام یک پروژه ی رصدی در مدرسه بودند، یک سیارک کشف کردند.

ایشان این سیارک را بوسیله ی تلسکوپ هایی در نیو مکزوکو که  از راه دور توسط اینترنت کنترل می شوند، یافتند. این دانش آموزان از سیستم رصدخانه ی کنترل از راه دور کالوین استفاده نموده اند.

کشف یک دنباله دار توسط دانش آموزان دبیرستانی بسیار نادر است و  تا به حال چنین اتفاقی نیافتاده است. 99 درصد سیارک ها توسط پژهشگران حرفه ای کشف شده است.

سیارک

کالج کالوین تلسکوپهایی دارد که در نیومکزیکو مستقر هستند و توسط اینترنت کنترل می شوند. این تلسکوپها در چهار ساعت در شب، هر ساعت یک تصویر می گیرند. دانش آموزان تصاویر را نگاه کردند و متوجه نقطه ای شدند که درون این تصاویر حرکت می کند. دیدن سیارک ها آسان نیست. آنها بسیار کم نور هستند: حدود 10000 مرتبه کم نور تر از کم نور ترین ستاره ای که با چشم غیر مسلح می توان دید.

به هرحال شانس و توجه و علاقه با این دانش آموزان آمریکایی یار بوده است که توانسته اند چنین کشف جالبی داشته باشند.

این دانش آموزان فرصت دارند که نامی برای سیارک انتخاب کنند، ولی در حال حاضر موقتا 2008 AZ28 نامیده می شود.

«نجوم علمی است که حتی آماتور ها می توانند در آن کشفیات و تحقیقات پر معنی و مهم داشته باشند.»

 

منبع خبر: سایت خبری universtoday

 

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت |

برخورد یک ابَر سحابی با کهکشان راه شیری

برخورد یک ابَر سحابی با کهکشان راه شیری

گروهی از دانشمندان کشف کردند که یک سحابی بسیار بزرگ در حال نزدیک شدن به کهکشان راه‌شیری است و با برخورد به آن در کم‌تر از 40 میلیون سال آینده، آتش بازی بزرگی به راه می‌اندازد.

 

در نشست تخصصی انجمن نجوم آمریکا در ایالت تگزاس، گروهی از دانشمندان کشف اخیر خود را درباره‌ی برخورد یک توده‌ی عظیم از گاز هیدروژن با کهکشان راه شیری در کم‌تر از 40 میلیون سال بعد اعلام کردند. بر این اساس، سحابی اسمیت که هیدروژن کافی برای تولید بیش از یک میلیون ستاره ی خورشید مانند را دارد، با فاصله‌ی تنها 8 هزار سال نوری از کهکشان ما، با سرعت بسیار به سمت قرص راه شیری در حرکت است. با برخورد این سحابی در فاصله بین 20 تا 40 میلیون سال بعد، آتش بازی مهیبی در راه شیری پدید می‌آید.

سحابی
برخورد
طرحی از مسیر نزدیک شدن سحابی بزرگ به سوی کهکشان ما

این توده که در سال 1963 کشف شده است با عرض 2500 سال نوری و طول 11 هزار سال نوری، توجه گروهی از اخترشناسان را به خود جلب کرد تا دانشمندان با تلسکوپ رادیویی «گرین بنک»(Green Bank)، به رصد آن بپردازند.

ورود این توده ی بزرگ گاز به درون کهکشان راه شیری باعث بوجود آمدن انفجارهای بزرگ ستاره ای موسوم به ابَرنواختر خواهد شد. این توده پس از برخوردی با زاویه حدود 45 درجه به یکی از بازوهای کهکشان، با تغذیه ستاره‌های راه شیری و برهم زدن شکل خوشه‌های ستاره‌ای، مقدمه ظهور ابرنواخترهای پی درپی پس از چند میلیون سال خواهد بود، که بی شباهت به آتش بازی کریسمس نیست!

این دانشمندان با نقطه گذاری بیش از 40000 منطقه از این سحابی به منظور تعیین دقیق شکل و موقعیت سحابی، اندازه ظاهری این توده را در آسمان زمین در حدود 15 درجه برآورد کردند یعنی 30 برابر قطر ماه در آسمان! اما به خاطر این که در سحابی ستاره‌ای وجود ندارد، به صورت مرئی دیده نمی‌شود.

همچنین اثرات ناشی از نیروهای کشندی راه شیری در این سحابی مشاهده شده است که شباهت زیادی به اثر گرانش خورشید در دنباله‌دارها در منظومه شمسی دارد و ممکن است موجب گسیختگی و از هم پاشیدن قسمت‌های کم چگال سحابی قبل از برخورد بخش چگال توده شود.

 

ابر سحابی
 تصویری از سحابی مذکور که تلسکوپ رادیویی گرین بنک به دست آورده است.

پس از برخورد توده به راه شیری، گاز هیدروژن همچون بارانی بر کهکشان فرو خواهد ریخت که در این مرحله احتمال تشکیل سریع ستاره‌های پرجرم و بزرگ به خاطر شوک برخورد و تزریق گاز هیدروژن وجود دارد.

گروهی از دانشمدان علت پیدایش حلقه‌ای از ستاره های درخشان به نام کمربند «گلد»(Gold) در نزدیکی خورشید را تصادمی مشابه با راه شیری در گذشته می‌دانند.

منبع : سایت تبیان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت |

آخرین تصویر ارسالی توسط مسنجر از عطارد

آخرین تصویر ارسالی توسط مسنجر از عطارد

بالاخره فضاپیمای مسنجر که توسط دانشگاه جان هاپکینز فرستاده شده است، و خبر آن را هفته ی پیش خواندید، در 24 دی ماه از نزدیکی عطارد عبور کرد. این فضا پیما که در سال 2004 به فضا فرستاده شده است، دو بار دیگر در اکتبر 2008 و سپتامبر 2009 از نزدیکی عطارد عبور خواهد کرد و در نهایت در مارس 2011 در یک مدار بدور عطارد قرار خواهد گرفت.

این آخرین تصویری است که مسنجر 20 دقیقه بعد از رسیدن به نزدیک ترین فاصله از عطارد یعنی مسافت 5000 کیلومتری  تهیه کرده است. این تصویرِِ سیاه سوخته عوارض سطحی عطارد را با دقت 400 متر به تصور کشیده است!

تصویر

دهانه ی بزرگ تر در نزدیکی استوای عطارد قرار گرفته است؛ در طرفی از سیاره که به تازگی توسط مسنجر تصویر برداری شده است. این دهانه به نظر می رسد نامی نداشته باشد، چرا که این اولین باری است که دیده می شود! در اطراف این دهانه صدها دهانه ی برخوردی کوچکتر ثانویه  وجود دارند. بعضی از این دهانه های ریز بطور مرتب در یک مسیر چیده شده اند: بعضی سیارک ها یا دنباله دارها قبل از برخورد با عطارد چند تکه شده اند و در یک مسیر مستقیم روی سطح سیاره را بمب باران کرده اند.

دهانه ها

یک مسیر از برخوردهای پشت سر هم به طور عمودی

با شمارش تعداد دهانه های کوچکتر در اطراف دهانه ی بزرگ و آنهایی که درون دهانه هستند و مقایسه ی این دو، دانشمندان می توانند سن تقریبی دهانه را تخمین بزنند.

هدایت کنندگان مسنجر اعلام کرده اند که تمامی 500 مگابایت اطلاعاتی که توسط مسنجر برداشت شده است را دریافت نموده اند. این فضاپیما 1,213 تصویر از سطح عطارد تهیه نموده است.

 منبع :سایت تبیان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت |

فضاپیمای مسنجر به عطارد می رسد

فضاپیمای مسنجر به عطارد می رسد

دوشنبه 24 دی ماه فضاپیمای مسنجر به نزدیکی سیاره ی عطارد رسید. از 30 سال پیش تاکنون هیچ مأموریت فضایی به منظور بررسی این سیاره‌ انجام نشده بود و این نخستین تصاویر پس از 30 سال است.

 

مسنجر

دانشمندان آزمایشگاه فیزیک کاربردی در دانشگاه جان هاپکینز در سال 2004 فضاپیمایی بنام «مسنجر» (Messenger) را به سوی سیاره ی عطارد گسیل داشتند.

ساختن
مسنجر در حال ساخت
پرتاب
پرتاب فضاپیمای مسنجر در آگوست 2004

 14 ژانویه امسال (24 دی) این فضاپیما از فاصله 200 کیلومتری این سیاره گذر خواهد کرد. در اولین گذر از فراز سیاره دو دوربین WACو NAC فعالیت خود را شروع خواهند کرد، که به ترتیب تصاویر با میدان دید 5ر10 و 5ر1 درجه ثبت خواهند کرد. دوربین واید این فضاپیما، قابلیت نوردهی زیاد برای ثبت ستاره های درخشان آسمان را نیز دارا است که به منظور تصحیح مداری فضاپیما به کار می‌رود و دوربین با میدان دید کم عوارض سطحی عطارد را آشکار خواهد ساخت.  تصاویری که از سطح عطارد نقشه برداری خواهد کرد، دقتی در حدود چندصد متر دارد.

این کاوشگر در این مرحله حدود 1200 تصویر از عطارد خواهد برداشت.

مدار
نقشه ی مدار کنونی مسنجر در لحظه ی گذر از کنار عطارد
مدارها
نقشه ی مدار های مختلفی که مسنجر در طول سفرش استفاده می کند.

تصاویر مسنجر در  گذر 14 ژانویه، اولین تصاویری خواهند بود که بعد از اطلاعات مارینر 10 در 16 مارس 1975 ارسال می‌شوند. این فضاپیما همچنین با استفاده از دوربین‌های فرابنفش ، فروسرخ و اشعه ایکس خود به بررسی این سیاره خواهد پرداخت. 

یکی از جالب توجه‌ترین عوارض روی عطارد، حوضه برخوردی کالوریس است، که در حدود یک چهارم قطر عطارد اندازه دارد و مسنجر در 14 ژانویه به بررسی این حوضه خواهد پرداخت. این فضاپیما در مدت فعالیت خود، عوارض ناشناخته عطارد را بررسی خواهد کرد اما اطلاعات اولیه در 14 ژانویه بدست خواهد آمد.

کالوریس
دشت دیواره ای کالوریس

این کاوشگر دو بار دیگر در اکتبر 2008 و سپتامبر 2009 از نزدیکی عطارد عبور خواهد کرد و در نهایت در مارس 2011 در یک مدار بدور عطارد قرار خواهد گرفت. زمانی که سفر این فضا پیما به پایان برسد، در حدود 9ر7 میلیارد کیلومتر در مجموع سفر کرده است. اگر به وبگاه اینترنتی مسنجر نگاهی بیاندازید، مقدار مسافت طی شده توسط فضا پیما را در هر ثانیه، لحظه به لحظه نشان می دهد. (Current Total Distance Traveled)

برای مشاهده ی مسیر گذر مسنجر از نزدیکی عطارد در 14 ژانویه این انیمیشن را دانلود کنید. (1.82 MB)

 

اهداف اصلی ماموریت:

تهیه اطلاعات کامل از عناصر معدنی سیاره و نقشه برداری زمین شناسی.

عکسبرداری سراسری از سطح سیاره.

بررسی میدان مغناطیسی سیاره.

بررسی گرانش سیاره.

و...

 

منابع:

http://www.universetoday.com

http://messenger.jhuapl.edu/index.php

nojum.ir

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 24 دی1386 ساعت |

درخشندگی ستارگان

 

خورشید نزدیک‌ترین ستاره به ماست که هر روز صبح شاهد طلوعش هستیم. شاید خیلی‌ها فکر کنند که خورشید پرنورترین ستاره است و از این روشن‌تر و پرنورتر دیگه ستاره‌ای نداریم. ولی واقعاً این طور نیست، جالبه بدونید که خورشید در میان 20 ستاره‌ی درخشان آسمان اصلاً جایی نداره و از همشون کم نورتر حساب می‌شه. ولی به دلیل فاصله‌ی بسیار نزدیکش به ما نسبت به ستاره‌های دیگه درخشان‌تر به نظر می‌رسه. روشنایی ذاتی یک ستاره ربطی به فاصله‌اش از زمین نداره. ولی خب روشنایی که ما از روی زمین از یک ستاره می‌بینیم رابطه‌ی مستقیمی با فاصله‌ی ستاره تا زمین داره. حالا برای روشن شدن موضوع تعریف‌های فیزیکی این قضیه رو خدمت شما ارائه می‌کنم. تعریف فیزیکی "درخشندگی واقعی" ستاره، مقدار انرژی هست که در واحد زمان از ستاره بیرون می‌آید. پس همین طور که دید "درخشندگی واقعی" ستاره به ساختار درونی هر ستاره مربوط می‌شه. واحدی که برای این کمیت در نظر گرفته شده J/S و یاW است. اما درخشندگی که ما از یک ستاره توی آسمان شب می‌بینیم (درخشندگی ظاهری) به عوامل دیگه هم ربط داره. فاصله در این زمینه یکی از عوامل تاثیرگذار در "درخشندگی ظاهری" یک ستاره است و این عامل تعیین‌کننده‌ی میزان انرژی هست که از ستاره به ما بر روی زمین می‌رسه. تعریف "درخشندگی ظاهری" ستاره مقدار انرژی است که در واحد زمان از واحد سطح ستاره تابش می‌شود. پس در این صورت می‌شه بین "درخشندگی ظاهری" و "درخشندگی واقعی" یک ستاره رابطه‌ی زیر رو در نظر گرفت : سطح /(L) درخشندگی واقعی = درخشندگی ظاهری (b) نور یک ستاره در فضا به صورت کروی در تمام جهت‌ها پخش می‌شه، پس می‌تونیم برای "درخشندگی ظاهری" رابطه‌ی زیر رو بنویسیم : b=L/4π r2 طبق این رابطه "درخشندگی ظاهری" با توان دوم فاصله نسبت عکس داره. اگه این رابطه رو طرفین و سطین کنیم خواهیم داشت : L=4 π r2 b پس طبق این رابطه با داشتن فاصله‌ی ما از یک ستاره و هم چنین با داشتن مقدار "درخشندگی ظاهری" اون ستاره می‌تونیم "درخشندگی واقعی" یک ستاره رو به دست بیاریم. منجم‌ها برای "درخشندگی" یک ستاره از واژه‌ی "قدر" استفاده می‌کنند. که طبق تعریف هم "قدر ظاهری" داریم و هم "قدر مطلق". "قدر ظاهری" مقدار روشنایی است که ما از ستاره در آسمان مشاهده می‌کنیم. و "قدر مطلق" معیاری برای اندازه‌گیری مقدار درخشندگی واقعی ستاره‌هاست. که در ادامه روش محاسبه‌ی آن را توضیح خواهم داد. روشنایی ستارگان در آسمان شب متفاوت است. بعضی از ستاره‌ها پرنورتر و بعضی کم‌نورتر هستند. که برای بیان این موضوع به صورت علمی روشنی ظاهری آن‌ها بر اساس تفاوت بین "قدرهای ظاهری" اون‌ها گفته می‌شه.طبقه‌بندی ابرخس بر اساس روشنی ستارگان اولین دسته‌بندی برای روشنی ظاهری ستاره‌ها را منجمی یونانی به نام "ابرخس" انجام داد. ابرخس در قرت دوم قبل از میلاد در جزیره رودس زندگی می‌کرد. بر طبق این دسته‌بندی ستاره‌های مرئی بر اساس روشنی ظاهری‌شان به شش گروه تقسیم شدند. این طبقه‌بندی هنور هم کم و بیش معتبر است. ابرخس بیست ستاره پرنوری که می‌شناخت به طور دل‌بخواه ستارگان قدر اول نامید، پنجاه ستاره‌ی پرنور بعدی را ستارگان قدر دوم نامید و الی آخر. در قدر ششم چند صد ستاره که به دشواری قابل دیدن با چشم انسان معمولی بودند قرار گرفتند. بدین ترتیب اولین طبقه‌بندی ستاره‌ها بر اساس روشنی‌شان درست شد. البته همان طور که گفتم این طبقه‌بندی کاملاً اختیاری بود. در این طبقه‌بندی فقط "قدرهای ظاهری" ستاره‌ها مورد توجه قرار داشت، بعضی از ستاره‌ها در واقع خیلی پرنورتر بودند ولی خب به خاطر فاصله‌ی زیادشان از ما کم‌نور به نظر می‌رسند. با اختراع تلسکوپ، ستارگان کم‌نورتری در آسمان شب دیده شدند، بنابراین، به این مقیاس، قدر 7، 8 و 9 نیز اضافه شد. با دوربین‌های دوچشمی امروزی، می‌توان ستارگانی به کم نوری قدر 9 را دید، و با یک تلسکوپ آماتوری 6 اینچ، قدر 12 و یا 13 را دید. بزرگ‌ترین و حساس‌ترین تلسکوپ‌های مورد استفاده ستاره‌شناسان حرفه‌ای، این عدد را به قدر 29 می‌رسانند!! یعنی میلیون‌ها بار کم‌نورتر از کم‌نورترین ستارگانی که با چشم غیرمسلح دیده می‌شوند.قسمت‌بندی اعشاری قدرهای ظاهری قسمت‌بندی اعشاری "قدر ظاهری" ستاره‌ها در قرن نوزدهم به وجود آمد. در این طبقه‌بندی جدید ستاره‌ای که قدر ظاهری‌اش 5/5 بود قدری بین ستاره‌ای با قدر 5 و ستاره‌ای با قدر 6 داشت. مقادیر صفر و منفی قدر ظاهری بیست ستاره‌ای که در ابتدا توسط ابرخس به جزو ستاره‌های قدر اول قرار داشتند، در قرن‌های بعد دوباره دسته‌بندی شدند. دلیل این کار هم این بود که بعضی از این ستاره‌ها بسیار پرنورتر نسبت به بقیه بودند و درست نبود که به تمامی این ستاره‌ها قدر اول را نسبت دهیم. لذا ستاره‌شناسان مجبور شدند که برای بیان قدرهای جدید این ستاره‌ها از مقادیر منفی و صفر نیز استفاده کنند. در این دسته‌بندی جدید هر چه قدر ستاره‌ای منفی‌تر بود، نشانه‌ی این بود که آن ستاره پرنورتر است. ستاره‌ای که در آسمان شب پرنورترین ستاره می‌باشد ستاره‌ی "شعرای یمانی" (شباهنگ) است، که در این طبقه‌بندی جدید قدر ظاهری آن 6/1- قرار داده شده است. در این طبقه‌بندی قدر ظاهری خورشید 7/26- است. که قدر ظاهری بسیار زیادی می‌باشد و نشان‌دهنده‌ی پرنور بودن ظاهری خورشید در آسمان زمین است.تعیین قدرهای ظاهری روش تعیین قدر ستاره‌ها از طریق مشاهده و رصد آنها در آسمان شب بسیار ساده است. اگر در این کار تجربه داشته باشید نتیجه‌هایی که به دست می‌آورید بسیار دقیق خواهد بود و خطای شما در این کار ممکن است چیزی در حدود 1/0 یک قدر باشد. منجم آلمانی فریدریش آرگه لاندر و همکارانش برای تهیه‌ی فهرست بزرگ ستاره‌ها که به کاتالوگ ب.د معروف است از این روش استفاده کردند. در این روش شما قدر ظاهری یک ستاره را بر اساس قدرهای ظاهری ستاره‌های اطراف آن که قدرهای ظاهری‌شان معلوم است به دست می‌آورید.این روش کاملاً نسبی است. شما باید تشخیص دهید که ستاره‌ی مورد نظرتان از هم‌سایه‌اش که قدر آن معلوم است پرنورتر می‌باشد یا کم‌نورتر. با مقایسه آن ستاره با چند تا از همسایه‌هایش می‌توانید به طور تقریبی قدر مجهول ستاره را به دست بیاورید. برای اینکه نتایجی که به دست می‌آورید قابل اطمینان باشند بهتر است که به نکته‌های زیر توجه داشته باشید : الف) بهتر است که ستاره‌ای که می‌خواهید قدرش را به دست آورید و ستاره‌هایی که قدرشان معلوم است، فاصله‌های کم و بیش برابری از افق داشته باشند. ب) ستاره‌هایی که قدرشان معلوم است را طوری انتخاب کنید که تا حد امکان به ستاره‌ای که می‌خواهید قدرش را به دست بیاورید نزدیک باشند. ج) ستاره‌هایی که قدرشان معلوم است را طوری انتخاب کنید که یکی از آن‌ها کمی پرنورتر و یکی از آن‌ها کمی کم‌نورتر از ستاره‌ای باشند که می‌خواهید قدرش را حساب کنید. در این صورت راحت‌تر می‌توانید قدر ستاره‌‌ی مورد نظرتان را به دست بیاورید. چون مطمئن هستید که قدرش بین چه مقادیری هست. یک بار دیگر می‌گوییم که این مقادیری که به دست می‌آورید "قدر ظاهری" ستاره‌ها می‌باشد. به عنوان مثال ستاره‌‌ی جدی که قدر ظاهری آن 1/2 می‌باشد، تقریباً 1500 با پرنورتر از خورشید است، ولی چون فاصله‌ی آن بسیار زیاد است "قدر ظاهری" آن بسیار کم‌تر از خورشید است. اگر بخواهیم فاصله‌ی ستاره‌ی جدی با خورشید را مقایسه کنیم باید بگویم که نور 3/8 دقیقه طول می‌کشد که تا از خورشید به زمین برسد در حالی که نوری که از ستاره‌ی جدی به زمین می‌رسد باید 400 سال در راه باشد تا این فاصله را طی کند! به وسیله اینفلش می‌توانید تا حدی با مفهوم درخشندگی ظاهری آشنا شوید. با کلید‌های مثبت و منفی بازی کنید و ببنید که چه تغییری در قدر ستاره به وجود می‌آید. همان طور که می‌بینید هر چه قدر ظاهری یک ستاره‌ کم‌تر می‌شود قطر ظاهری آن نیز کم‌تر می‌شود.قدر مطلق ستارگان "قدر ظاهری" یک ستاره هم به روشنایی ذاتی آن ستاره و هم به فاصله‌ای که آن ستاره از ما دارد بستگی دارد. برای این که بتوانیم روشنی ذاتی یک ستاره را به دست بیاوریم از مفهومی به نام "قدر مطلق" استفاده می‌کنیم که در محاسبه‌ی آن دیگر به فاصله‌ی آن ستاره از زمین کاری نداریم. برای محاسبه‌ی "قدر مطلق" ستاره‌ها فرض می‌کنیم که تمامی آن‌ها فاصله‌ای برابر تا زمین دارند. و همه‌ی آن‌ها را به محل جدیدی در ده پارسکی زمین می‌بریم. طبق تعریف یک پارسک فاصله‌ای است برابر 1/30 میلیون میلیون کیلومتر. خب پس ده پارسک برابر است با 301 میلیون میلیون کیلومتر. فرض می‌کنیم که تمامی ستاره‌ها در ده پارسکی قرار داشته باشند که در این صورت فاصله‌ی تمامی آن‌ها از زمین یک‌سان خواهد بود و دیگر فاصله باعث تفاوت در روشنی آن‌ها نمی‌شود چون که فاصله برای تمامی آن‌ها یک سان در نظر گرفته شده است. طبیعی است که ستاره‌هایی که فاصله‌ی واقعی‌شان تا زمین بیش‌تر از ده پارسک است وقتی به ده پارسکی آورده شوند پرنورتر می‌شوند و ستاره‌هایی که فاصله‌ی واقعی‌شان از زمین کم‌تر از ده پارسک است وقتی به ده پارسکی برده شوند کم‌نورتر خواهند شد. طبق این تعریف وقتی خورشید را به ده پارسکی زمین ببریم "قدر مطلق" آن برابر 8/4+ خواهد بود. همان طور گفته شد "قدر ظاهری" خورشید برابر 7/26- است.

درخشان‌ترین ستارگان

لیست زیر فهرستی است از درخشان‌ترین ستاره‌های آسمان شب به ترتیب درخشندگی‌شان : 1ـ Siriusشباهنگ، کاروان کش، وَراهَنگ، شب کش، ‌تیر، تیشتر (در عربی شعرای یمانی)، الفا - کلب اکبر 2ـ Canopus پَرَک،ستاره سهیل ،الفا - حمال 3ـ Alpha cantauri آلفا قنطورس، رجل قنطورس 4ـ Arcturus ژوبین‌دار، سماک الرامح، نگهبان شمال، الفا - گاوران، الفا - عوا، ارکتوروس (یک غول سرخ است.) 5ـ Vega ونَند، نسر واقع، کرکس نشسته 6ـ Capella نگهبان، العیوق، بزبان، الفا - ارابه ران 7- Rigel پا، رجل، رجل الجبار، قدم الجبار، بتا - جبار، پاى جبار 8ـ Procyon شعرای شامی 9ـ Achernar اخرالنهر 10ـ Betelgeuse شانه شبان، منکب الجوزا، الفا - شکارچى، الفا - جبار، منکب الجبار، ابط الجوزا، یدالجوزا 11ـ Antares دل کژدم، قلب العقرب، الفا - عقرب، انتارس (یک ابر غول سرخ است.) 12ـ Mizar بزک، عناق، دب اکبر 13ـ Alcor فراموشک، سُها 14ـ Alphard تکینه، الفرد، عنق الشجاع، الفا - شجاع 15ـ Regulus شیردل، قلب الاسد، الفا - اسد 16ـ deneb دُنب، ذنب دجاجه، دمچه قو، ردف، دم ماکیان، الفا - دجاجه 17ـ ras algethi سر زانوزن، رأس الجاثی، الفا - جاثى 18ـ aldebaran سدویس، الدبران، چشم گاو، الفا - ثور، عین الثور 19ـ Spica بی‌ژوبین، السماک الاعزل، الفا - سنبله، الفا - خوشه، سماک بى سلاح 20ـ Bootes ژوبین، رمح، گاوران، عوا، صیاح، حارس الشمال نفاد اگر همه ستاره‌ها را در 10 پارسکی بچینیم درخشندگی ستاره‌ها به این ترتیب خواهد بود :

۱ـ ستاره سهیل ( درخشندگی آن 1900 برابر خورشید است.)

2ـ عیوق ( یک غول سرخ است.)

3ـ نسر واقع

4ـ شعرای یمانی

5ـ آلفا قنطورس

6ـ ستاره اس‌دوراس

ستاره شباهنگ
ستاره سهیل
ستاره عیوق
ستاره پای جبار
ستاره شعرای شامی
ستاره شانه شبان
ستاره دب اکبر
ستاره شیر دل
ستاره ذنب دجاجه
ستاره رأس الجاثی
ستاره عین الثور
ستاره السماک الاعزل
 
منبع : سایت تبیان
|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 22 دی1386 ساعت |

درخشان ترین ستاره

باور غلط : خورشید درخشان‌ترین ستاره‌ی جهان است!باور درست : خورشید در میان لیست درخشان‌ترین ستارگان اصلاً جایی ندارد! خورشید، ستاره‌ای معمولی است، شبیه ستارگان بی‌شمار دیگری که در آسمان می‌بینیم، هر چند ممکن است این طور به نظر نرسد. دلیل این که خورشید از هر ستاره‌ای بزرگ‌تر به نظر می‌آید، فاصله‌ی نزدیک آن است. خورشید از هر ستاره‌ی دیگری به ما نزدیک‌تر است. فاصله‌ی متوسط خورشید از زمین 6/149 میلیون کیلومتر است. لیست زیر فهرستی است از درخشان‌ترین ستارگان آسمان شب به ترتیب درخشندگی‌شان:

1ـ Sirius، شباهنگ، کاروان کش، وَراهَنگ، شب کش، ‌تیر، تیشتر (در عربی شعرای یمانی)، آلفا ـ کلب اکبر

2ـ Canopus پَرَک، ستاره سهیل ،الفا 

3ـ Alpha cantauri آلفا قنطورس، رجل قنطورس

4ـ Arcturus ژوبین‌دار، سماک الرامح، نگهبان شمال، الفا - گاوران، الفا - عوا، ارکتوروس (یک غول سرخ است).

5ـ Vega ونَند، نسر واقع، کرکس نشسته

6ـ Capella نگهبان، العیوق، بزبان، الفا - ارابه ران

7ـ Rigel پا، رجل، رجل الجبار، قدم الجبار، بتا - جبار، پاى جبار

 8ـ Procyon شعرای شامی

9ـ Achernar اخرالنهر

10ـ Betelgeuse شانه شبان، منکب الجوزا، الفا - شکارچى، الفا - جبار، منکب الجبار، ابط الجوزا، یدالجوزا

11ـ Antares دل کژدم، قلب العقرب، الفا - عقرب، انتارس (یک ابر غول سرخ است).

12ـ Mizar بزک، عناق، دب اکبر

13ـ Alcor فراموشک، سُها

14ـ Alphard تکینه، الفرد، عنق الشجاع، الفا - شجاع

15ـ Regulus شیردل، قلب الاسد، الفا - اسد

16ـ deneb دُنب، ذنب دجاجه، دمچه قو، ردف، دم ماکیان، الفا - دجاجه

17ـ ras algethi سر زانوزن، رأس الجاثی، الفا - جاثى

18ـ aldebaran سدویس، الدبران، چشم گاو، الفا - ثور، عین الثور

19ـ Spica بی‌ژوبین، السماک الاعزل، الفا - سنبله، الفا - خوشه، سماک بى سلاح

20ـ Bootes ژوبین، رمح، گاوران، عوا، صیاح، حارس الشمال نفاد

همه‌ی ستاره‌ها چون نقاط نورانی در آسمان به نظر می‌رسند، زیرا بسیار دور هستند. روشنایی واقعی یک ستاره ربطی به فاصله‌ی آن تا زمین ندارد. ولی روشنایی که ما بر روی زمین از یک ستاره می‌بینیم را می‌توان با فاصله‌ی آن ستاره از زمین مربوط دانست. اگر همه‌ی ستارگان را در 10 پارسکی (هر پارسک برابر است با 1/30 میلیون میلیون کیلومتر) بچینیم درخشندگی ستارگان به این ترتیب خواهد بود:

1ـ سهیل ( درخشندگی آن 1900 برابر خورشید است). 2ـ عیوق ( یک غول سرخ است). 3ـ نسر واقع (وَنَند). 4ـ شعرای یمانی (یک جفت کوتوله سفید به نام توله دارد). 5ـ آلفا قنطورس 6ـ ستاره اس‌دوراس

خورشید این قدرها هم که به نظر می‌رسد نورانی نیست!

ستاره شباهنگ

ستاره سهیل

منبع : سایت تبیان

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 22 دی1386 ساعت |

کشف مولکولهای آلی در خارج منظومه ی شمسی

می دانیم که مولکولهای آلی، مواد اولیه ی لازم برای شکل گیری حیات هستند. عنصراصلی تمام مولکولهای آلی کربن است. تعداد انواع مواد و مولکولهای پیچیده ای که می توان با کربن ساخت به قدری زیاد است که علم شیمی را به دو بخش تقسیم می کنند: شیمی مواد آلی و شیمی بقیه ی مواد!

بعضی از مواد آلی بغیر از کره ی زمین در قسمتهای دیگر منظومه ی شمسی نیز یافت شده اند: مثلا در بعضی دنباله دارها و همچنین در ابرهای « تیتان » قمر سیاره ی زحل. ولی رصدهای جدید درمورد توده ی غباری اطراف ستاره ای در فاصله ی 220 سال نوری از زمین، برای اولین بار نشان داده است که این مولکولها در جاهای دیگری خارج از منظومه ی شمسی هم یافت می شوند.

بعضی ستارگان جوان در اطراف خود توده ای برزگ از غبار چرخان دارند که به شکل یک دیسک در اطراف آنها گردش می کنند و آهسته آهسته سیاراتی را در اطراف آنها ایجاد می کنند. در میان این توده ی بزرگ غبار مولکولها و مواد مختلفی ممکن است شکل بگیرد.

دیسک

نقاشی: سیاراتی در اطراف یک ستاره در حال شکل گیری هستند.

ستاره شناسان در انستیتو کارنگی وجود مولکولهای  آلی را در دیسک غباری چرخان بدور ستاره ی HR 4796A یافته اند. ستاره ای جوان با 8 میلیون سال عمر در صورت فلکی قنطورس. آنها با استفاده از طیف سنج فروسرخ نزدیک هابل دریافتند که نور قرمز موجود در طیف این ستاره در واقع نتیجه ی حضور یک مولکول آلی بزرگ است که «تولیون» نام دارد.

ستاره

دیسک غبار ستاره ی HR 4796A

این کشف نشان می دهد که وجود مولکولهای آلی در مراحل ابتدایی شکل گیری سیارات ممکن است، و این می تواند به ایجاد حیات احتمالی در سیاره ای در این منظومه کمک کند.

غبار

دیسک غبار (بوسیله ی یک صفحه ی تاریک جلوی نور ستاره ی مرکزی را گرفته اند.)

مولکولهای آلی در شکل گیری موجودات زنده نقش اساسی دارند، زیرا کربن تنها عنصری است که می تواند چنین تنوع حیرت انگیزی از مواد و مولکولهای بسیار پیچیده ایجاد کند، و حیات را با تمام پیچیده گی اش سبب شود. البته کشف چنین مولکولهایی در جایی دیگر از جهان به معنای وجود حیات در آنجا نیست، یا حتی ایجاد حیات در آینده. بلکه این نشان دهنده ی احتمال ایجاد حیات در جایی خارج از منظومه ی شمسی است.

تیتان

تیتان: نماهای مختلف

یکی دیگر از قسمتهای منظومه ی شمسی که دارای تولیون است، تیتان بزرگ ترین قمر زحل می باشد. این مولکول در چندی مرحله در جو تیتان ایجاد می شود.

تولیون

متان

نهرهایی از متان روی سطح تیتان

منابع:

http://www.universetoday.com

http://www.astronomy.com

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 21 دی1386 ساعت |

تاتل مهمان جديد آسمان

دنباله‌دار تاتل در شب‌هاي دي پس از 13 سال به اوج روشنايي مي‌رسد و همراه دنبا‌له‌دار هولمز جلوه‌هاي آسمان زمستان 1386 را دو چندان مي‌کند.

اين شب ها دنباله‌دار هولمز کماکان جذاب ترين دنباله‌دار آسمان و يکي از بهترين اجرام غير ستاره‌اي براي رصد است. اما اکنون دنباله‌دار جديدي نيز به جمع جاذبه‌هاي آسمان زمستان 86 پيوسته است. ?P-Tuttle دومين دنباله دار شكوهمند آسمان اين شب‌هاست.

دنباله دارها حتما نبايد دنباله ي مرئي داشته باشند! همانطور که در اين تصاوير مي بينيد، تشخيص دنباله ي اين دو دنباله دار مشکل است.

دنباله‌دار تاتل را پي ير مشن، همکار شارل مسيه، در سال ???? ميلادي كشف کرد. اما به علت رصد هاي ناقص و شتابزده اطلاعات چنداني از آن تهيه نشد و اين سبب شد مدتي نسبتا طولاني در آسمان گم شود. تا اينكه در سال 1858 دوباره توسط هوريس تاتل كشف شد و برسي جدي‌تر آن آغاز شد. اين دنباله‌دار با دوره تناوب 13.6 ساله گذرهاي قبلي از کنار خورشيد را در سال هاي 1967، 1980 و 1994به نمايش گذاشته است و اينك گذر سال 2008 را پيش رو داريم.

هولمز و تاتل

مقايسه اندازه و روشنايي دنباله‌دار هولمز و تاتل در اين شب‌ها.

 تاتل در يازدهم دي 1386 به كمترين فاصله خود از زمين رسيد که حدود 0.25 واحد نجومي است (واحد نجومي فاصله ميانگين زمين از خورشيد است) و در روز ششم بهمن به حضيض خورشيدي در فاصله 1.03 واحد نجومي ازخورشيد مي رسد. در پايان هفته اول آذر که رصدهاي جدي آن آغاز شد تقريبا از قدر 9.5 در صورت فلكي قيفاووس مي‌درخشيد و  پس از يك ماه در اوايل دي حدود  2 قدر پرنورتر شده است و تا شب هاي گذر از نزديکترين فاصله از زمين ممکن است به قدر 6 يا 5 برسد و به خوبي با دوربينهاي دوچشمي کوچک نيز قابل مشاهده باشد.

تاتل

سرعت حركت دنباله دار در فضا كه تا چندي پيش بسيار كم بود اكنون بيشتر شده است به گونه اي كه پيش بيني مي شود در نقطه حضيض با سرعت ظاهري حدود چهار درجه در هر روز حركت کند.

 

مسير

ادامه مسير تاتل در شب‌هاي اواخر دي و بهمن به سوي جنوب (تقويم ميلادي)

بر خلاف چند دنباله دار زيباي قبلي كه فقط ساكنان نيمكره جنوبي آنها را به خوبي در اوج روشنايي ديدند، هولمز و اين دنباله دار اين گونه نيستند. اين دنباله دار مطابق پيش‌بيني‌ها تا قدر5.3  ممكن است پرنور شود. هم اكنون با قطر زاويه اي حدود 5 تا 6 دقيقه قوس با دوربين دوچشمي نيز قابل رويت است. رصدگراني كه اين دنباله دار را طي هفته هاي پيش ديده اند گزارش كرده اند كه به کهکشان M74  از فهرست مسيه شباهت ظاهري داشته است و جالب اينکه تاتل در سيزدهم دي در دو درجه اي M74 در حوت قرار خواهد داشت.

با هر ابزار رصدي که داريد به شکار اين دنباله دار برويد. فراموش نکيند تنها نكته قطعي درباره اين اجرام غير قطعي بودن پيش بيني هاي آنهاست! به همين سبب لازم است كه مرتب جوياي اخبارش باشيد. زمان اوج درخشش اين دنباله دار را دهه ي نيمه دي پيش بيني مي‌كنند و جالب است كه اين با آغاز سال جديد ميلادي همزمان است و اميداوريم اين نويد دهنده شبهايي با دنباله دارهاي زيبا در سال 2008 باشد.

ام33

دنباله دار

منبع خبر : http://www.nojum.ir/

 

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 21 دی1386 ساعت |

شاید خیلی از ایرانی ها اسم ستاره سهیل را زیاد شنیده باشیم اما تعداد کمی از ما تا کنون این ستاره را د

شاید خیلی از ایرانی ها اسم ستاره سهیل را زیاد شنیده باشیم اما تعداد کمی از ما تا کنون این ستاره را در آسمان دیده ایم  که به دلیل ارتفاع کم این ستاره پر نور و زیبا در عرض های شمالی است ، شاید این روزها با نزدیک شدن به شب یلدا بلند ترین ترین شب سال و همچنین اوج گرفتن این ستاره ، فرصت خوبی برای دیدن دومین ستاره پر نور آسمان در کنار شباهنگ پر نور ترین ستاره آسمان باشد

در عکس ستاره سهیل در پایین سمت راست تصویر و در نور شهر کرمان کاملا مشخص است ، برای پیدا کردن آن می توانید از صورت فلکی زیبای سگ بزرگ نیز کمک بگیرید که ستاره شباهنگ در بالا سمت چپ آن راهنمای خوبی برای یافتن این صورت فلکی در آسمان است

البته هرچه عرض جغرافیایی محل سکونت شما بیشتر باشد کار سخت تری را برای دیدن این ستاره پر شکوه و کم پیدا آسمان شب  خواهید داشت

عکس از سعید بهرامی نژاد - کرمان ، هوتک
 
منبع : سایت آسمان پارس

|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در چهارشنبه 28 آذر1386 ساعت |